خبرگزاری شیعیان افغانستان(شفقنا افغانستان)
حجت الاسلام والمسلمین موسی امینی، محقق و پژوهشگر حوزوی در گفتگو با شفقنا ضمن عرض تسلیت فرا رسیدن 28صفر، سالروز رحلت حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی(ص) و شهادت دومین اختر تابناک امامت و ولایت حضرت امام حسن مجتبی (ع) به عموم مسلمین جهان، به ذکر فرازهایی از زندگانی و شخصیت پیامبر اکرم(ص) پرداخت.
رنج های دوران کودکی پیامبر اسلام(ص) مقدمه ای بود برای لمس رنجهای بشریت در آینده
وی درباره دوران کودکی پیامبر گرامی اسلام گفت: حضرت محمد (ص) در روز 17 ربيع الاول سال عام الفیل مصادف با سال 570ميلادي در شهر مکه چشم به جهان گشود. پدرش عبد الله در بازگشت از شام در شهر يثرب ( مدينه ) چشم از جهان فروبست و به ديدار کودکش ( محمد ) نايل نشد و مادر ایشان آمنه دختر وهب بن عبد مناف بود. اين خواست خدا بود که اين کودک در آغاز زندگي از پدر و مادر جدا شود تا رنجهاي تلخ و جانکاه زندگي را در سرآغاز زندگاني بچشد و در بوته آزمايش قرار گيرد ، تا در آينده ، رنجهاي انسانيت را به واقع لمس کند و حال محرومان را نيک دريابد .
برابر رسم خانواده هاي بزرگ مکه ” آمنه ” پسر عزيزش ، محمد را به دايه اي به نام حليمه سپرد تا در بيابان گسترده و پاک و دور از آلودگيهاي شهر پرورش يابد . ” حليمه ” زن پاک سرشت مهربان به اين کودک نازنين که قدمش در آن قبيله مايه خير و برکت و افزوني شده بود ، دلبستگي زيادي پيدا کرده بود و لحظه اي از پرستاري او غفلت نمي کرد.
حضرت در شش سالگی مادر خویش را نیز از دست دادند و از آن زمان در دامان پدر بزرگش ” عبد المطلب ” پرورش يافت . عبد المطلب ” نسبت به نوه والاتبار و بزرگ منش خود که آثار بزرگي در پيشاني تابناکش ظاهر بود ، مهرباني عميقي نشان مي داد . دو سال بعد بر اثر درگذشت عبد المطلب ، ” محمد ” از سرپرستي پدر بزرگ نيز محروم شد به ناچار ” محمد ” در سن هشت سالگي به خانه عموي خويش ( ابو طالب ) رفت و تحت سرپرستي عمش قرار گرفت .
ابو طالب تا آخرين لحظه هاي عمرش ، يعني تا چهل و چند سال با نهايت لطف و مهرباني ، از برادرزاده عزيزش پرستاري و حمايت کرد . حتي در سخت ترين و ناگوارترين پيشامدها که همه اشراف قريش و گردنکشان سيه دل ، براي نابودي محمد ” دست در دست يکديگر نهاده بودند ، جان خود را براي حمايت برادر زاده اش سپر بلا کرد و از هيچ چيز نهراسيد و ملامت ملامتگران را ناشنيده گرفت .
حجت الاسلام امینی با اشاره به دوران نوجوانی و جوانی پیامبر اعظم (ص) افزود: آرامش و وقار و سيماي متفکر ” محمد ” از زمان نوجواني در بين همسن و سالهايش کاملا مشخص بود . به قدري ابو طالب او را دوست داشت که هميشه مي خواست با او باشد و دست نوازش بر سر و رويش کشد و نگذارد درد يتيمي او را آزار دهد .
دوران جوانی پیامبر اسلام(ص) جلوه ای از وقار،پاکی و شرافتمندی ایشان است
این عالم دینی به دوران نوجوانی و جوانی پیامبر اسلام اشاره کرده و گفت: محمد(ص) دوران نوجواني و جواني را گذراند . در اين دوران که براي افراد عادي ، سن ستيزه جويي و آلودگي به شهوت و هوسهاي زودگذر است ، براي محمد جوان ، سني بود همراه با پاکي ، راستي و درستي ، تفکر و وقار و شرافتمندي و جلال . در راستي و درستي و امانت بي مانند بود . صدق لهجه ، راستي کردار ، ملايمت و صبر و حوصله در تمام حرکاتش ظاهر و آشکار بود . از آلودگيهاي محيط آلوده مکه بر کنار ، دامنش از ناپاکي بت پرستي پاک و پاکيزه بود بحدي که موجب شگفتي همگان شده بود ، آن اندازه مورد اعتماد بود که به ” محمد امين ” مشهور گرديد . ” امين ” يعني درست کار و امانتدار .
وی درباره شجاعت بینظیر حضرت محمد(ص) گفت : در چهره محمد از همان آغاز نوجواني و جواني آثار وقار و قدرت و شجاعت و نيرومندي آشکار بود . در سن پانزده سالگی در يکی از جنگهای قريش با طايفه هوازن ” شرکت داشت و تيرها را از عموهايش بر طرف مي کرد . از اين جا مي توان به قدرت روحی و جسمی محمد پی برد . اين دلاوری بعدها در جنگهای اسلام با درخشندگی هر چه ببيشتر آشکار مي شود ، چنانکه علی ( ع ) که خود از شجاعان روزگار بود درباره محمد ( ص ) گفت : هر موقع کار در جبهه جنگ بر ما دشوار مي شد ، به رسول خدا پناه مي برديم و کسی از ما به دشمن از او نزديکتر نبود ” با اين حال از جنگ و جدالهای بيهوده و کودکانه پرهيز مي کرد.
حجت الاسلام امینی تصریح کرد: محيط زندگی محمد به فحشا و کارهای زشت و می خواری و جنگ و ستيز آلوده بود ، با اين همه آلودگی محيط ، محمد هرگز به هيچ گناه و ناپاکی آلوده نشد و دامنش از بت و بت پرستی همچنان پاک ماند . از شگفتيهای جهان بشريت است که با آنهمه بی عفتی و بودن زنان و مردان آلوده در آن ديار که حتی به کارهای زشت خود افتخار مي کردند و زنان بدکار بر بالای بام خانه خود بيرق نصب مي نمودند ، محمد ( ص ) آنچنان پاک و پاکيزه زيست که هيچکس – حتی دشمنان – نتوانستند کوچکترين خرده ای بر او بگيرند.
حضرت محمد(ص) آزار و اذیت های فراوانی را طی دوران رسالتشان متحمل شدند
محقق و پژوهشگر حوزوی با ذکر این مطلب که حضرت محمد(ص) در دوران رسالتشان آزار و اذیت های فراوانی را تحمل کردند ، گفت: مسلمانان و بيش از همه ، شخص پيامبر عاليقدر از بت پرستان آزار مي ديدند .
يکبار هنگامی که پيامبر ( ص ) در کعبه مشغول نماز خواندن بود و سرش را پايين انداخته بود ، ابو جهل – از دشمنان سرسخت اسلام – شکمبه شتری که قربانی کرده بودند روی گردن مبارک پيغمبر ( ص ) ريخت . چون پيامبر ، صبح زود ، برای نماز از منزل خارج مي شد ، مردم شاخه های خار را در راهش مي انداختند تا خارها در تاريکی در پاهای مقدسش فرو رود . گاهی مشرکان خاک و سنگ به طرف پيامبر پرتاب مي کردند . يک روز عده ای از اعيان قريش بر او حمله کردند و در اين ميان مردی به نام ” عقبه بن ابی معيط ” پارچه ای را به دور گردن پيغمبر ( ص ) انداخت و به سختی آن را کشيد به طوری که زندگی پيامبر ( ص ) در خطر افتاده بود . بارها اين آزارها تکرار شد .
هر چه اسلام بيشتر در بين مردم گسترش مي يافت بت پرستان نيز بر آزارها و توطئه چيني های خود مي افزودند اما حضرت محمد(ص) و مسلمانان پاک اعتقاد – با اين همه شکنجه ها – عاشقانه ، تا پای مرگ پيش رفتند و از ايمان به خدای يگانه دست نکشيدند .
عالم دینی افغانستان درباره استقامت بینظیر حضرت محمد(ص) در مواجهه با سختی ها گفت: با اين همه آزاری که پيامبر (ص ) از مردم مي ديد مانند کوه در برابر آنهاايستاده بود و همه جا و همه وقت و در هر مکانی که چند تن را دور يکديگر نشسته مي ديد، درباره خدا و احکام اسلام و قرآن سخن مي گفت و با آيات الهی دلها را نرم و به سوی اسلام متمايل مي ساخت.
نبی مکرم اسلام(ص) با همه مردم خوشرفتار و مهربان بودند
این عالم دینی محمد(ص) را شخصیتی رئوف و مهربان توصیف کرده و گفت: رفتار پیامبر اسلام(ص) با مردم، رفتاری خوش و نیکو بود. در جمع مردم، همیشه بشاش بود، تنها كه میشد، آن وقت غمها و حزنها و همومی كه داشت، آن جا ظاهر میشد. هموم و غمهای خودش را در چهرهی خودش جلوی مردم آشكار نمیكرد، بشاش بود. به همه سلام میكرد. اگر كسی او را آزرده میكرد، در چهرهی او آزردگی دیده میشد، اما زبان به شكوه باز نمیكرد. اجازه نمیداد در حضور او كسی دشنام بدهند و از كسی بدگویی كنند، خود او هم به هیچ كس دشنام نمیداد و از كسی بدگویی نمیكرد. كودكان را مورد ملاطفت قرار میداد، با زنان مهربانی میكرد، با ضعفا كمال خوشرفتاری را داشت، با اصحاب خود شوخی میكرد و با آنها مسابقهی اسب سواری میگذاشت.
عبادات ایشان نشان از خلوص بندگی و تقرب به درگاه الهی است
حجت الاسلام امینی در ادامه افزود: عبادت پیامبر(ص) آن چنان بود كه پاهای او از ایستادن در محراب عبادت ورم میكرد. بخش عمدهیی از شبها را به بیداری و عبادت و تضرع و گریه و استغفار و دعا میگذرانید. با خدای متعال راز و نیاز و استغفار میكرد. غیر از ماه رمضان، در ماه شعبان و ماه رجب و در بقیهی اوقات سال هم در آن هوای گرم یك روز در میان روزه میگرفت. و در پاسخ به کسانی که به ایشان می گفتند که این همه دعا و عبادت و استغفار چرا؟! میفرمود:”افلا اكون عبدا شكورا”، آیا بندهی سپاسگزار خدا نباشم كه این همه به من نعمت داده است؟!
و این نشان از خلوص بندگی و تقرب نبی مکرم اسلام (ص) به درگاه مقدسه الهی است.
انتهای پیام
