برخی از کارشناسان و رسانههای منطقهای معتقدند که در ایجاد اختلاف در خانواده رئیسجمهور ازبکستان برخی از مقامات بلندپایه این کشور دست دارند.
به گزارش خبرگزاری شیعیان افغانستان(شفقنا افغانستان) به نقل از فارس؛ برخی از کارشناسان و رسانههای منطقهای معتقدند که در ایجاد اختلاف در خانواده رئیس جمهور ازبکستان برخی از مقامات بلندپایه این کشور دست دارند.
در این رابطه به طور خاص به «رستم عنایتاف» رئیس سازمان امنیت ملی این کشور اشاره میشود.
اکنون دیگر اختلاف بین دختران رئیس جمهور ازبکستان و یک دهه اختلاف شدید کریماف با همسرش رسانهای شده که واقعیت این موضوع به نوعی از سوی «گلناره» و «لاله» از طریق مصاحبه و شبکههای اجتماعی تأیید شده است.
گفته میشود که رئیس سازمان امنیت ملی ازبکستان با ایجاد فضای تخاصم در خانواده کریماف عملا گلناره را از فهرست نامزدهای بالقوه اشغال کرسی ریاست جمهوری حذف و شانس بیشتری برای رسیدن خود و یا نفر مورد نظرش به قدرت را فراهم کرده است.
اما به اعتقاد کارشناسان، اینکه کریماف در رابطه با وراثت به اصطلاح تاج و تخت چه برنامهای دارد، تنها برای شخص وی معلوم است و فرد دیگری از این موضوع اطلاع ندارد.
تقویت احتمال تغییرات در بدنه قدرت
چنانچه حتی احتمال داده شود بروز اختلاف در خانوده رئیس جمهور کار گروههای قدرتطلب نظیر رئیس سازمان امنیتی ملی ازبکستان میباشد، باز هم چه تضمینی وجود دارد که در آینده «عنایتاف» در معرض تهدید قرار نگیرد.
در ضمن، پس از قضیه گلناره برخی از تحلیلگران تغییر و تحول جدی در سطح نخبگان حاکم ازبکستان را بعید ندانستهاند.
بنابر پیشبینی آنها، تحولات در مسیری پیش خواهد رفت که بیشتر شخصیتهای سیاسی که هماکنون جانشین احتمالی کریماف دانسته میشوند، کنار گذاشته خواهند شد.
زمانی که رئیس جمهور ازبکستان نسبت به دختر خود که به نوعی بر بخشهایی از قدرت واقعی تسلط داشت، چنین رفتار خشنی را جایز میداند، پس از این فرصت حتما برای مجازات برخی از نخبگان حاکم نیز استفاده خواهد کرد.
به خصوص اینکه بحث دادن تضمین عدم تعقیب قضایی به رئیس جمهور پس از کنارگیری، موضوعی است بسیار مهم و عملا به جز گلناره فرد دیگری وجود ندارد که بتواند چنین تضمینی را به وی دهد.
بنابراین برخی از تحلیلگران اتفاقات اخیر را حتی طرح خود کریماف دانسته و پیشبینی میکنند که رئیس جمهور ازبکستان با این بهانه در آینده نخست وزیر «شوکت میرضیایف» (روسیهگرا)، معاون اول وی «رستم عظیماف» (غربگرا) و رئیس سازمان امنیت ملی «رستم عنایتاف» (متمایل به روسیه و چین) را که همگی از مدعیان اشغال کرسی ریاست جمهوری دانسته میشوند، کنار خواهد گذاشت.
اشاره گلناره از طریق صفحه خود در «توییتر» به «توطئه گروههای داخلی» بودن این قضیه نیز قبل از همه نخبگان فوق را در نظر داشته و همزمان به طور ضمنی اتفاق تعریفشده را تایید میکند.
عوارض قدرت مطلقه و طولانی
در ضمن، گلناره در صفحه توییتر ضمن تکذیب ضرب و شتم خود از سوی پدرش، گفته است که قصد رسیدن به قدرت را نداشته و در آینده بیشتر به هنر و نقاشی مشغول خواهد شد.
اما از لحن کلام وی میتوان دریافت که از این به بعد مبارزه با عدهای از نخبگان حاکم و بخصوص مقاماتی که نام آنها ذکر شد، از اهداف گلناره خواهد بود.
دختر رئیس جمهور ازبکستان با اشاره به اقدامات اخیر عنایتاف، نوشته است که رئیس سازمان امنیت ملی «مبارزه برای اشغال کرسی ریاست جمهوری را آغاز کرده و از محبوبیت من در میان مردم بیم دارد».
دختر بزرگ رئیس جمهور حتی سازمان امنیت ملی کشورش را متهم به ضرب و شتم برخی از بازداشتشدگان کرده است.
وی همچنین بازرسی فعالیت نهادهای وابسته به خودش در داخل ازبکستان را بدون دلیل عنوان کرده است.
در حالی دختر رئیس جمهور ازبکستان به پایبندی خود به قانون اشاره میکند که از سال گذشته به بعد بازرسی حسابهای بانکی وی در سوئیس، سوئد، فرانسه و لتونی ادامه داشته و گفته میشود که حداقل 600 میلیون فرانک سوئیس در حسابهای متعلق به وی مسدود شدهاند.
به نوشته رسانههای گروهی خارجی، در چندین رسوایی مالی میلیاردی نیز پای گلناره در میان بوده است.
کارشناسان معتقدند که رسانهای شدن قضایای مربوط به خانواده کریماف و بویژه اتفاق اخیر، با بحث آینده قدرت در ازبکستان ارتباط مستقیم دارد.
در ضمن، مهلت ریاست جمهوری کریماف در ماه دسامبر سال 2014 به پایان میرسد اما بهدلیل همزمانی با انتخابات پارلمانی در این کشور، انتخابات ریاست جمهوری برای سال 2015 در نظر گرفته شده است.
هنوز روشن نیست که آیا کریماف در این دور از انتخابات ریاست جمهوری کشورش شرکت خواهد کرد یا خیر؟تا وقوع رویداد موضوع فوق برخی از کارشناسان احتمال خداحافظی کریماف با قدرت را بعید نمیدانند اما پس از آنچه در این اواخر گذشت، بعید به نظر میرسد که رئیس جمهور راضی به خالی کردن کرسی خود باشد.
از جمله «رحمتالله عبداللهاف» معاون مرکز مطالعات افغانستان و منطقه معتقد است که چنانچه کریماف از قدرت کنارگیری کند، اعضای خانواده وی و به خصوص دختران وی با وضعیت سختی رو بهرو خواهند شد.
اگر ایجاد پرونده در داخل ازبکستان نسبت به این مسائل قابل تصور دانسته شود، پس خودبه خود پای کریماف نیز وسط کشیده خواهد شد.
اما آنان معتقدند، گمان نمیرود کریماف تا زمانی که زنده است، چنین اجازهای را بدهد. بنابراین بحث آینده قدرت در ازبکستان همانند سالهای گذشته سربسته و نامشخص باقی خواهد ماند.
این کارشناس تاجیک بر این باور است که کریماف هیچگاه به طور جدی، گلناره را به عنوان وارث خود در نظر نگرفته است. زیرا اگر وی چنین برنامهای میداشت، پس حتما دخترش را به امور مدیریتی جلب میکرد که حداقل تا انتخابات بعدی گلناره با تجربه شهرداری، استانداری و یا وزارت بتواند وارد میدان مبارزات انتخاباتی شود.
در همین حال گفته میشود اعطای رتبه دیپلماتیک و اعزام گلناره به خارج اساسا خواسته خود وی بود تا با استفاده از موقعیت سیاسی و به خصوص مالی بتواند با مزایای دنیای بیرون بویژه غرب بیشتر آشنا شود.
بنابراین بعید است تصور شود که کریماف با وجود آن همه روحیات به اصطلاح خاص و تا جایی هنرمندگونه دخترش، تصمیم داشته باشد تا وی را در جایگاه جانشینی خود ببیند.
«امان صالحاف» کارشناس سیاسی قرقیز نیز بیبندوباری برخی از اعضای خانوادههای رؤسای جمهور منطقه را با قدرت مطلقه و طولانی آنها بدون ارتباط نمیداند.
وی بر این باور است، متأسفانه در کشورهای منطقه فرزندان مقامات عالیرتبه و بویژه رؤسای جمهور به تدریج و به طور غیررسمی وارد حوزههای سیاسی و اقتصادی شده و در کنار برنامههای دولتی برنامههای خصوصی خود را به طور موازی دنبال میکنند و گاهی هم ترجیح میدهند این نوع مداخلات، افکار عمومی منفی را به میان آورده و فرصت ورود جدی به عرصه سیاسی را از اعضای خانواده و بویژه فرزندان رؤسای جمهور میگیرد.
بهاعتقاد صالحاف، در قزاقستان خانم «داریگا» دختر بزرگ «نورسلطان نظربایف» جانشین احتمالی دانسته میشد (زیرا نظربایف پسر ندارد). گاهی از شوهر وی «راحت علیاف» نیز به عنوان وارث قدرت یاد میکردند.
اما اختیارات بدون محدودیت نزدیکان نظربایف در نهایت جدیترین چالش را برای بقای قدرت وی ایجاد کرد. چراکه علیاف جز فرار و پناه بردن به غرب چارهای نداشت و به صورت طبیعی داریگا نیز از چشم پدرش افتاد.
مداخله همسر و فرزندان «عسکر آقایف» رئیس جمهور سابق قرقیزستان در امور سیاسی و مدیریتی این کشور نیز بهانه به دست مخالفان وی داد و زمان سقوط دولتش را نزدیکتر کرد.
سوءاستفاده اعضای خانواده سایر مقامات عالیرتبه کشورهای منطقه از قدرت نیز در میان رسانههای داخلی و خارجی مطرح شده و خصلت منطقهای داشتن این پدیده را بازگو میکند.
از طرف دیگر، در مدت حدود یک دهه اخیر در کنار اعضای خانواده رؤسای جمهور منطقه، تعدادی از سیاستمداران این کشورها نیز جانشینهای بالقوه دانسته میشدند که در نهایت بیشتر آنها یا کنار گذاشته شده و یا راهی زندان شدند.
با این تفسیر سرنوشت قدرت در ازبکستان همچنان مبهم باقی مانده و به احتمال زیاد سال 2014 در این راستا تعیینکننده خواهد بود.
به باور تحلیلگران، در جریان آمادگی و برگزاری انتخابات پارلمانی این کشور احتمالا شاهد برخی از حرکتهایی خواهیم بود که تا انتخابات ریاست جمهوری شکل جدیتری به خود خواهند گرفت و تناسب قدرت احتمالی در ازبکستان را برجستهتر خواهد کرد.
با این وجود، میزان بالای توجه رسانههای منطقهای و بینالمللی به مسئله اخیر مربوط به خانواده رئیس جمهور ازبکستان به آن برمیگردد که چنانچه در این کشور تغییر و تحولی سریع در سطح عالی اتفاق بیافتد، خیلی از کشورها از جمله ابرقدرتها باید استراتژیهای خود نسبت به تاشکند و منطقه را (که تأثیر ازبکستان بر آن بسیار بزرگ است)، مورد بازنگری قرار دهند.
چرا که بیش از هر کشور دیگر آسیای مرکزی فرآیندهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در ازبکستان توسط رئیس جمهور این کشور تعیین شده و در اصل طرف تماس و معامله کشورهای خارجی نه نظام و یا گروه خاص سیاسی بلکه شخص کریماف بوده است.
انتهای پیام
