شفقنا افغانستان-مطلبی که نیاز به توجه جدی، به خصوص از سوی روحانيّت و جوانان دارد، این است که باید در عزاداری سوژه و بهانه به دست معاندان تشیّع ندهند. عزاداري باید به روش سنّتي که ائمۀ طاهرین«سلاماللهعليهم» داشتند و در زمان ما مراجع و علما و بزرگان دارند، برگزار شود. برگزارکنندگان جلسات باید از افراط و تفريط بپرهيزند و برای رسانههای بیگانه سوژه تهیه نکنند.
حضرت آیت الله العظمی مظاهری در سلسه جلسه های سخنرانی خود به مناسبت حلول ماه محرّم الحرام به اهمیّت ماه محرّم و جایگاه عزاداری در تعالیم دینی پرداخته است،
به گزار ش شفنقا متن سخنان این استاد اخلاق بدین شرح است:
در روایات و سيرۀ حضرات معصومين«سلاماللهعليهم» تأکيد فراواني بر عزاداري شده است. علّت اين امر نيز آن است که عزاداري، رمز بقاء تشيّع است. برگزاري مجالس عزاداري و اهتمام به آن، فوائد، آثار و برکات فراواني دارد و در ادامه، به برخي از آن آثار اشاره ميشود.
اوّل: آمرزش گناهان
اوّلين نتیجۀ عزاداري، آمرزش گناهان است. طبق روایات، اگر کسی وارد جلسۀ عزای امام حسین «سلاماللهعليه» شود و عزاداری کند، گناهان او آمرزیده میشود.[1] چنانکه از پیامبر«صلّياللهعليهوآلهوسلّم» و ائمّۀ طاهرین«سلاماللهعليهم» رواياتی در اهميّت عزاداري و اينکه گریه بر مصائب اهل بیت«سلاماللهعليهم» بهشت را واجب ميگرداند، وارد شده است. بحمدالله همیشه جلسات عزاداري رونق داشته و سزاوار نیست کسی خود را از فيض آن و نتایج مفید آن محروم سازد.
دوّم: ثواب فراوان
در روايات معصومين«سلاماللهعليهم» براي عزاداري و زيارت امام حسين«سلاماللهعليه»، ثواب حج و عمره بيان شده است.[2] حتّي در روايات آمده است که افضل از همۀ اعمال است.[3] همچنين در روایات فرمودهاند ثواب عزاداری و زیارت ابی عبدالله الحسین«سلاماللهعليه» مانند آن است که خداي سبحان را در عرش زیارت کند.[4] البته خداوند متعال مجسّم نیست که روی عرش و کرسي بنشیند. پس معنای عرش خدا، استیلای خداوند بر عالم وجود است و این روايت از باب کنایه و تأکید بیان شده است. بر این اساس، ثواب زیارت امام حسین«سلاماللهعليه»، از دور یا نزدیک، مانند آن است که اگر پروردگار متعال عرشی داشت و شما میتوانستید خدا را زیارت کنید، از چنان ثوابي بهرهمند ميشديد.
تحلیل آمرزش گناهان و اعطای ثواب در عزاداری
همانطور که بیان شد، عزاداری و گریه برای امام حسین«سلاماللهعليه» یکی از اسباب آمرزش گناهان است و ثوابها و پاداشهای شگفتآوری نیز برای آن وضع شده است. تحلیل این مطلب آن است که عزادار امام حسین«سلاماللهعليه» باید با آن حضرت رابطۀ عاطفی برقرار کند؛ به این معنا که به اندازۀ عشق و محبّتی که به ایشان و شعائر حسینی دارد، از گناهانش افسرده و ناراحت بوده، به پیروی از اهل بیت«سلاماللهعليهم» علاقه داشته باشد. پس، به تعبیر دیگر، معنای روایت چنین میشود که: اگر کسی برای عزاداری امام حسین«سلاماللهعليه» وارد جلسۀ عزا شد و توبه کرد و از گناهان خود پشیمان شد، گناه او هرچه بزرگ و فراوان باشد، آمرزيده ميشود.
بنابراين برقراری رابطۀ عاطفی و رابطۀ عملی با امام حسین«سلاماللهعليه»، نوعی توبه به شمار می رود و طبق تصریح قرآن کريم، گناه هرچه بزرگ و فراوان باشد، با توبه، آمرزيده ميشود:
«قُلْ يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ»[5]
توبۀ حقیقی، عبارت از سرافکندگی در محضر حقتعالی و خجالتزدگی از اهل بیت«سلاماللهعليهم» است که ناظر بر اعمال انسان هستند. چنین توبهای ثوابی بیشتر از حجّ و عمره و حتی بیش از زیارت ابی عبدالله الحسین«سلاماللهعليه» دارد و در تعالیم دینی بسيار حائز اهميّت است. لذا اینکه در روایات میخوانیم گریه برای مظلومیّت امام حسین«سلاماللهعليه» موجب آمرزش گناهان است، به این معناست که اگر کسی عزاداری کند، به شرط آنکه به اندازۀ عشق به امام حسین«سلاماللهعليه»، رابطۀ عاطفی و عملی با آن حضرت پیدا کند، بالاترین ثوابها را ميبرد و پروردگار عالم به خاطر این عزاداری، گناهان او را ميآمرزد.
جلسات عزاداري به خصوص مجالس دهۀ اوّل محرّم، فرصت مناسبی براي برقراري رابطۀ عملی و عاطفی با امام حسين«سلاماللهعليه» است؛ لذا انسان در دهۀ اوّل محرم میتواند علاوه بر عشقی که به امام حسین«سلاماللهعليه» دارد، یک رابطۀ مفید و ثمربخش هم با آن امام بزرگوار برقرار کند.
نقش تأثیرگذار عمل نیکو در تثبیت ایمان
شخصي به نام ابو دعامه نقل ميکند در زمان بيماري امام هادي«سلاماللهعليه» که منتهي به شهادت ايشان شد، براي عيادت خدمت آن حضرت رفتم. وقتي ميخواستم از نزد ايشان مرخّص شوم، حضرت فرمودند: تو با عيادت خود بر من حقّي پيدا کردي، دوست داري در ازاي آن يک روايت برايت نقل کنم؟ راوي میگوید: اظهار خرسندي کردم. سپس آن حضرت فرمودند: پدرم از پدرش از پدرانش، از جدّم رسول خدا«صلّياللهعليهوآلهوسلّم» نقل فرمود: «الْإِيمَانُ مَا وَقَرَ فِي الْقُلُوبِ وَ صَدَّقَتْهُ الْأَعْمَالُ»[6] یعنی تشیّع و ایمان، آن است که از نظر دل، شیعه باشید و عمل شما کاشف از آن عقيده باشد.
بحمدالله در زمان حاضر، مردم، از نظر عقیده، وضعیّت مطلوبی دارند، امّا آنچه نيازمند توجّه بيشتر است، عمل بر طبق عقيده است که به آن رابطۀ عاطفی میگوییم.
لزوم سرمشق گرفتن از درسهای اخلاقی عاشورا
در مجالس عزاداری بايد توجّه شود که امام حسین«سلاماللهعليه» در روز عاشورا، در آن بحبوحۀ جنگ، نماز خواندند، پس شیعۀ ايشان هم باید به نماز اهمیت بدهد. در عزاداریها ميفهميم که امام حسین«سلاماللهعليه» به خاطر دین، همۀ هستي خود، حتی بچۀ شیرخوار را در راه خدا فدا کردند، پس ما نيز بايد دربارۀ دين، از هيچ کوششي دريغ نکنيم و در رابطه با ديگران، ایثار و گذشت و فداکاری داشته باشیم. امام حسین«سلاماللهعليه» برای احياي تشیّع، تلاش کردند، ما نيز بايد با عمل و رفتار خود، تشیّع را سربلند کنیم. وقتي اينگونه رفتار کرديم، مسلّماً ثواب اين عزاداري بالاترينِ ثوابهاست. از وقتي کسي وارد مجلس عزاداري امام حسین«سلاماللهعليه» ميشود، بهخاطر توبه و رابطۀ عاطفي با آن حضرت، گناهان او ميريزد و بالاترين ثوابها را که از حج و عمره نيز بالاتر است، ميبرد.
بنابراين، حتی در یک شبانه روز یا یک جلسۀ عزا، انسان ميتواند جدّاً خود را اصلاح کند و با برقراري رابطۀ عاطفي با امام حسين«سلاماللهعليه»، در قيامت همراه با آن حضرت زير لواي حمد رفته، از آب کوثر بنوشد تا سایر مردم از حساب و کتاب فارغ شوند، سپس با امام حسين«سلاماللهعليه» به بهشت برود.
سوّم: دستیابی به حسن عاقبت
فایدۀ سوم عزاداری، عاقبت به خیری است. به عبارت ديگر، دست عنايت امام حسین«سلاماللهعليه» روی سر عزاداران قرار میگیرد و به این واسطه، از عاقبت سوء و سرنوشت بد، مصون و در امان خواهند ماند. حسن عاقبت سه معنا دارد: اوّل اینکه ذلت بعد از عزت پیدا نمیکند. دوّم اينکه تا آخر عمر، حالت انحراف برای او پديد نميآيد و سوّم اينکه هنگام مرگ، اهل بیت«سلاماللهعليهم» را میبیند، آن بزرگواران به فریاد او میرسند و او نزد ايشان سربلند است. جلسات عزاداري، هر سه معناي حسن عاقبت را براي عزاداران پدیدار میسازد. به تجربه هم اثبات شده افرادی که با مسجد، روحانیّت و جلسات عزاداري رابطه دارند، عاقبت به خير ميشوند.
حسن عاقبت، از دنيا و آنچه در دنیاست، ارزشمندتر است. اينکه انسان بعد از عمري عزّت، ذليل شود، يا پس از عمري دينداری، با یک شبهه، دچار انحراف گردد و به تشیّع شک کند، يا هنگام مرگ، معصومين«سلاماللهعليهم» به بالین او نيايند، خسارت بزرگی است و عزاداري، رافع این خسارات است.
چهارم: ابقاي اسلام و احياي تشيّع
فایدۀ چهارم عزاداری، که از فوايد قبلي بالاتر و ارزشمندتر است، این است که عزاداری، عامل بقای اسلام و احیای تشیّع است. امام حسین«سلاماللهعليه» براي احياي اسلام و تشيّع به کربلا آمدند. در آن زمان، اسلام در خطر و تشیع در حال نابودي بود و شيعيان نميتوانستند ابراز عقيده کنند، امّا شهادت امام حسین«سلاماللهعليه» ورق را برگرداند؛ اسلام باقي ماند و تشيّع زنده شد. در واقع، زحمات رسالت پیامبر اکرم«صلّياللهعليهوآلهوسلّم» در تبليغ اسلام و معرفي تشيّع که پس از جريان نامبارک سقیفه بنی ساعده، در حال از بين رفتن بود، زنده شد. در آن دوران، حتّي اميرالمؤمنين«سلاماللهعليه» چه قبل از خلافت و چه بعد از آن، به شدّت در تنگنا بودند. پس از ايشان نیز امام مجتبي«سلاماللهعليه» تنها بودند و بدین سبب محبور به صلح با معاويه شدند. امام حسين«سلاماللهعليه» تا زمان مرگ معاويه، به صلح برادر خویش پايبند بودند. امّا پس از آن و با روي کار آمدن يزيد که عهدشکنی آشکاری بود، اقدام به قيام کردند، زيرا ميدانستند با وجود يزيد، بايد فاتحۀ اسلام را خواند، لذا فرمودند: اگر کسی مثل یزید حاکم باشد، اسلام نابود ميشود: «عَلَى الْإِسْلَامِ السَّلَامُ إِذْ قَدْ بُلِيَتِ الْأُمَّةُ بِرَاعٍ مِثْلِ يَزِيد»[7]
لذا قیام کردند و طبق گواهی تاریخ، پس از شهادت ایشان، طولی نکشید که ریشۀ بنیامیّه خشکید و اسلام عزیز باقی ماند. از این جهت، تردیدی وجود ندارد که بقای اسلام و احیای تشيّع مرهون شهادت امام حسين«سلاماللهعليه» است. امّا آن شهادت و آثار عظیم آن سزاوار نبود که در کربلا تمام شود. آن امام بزرگوار نیز توجّه داشتند که موج کربلا بايد در جهان اسلام سراسري شود؛ لذا خاندان و فرزندان را نيز به همراه خود بردند. در آستانۀ مسافرت، محمد بن حنفيّه گفت: اگر شما براي شهادت ميرويد، چرا زنان و کودکان را ميبريد؟ فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ قَدْ شَاءَ أَنْ يَرَاهُنَّ سَبَايَا»[8]
یعنی اینها ادامۀ دهندۀ رسالتی هستند که با شهادت آغاز میشود. بر این اساس، پس از عاشورا، و شهادت امام، نوبت به حضرت زینب«سلاماللهعليها» و اهل بیت امام حسین«سلاماللهعليه» رسيد که با اسارت خود، موج شهادت امام«سلاماللهعليه» و وقايع کربلا را سراسري کنند.
اسارت اين خانواده، موجي در عالم اسلام ايجاد کرد. پس از اسارت نيز با عزاداري، به خصوص توسّط ساير ائمّۀ معصومين«سلاماللهعليهم» موج شهادت، عالمگير شد. در واقع، حرکت حسيني، ابتدا با اسارت خاندان رسول خدا«صلیاللهعلیهوآلهوسلّم» و سپس با عزاداري شیعیان، جاودان و سراسري شد و هميشه باقی خواهد ماند. از این رو ميتوان گفت: شهادت، اسارت و عزاداري در يک راستا هستند.
به عبارت دیگر، استمرار عزاداری، تا روز قیامت، سبب و عامل بقای اسلام و احياي تشیّع است. بنابراين اگر ثواب آن از حج و عمره بالاتر باشد، تعجّب ندارد.
تأکيد مکرّر تعالیم دینی بر عزاداري نیز به خاطر نقش مؤثر آن بر بقای تشيّع است. در روايات ميخوانيم کسانی که به عزاداری اهمیت میدهند، مانند اصحاب اباعبدالله در روز عاشورا هستند. امام حسین«سلاماللهعليه» به اصحاب خود فرمودند: مثل شما نیامده و نخواهد آمد. حال اگر کسي در اين مجالس شرکت کند، مثل اصحاب امام حسین«سلاماللهعليه» میشود. مثلاً عزاداران میتوانند با شرکت در عزاداری، حالت توبه و انابه پیدا کنند و مثل حرّ، فايده اوّل، یعنی آمرزش گناهان را ببرند.
پنجم: استجابت دعا
از ديگر فوائد عزاداري، استحابت دعا است. بحث دعا و استجابت آن در جلسات عزاداري مفصّل است و انشاءالله در آينده به آن خواهيم پرداخت و در اين جلسه، صرفاً به بيان يک نمونه از موارد متعدّد استجابت دعا در مجالس عزاداري بسنده ميکنيم: مرحوم آیت الله دستغیب«ره» نقل ميکنند: در شیراز حصبه آمده بود و بسیاری از افراد مبتلا شده بودند. در آن زمان، حصبه دارويي نداشت و همه دم مرگ رفته بودند. آقای دستغیب از قول یکی از افرادی که خانوادۀ او دچار حصبه شده بودند، نقل میکنند که گفته بود: روزي همسايۀ ما جلسۀ روضه داشت. من به آن جلسه رفتم و برای امام حسین«سلاماللهعلیه» گریه کردم و از حضرت زهرا«سلاماللهعلیها» شفای زن و بچهام را خواستم. وقتی به خانه آمدم، دیدم که زن و بچهام نشسته و غذا میخورند و سالم هستند. تعجب کردم. دخترم گفت: پدر جان، حضرت زهرا«سلاماللهعلیها» در اين اتاق آمدند و سیاهپوش بودند. وقتي نشستند، به امام حسین«سلاماللهعلیه» گفتند: روی سر اینها دست بکش تا خوب شوند. امام حسین«سلاماللهعلیه» روی سر ما دست کشیدند و همه خوب شدیم، اما روی سر مادر دست نکشیدند. حضرت زهرا«سلاماللهعلیها» فرمودند: چرا روی سر مادرشان دست نکشیدی؟ امام حسین«سلاماللهعلیه» فرمودند: مادر جان! او نماز نمیخواند. فرمودند: شوهرش شفاي آنها را از من خواسته است، پس روی سر او هم دست بکش. پس آن حضرت روی سر مادرم دست کشیدند و او هم خوب شد.
اين وقايع به تجربه اثبات شده و حاکي از عنایت خاص معصومين«سلاماللهعلیهم» به عزاداران است.
سابقۀ عزاداري توسط اهلبيت(ع)
ائمۀ طاهرین«سلاماللهعليهم» علاوه بر اصرار و پافشاری بر برگزاری عزاداری، خود نیز به ذکر مصیبت میپرداختند. مثلاً امام صادق«سلاماللهعليه» روضه میخواندند، اما معمولاً غير مستقيم بود؛ در فرصتها گریه میکردند و عطش یا سایر مصائب کربلا را یادآوری میفرمودند.[9] امام سجّاد«سلاماللهعليه» وقتي آب و غذا ميديدند، گريه ميکردند و ميفرمودند: ابا عبدالله را گرسنه و تشنه کشتند.[10] ائمّۀ طاهرين«سلاماللهعليهم» در جلسات عزاداري نيز به شدّت گريه ميکردند و مدّاح هرچه سعي ميکرد روضه را تمام کند، آنها با اصرار ميفرمودند باز هم ادامه بده.[11]
پیامبر «صلّياللهعليهوآلهوسلّم» نيز خود برای امام حسين«سلاماللهعليه» گريه ميکردند و روضه ميخواندند. آن حضرت وقتي امام حسين«سلاماللهعليه» را ميديدند، او را روي دامن خود مينشاندند، گلوي او را ميبوسيدند و برخي از اوقات، روضۀ آن حضرت را ميخواندند که چگونه کشته ميشود.[12] امیرالمؤمنین، حضرت زهرا و ائمّه اطهار«سلاماللهعليهم» چنين روشي داشتهاند.
واکنش تاريخي بدخواهان تشیّع نسبت به عزاداری
در طول تاريخ، بدخواهان تشیّع و به خصوص بنی امیّه و بنی عباس، تشکیل مجالس عزاداري را ممنوع کرده، مانع زيارت کربلا میشدند؛ زیرا آنان به خوبی دریافته بودند که عزاداري، مايۀ بقا و حیات تشيّع است. حتی در روایات میخوانیم که امام صادق«سلاماللهعلیه» هرگاه مدّاحي میدیدند، جلسۀ عزا به پا میکردند؛ بین زنان و مردان پرده ميکشیدند و مداح روضهخواني ميکرد و زنان و مردان گريه ميکردند. روزي هم جاسوسان خليفه با شنيدن صداي گريه و زاري درب منزل آن حضرت آمدند و یکی از افراد خانه براي آنکه مأموران به داخل خانه نريزند و اذيت نکنند، با ترفندی آنها را رد کرد.
در زمان پهلوی هم در راستای اجراي دستورات انگلیس، عزاداری ممنوع شد. در آن دوران، مبارزه با روحانيّت، مساجد و حسينيهها و مخصوصاً عزاداريها در دستور کار پهلوی و ایادی او قرار داشت. در واقع، هدف بیگانگان براندازي تشيّع بود و رسيدن به اين هدف، مستلزم تعطیلی رمز بقاي آن، يعني عزاداري بود. امّا در همان دوران نیز با وجود خفقان شديد، علما و بزرگان، آشکارا یا مخفيانه مجالس عزاداري برگزار کردند و مانع تعطیلی این فیض عظیم شدند. پهلوی هم طولی نکشید که با عاقبت عبرت آموزی نابود شد؛ او را به جزيرهاي منتقل کردند و يک بيماري واگيردار گرفت. نقل میکنند در روزهاي آخر عمرش، از دور تکّه نانی در مقابل او ميانداختند تا بخورد و به او نزدیک نمیشدند.
لزوم برگزاری عزاداري به شيوه سنّتي و پرهيز از افراط و تفريط
مطلبی که نیاز به توجه جدی، به خصوص از سوی روحانيّت و جوانان دارد، این است که باید در عزاداری سوژه و بهانه به دست معاندان تشیّع ندهند. عزاداري باید به روش سنّتي که ائمۀ طاهرین«سلاماللهعليهم» داشتند و در زمان ما مراجع و علما و بزرگان دارند، برگزار شود. برگزارکنندگان جلسات باید از افراط و تفريط بپرهيزند و برای رسانههای بیگانه سوژه تهیه نکنند.
اصل عزاداری با سخنرانی، ذکر مصیبت، گریه کردن، سینه زدن و آنچه عرف مردم به آن عزاداري ميگويند، حتماً بايد باشد، امّا افراط و تندی که هميشه بد بوده و در زمان ما بدتر است، بايد نباشد.
در زماني که دشمن به دنبال موقعيّت و سوژه براي کوبيدن و تمسخر تشيّع ميگردد، نبايد بهانه دست او داد. گاهي ديده ميشود در سايتها و خبرگزاريها، بهخاطر رفتار برخي از جوانان در عزاداريها، به شيعه توهين ميکنند، لذا بايد همگان مواظب باشند در عين اهتمام به عزاداري که رمز بقاي تشيّع است، از انجام کارهايي که موجب وهن تشيّع است، بپرهيزند.
در طول تاريخ، زحمات فراواني کشيده شده تا تشيّع به دست ما برسد و ما بايد مواظب باشيم با رفتار خود، به تشيّع ضربه نزنيم.
ضرورت تحکیم بنیۀ اعتقادی
آنچه در این مبحث توجه جدی میطلبد، این است که اگرچه اعتقادات تشیّع ریشهدار و مستحکم است، امّا متأسفانه جامعه و به خصوص جوانان، آنطور که شایسته است، در جهت تحکیم مبانی اعتقادی تلاش نمیکنند. حاصل کوتاهی در تقویت بنیۀ اعتقادی، تأثیر شبهات رنگارنگ بر ذهن و فکر جوانان است. به خصوص در زمان ما که زمان شبهه شده است و متأسّفانه بدخواهان تشیّع، بسیار پرکارند و هر روز براي تشيّع، برای ولایت و برای عزاداري به شبههپراکني میپردازند. امروز معاندان تشیّع با جنگ نرم به مصاف تشیّع آمدهاند و به طرز مرموز و زیرکانهای در دانشگاهها و در بین جوانان شبههافکنی میکنند. کار به جایی رسیده که در شب عید غدیر، یک مقالۀ بیادب در یک روزنامۀ بیادب منتشر شد که در آن، نصب اميرالمؤمنين «سلاماللهعليه» از جانب پيامبر اکرم«صلّياللهعليهوآلهوسلّم» به خلافت، انکار شد. نظیر این شبهات زياد مطرح میشود، به خصوص اینگونه حرکتهاي انحرافي در آستانۀ محرّم بیشتر میشود تا جوانان نسبت به شرکت در جلسات عزاداری، سرد و بیانگیزه شوند. لذا همه باید مواظب باشند و همه باید برای تحکیم و تقویت اعتقادات خود و اطرافیان بکوشند.
پينوشتها
=======================
1. ر.ک: تفسير القمي، ج 2، ص 292؛ بحار الانوار، ج 45، ص 257
2. كامل الزيارات، ص 156
3. كامل الزيارات، ص 146
4. كامل الزيارات، ص 147
5. زمر / 53
6. بحار الأنوار، ج 50، ص 208
7. اللهوف، ص 24
8. اللهوف، ص 65
9. مصباح المتهجّد، ج 2، ص 782
10. مثير الاحزان، ص 115
11. ر.ک: کامل الزيارات، ص 104 و 105
12. ر.ک: الإرشاد، ج 2، ص 131؛ الطبقات الكبرى، ج 10، ص 423 تا431
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
