خبرگزاری شیعیان افغانستان (شفقنا افغانستان)
حجت الاسلام والمسلمین حکیمی محقق وپژوهشگر حوزوی در گفتگو با شفقنا ضمن عرض تسلیت فرا رسیدن سالروز رحلت پیامبر گرامی اسلام(ص) و شهادت امام حسن مجتبی(ع) به عموم مسلمانان جهان، صلح را از قدیمی ترین آرمان های بشری دانسته و گفت : مقتضاي فطرت و طبيعت انسان در مناسبات و روابطي كه در ميادين مختلف اجتماعي و سياسي با همنوعان خود پيدا ميكند با قطع نظر از علل و عوامل خارجي، حالت همزيستي و صلح ميباشد.
وی اسلام را دین صلح ، صفا و صمیمیت عنوان کرده و افزود : اسلام دین صلح ، سلم و صمیمیت است و این اصل از اصول ریشه دار و با اهمیت آموزه های اسلامی است و ادعاها و اتهامات غرب و مستشرقین درباره آیین خشونت و تزویر بودن اسلام ، بی اساس و مردود است.
وی در بخشی از سخنان خود با اشاره به صلح امام حسن (ع) با معاویه آن را راهکاری با تدبیر و بادرایت در زمینه حفظ امامت ، بقای تشیع و حفظ مصالح امت پیامبر (ص) عنوان کرد.
اسلام دین صلح وصمیمیت است ؛ صلح از مسائل عمیق و ریشه دار اسلام است
وی با بی اساس خواندن ادعاهای غرب و مستشرقین مبنی بر اینکه اسلام دین خشونت و تزویر است تاکید کرد : اسلام دين صلح و سلم و صفاست و خود نام اسلام از ريشه «سلم» مشتق است و بدين جهت متضمن معناى «سلامتى و آرامش» است.
حکیمی گفت: تعیین شرایط جهاد نه تنها به معنی توصیه اسلام به جنگ و خونریزی نیست بلکه نشانگر آنست که اسلام پا را فراتر نهاده و معتقد است بایستی در شرایطی که به ناچار و در مقام دفاع جنگی رخ داد میزان صدمات وارده و قتل و کشتار و خرابیهای ناشی از آن را به حداقل رساند. وجود چنین قوانینی زمینه ساز سوء برداشت از مفهوم اسلام شده است.
اسلام ديني است كه وظيفه و تعهد خود را اين ميداند كه يك جامعه، دولت و حكومت تشكيل ميدهد و رسالتش اصلاح جهان است. چنين ديني نميتواند بيتفاوت باشد و نميتواند قانون جهاد و دولتش ارزش نداشته باشد. اسلام دايرهاش وسيع بوده و تمام شئون زندگي بشر را زيرنظر داشته و نميتواند قانون جهاد نداشته باشد. بنابراين ؛ اصل و اساس از نظر اسلام صلح بوده و جهاد نيز ماهيت دفاعي دارد و هدف هر دو نشر عقايد توحيدي و حاكميت قوانين الهي بر جهان است.
وی تصریح کرد: موضوع «صلح» و زندگى مسالمتآميز از مسائل عميق و ريشهدار اسلام است و تمام نظامها و قوانين و دستورات و مقررات اسلامى بر اساس آن پىريزى شده است.
صلح مدنظر اسلام با معنای امروزی آن متفاوت است
حجت الاسلام حکیمی با اشاره به دیدگاه اسلام نسبت به صلح ، معنا و مفهوم واقعی آن از نظر اسلام را متفاوت با تعریف امروزی آن دانسته و گفت : صلحي كه اسلام ميخواهد با آن معنايي كه امروز از صلح در ميان دولتها متعارف است فرق دارد.
صلح اسلامي داراي معني عميق و وسيعتري بوده و آن عبارت است از «همزيستي و سازش تحت نام خدا » ، اسلام می خواهد عدالت و امنيت اجتماعي و عمومي را براي همه مردم بر روي كره زمين برقرار سازد.
دنیازدگی و عدم دینداری مردم ، علل صلح امام حسن (ع) با معاویه
عالم دینی افغانستان به بیان مسائلی درباره صلح امام حسن (ع) با معاویه پرداخته و در بیان علل آن گفت : دنيازدگي و عدم دينداري مردم در نهايت موجب پذيرش صلح از سوي امام حسن شد؛ لذا آن حضرت اين دو را به عنوان عامل صلح معرفي و با تعبير «عبيد الدنيا» از آنان ياد ميکند.
نقاط اوج اين رويکرد را ميتوان در استقبال نکردن مردم از حضور در اردوگاه جنگ امام حسن يافت، به گونهاي که امام حسن فرمود: شگفتا از مردمي که پي در پي نه حيا دارند، نه دين… اف بر شما اي بردگان دنيا…»
همين طور در سردادن شعار زندگي، وقتي که امام فرمود: معاويه ما را به چيزي فراخوانده است که عزت و عدالت در آن نيست. اگر زندگي دنيا را ميخواهيد، ميپذيريم و اين خار در چشم را تحمل ميکنيم و اگر مرگ را بخواهيد آن را در راه خدا ارزاني ميداريم.» راوي ميگويد: همه فرياد زدند: «بل البقية و الحياة.» مباحث مترتب بر دنياگرايي مردم را مرور ميکنيم.
حجت الاسلام حکیمی نااميدي از وصول به هدف با اقدام نظامي را از دیگر علت های پذیرش صلح از سوی امام خوانده و تصریح کرد : هدف اصلي نظام امامت جامعهسازي و صيانت از جامعة النبي است. جنگ و صلح اموري فرعياند که در مسير جامعهسازي، به دليل تعارض بناي جامعه جديد با منافع گروههايي که از وضع سابق بهره ميبرند، پيش ميآيد وگرنه ائمه فارغ از اين امور مشغول جامعهسازي اسلامي و تحقق مدينة النبي ميشدند. امام حسن(عليه السلام)هم در اين مسير ناچار به جنگ شد و پس از تنهايي، نااميدي از ادامه وصول به هدف با اقدام نظامي پيش آمد. امام هنگام امضاي صلح نامه فرمود: «اينک پيش آمد من، به نااميدي از حقي که زنده دارم و باطلي که بميرانم، رسيد.»
صلح امام حسن (ع) باعث عزت شیعیان و شکست ناپذیری ابدی آنان شد
این عالم حوزوی پذیرش صلح از طرف امام حسن (ع) را گامی با تدبیر و هوشیارانه در جهت عزت شیعه و حفظ خط امامت بیان کرده و افزود : اصليترين اثر صلح بقاي نظام امامت براي حفظ اسلام بود. امام در جواب ابوذر غفاري فرمود: «اردت ان يکون للدين ناعي»؛ خواستم حافظي براي دين باقي بماند. همچنین بقای تشیع از آثار صلح امام حسن (ع) به شمار می رود چنانکه امام به ابوسعيد عقيصا فرمود: «اگر صلح نميکردم، روي زمين از شيعيان ما کسي نميماند.
وی ادامه داد : حفظ دین و رعایت مصلحت امت پیامبر(ص) از دیگر موارد مورد نظر امام حسن (ع) در جهت پذیرش صلح بود و امام بارها اشاره ميکرد که مصلحت و حکمت اين کار، هر چند پنهان، خيلي مهم است.
وی با اشاره به این موضوع که صلح امام حسن (ع) باعث عزت شیعه گردید ، گفت : صلح هر چند در ظاهر عقبنشيني بود؛ اما به واقع عامل عزت شيعيان و شکستناپذيري ابدي آنان شد؛ لذا امام در برابر سليمان بن صرد که به عنوان مذل المومنين به امام سلام ميدهد، فرمود: سوگند به خدا! اگر زير دست و در عافيت باشيد، نزد من محبوبتر است از اينکه عزيز باشيد و کشته شويد.»
انتهای پیام
