شفقناافغانستان-«مقاله نوشتهی نسبتا کوتاهی است که دربارهی موضوعی خاص نوشته شود و اندیشهای را ترویج کند یا به مسالهای پاسخ بدهد.» نوشتن مقاله در مناسبات علمی، فرهنگی و رسانهای جهان معاصر بسیار اهمیت دارد. مهمترین قالب برای ارایه ایدهها و یافتههای علمی است. پژوهشگران هر رشتهی علمی تازهترین دیدگاهها و یافتههای علمی خود نخست به صورت مقاله در مجلههای علمی ارایه میکنند.
میزان علمی مقالات نشرشده در مجلات علمی معتبر هر کشور یکی از مهمترین شاخصهای ارزیابی میزان تولید علمی آن کشور و تعیین جایگاه علمی آن در جهان به شمار میرود. همچنین مقاله یکی از شاخصهای مهم ارزیابی فعالیتهای علمی دانشگاهیان و استادان است، در ارتقای مرتبهی علمی اعضای هیات علمی و همچنین در شناسایی دانشجویانیکه دارای استعدادهای درخشان استند، نقش موثری دارد.
دانشجویان در جریان تحصیل نیز نیاز به مقاله نویسی دارند. زیرا استادان برای آنها پروژههای کاری میدهند که کارهای آنها را باید به صورت مقاله ارایه کنند. بنابراین یادگیری مقالهنویسی و شناخت انواع مقاله به دانشجویان کمک میکند تا پروژههای کاری خود را به صورت مقاله درآورند. در ضمن، مقالهنویسی فرصت و تمرینی برای پایاننامهنویسی و کتاب نوشتن است.
اگر مقاله را گونه یا نوعی از نوشتار درنظر بگیریم، میتوانیم بگوییم که مقاله، نوع مسلط و غالب نوشتار چه در عرصهی نوشتار علمی-تحقیقاتی و چه در عرصهی نوشتار مطبوعاتی و رسانهای است. از قرن هجده به بعد مقاله، نوع غالب نوشتارهای علمی-پژوهشی و مطبوعاتی است.
در جهان معاصر بهخصوص در عرصهی علم و در عرصهی توسعه علم و ارایهی تحقیقات، مقالههای علمی آنقدر اهمیت دارد، اگر زیادهروی نکرده باشم میتوانم بگوییم که کتاب آنقدر اهیمت ندارد. در این شکی وجود ندارد که چرخاندن مطبوعات و رسانهها بی مقاله ممکن نیست. روزنامهها، مجلهها، برنامههای تلویزیونی، مجلسهای علمی و ادبی و… همه با مقاله صورت اجرایی پیدا میکنند.
مقالهنویسی در روزگار معاصر از نیازهای علمی، اجتماعی، ادبی، هنری و حتا میتوان گفت از نیازهای تمدنی بشر است. مقاله و مقالهنویسی از نخستین و مهمترین شیوهی پژوهشهای علمی و ترویج و توسعهی علم است. کشورهاییکه از لحاظ علمی توسعه یافته است، در این کشورها تعداد مجلههای علمی و تخصصی، مجلههای فرهنگی و هفتهنامه و روزنامهها بیشتر است. در روز، هفته و ماه مقالههای بسیار نوشته و نشر میشوند که در نهایت ایده و موضوع همین مقالهها را نویسندههای مقالهها گسترش میدهند، به کتاب تبدیل میکنند یا اینکه مقالههایی با موضوعهای مرتبط بههم بهصورت کتاب چاپ و نشر میشوند.
خلاصه اینکه میتوان گفت مقالهنویسی از ویژگیهای جهان معاصر و کشورها و جامعههای توسعهیافته، متمدن و پیشرفته است. مقاله از نیازهای مهم علمی، فرهنگی، اجتماعی و… مدنیت و تمدن است. از اینرو میتوان توسعه و پیشرفت یک جامعه و یک کشور را بنابه حجم و چگونگی مقالهنویسی و نشر مقاله، انواع مجله و روزنامههای همان جامعه و کشور، سنجید.
مقاله با ساختار و محتوایی کنونی از گونههای مدرن و معاصر نوشتار استکه پس از ایجاد صنعت چاپ و رواج مطبوعات به وجود آمد؛ پیش از آن نه تنها در افغانستان بلکه در جهان چنین نوشتاری با چنین محتوا و ساختار وجود نداشته است. مقالهنویسی با ساختار و محتواهای فعلی پس از قرن هجده کم کم رواج پیدا میکند و در موضوعهای متفاوت: تاریخ، اجتماع، فلسفه، ادبیات، زیباییشناسی و… نوشته میشود. اما چگونگی نگارش مقاله از قرن هجده تا قرن نوزده بیشتر جنبهی غیر رسمی و خودمانی داشته است. مقالههای علمی از قرن بیست به بعد با روی کار آمدن مجله و نشریههای تخصصی، ساختار رسمی و نسبتا مشخص پیدا کرده است.
در افغانستان نیز پس از وارد شدن ماشین و صنعت چاپ (صد سال پیش) و رواج جریده و نشریه، مقالهنویسی آغاز شد. از آن روزگار تا اکنون مقالهنویسی ادامه داشته است، اما بنا به تغییرات ناگوار شرایط سیاسی که به صورت عموم زیرساختها و ساختارهای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و… در این کشور اساس نیافتند و به صورت جدی و اساسی آن مدرن و معاصر نشدند؛ مقالهنویسی نیز آنچنان که باید از نظر تنوع محتوایی و از نظر ساختار علمی مدرن میشد، نشده است. مقالهنویسی در افغانستان به صورت سنتی و بیشتر به شکل غیر رسمی و خودمانی باقی مانده، وارد محتواهای جدی فکری و ساختار رسمی نشده است.
از آفت و تباهی یک امر یا پدیده، هنگامی میتوان سخن گفت که در روزگاری آن پدیده به صورت جدی و فعال وجود داشته و از رونق خوبی برخوردار بوده استکه بعدا دچار بحران شده است. آیا در افغانستان مقالهنویسی علمی به صورت جدی رواج داشته که اکنون دچار بحران و آفت شده است؟ اگر از چشمانداز مقالهنویسی علمی به مقاله و مقالهنویسی در افغانستان نگاه کنیم؛ طوری که امور مدرن فرهنگی، سیاسی و… در افغانستان رواج تقلیدی داشته، مقاله و مقالهنویسی نیز رواج تقلیدی داشته است. اگر بخواهیم به اینکه چرا مقالهنویسی در افغانستان به صورت جدی و رسمی نهادینه نمیشود بپردازیم؛ میتوان این موارد را از آسیبهای علم و رسمیت نیافتن مقاله در کشور دانست:
۱- دانش عقلی و فلسفی مدرن آنچنانکه در اروپا و کشورهای توسعهیافته، حتا در کشورهای همسایه شکل گرفته و نهادینه شده در افغانستان به صورت روشمند نهادینه نشده است. این نهادینه نشدن دانش عقلی و فلسفی مدرن سبب میشود که ما نتوانیم وارد مفاهیم جدی و معاصر در عرصهی علوم بشری شویم و با نوشتن مقاله به این مفاهیم بپردازیم.
۲- دکارت گفته بود: «روش، راهی استکه به منظور دستیابی به حقیقت در علوم باید پیمود». در جهان معاصر هر کاری با روش اجرایی میشود، یعنی بیشناخت و یادگیری روش ممکن نیست کاری را به خوبی انجام داد یا دانشی را به صورت درست آن یاد گرفت. در گذشته به تحقیق علوم از نظر تفاوت موضوع و محتوا پرداخته میشد اما اکنون بنابه تفاوت روش به پژوهش علوم پرداخته میشود. علوم از نظر موضوع و محتوا نه بلکه از نظر روش دستهبندی میشود.
مقاله و مقالهنویسی نیز روش دارد. تفاوت انواع مقاله جدا از موضوعهای مورد بحث مقالهها بنابه تفاوت روش نوشتن آنها در نظر گرفته میشود. اگر بخواهیم یک مقالهی خبری، معرفی کتاب یا علمی-پژوهشی بنویسیم، نوشتن هر کدام روش و شکل رسمی مخصوص به خود را دارد که باید رعایت شود. با رعایت روش در نوشتن میتوان تفکیک کرد که مقاله خبری، معرفی کتاب یا علمی-پژوهشی است.
طوریکه فهم علوم و دانشهای معاصر در این کشور نهادینه نشده است، روشهای معاصر و یادگیری روشهای معاصر نیز نهادینه نشدهاند. بنابراین ما درکل روش تحقیق و روش مقالهنویسی را یاد نداریم. یادگیری این روشها در هر علمی نیاز به آموزش دارد که باید به صورت جدی روشهای تحقیق در دانشگاهها تدریس شوند.
۳- سهل انگاری، تنبلی، آسانگیری، مصلحتگرایی و برخورد سوء استفادهگرایانه از موقعیت علمی با تحقیق، روش تحقیق و مقالهنویسی از عوامل استند که در دانشگاه ها و در نهادهای تحقیقاتی از جمله اکادمی علوم افغانستان صورت میگیرد.
۴- مجلهها و نشریههایی بنام مجلههای علمی و تخصصی در دانشگاهها و نهادهای تحقیقاتی فعالیت میکنند اما بنابه مصلحتهای فسادآمیز و… یا بنابه کمدانشی اعضای هیات علمی این مجلهها، معیار و روشی علمی و رسمی مقالهنویسی در این مجلهها رعایت نمیشود یا شناخته شده نیست. بنابراین میتوان گفت در افغانستان نهادهای واقعی اکادمیک، علمی و پژوهشی نداریم که مجلهها یا ژورنالهای علمی و پژوهشی واقعی داشته باشیم.
۵- درکل وضعیت دانش، روش علمی تدریس و تحقیق و مقالهنویسی در افغانستان اندهبار است؛ زیرا هیچ مرجعی خود را نسبت به وضعیت علم و روش تدریس علم و تحقیق مسوول نمیداند، نه معاونتهای علمی دانشگاهها، نه اعضای هیات علمی مجلههای (علمی و تخصصی؟)، نه اکادمی علوم افغانستان، نه نهادهای تحقیقاتی، نه وزارت تحصیلات عالی، نه وزارت اطلاعات و فرهنگ و نه وزارت معارف. شورای وزیران و ریاست جمهوری نیز خود را مسوول نمیدانند تا مراجعی را که مدیریت دانش و تحقیق را به عهده دارند، مورد بررسی قرار دهند.
بنابراین نیاز استکه فهم دانش و علوم مدرن شود؛ آموزش روش تدریس و روش تحقیق جدی گرفته شود و در دورهی مکتب و تحصیلات به صورت جدی و روشمند آموزش داده شود؛ مصلحتگرایی در علم و روش تحقیق از بین برود؛ و معیارهای روش علمی در تحقیق و در مقالهنویسی در مجلهها درنظر گرفته شود.
