شفقناافغانستان- آیت الله محقق کابلی با مرجعیت خود خود باوری و اعتماد به نفس را به جامعه مظلوم و درد کشیده تشیع در افغانستان القا کرد.
به گزارش خبرگزاری شفقناافغانستان؛ مرجعیت دینی در تشیع یکی از ارکان مهم پس از غیبت امام زمان(عج) محسوب می شود که تشیع افغانستان همواره به این مهم اهیمت داده و از مراجع عظام تقلید شیعی تبعیت می کنند.
آیت الله محقق کابلی از علمای نامدار کشورمان که پس از سالها علم آموزی در حوزه های علمیه افغانستان، عراق و ایران و تدریس دروس اسلامی مسئولیت خطیر مرجعیت را به عهده گرفت و گامی بزرگ در این راستا برای تشیع افغانستان برداشت. به مناسبت اولین سالگرد ارتحال این عالم ربانی، حجت الاسلام و المسلمین ابراهیم حکمتی دانشجوی دکترای اندیشه معاصر اندیشمندان مسلمان در گفت و گو با شفقناافغانستان در ارتباط با مرجعیت وی چنین بیان کرد:
فقاهت حصن اسلام
امام کاظم (ع): لِأَنَّ الْمُؤْمِنِینَ الْفُقَهَاءَ حُصُونُ الْإِسْلَامِ کَحِصْنِ سُورِ الْمَدِینَةِ لَهَا؛ امام کاظم (ع) فرمود فقهای با ایمان نگهدارنده اسلام است مانند دیوار شهر که نگهدارنده شهر است.
( کلینی، الکافی)
حصن حصین در تشیع امامت است، امامت از نگاه تشیع در تداوم نبوت است که می تواند اسلام را از تحریف، بدعت و کجی باز نگهدارد.
در زمان غیبت امام معصوم و پنهان بودن حجت خدا از منظرها و دیده ها وظیفه حفظ اسلام از هر بدی و نارسایی به عهده فقهای امت است، فقهائی که فقاهت را با زیور پارسایی، ایمان عمیق به ارزشها و تعهد نسبت به خلق عظیم و ایتام آل محمد مزین کرده اند.
فقهای پارسا و خدا ترس در طول تاریخ با توده ها بوده اند و در رخدادهای تلخ و شیرین با مردم و در کنار بوده اند و همیشه یک اتکای بزرک در حوادث سخت برای ناس و توده ها بوده اند.
تشیع در کنار دیگر مذاهب اسلامی به عنوان یک مسیر مترقی، پیشرو، پویا و پاسخگو توانسته است فقهای بزرک و مجاهدی تربیت کند که منشا خدمات فراوان سیاسی، اجتماعی و علمی باشند.
یکی از فقهای که در دامن این مکتب رشد کرد و منشا خدمات فراوان برای جامعه مظلوم و ستمدیده تشیع افغانستان گردید مرجع فقید حضرت آیت الله العظمی محقق کابلی (ره) است. تشیع در افغانستان با اینکه سابقه بیش از هزار سال دارد، ولی به دلایلی از ذهنها فراموش شده بود نتوانست آن پیوستگی و انسجام لازم را با دیگر همباورانش درست حفظ کند و ارتباط مناسب بر قرار کند، از سوی دیگر حاکمان ستمگر نیز در انزوا، قتل و کشتار این جماعت چیزی کم نگذاشتند که از دوره عبد الرحمن می توان به عنوان یک نمونه آشکار نام برد.
به همین دلیل تشیع در افغانستان در حوزه های مختلف به خصوص در حوزه فقاهت و مرجعیت نتوانست اتکای به خود کند، ولی با انقلاب اسلامی و جهاد و پیروزی مجاهدین افغانستان علیه شوروی و شکل گیری مقاومت غرب کابل زمینه های سیاسی و اجتماعی مرجعیت در افغانستان فراهم شد. حزب وحدت به عنوان حزب پر قدرت و سخن گوی مردم تشیع در معادلات سیاسی و اجتماعی افغانستان و جهان به رهبری شهید حجت الاسلام و المسلمین استاد عبدالعلی مزاری طرح مرجعیت را مطرح کرد.
در آن زمان هیچ گزینه ای مناسب تر از مرجع فقید حضرت آیت الله العظمی محقق کابلی نبود. چون مرجع فقید به اعتراف و شهادت علمای بزرگ افغانستان و تقریض استادش حضرت آیت الله العظمی خویی دارای شرایط صدور فتوا و تصاحب مقام منبع و بلند مرجعیت بود. با اصرار علمای بزرگ و استادان حوزه افغانستانی و به خصوص شهید مزاری این مسولیت خطیر بدوش مرجع فقید قرار گرفت.
اما حقا که این مرد بزرگ و فقیه پارسا و عالم ربانی در طول دوره مرجعیت پر برکتش از شأن این مقام به خوبی صیانت کرد و توانست در کنار دیگر مراجع معظم تقلید در گسترش و تعمیق باورهای دینی و ارزشهای الهی در افغانستان نقش بزرگ و قابل ستایش داشته باشد.
آیت الله العظمی محقق رحمه الله علیه منشا خدمات فراوان برای مردم تشیع افغانستان بود، در برخی از زمانها فتنه های برخواسته بود تا جامعه تشیع افغانستان را با عناوین مختلف چند پارچه و متفرق کند، ولی فقیه صمدانی با پیامها و نصیحتهای پدرانه توانست جلو آن فتنه ها را بگیرد.
مرجعیت عام و محبوبیت فراوان آن فقید سفر کرده در افغانستان موجب نشد که او دچار تکبر و تبختر شود او تا آخر عمر در مسیر درست ولایت و رهبری امت اسلامی گامهای بلندی برداشت و خدمات فراوانی انجام داد خداوند آن فقیه پارسا را رحمت کند و با اولیای الهی محشور فرماید بر همه ما به خصوص به خلف صالح و شاگرد بر جسته و فقیه پارسای او، حضرت آیت الله العظمی شیخ محمد باقر فاضلی توفیق دهد که در مسیر مرجعیت و فقاهت و ولایت گامهای بلندی بر داریم.
