شفقنا افغانستان– برخی روزنامه های امروز کابل به موضوعات گوناگون که همه بیانگر وضعیت نابسامان افغانستان است پرداخته اند.
از پیشنهاد حکومت برای از سرگیری مذاکره با گروه طالبان گرفته تا افزایش فساد در طی سال جاری در افغانستان همه حکایت از افزایش بحران در افغانستان حکایت دارد که رسانه های نوشتاری پهلوهای این قضایا را بررسی کرده اند.
روزنامه ماندگار: در سرمقاله امروز اش با عنوان، ” افسانهء کرزی و برنامه پاکستان ” نوشته است؛ ” شورای عالی صلح بعد از سفر نوازشریف به کابل، یک بار دیگر پیشنهاد مذاکره را به طالبان مطرح کرده، اما از سوی این گروه رد شـده است.”
نویسنده تذکر داده است که، ” برای بار چندم چنین اتفاقی افتاده، اما هیچگاه حکومت و شورای صلح در مورد برنامههایشان تجدید نظر نکردهاند. واضح است که این پیشنهاد شورای صلح به این دلیل رد شده که پاکستان نپذیرفته است. زیرا طالبان به عنوان مفرزههای استخباراتی پاکستان، از هیچ صلاحیتی برای جنگ یا صلح برخوردار نیستند.”
به باور سرمقاله نویس ماندرگار، گروه طالبان به تصمیمی عمل میکنند که توسط استخبارات پاکستان گرفته میشود و به شورای کویته حواله میگردد. ملاعمر از گذشته تا اکنون به عنوان یک معما مطرح بوده و هیچ صلاحیتی در تصمیمگیریها نداشته است. این فقط پاکستان است که تصمیم میگیرد که طالبان بجنگند یا صلح کنند.”
نویسنده همچنان خاطر نشان کرده است؛ ” پاکستان تا کنون موضع روشنی در بارة صلح افغانستان نداشته تا با توجه به آن به طالبان اجازه دهد که در روند صلح شامل شوند و مذاکراتی را با حکومت آقای کرزی داشته باشند.”
نویسنده در ادامه سرمقاله نوشته است؛ ” باور داریم تا چندماه دیگر که به پایان ماموریت جناب کرزی باقی مانده است، وضعیت بحث صلح و شورای عالی صلح و طالبان همچنان ادامه میابد و کار موثری در این راستا تا آخرین روز پایان ماموریتش صورت نمیگیرد.”
سرمقاله نویس در آخر تصریح کرده است؛ ” از این رو باید بدانیم که جهان، پاکستان و آقای کرزی هیچ گامی در راستای ثبات و صلح در افغانستان بر نداشته اند؛ الی اینکه زیر نام و پوشش تلاشهای شورای عالی صلح زندانیان طالبان رها و از این طریق جبهه این گروه از لحاظ نظامی تقویت شده و تلاش شده است تا به این گروه حیثیت سیاسی و اجتماعی داده شود؛ تلاش های مذبوحانهیی که مردم در برابر آن قرار دارند.”
روزنامه هشت صبح: هم به موضوع نامهء که گلبدین حکمتیار رهبر فراری حزب اسلامی به حامد کرزی در رابطه به امضای توافقنامه ی امنیتی کابل- واشنگتن نوشته است، پرداخته است.
سرمقاله تحت عنوان ” نامهنگاری سردستههای شورشی” آغاز شده و سرمقاله نویس، خاطر نشان کرده است؛ ” این روزها نامهنگاریهای سردستههای گروههای شورشی به رییسجمهور کرزی، خبرساز شده است. هم گلبدین حکمتیار به آقای کرزی نامه نوشته است و هم طالبان در مورد موضعگیری آقای کرزی در قبال موافقتنامه امنیتی دوجانبه، ابراز نظر کردهاند.”
به باور نویسنده سرمقاله هشت صبح؛ ” نفس نامه نوشتن و ابراز نظر کردن اشکالی ندارد، اما در نامههای نوشته شده، نکاتی ذکر شده که باید در مورد آن بحث کرد. در اعلامیه طالبان آمده است که آقای کرزی و دیگر سیاستمدارانی که در روند سیاسی جاری نقش ایفا کردند، امریکاییها و نیروهای خارجی را به افغانستان آوردند و باعث رنج و عذاب مردم شدند.”
نویسنده همچنان تصریح کرده است، تردیدی نیست که در جنگ دوازدهساله کنونی، آسیبهایی به بخشهایی از مردم افغانستان، بهویژه روستانشینان جنوب وارد شد، خانوادهها داغدار شدند و عزیزان خود را از دست دادند و همچنان جنگ ادامه یافت، اما آقای کرزی و سیاستمداران حوزه ضدطالبان و همچنان گروه روم، نیروهای بینالمللی را به افغانستان نیاوردند. نیروهای بینالمللی به اساس یکی از قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل متحد به افغانستان فرستاده شدند و مسوولیت تاریخی آن را امارت طالبان بهدوش دارد.”
به باور سرمقاله نویس، سردمداران کمسواد و بیسواد طالبان که بیشترشان، حتا درسهای مدرسهای خود را تمام نکرده بودند، افغانستان را به کانون حضور ستیزهجویان بنیادگرای خارجی بدل کردند.
هشت صبح سرمقاله اش را این گونه جمع بندی کرده است؛ ” جنگ افغانستان را کسانی طولانی کردند که در حال حاضر در مهمانخانههایشان، از حکمتیار میزبانی میکنند. اگر حمایت بینالمللی نباشد، گروههای افراطی خشونتطلب، از پایگاههایشان در پاکستان به سمت شهرهای افغانستان حرکت میکنند. این چیزی است که حالا همه میدانند. اتکای افغانستان به کمکهای خارجی هم مسلم است. رییسجمهور کرزی باید باتوجه به این واقعیتها، تصمیم بگیرد و اجازه ندهد که روندی را که دوازده سال است رهبری کرده، در معرض تهدید جدی قرار گیرد.”
روزنامه افغانستان: سرمقاله با عنوان“ آمارها از وضعیت کشور” آغازکرده و سرمقاله نویس به این باور است که ” افغانستان هنوز هم به عنوان یکی از فاسدترین کشورهای جهان است.”
نویسنده در ادامه سرمقاله نوشته است؛ ” گزارش ها وضعیت نابسامانی را از افغانستان ترسیم می کنند. کشت و قاچاق مواد مخدر کاهش نداشته و همچنان افغانستان به عنوان یکی از مهمترین کشورهای کشت کننده خشخاش قرار دارد. وضعیت حقوق بشری زنان نه تنها بهبود نیافته، بلکه رو به وخامت گذاشته است. آمارهای تکان دهنده از قتل، خشونت، و… نسبت به زنان وجود دارد. مبارزه با فساد اداری چیزی از شعار تا واقعیت فاصله ای بسیار زیادی دارد.”
به باور نویسنده سرمقاله روزنامه افغانستان تمام امیدها و آرزوهای مردم افغانستان و انتظارات مردم جهان برای بهبود در وضعیت افغانستان تبدیل به یاس شده است. کشوری که غرق در فساد اداری باشد و دولتمردانی که توان مبارزه با فساد اداری را ندارند و بسیاری از مسئولانی که یا در فساد دست دارند و یا حداقل تن به تقدیر داده اند و در مقابل فساد هیچ اعتراض، انتقادی و حرکتی نمی کنند، چگونه می توانند راه رشد و ترقی را طی کنند و چنین وضعیت بیرون شوند.
نویسنده همچنان پرسیده است که پروسه های کلان ملی که میلیون ها دالر را هزینه نموده اند به کجا رسیده است. برنامه های کلانی مانند اصلاحات اداری، آیا واقعا به اصلاحات اداری انجامیده است یا این که در بسا مواقع فساد را نهادینه تر نموده است؟”
به باور نویسنده؛ ” اگر واقعا اصلاحات اداری راه درست را طی نموده باشد باید تبعیض و تعصب از ادارات رخ بر بسته باشد و یا حد اقل کاهش یافته باشد نه اینکه در اداره ای که وزیر یا معین و یا رئیس آن از یک ولایت یا یک قوم باشد، دور و بر آن شخص از هم ولایتی ها و اقوام و خویشانش پر باشد و برای هر کدام معاش های گزافی تعیین شود.”
روزنامه سخن جدید : در مطلبی تحت عنوان ” فساد سیاسی، خاستگاه فساد اداری” نوشته است، ” قرار گرفتن افغانستان در میان سه کشوری که فاسدترین اداره را در دنیا دارد، پس از تعهد حکومت در نشست توکیو و بن دوم صورت میگیرد و این مسأله نشان میدهد که پیشرفت قابل ملاحظهای در این خصوص صورت نگرفته است.
به باور نویسنده سخن جدید؛ ” این گزارش در واقع هشداری است برای حکومتیکه مدتهاست دم از مبارزه با فساد اداری میزند؛ اما علیرغم هزینههای هنگفت و ادارههای عریض و طویل در این راستا کاری از پیش نبرده است.”
نویسنده این مطلب گفته است؛ ” ریشهیابی فساد اداری و اینکه چه عواملی باعث چنین وضعیتی گردیده و خاستگاه فساد اداری در کجاست، مسألهای است که باید مورد بازکاوی قرار گرفته و با توجه به آن عوامل و خاستگاهها راهکار مبارزه با آن روی دست گرفته شود.”
“حقیقت این است که در کشورهایی که دارای حکومتهای نوپا بوده و هنوز قدرت مردمی به عنوان اساس دموکراسی به خوبی تمثیل نیافته است، فساد سیاسی خاستگاه، پایگاه و حامی فساد اداری است.
فساد سیاسی پدیدهای است که در آن استفاده از قدرت برای هدفهای شخصی و نامشروع صورت گرفته و در واقع فساد مالی و اداری از جنبههای مهم فساد سیاسی به حساب میآید.”
سخن جدید خاطر نشان کرده است؛ ” فساد اداری بیشتر از همه زیر سر رهبران سیاسی نهفته است نه مدیران پایین رتبهی دولتی و حکومتی؛ البته که گروههای زیردست نیز در تبانی با منبع فساد مشارکت فعال دارند.”
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
