شفقنا افغانستان-همیشه از برنامه همبستگی ملی (National Solidarity Program)، به عنوان یکی از برنامه های موفق وزارت احیا و انکشاف دهات نام برده می شود. کسانی چون اشرف غنی احمدزی را از مبتکرین این پروگرام می¬دانند و کسانی چون حنیف اتمر به یمن چنین پروگرام¬هایی و در کل بودجه وسیع وزارت احیا و انکشاف دهات مورد توجه و گاهی ستایش بوده اند. اما به راستی ماهیت این برنامه ها حکایت از توانمندی چنین کسانی در صورت درست بودن ادعایشان دارد؟ آیا می توان برنامه همبستگی ملی را یک موفقیت برای افغانستان و یک خوشنامی برای کسانی چون اشرف غنی احمدی زی و یا حنیف اتمر دانست؟
الف) با توجه به ماهیت برنامه همبستگی ملی و بسیاری دیگر از برنامه های وزارت احیا و انکشاف دهات که رویکردی از پایین به بالا (Bottom-up Approach) دارند، می توان گفت سال هاست که این برنامه ها در سطح بین المللی، در کشورهای جهان سوم و بخصوص کشورهای کمتر توسعه یافته تطبیق و اجرا می شود. بنابراین نمی توان آن را یک ابتکار افغانی و از طرف افغان ها دانست. و افتخار این برنامه ها به جیب هیچ افغانی نمی رود.
ب) کابل ویران شهری که در سال 2001 کمتر از یک میلیون جمعیت داشت، اکنون به نظر میرسد که تا 5 میلیون جمعیت دارد، و گفته می شود که یکی از سریعترین روندهای شهرنشینی در جهان را تجربه می¬کند. حال آنکه سایر شهرهای بزرگ افغانستان نیز مسیر مشابه ای را طی می کنند و با مشکلات مشابه ای نیز دست در گریبان هستند. بنابراین اگر به کابل به عنوان شهری که بیشتر از تمام شهرهای افغانستان از نابسامانی ها رنج برده، به عنوان نمونه نگاهی بیندازیم، شاید بتوانیم دورنمایی از وضعیت شهرنشینی ترسیم کنیم.
ماسترپلان فرسوده کابل متعلق به کمتر از نیم قرن پیش است که تنها مناطق مرکزی شهر فعلی را پوشش میدهد. به طور تقریبی میتوان گفت که تنها 20 درصد شهرکابل فعلی توسط این ماسترپلان فرسوده به رسمیت شناخته می¬شود. و با توجه به نگاه فرسوده، سنتی و دگم اکثر متولیان امور، 80 درصد مردم براساس این ماستر پلان در مناطق غیرپلانی (گاهی از عباراتی مانند غیرقانونی، خودسر، زورآباد نیز استفاده می شود.) زندگی می کنند. هرچند گفته می شود که برنامه ای برای رسمی ساختن سایر مناطق شهری کابل که تقریبا 80 هستند، روی دست گرفته شده است، ولی تا جایی که من اطلاع دارم هنوز به صورت رسمی اعلام نشده است. بنابراین اوضاع شهر کابل و به ویژه وضعیت محیط زیست آن هر روز بدتر از دیروز است.
ولی سوال اساسی اینجاست که چرا بعد از گذشت سیزده سال و سیل کمک های جامعه جهانی آنطور که باید کابل و سایر شهرها نتوانستند، برنامه-های مناسب شهرسازی را اجرا کنند؟ و یا دست کم برنامه های نسبتا موفق مانند برنامه همبستگی ملی (NSP) در شهرها اجرا نشد؟ و یا چرا هیچ وقت وزارت امور شهرسازی مانند وزارت احیا و انکشاف دهات مورد توجه دولت افغانستان و سازمان های بین المللی قرار نگرفت؟
( در سال های اخیر بودجه وزارت احیا و انکشاف دهات معمولا در حدود بیست برابر بودجه وزارت امور شهرسازی بوده است و فکر میکنم در دوازده سال اخیر نیز وضعیت مشابه ای داشته است.)
تصور میکنم که سعی دولتمردان و برنامه ریزان افغان از یک سو و سازمان های بین المللی از سوی دیگر برای انجام کارهای سطحی و ساده، از دلایل اصلی اوضاع نابسامان شهری افغانستان است. با توجه به ساختار بسیار پیچیده شهری در کشور، ورود بی وقفه مهاجرین از خارج و وجود بیجا شده گان داخلی، ساخت و ساز سریع و بی برنامه، عدم توانایی دولتمردان تاریخ گذشته افغان و ساختار بسته ذهنی آنها که شهر را در قالب ماسترپلان ها و شهرهای چند صدسال پیش اروپایی می دیدند و یا تصفیه فاضلاب را تنها به شکل سیستم های گران قیمت متمرکز همراه با شبکه جمع آوری وسیع تصور می کردند، فضای شهری کابل بسیار مغلق و پیچیده شد.
در چنین وضعیتی متخصصین افغان مانند اشرف غنی احمدزی، اتمر و …به دنبال برنامه هایی مانند همبستگی ملی بودند که در فضاهای ساده مانند دهات قابل اجرا باشد و تطبیق چنین برنامه هایی را به سیاستمداران نیز مشوره می دادند. سازمان های بین المللی هم که بیشتر به دنبال ایجاد تاثیرات فوری و نمایشی بزرگ بودند، دست به تطبیق این گونه برنامه های ساده و آسان زدند. بنابراین شهرهای افغانستان هر روز مشکلات پیچیده تری را تجربه کرد، و فضای شهری تبدیل به کلاف سردرگمی شد که کم کم برای متولیان امر و متخصصین نیز غریب و غیر قابل دسترس می نمود.
در پایان می شود گفت که برنامه هایی مانند همبستگی ملی و یا موفقیت وزارت خانه هایی مانند احیا و انکشاف دهات در یک سطح کلان، نه یک موفقیت که نشاندهنده تنبلی و ساده پسندی ماست. چرا که به امید انجام کارهای ساده تر و ترس از درگیر شدن با مسایل پیچیده، فرصت و زمان تعامل با مشکلات کلانتر ملی را از دست داده ایم. حال که فرصت اندک است، پول کم و مشکل بزرگ، باید به سراغ پیچیده ترین سوال ها برویم!
توجه: گزارش URD که در همین مورد تهیه شده است، میتواند برای دوستان جالب باشد.
http://www.urd.org/Kabul-Port-au-Prince-reflections?artpage=3-5
نویسنده : دکتر حسین اعتمادی
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
