شفقناافغانستان- اعتراض خانم بلقیس روشن، نماینده پیشین شورای ملی، در صحن لوی جرگه مشورتی و پس از آن رفتار خشونت آمیز بانوی دیگر با وی موجی از اعتراض ها را در پی داشت.
احمد زکی حسینی در یادداشتی که در اختیار شفقنا قرار داده است به بررسی این رویداد از منظر دیگر پرداخته که مشروح آن به شرح زیر می باشد:
خشونت زن علیه زن
و تکریم اسلام از بانوان
دواندن و به زمین زدن بلقیس روشن در لویه جرگه اخیر توسط یک خانم نشان میدهد که چه بسا خشونت زنان علیه زنان برابر و یا نزدیک به خشونت مردان علیه زنان باشد. خشونت های سهمگین، ننگین و خونین خانوادگی زنان علیه زنان شاهد این ادعاست. اصولا نگاه جنسیت زده، نگرش ناقص و در بسا موارد فاسد است. چنانچه ملکه کاترینای سویدنی گفته بود: «من به مردان بیشتر از زنان علاقمندم ولی نه به خاطر اینکه مرد اند بلکه به این علت که زن نیستند». به نظر میرسد که ملکه، خاطره تلخ از یک یا چند زن را به همه زنان تعمیم داده بود.
خصومت های شدید دو خانم سیاستمدار فعلی بنگلادیش (شیخ حسینه و خالده ضیا) که یکی صدراعظم و دیگری رهبر جناح مخالف و بلعکس بوده اند مثال دیگر از خشونت زنان علیه زنان است.
خانم روشن (چنانچه که در یوتوپ است) به هیچ وجه نباید با زور به زمین کوبیده میشد آنهم توسط خانم مسوول نظم محفل.
نفس این «دواندن و انداختن»نشان میدهد که تا چه حد خشونت و تندی در فرهنگ جامعه ما ریشه دار بوده و چقدر نیازمندیم که از آموزه های دینی و مدنی الهام بگیریم..
به قول دانشمند نکته سنج کشور داکتر غلام سخی اشرف زی «تأسف من از این است که هیچ زن به دفاع از بلقیس روشن برنخاست بلکه یک مرد بلند شد و مانع ضرب و شتم بلقیس روشن گردید».
در یک تحلیل و تقسیم بندی روانشناسانه دیگر رسول گرامی اسلام سخنی میفرمایند که به مثابه آبیست بالای تمامی شعله های تبلیغاتی مرتبط با زن در اسلام:
«مرد کریم مغلوب همسرش میشود و مرد لییم (پست) مسلط بر همسرش میشود و من ترجیح میدهم که کریم مغلوب باشم».
البته که تحمل این مغلوبیت از موضع قدرت است و نه ضعف. همچنانکه انعطاف از قدرت است و نه ضعف.
ما مسلمانیم ولی سبک زندگی و تعاملات سیاسی ما با پیشوایان ما از زمین تا آسمان فاصله دارند.
بلقیس روشن، سیلی غفاری و ملالی جویا خانمهای تندروی میباشند. از سوی دیگر این تندی وقتی مذموم و محکوم است که جنبه کلی و عمومی داشته و اصل «تفکیک و نسبیت» در تقبیح مخالفین را در نظر نداشته باشند. به عبارت دیگر نه کل مجاهدین خوب اند و نه همه شان بد. این «تمییز و تفریق» را حتی در مورد طالبان و خلقیها نیز لازم است تسری دهیم. شعار بلقیس روشن مبنی بر «باج دهی به طالبان وحشی خیانت ملی است» بر گرفته از قاعده تغلیب میباشد. بدین معنی که چون اغلب و اکثری طالبان «وحشی» میباشند بنابرین همچون جمله در مورد شان بکار رفته است.
استثنای این جمله در خودش بوده و نباید بدترین معنای کلام را متصور شد.
یکی از مصیبت های افغانستان این است که نیروهای تحصیلکرده و متجدد در برابر افراد و حلقه های ارتجاعی و عقبگرا، در بسا موارد ساکت و سازشکار میباشند چنانچه اصیلا وردک در گفتگوی اختصاصی با بی بی سی بازهم در مورد آشفتگی در لوی جرگه گفت: «یک نفر به نام مولوی ایقاظ، نماینده قندهار سر استیژ آمد و به گوشم گفت که من نماینده طالبان قندهار استم. حرف های بسیار رکیک و زشت زد که من نمیتوانم آن را به زبان بیاورم. او گفت هر کسی که از بلقیس روشن حمایت میکند فاسد و فاحشه است. همه تماشاچی بودند. هیچ کسی، از هیأت مذاکره کننده گرفته تا هیأت اداری جرگه، گروه های امنیتی و محافظان نمایندگان، مانع آقای ایقاظ نشدند. به جز یکی دو نفر از حکومت هیچکس از من دلجویی نکرد. و او توانست با استفاده از این پلتفرم به تمام زنان افغانستان توهین کند».
خانم منیژه رامزی استاد دانشگاه در ارتباط با هتاکی فوق گفت: «حکومت افغانستان باید با این مرد جدی برخورد کند.
قرآن عظیم الشأن کسانی را که به زنان پاکدامن و با ایمان تهمت و افترا میزنند، نکوهش شدید می کند و از رحمت الهی محروم میسازد.
من از نهادهای مدافع زنان جدا میخواهم که از این موضوع سطحی نگذارند و آن را به شکل درست پیگیری کنند. این مرد باید از تمام زنان افغانستان عذر خواهی کند».
طالب جوان انتحاری عاری از دانش ودین، هرچند راه گم است ولی به زعم خودش برای یک آرمان میجنگد. بدتر از این انتحاری؛ مولوی های تقلبی و استخباراتی، سازماندهان سیکولر آی اس آی، سعودی، اماراتی و امریکایی شان است که فقط به خاطر منافع اقتصادی، تجارت تسلیحاتی و رقابت های سیاسی این جوانان از خدا بی خبر را استعمال میکنند. این مولوی های ماشینی چرا خود در عملیات های انتحاری بوصال حور نمیخواهند نایل شوند؟!
اگر امثال بلقیس روشن با کلمات تند بخش از گروهای جهادی را محکوم میکنند نباید مجاهدین اصیل، آنرا شخصی و عمومی تلقی نموده و حالت دفاعی بگیرند.
بنابه یک اصل حقوقی «تا وقتی مستقیما مورد اتهام قرار نگرفته ایی از خود دفاع نکن». بلکه در بسیاری موارد حتی دشنام و سرزنش مستقیم را نیز باید نادیده گرفت و اغماض نمود. به خصوص که این نهیب ها نتیجه طبیعی خطایای اند که توسط آقایان و یا منسوبین یا مرتبطین شان صورت گرفته و همچون قیر دوباره بالای شان پاشیده میشود. اینگونه فجایع و سکوت در برابری آن، متأسفانه خوب و خراب را قیرگون میسازد. شاید هم یک علت آن این است که خوبان چرا بیشتر از بدان متحرک و خطر پذیر نبودند.
بنده با بخش از موضعگیریهای بلقیس روشن، سیلی غفاری و ملالی جویا مخالفم ولی از جرأت، خطر پذیری و عدم کرنش شان در برابری صاحبان زر و زور تمجید میکنم.
این خواهران دردمند اگر همچون شاه گل رضایی، ناهید فرید و… از آموزه های پاک و تابناک اسلام آگاهی بیشتر میداشتند مصؤنیت و مؤثریت شان به مراتب بیشتر میبود.
امیدواریم زنان جامعه ما با الهام از زنان چون ملکه گوهر شاد هرات کارنامه های علمی، ادبی، مدنی و هنری ارایه داده و با خدمات و نیکوکاری های شان شان مستحق دریافت «جایزه جهانی گوهر شاد» گردند. بانوی اهل دین و دانش که قربانی خشونت مردان شده و در سنگ مرقداش نوشته اند:
«بلقیس زمانه اش بود».
بلقیسی که به تصریح قرآن کریم خردمند تر از مشاورین مرداش بود.
«بر سریر قرب یزدان جای وی!»

احمد زکی حسينى
