شفقنا افغانستان (شفقنا افغانستان)
مولوی فضلالله، فرمانده طالبان سوات، رهبر طالبان پاکستانی شد. کسانیکه از طالبان شناخت دارند، معتقدند که ملاعمر رهبر طالبان افغان نیز، در گزینش رهبر طالبان پاکستانی نقش دارد. طالبان پاکستانی به ملاعمر بیعت کردهاند و نظر او را در تعیین رهبریشان لحاظ میکنند. ارتش پاکستان در سال ۲۰۰۹، علیه طالبان سوات یک عملیات گسترده نظامی بهراه انداخت. در آن زمان، طالبان سوات به رهبری مولوی فضلالله مشهور به ملا افام، نه تنها دره زیبای سوات را در کنترول داشتند، بلکه بر بخشهای مهم بونیر، در نزدیکی اسلامآباد نیز، سلطه یافته بودند.
از حضور طالبان در دره سوات و بونیر، حتا چین، احساس خطر میکرد. مقامهای چینی آن زمان گفتند که نگران نفوذ جنگجویان ایغور از سوات و بونیر به مرزهای چین هستند. در آن زمان، حزب مردم که تازه به قدرت رسیده بود، در کنار ارتش قرار گرفت و از تمامی احزاب و جریانهای سیاسی دیگر هم خواست از عملیات در سوات و بونیر حمایت کنند.
ارتش پاکستان هم با حمایت سیاسی نیرومند به سوات حمله کرد. در نتیجه حمله ارتش دره سوات تصفیه شد، اما فرمانده طالبان سوات، مولوی فضلالله، از چنگ ارتش پاکستان نجات یافت. پیش از آن مولوی فضلالله از عملیات لالمسجد هم نجات یافته بود. فرار مولوی فضلالله از چنگ ارتش پاکستان خیلی اسرارآمیز بود. تا هنوز هم کس نمیداند که چگونه او موفق شد از دره سوات در حالیکه در آن زمان در محاصره ارتش نیرومند پاکستان بود فرار کند. یک احتمال این است که مولوی فضلالله، دوستان وفادار در ارتش و آیاسآی دارد. این احتمال قوی است، به دلیل اینکه مولوی فضلالله و دوستان او را مربیان ارتش پاکستان آموزش نظامی دادند.
به مولوی فضلالله، مولوی صوفیمحمد و دیگر اعضای گروهی که بعد خود را «تحریک نفاذ شریعت» خواندند، ارتش پاکستان آموزش و تجیهزات نظامی داد تا به نفع طالبان در افغانستان بجنگند. در زمان حاکمیت طالبان نیز، گروه تحریک نفاذ شریعت دست به تحریکاتی در نواحی ملکند زد و حاکمیت طالبانی را در آن مستقر ساخت. اما این حرکت را ارتش پاکستان سرکوب کرد. بعد همین گروه مولوی فضلالله حادثه لالمسجد را در اسلامآباد آفرید، سپس سوات را در کنترول گرفت. پس از عملیات سوات ارتش پاکستان اعلام کرد که مولوی فضلالله در مناطق دورافتاده کنر و نورستان افغانستان مستقر شده است.
ارتش پاکستان بعدا، ناتو را هم متهم ساخت که برای سرکوب گروه مولوی فضلالله، در کوههای دوردست نورستان و کنر افغانستان، تلاش کافی نمیکند. جنگجویان مولوی فضلالله، بارها پوستههای ارتش پاکستان را شبخون زده است. دسته دیگر طالبان پاکستانی، در وزیرستان شمالی مستقر است. این دسته بیشتر متشکل از قبیله محسود است. تصور میرفت که یکی از بستگان حکیمالله محسود، جانشین او شود، اما چنین نشد و این نشاندهنده یک تحول است.
بهنظر میرسد که طالبان پاکستانی مستقر در باجور نیز با رهبری مولوی فضلالله موافق باشند. قتل حکیمالله محسود و روی کارآمدن مولوی فضلالله، ممکن است اوضاع را در پاکستان بیشتر متشنج سازد. نوازشریف توانایی آن را ندارد تا برای جلب اعتماد طالبان پاکستانی، واکنش شدیدی در برابر امریکا نشان دهد. ارتش پاکستان که از قتل حکیمالله محسود، خوشحال است. جالب این است که مولوی فضلالله و دیگر رهبران طالبان پاکستانی حالا از انتقامگیری از امریکا حرف نمیزنند، بلکه بر لزوم راهاندازی حملات انتحاری علیه ارتش پاکستان سخن میگویند.
تمام این واقعیتها نشان میدهد که حداقل در آینده نزدیک، امکان راه افتادن دوباره تلاشهای مذاکره وجود ندارد. طالبان پاکستانی شاید قصد دارند با کشتن نظامیان پاکستانی و شماری از سیاستمداران آن کشور، عطش انتقامشان را فرونشانند. ارتش پاکستان و آیاسآی، کشت خود را درو میکند. مولوی فضلالله را برای جنگ و استحکام حاکمیت طالبان در افغانستان، آموزش داده بودند اما حالا او پاکستان را ناامن کرده است و هیچ میلی به مذاکره ندارد. شکی نیست که مافیای حامی طالبان افغان در پاکستان تلاش کنند، انرژی طالبان پاکستانی را در افغانستان نیز مصرف کنند تا فشار بر پاکستان کم شود.
متاسفانه عمیق شدن بحران امنیتی در پاکستان روی افغانستان هم تاثیر منفی دارد. پاکستان از ناامنی و امنیت افغانستان، هر دو سود میبرد. اگر در افغانستان امنیت باشد، پاکستان، از آن سود تجارتی و اقتصادی میبرد، اما اگر افغانستان ناامن باشد، ارتش و آیاسآی پاکستان از آن لذت میبرند. برای افغانستان، قضیه فرق میکند. ناامنی و بحران در پاکستان، به نفع هیچ کس در افغانستان نیست. متاسفانه وابستگی اقتصادی افغانستان به پاکستان، افغانها را سخت آسیبپذیر ساخته است.
اگر بحران در پاکستان عمیقتر شود، اثرات منفی آن بهزودی در افغانستان نیز ظاهر خواهد شد. شاید طالبان افغان، از سوی حلقات پاکستانی تشویق شوند تا برای انتقام محسود، در خاک افغانستان، از امریکا انتقام بگیرند. مقامهای امنیتی کشور، باید متوجه این نکته باشند. حکیمالله محسود، در آستانه انتخابات افغانستان کشته شده است. بیتالله محسود هم در آستانه انتخابات سال ۲۰۰۹ کشته شده بود. بنابراین، پیامدهای قتل حکیمالله محسود و فرآیند ناامنی در پاکستان روی امنیت افغانستان نیز بیتاثیر نیست.
انتهای پیام
