حضرت آیت الله خامنه ای به پرسش هایی درباره برخی گناهان پاسخ گفته اند. به گزارش شفقنا متن پرسش ها و پاسخ ها به این شرح است:
روش جبران توهينها و کذبها
س: اگر شخصى (الف) در مورد شخص ديگرى (ب) مطالب بد و غير واقعى را در جمع مثلاً در ايميلهاى مشترک بيان کند و او را بىاعتبار کند، فرد الف چطور مىتواند اشتباه خود را جبران نمود و حق ب را به طور کامل به جا آورد؟ آيا الف بايد براى همه آنهايى که ايميل توهين به شخص ب را دريافت کردهاند ايميل فرستاده و رفع توهين کند؟ اگر الف اين کار را نکرد و ب هم مصرّ باشد که وى در جمع عذرخواهى کند، آيا در اين حال الف بخشيده مىشود حتى اگر ب مصرّ باشد که وى در جلوى همه افرادى که شاهد توهين بودهاند عذرخواهى نمايد؟
ج) بايد گفتههاى خود را به هر کس که رسانده تکذيب کند و از شخصى که به او اهانت کرده تحصيل رضايت نمايد.
کيفيت خطاب کردن نام ديگران
س: مى خواستم بدانم که: اگر به جاى محمد به دوستان خودمان بگوييم ممد اشکالى دارد يا نه؟
ج) اشکال ندارد ولى مناسب است اسم را صحيح بگوييد، و اگر اينگونه ناميدن موجب ايذاء يا هتک او شود جايز نيست.
گفتن و شنيدن لطيفهها
س: گفتن يا شنيدن لطيفههاى رايج در کشور که مربوط به اقوام مختلف است چه حکمى دارد؟
ج) اگر غيبت بوده و يا موجب اذيت و هتک مؤمنى باشد، جايز نيست.
ورود و تصويربردارى از حريم خصوصى ديگران
س: ورود به منازل ديگران و تصويربردارى و انتشار آن چه حكمى دارد؟
ج) ورود به حريم خصوصى اشخاص بدون اجازه، شرعاً جايز نيست، اگر چه عنوان تجسّس بر آن منطبق نباشد؛ و گرفتن فيلم و عكس و مانند آن به صورت مخفيانه شرعاً حرام و انتشار آن حرام دوم است.
ضبط صداى ديگران بدون اجازه
س: آيا ضبط کردن صداى ديگران (بدون قصد هيچگونه استفاده سوء) نيازمند کسب اجازه و دادن اطلاع است؟ در مورد عکس و فيلم چطور؟
ج) موارد مختلف است، اگر صحبت و حضور در جلسه عمومى و در ملأ عام نباشد، ضبط صدا و برداشتن عكس و گرفتن فيلم بدون اجازه طرف جايز نيست.
تقلب در پرداخت هزينههاى عمومى
س: اخيراً کدهايى جهت کاهش هزينه استفاده از تلفن همراه بدستم رسيده است. استفاده از اين کدها براى فرد عادى مثل من که کارمند يک شرکت نيمه خصوصى هستم چه حکمى دارد؟
ج) تابع مقررات دولت اسلامى است.
تقلب
س: تقلّب در موارد درسى چه حکمى دارد؟
ج) تقلب مطلقاً جايز نيست.
دروغ گفتن بيماران روانى
س: در بعضى از موارد بيمارىهاى روانى فرد بيمار چون به اهداف و اميال مورد نظر دست پيدا نکرده است براى کمتر کردن بار فشار روانى ناشى از عدم توفيق به اهداف خود را در اين حالت تصور مىکند و گاه اين تا جايى پيش مىرود که فرد اين وضعيت را کاملاً باور نموده و براى ديگران وضعيت خود را آنگونه که تصور دارد و غاية الامال خويش مىداند تعريف مىکند آيا اين بيماران را حرجى است که با اين کار بار روانى را از دوش خود بردارند ولو به ارتکاب معصيت دروغ؟
ج) اگر مشاعر او همانند ساير عقلا کار مىکند، دروغ بر او شرعاً حرام است ولى بيان حالات خود بدانگونه که هست براى ديگران اشکال ندارد.
اصلاح دروغ سهوى
س: حرفى را که فکر مىکردم صحيح است گفتم و بعد فهميدم که اشتباه کردهام (يعنى دروغ گفتهام) آيا نيازى هست که آن را تصحيح کنم؟
ج) فى نفسه لزومى ندارد مگر آنکه حکم شرعى را اشتباهاً بيان کرده باشيد و يا در اثر حرف شما حقى از كسى ضايع شود و امثال اين مورد، که در اين صورت بايد کلام خود را تصحيح نماييد.
نقل مطلب از منبع
س: اگر شك داشته باشيم كه مطلبى درست است يا نه و آن را به نقل از منبعى بگوييم، آيا مرتکب گناه شدهايم يا نه؟ و اگر شدهايم حق ا… است يا حق الناس؟
ج) مىتوانيد چيزى را که اطمينان به صحّتش نداريد به نقل از منبع بازگو كنيد.
هداياى مشکوک به رشوه در ادارات
س: يکى از آشنايان ما در يک ادارهى دولتى مسؤليت مديريتى دارد (رئيس حسابدارى) بطورى که ارباب رجوع براى حل کارهايش به نظر مساعد او احتياج دارد. برخى اوقات براى او هدايايى مىآورند مثلاً در اواخر سال برايش سررسيدهاى تبليغاتى مىآورند (البته برخى اوقات مشاهده مىشود مثلاً وسط صفحات همان سالنامهها چک پولهايى هم هست که آنها را به صاحبانش عودت مىدهد و آن افراد هم ادعا مىکنند که فقط هديه دادهاند نه مثلاً رشوه و…) و او هم از همان هدايا به ما مىدهد. با توجه به اينکه آن شخص اهل رشوه گرفتن هم نيست آيا استفاده از اين هدايا براى ما جايز است؟
ج) اگر اين هدايا منجرّ به تبعيض در انجام خدمات ادارى به مشتريان شود و در نهايت باعث فساد و از بين رفتن حقوق ديگران گردد، مشتريان نبايد آن هدايا را به کارمندان بدهند و کارمندان هم حق گرفتن آنها را ندارند؛ هديه در محيط کار و از جانب ارباب رجوع يکى از خطرناکترين چيزهاست.
حکم غيبت و حدود آن
س: لطفاً غيبت را با توجه به مسائل ذيل بيان فرماييد:
1- اگر بين دو نفر مسأله معلومى درباره نفر سوم در حال گفتگو باشد.
2- اگر گفتگو در مورد محسنات يک نفر باشد.
3- اگر والدين براى تربيت صحيح فرزندان خود رفتار يكى از آشنايان را نقد مىكنند.
ج) بطور كلى اگر پُشت سر مؤمن، مطلبى گفته شود كه حقيقت دارد لكن اگر او مطلع شود ناراحت مىشود و اين مطلب به قصد تنقيص(1) گفته مىشود يا نزد عرف تنقيص به حساب مىآيد، غيبت است و جايز نيست و صِرف تربيت فرزند مجوّز غيبت نيست ولى گفتگو درباره خوبيهاى يک فرد حكم غيبت را ندارد، همچنين در مورد مشاوره نيز اطلاع دادن مانعى ندارد.
بدگويى كردن از ديگرى جهت رفع مشكل
س: اگر كسى يا كسانى كه در حق من بدى كردهاند و من از شدت ناراحتى و افسردگى در پشت سرشان با مادرم يا دوستم در ميان بگذارم حكم غيبت دارد يا نه مىتوانم از خودم دفاع كنم و به كسى ديگر بگويم؟
ج) اگر درد دل و شكايت نزد كسى باشد كه مىتواند مشكل شما را حل كند، اشكال ندارد.
غيبت شخص متجاهر به فسق
س1: آيا غيبت شخص متجاهر به فسق جايز است؟
س2: ملاک تجاهر به فسق چيست؟
ج1) نسبت به صفتى كه تجاهر كرده، جايز است.
ج2) عرفى است.
صحبت از عيوب آشكار ديگران
س: اگر ما از وجود صفت عصبانيت در شخص آشنايى صحبت كنيم و بدانيم كه به احتمال زياد فرد مزبور ناراحت نمىشود آيا مرتكب غيبت شدهايم؟
ج) نسبت به صفات ظاهره كه همه از آن آگاهی دارند اگر قصد هتك و تحقير نداشته باشد، اشكال ندارد.
خراب کردن زندگى ديگران
س: حسادت و خراب كردن زندگى ديگران چه حكمى دارد و عقوبتش چيست؟
ج) خراب کردن زندگى ديگران حرام است و عقوبت آن در اختيار خداوند است.
نااميدى از توبه
س: اگر كسى در زندگى اشتباه كند، آيا خدا او را مىبخشد يا بايد نااميد شد؟
ج) توبه حقيقى و جدى به پيشگاه خداوند غفار، موجب بخشيده شدن گناه (اگرچه كبيره باشد) مىشود و نااميد شدن از حضرت حق، خود گناه است ولى بايد توجه داشت كه اگر حق الناس در ميان است، بايد پرداخت شود و نيز چنانچه حق الله از قبيل قضاى نماز يا روزه بر عهده شخص است بايد جبران شود
تراشيدن ريش
س: در بين دوستان شنيدهام كه پسر مىتواند براى يكبار ريشهايش را با تيغ بزند (براى درست رشد كردن ريش). آيا اين درست است؟
ج) تا وقتى كه مويى به صورت نروئيده است، كشيدن تيغ مانعى ندارد ولى اگر مو بر صورت روييده باشد ـ ولو به شكل پراكنده و كم ـ كشيدن تيغ، بنابر احتياط جايز نيست.
استفاده از روش شخص گناهکار عليه خودش
س: آيا مىشود در مقابل كسانى كه نفاق و دورويى و دروغ در رفتار و گفتار آنها مشهود است و به اين صفات مشهورند از حربههاى خودشان يعنى نفاق و دروغ و دورويى استفاده كرد؟
ج) جايز نيست.
وجوب فورى توبه
س: در جايى مىديدم که توبه از گناه، واجب فورى است. آيا اين جمله درست است؟ معناى دقيق آن چيست؟
ج) کسى که معصيتى کرده واجب است فوراً توبه کند و معناى توبه اين است که با پشيمانى از گناهى که کرده تصميم بگيرد تکرار نکند و اگر حقالناس است از عهده برآيد و اگر حقالله است و قضا دارد، قضا نمايد.
معناى عدم قبول عبادات شارب خمر
س: آيا خوردن مشروبات الکلى حتى به ميزان ناچيز نماز را تا 40 روز باطل مىكند؟
ج) منظور اين است که شرب خمر مانع از قبول نماز و روزه است، نه اينکه با شرب خمر وجوب اداى نماز و روزه ساقط شود و قضاء واجب گردد يا جمع بين اداء و قضاء لازم شود.
جلوگيرى از خودكشى
س: شخصى اقدام به خودکشى کرده است. آيا جلوگيرى از کار او بر ديگران واجب است؟
ج) اگر نفس محترمه باشد، ديگران تا بتوانند بايد از خودكشى وى جلوگيرى كنند.
به خطر انداختن جان براى جلوگيرى از خودكشى ديگرى
س: اگر بازدارى شخص از خودكشى، مستلزم استقبال از خطر جانى يا به خطر افتادن سلامت شخص نجاتدهنده باشد، تا چه اندازهاى بايد از اين خطر استقبال نمايد؟
ج) اگر احتمال عقلايى بر عدم تأثير جلوگيرى يا خطر جانى نجاتدهنده باشد، تكليف از او ساقط است.
جلوگيرى از خودكشى غير نفس محترم
س: آيا در نجات جان شخص خودکشى کننده، فرقى بين مسلمان يا كافر حربى يا كافر غير حربى، وجود دارد؟
ج) در غير نفس محترمه اسلامى جلوگيرى واجب نيست، اگرچه نجات جان هر انسانى مطلوب است.
عدم رضايت خودکشى کننده از نجات جانش
س: آيا براى ممانعت از خودكشى، رضايت يا عدم رضايت خودکشى کننده، مدخلّيت دارد يا خير و در صورت عدم رضايت اگر كسى اقدامى در جهت نجات جان وى انجام داد و در ضمن، آسيبى هم به شخص خودكشى كننده وارد شد، آيا منجى ضامن است؟
ج) رضايت طرف مقابل شرط نيست، ولى اگر در ضمن جلوگيرى وى آسيبى به وى رسيد كه اصل جلوگيرى از خودكشى فىنفسه مستلزم آن نبود، جلوگيرى كننده ضامن است.
اموال مسروقه در کودکى
س: من در كودكى و نوجوانى از چند جا دزدى كردهام (از خانه، بستگان يا مغازه و…) ولى حالا كه مىخواهم جبران كنم، نمىدانم چكار كنم؟ چون خجالت مىكشم كه بگويم دزدى كردهام. آيا مىتوانم از طرف آنها صدقه بدهم؟
ج) اگر صاحبان اموال مسروقه، حتى ورثه آنها مشخص و موجود باشند، نسبت به آنها ضامن هستيد و به هر شكل مىتوانيد عين آنها و اگر عين تلف شده قيمت آنها را به صاحبانش برگردانيد و يا داخل اموال آنها بکنيد، و لازم نيست آنها مطلع شوند كه اين اموال از آنها به سرقت رفته است. اما اگر به صاحبان آن دسترسى نداريد مىتوانيد به نيت صاحبانش بنابر احتياط واجب با اذن حاکم شرعى به فقرا صدقه دهيد.
ضمان اموال تضييع شده در کودکى
س: اگر کسى در کودکى شيشه ساختمانى را بشکند ولى متوجه نباشد، آيا بعد از بلوغ بر کودک چيزى واجب مىشود؟
ج) ضامن است.
برگرداندن اموال ديگران
س: من قبلاً پولهاى حرامى برداشته و اکنون قصد بازگشت دارم بايد چه کار کنم؟
ج) بايد به صاحبانش برگردانيد و اگر نمىشناسيد مجهولالمالک است و بايد بنابر احتياط واجب با اذن حاکم شرع به نيّت صاحبش به فقير صدقه بدهيد.
ردّ مظالم
س: مظالم چيست و کيفيت پرداخت آن چگونه است؟
ج) مظالم اصطلاحاً به اموال و بدهىهايى گفته مىشود که انسان از روى ظلم و بىعدالتى از بندگان خدا گرفته و نپرداخته است، و حکم شرعى آن اين است که اگر صاحب آنها را مىشناسد بايد عين اموال را به آنها برگرداند، و اگر صاحب آنها را نمىشناسد و معلوم نيستند، اين اموال و بدهىها را بايد از طرف آنها به فقرا صدقه بدهد و براى اين کار احوط آن است که از حاکم شرع اذن بگيرد.
برداشتن مال سارق به عنوان تقاص
س: سؤال من اين است كه اگر كسى به قصد سرقت وارد مغازه يا خانهاى شد و مقدارى اسباب و اثاثيه به سرقت برد و از خود چيزى مثل كيف يا پول يا اشيايى جا گذاشت آيا صاحب مغازه يا خانه مىتواند آن پول را براى خود بردارد؟
ج) صاحب مغازه نمىتواند در آن تصرف کند بلکه بايد نگهدارد تا وقتى از يافتن اجناس خود و پيدا کردن دزد مأيوس شود، آنگاه با اذن حاکم شرع مىتواند تقاصّ کند.
حفر چاه غير مجاز
س: با توجه به قوانين نظام مقدس جمهورى اسلامى در خصوص منع حفر چاه غيرمجاز كشاورزى و استفاده غيرقانونى از نعمت آبهاى زيرزمينى، حكم حفر چاه غيرقانونى به لحاظ شرع مقدس چيست؟ درآمد حاصله از استفاده از اينگونه چاهها چه حكمى دارد؟ در صورت حرمت درآمد حاصله از اين طريق، كيفيت ردّ مظالم يا تطهير مال چگونه است؟
ج) حفر چاه جهت استفاده از آبهاى زيرزمينى بدون اخذ مجوز از اداره مربوطه قانوناً ممنوع و حرام است. ولى اگر خلاف كرد، آب استخراجى مباح مىباشد و درآمد حاصله از آن حلال است؛ ردّ مظالم و يا تطهير مال در اين رابطه مورد ندارد ليكن اگر چاه احداثى، آب چاههاى همجوار را، جذب بكند كه در نتيجه آب چاهِ ديگران خشك يا كم شود، در اين صورت استفاده از آب چنين چاهى حكم غصب را دارد كه بايد رضايت همسايه را تحصيل كند ولو به پرداخت خسارت.
سود حاصل از پول غصبى
س: فرض كنيد مردى مبلغ ده هزار دلار دزدى كرده و آن را در تجارتى سرمايهگذارى كرده و سودى از آن مثلاً يكصد هزار دلار در ده سال بدست آورده است. حالا آن مرد تصميم دارد كه پول را به صاحبش برگرداند، چه مبلغى را بايد برگرداند؟
ج) اگر صاحب اصلى پول همه معاملاتى را كه با آن پول انجام گرفته، امضا كند، اصل پول و تمام سود حاصله بايد به صاحب اصلى پول برگردانده شود و خودش هيچگونه حقى بابت انجام معاملات ندارد.
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
