شفقنا افغانستان (خبرگزاری شیعیان افغانستان)
نشر گفتگوی تیلفونی وحید مژده با یکی از اعضای شورای کویته، از روابط پنهانی او و دوستانش با طالبان پرده برداشت. وحید مژده با سقوط طالبان و تشکیل دولت انتقالی، سخنگوی قوه قضاییه افغانستان تعیین شد. آن زمان مرحوم مولوی فضلهادی شینواری، رییس قوه قضاییه کشور بود و آقای مژده، مشاور و سخنگوی او. اما نام وحید مژده وقتی بر سر زبانها افتاد که او کتاب «افغانستان و پنچسال سلطه طالبان» را نوشت. این کتاب یک سال و اندی پس از سقوط طالبان به چاپ رسید. در این کتاب آقای مژده خاطرات و اطلاعاتش را از دوره طالبان، روی کاغذ آورده است. آقای مژده در زمان حکومت طالبان در وزارت خارجه کار میکرد و مشاور مولوی وکیل احمد متوکل، وزیر خارجه حکومت طالبان بود. او در دوران حضور شورویها در افغانستان در حزب حکمتیار مشغول فعالیت بود. آقای مژده در یکی از مقالههایش نوشته است در مکتبالخدمات نیز کار کرده است و از همان زمان، اسامه بنلادن و دیگر اعضای شبکه تروریستی القاعده را دیده است.
کتاب خاطرات
مژده در کتاب «افغانستان و پنچسال سلطه طالبان» ضمن شرح خاطرات و اطلاعاتش، افکار و عملکرد این گروه را نکوهش کرده است. خواننده در همان نگاه اول درمییابد که کتاب، توسط کسی نوشته شده است که با افکار طالبان مخالف است. نویسنده در این کتاب، طالبان را گروهی عقبمانده و برخاسته از مناسبات اجتماعی قبایلی خوانده است. ظاهرا پس از نشر همین کتاب بود که آقای مژده به عنوان کارشناس امور طالبان و طالبشناس، معروف شد. آقای مژده در این کتاب نوشته است که دیگران از بیرون به طالبان نگاه کردهاند و در مورد آنان نوشتهاند؛ اما او روایتی دست اول از درون گروه طالبان و روابط سازمانی آنان به دست داده است.
طالبشناس
شاید به همین دلیل بود که همه رسانهها او را به عنوان طالبشناس و صاحبنظر در امور طالبان، در برنامههایشان دعوت میکردند و نظراتش را منتشر میکردند. حضور او در قوه قضاییه افغانستان و نکوهشی که از افکار طالبان در کتابش کرده بود، این ذهنیت در همه افراد به وجود آمده بود که او نظم سیاسی جدید افغانستان و دولت برآمده از آن را به رسمیت میشناسد. همچنان آقای مژده، پس از سقوط طالبان، روابط نزدیکی با حزب جمعیت ایجاد کرد. هفتهنامه مجاهد که خود را رسانهای متعلق به جمعیت میخواند، هر هفته به طور منظم، مقالههای وحید مژده را با نام اصلی و مستعار به نشر میرساند. جمعیت از جریانهای سرسخت مخالف طالبان است. طالبان رهبر و فرماندهان ارشد این جریان را ترورکردهاند. سیاستمداران مربوط به این جریان، جدیترین دشمنان طالبان شناخته میشوند. حضور آقای مژده در هفتهنامه مجاهد، هم این ذهنیت را به وجود آورده بود که او هیچگونه رابطه سازمانی و فکری با طالبان ندارد. اما از زمانی که سروصدای مذاکره با طالبان بلند شد، لحن آقای مژده هم تغییرکرد. او در میزهای گرد رسانهای، به روشنی از طالبان حمایت میکرد و در این راه تاجایی پیش رفت که در یکی از برنامههای تلویزیون طلوع طالبان را مانند روستار ترهکی، جنبش مقاومت افغانستان خواند.
پیامرسان شورای کویته
پیش از آن بیبیسی پس از نشست پاریس که در آن نمایندگان جریانهای قومی و سیاسی افغانستان با نمایندگان طالبان دور یک میز نشستند و نظریات خود را به همدیگر گفتند، از وحید مژده به عنوان شخصی نام برد که میان طالبان وگروههای سیاسی برخاسته از شمال کشور، میانجیگری میکند. در آن زمان این تلقی به وجود آمد که طالبان شاید از طریق آقای مژده به سیاستمداران غیرپشتون افغانستان پیام میفرستد. آقای مژده تا چندی پیش، مسوولیت خبرگزاری بست باستان را به دوش داشت. خبرها و گزارشهای این خبرگزاری به سود طالبان بود. یک مخاطب عادی هم به سادگی درک میکرد که مدیران این خبرگزاری، به نفع طالبان، سیاستگذاری میکنند و خبرهایشان را جهت میدهند.
مشاور رسانهای طالبان
افشای گفتگوی تیلفونی مژده با یکی از رهبران طالبان، تمامی حدس و گمانها را به یقین بدل کرد. حالا دیگر همه میدانند که مژده با طالبان روابط سازمانی دارد؛ به نفع آنان فعالیت میکند؛ شیفته رهبران آن است و حتا در ترتیب اعلامیهها، به رهبران آن گروه مشوره میدهد. این گفتگو همچنین نشان داد که تاسیس «جبهه وحدت ملی و مخالفت با پایگاههای خارجی» هم در مشوره با طالبان و برای کمک به آنان بوده است. آقای مژده در گفتگویش با یکی از رهبران طالبان، از روابطش با حلقات استخباراتی ایران هم پرده برمیدارد. به نظر میرسد که در ایجاد روابط میان طالبان و حکومت ایران، وحید مژده تا حدودی نقش داشته است. پرسش اصلی این است که چرا وحید مژده شخصی که طالبان را از درون میشناخت و آن را یک گروه عقبمانده خوانده بود و مدتی هم در قوه قضاییه افغانستان کار میکرد، حالا شیفته آنان و رهبرشان ملاعمر شده است؟
سیاست استخباراتیشده
علت عمده این مساله، استخباراتی شدن سیاست در افغانستان است. وقتی سیاست از تلاش جمعی و یا سازماندهی جمعی برای خدمت به شهروندان یک جامعه به معاملههای استخباراتی تقلیل مییابد، واضح است که پدیدههایی مثل وحید مژده شکل میگیرد. روزگاری بود که آقای مژده با فضلهادی شینواری مرحوم کار میکرد و شاید از طریق او، با زلمی خلیلزاد سفیر وقت امریکا در افغانستان ارتباط گرفت. شاید در آن زمان، امریکاییها از او با در نظرداشت شناختی که از سران طالبان و القاعده داشت، مشوره میگرفتند و امتیاز میدادند. زلمی خلیلزاد در سال ۱۳۸۸، پیش از انتخابات ریاستجمهوری به افغانستان آمد، زلمی خلیلزاد با یکی از کسانی که از نزدیک ملاقات کرد، وحیده مژده بود. در آن زمان، بحث پست وزارت ارشد و این که آقای کرزی باید سمت وزارت ارشد را پس از انتخابات به آقای خلیلزاد بدهد، مطرح بود. همه کسانی که با رسانهها سر و کار دارند، به یاد دارند که وحید مژده در آن زمان، در رسانهها به نفع این مساله تبلیغ میکرد. بعدها شاید امریکاییها نخواستند دیگر با او معامله کنند، شاید به همین دلیل باشد که مژده خود را در اختیار طالبان و حلقات استخباراتی ایران قرارداد. افکار عمومی انتظار دارد که آقای مژده به دادگاه کشانده شود به دلیل این که علیه امنیت کشور، اقدام کرده است. همچنین روزنامهنگاران متعهد در مورد شبکه روابط آقای مژده باید بیشتر تحقیق کنند. این هم روشن نیست که آیا این آقا به محاکمه کشانده میشود یا این که از روابطی که با برخی از مقامهای دولتی و سیاستمداران دارد، استفاده کرده برای خود حاشیهای امن به وجود میآورد.
انتهای پیام
