شفقناافغانستان-امام جمعه میشیگان آمریکا با اشاره به دیدار پاپ و حضرت آیت الله العظمی سیستانی تاکید کرد: این موجب فخر است که دو رهبر بزرگ اسلامی و مسیحی صرف نظر از پروپاگانداهای جنگ افروزانه راجع به صلح صحبت می کنند و آیت الله سیستانی کلام حضرت علی (ع) را به پاپ اعظم هدیه می کند. این جنبش دیالوگ و گفت وگو باید ادامه پیدا کند.
به گزارش خبرگزاری شفقناافغانستان، استاد محمدعلی الهی در نشست مجازی که در موسسه فهیم به مناسبت عید مبعث پیامبر اکرم (ص) با موضوع «بعثت، پیام آور صلح و بهزیستی» برگزار شد، ضمن تبریک ایام ماه رجب به اولین آیات نازل شده بر رسول خدا اشاره کرد و بیان داشت: کلمه «اقرا» معجزه ای در آن زمان است؛ زمانی که مردم در جهنم جهل و جنون و با فرهنگ خون و خشونت قبیله ای و خشونتی که از خانواده آغاز می شد می زیستند؛ «وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثَىٰ ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ کَظِیمٌ»، « وَ إِذَا الْمَوْؤُدَهُ سُئِلَتْ. بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ»؟! در چنین جهنم جهالت و ساختار عشیره ای خشونت آمیز و جنگ افروزانه و خونبار مردی با دستور «اقرا» آمد. حتی در قرن ۲۱ که ما در آن زندگی می کنیم فرمان «اقرا» فرمانی مبارک و مهم است. اگر ما از خودمان و همه سوال کنیم در این قرن انفجار اطلاعات، چقدر با کتاب سر و کار داریم و به صورت معمول مردم چقدر در طول هفته و ماه و حتی سال مطالعه می کنند و کار کتاب و انتشارات تا چه مقداری در جامعه محترم و پر ارزش است؟ جواب آن چندان خوشحال کننده نیست!
او اضافه کرد: اگر مساله «اقراء» در قرن ۲۱ برای ما مساله مهمی است، در فرهنگ جاهلیت و عصبیت و همیت و جنگ های خونین و جنایتکارانه آن زمان، مردی از مردمان آن جامعه، «اقراء» را طلب می کند. برای آن مردم که نه به کتاب دسترسی داشتند و نه در جزیره العرب مدرسه و دانشگاهی وجود داشت، دستور «اقرا» بی مفهوم بود. از این جهت این بسیار مهم است که خود این کلمه اولین معجزه مبعوث ۲۷ رجب بود.
مدیر دارالحکمه اسلامی آمریکا، به آغازین آیات سوره علق اشاره کرد و گفت: مهمتر آنکه فرمود: «اقراء بسم ربک»؛ یعنی خواندن و آگاهی با مبدا وحدانیت و توحید که این کار را مشکلتر می کرد، برای اینکه گرایش توحیدی نه تنها تهدید عقیدتی بلکه تهدید اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بود. داستان همه کسانی که به این فرمان گوش دادند و توجه و اطاعت کردند مانند بلال حبشی و فرمان «احد؛ احد» زیر شکنجه ها در کوهستان های مکه و داستان سمیه و یاسر و بقیه مسلمانان که باید در مقابل این دستور «خواندن به نام خدا» بهای سنگینی را می پرداختند یا تسلیم می شدند و یا نابود را می خوانیم.
او به مهاجرت دو مرحله ای مسلمانان از مکّه اشاره کرد و یادآور شد: مسلمانان به همین دلیل در دو مرحله از مکه به حبشه مهاجرت کردند. آنهایی که در مکه باقی ماندند، پیامبر(ص)، خدیجه (س) و علی (ع) و بستگان نزدیک تحت شدیدترین شکنجه های تحریمی بودند.
الهی تصریح کرد: خدیجه (س) ثروتمند ترین بانوی جزیره العرب بخاطر وفاداری به این پیمان و مشارکت در این حرکت توحیدی و حرکت آموزشی «و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه» از غذا، آب و نان محروم شد و به همراه پیامبر (ص) و علی (ع) و دیگران در شعب ابی طالب در شدیدترین تحریم ظالمانه بت پرستان مکه قرار گرفتند.
او با یادآوری تحریم های آمریکا بویژه دوره ترامپ علیه ایران گفت: ترامپ طغیانگر و متکبر از هر وسیله ای برای تحریم و اعمال فشار حداکثری علیه ایران استفاده کرد تا آنجا که حتی این تحریم به حرم رضوی اصابت نمود. امروز برخی از شیعیان که مایل به سفر به مشهد و زیارت امام رضا (ع) هستند در مراجعت گاهی با سوال و جواب مامورین فرودگاه روبرو می شوند در حالیکه مشهد بیش از هزار سال قدمت دارد و حتی روابط اقتصادی با حرم را در لیست تحریم ها قرار داده اند.
امام جمعه میشیگان اظهار داشت: ما شورای علمای میشیگان فورا بعد از انتخاب رییس جمهور جو بایدن نامه ای نوشتیم و امضا کردیم و اولین بند از درخواست ما لغو تحریم های اقتصادی در ایران بود و ما شنیدیم که این نامه به دست بایدن رسیده است. البته می دانیم که رییس جمهور ایران و وزیر امور خارجه و افرادی که در حوزه برجام کار می کنند تلاش شبانه روزی و دلسوزانه ای دارند تا این تحریم ها برداشته شود.
او در ادامه سخنان خود در مورد فلسفه بعثت گفت: به دنبال فرمان «اقراء» این مشکلات روحی و روانی و جسمانی و اقتصادی برای پیامبر(ص) و خانواده ایشان اجرا شد. تا آنجا که حضرت مجبور شد بخصوص بعد از وفات حضرت خدیجه (س) و ابوطالب (ع) به طائف سفر کند و در مقابل فشار بت پرستان مکه مامنی در آنجا جستجو کند ولی در طائف نیز با سنگ اندازی و مزاحمت اوباش بت پرست مواجه شد و در آنجا دعای معروف « اللَّهُمَّ إِنِّی أَشْکُو إِلَیْکَ ضَعْفَ قُوَّتِی وَ قِلَّهَ حِیلَتِی وَ هَوَانِی عَلَى النَّاسِ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ أَنْتَ رَبُّ الْمُسْتَضْعَفِینَ وَ أَنْتَ رَبِّی إِلَى مَنْ تَکِلُنِی إِلَى بَعِیدٍ یَتَجَهَّمُنِی أَوْ إِلَى عَدُوٍّ مَلَّکْتَهُ أَمْرِی إِنْ لَمْ یَکُنْ بِکَ عَلَیَّ غَضَبٌ فَلَا أُبَالِی وَ لَکِنْ عَافِیَتُکَ هِیَ أَوْسَعُ لِی أَعُوذُ بِنُورِ وَجْهِکَ الَّذِی أَشْرَقَتْ لَهُ الظُّلُمَاتُ وَ صَلَحَ عَلَیْهِ أَمْرُ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ مِنْ أَنْ یَنْزِلَ بِی غَضَبُکَ أَوْ یَحِلَّ عَلَیَّ سَخَطُکَ لَکِنْ لَکَ الْعُتْبَى حَتَّى تَرْضَى وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِک»؟! کانّه دعای متواضعانه پیامبر گرامی بود، مورد استجابت حق تعالی قرار گرفت و چیزی نگذشت که با استقبال مسرورانه مردم مدینه مواجه شد و با شعار و هلهله زنان و کنیزکان روبرو شد که زمزمه می کردند:
طَلَع البدر علیـنا من ثَنیّات الوداع وَجَـبَ الشُکر علینا ما دعا لله داع
طلع النور المبین نور خیر المرسلین نور أمنِ و سلام نور حقِ و یقین
مرسل بالحقِّ جاء نطقه وحی السّماء قوله قول فصیح یتَّحدی البُلغاء
پس سرانجام در رسالت اقرا با صبر و شکیبایی و با منشور صلح و اخلاق مبعوث مکه به موفقیت نزدیک شد.
اندیشمندان آمریکایی در مورد پیامبر خاتم (ص) چه نوشتند؟
الهی، با اشاره به کتاب «محمد، پیامبر زمانه» تالیف خانم آرمسترانگ در آمریکا بیان کرد: نویسنده در این کتاب نوشته است که «محمد مقاوم و مجاهد و معتدل بود. او به دنبال جهاد بود نه جنگ. او فقط یک مصلح اجتماعی نبود بلکه معتقد به انقلاب درونی بود و نام آن را جهاد اکبر گذاشت. او به دنبال قدرت نبود به دنبال رسالت بود». جالب این است که بعضی از روشنفکران دینی ما، پیامبر را شخص قدرت طلب معرفی کرده اند و این خانم آرمسترانگ روشنفکر غیر مسلمان می گوید: «پیامبر به دنبال قدرت نبود و به دنبال رسالت بود او مبشرا و نذیرا بود. عقیده خود را هرگز تحمیل نمی کرد. پیام او جهانی و وحدت گرایانه بود. پیام صلح و آشتی و نه پیام جنگ و خون ریزی. محمد علاوه بر سنگینی بار رسالت همواره لبخند می زد و روحیه شادی داشت. همواره از فقرا و مساکین استقبال می کرد و حمایت می کرد او بیشتر اهل گفتگو بود تا جدال و جنگ…. برای محمد، جنگ وسیله ای برای اهداف سیاسی نبود هر چه می کرد در جهت تحقق اهداف اخلاقی بود».
او ادامه داد: نویسنده دیگری به نام مایکل هارد که ساکن نیویورک بود و چند سال پیش فوت کرد در سال ۱۹۷۸ کتابی نوشت و صد نفر از پر نفوذ ترین انسان های تاریخ بشر را معرفی کرد و در این لیست صد نفره که انبیایی چون عیسی مسیح (ع) هم هستند، پیغمبر اسلام را به عنوان اولین شخص معرفی می کند. و جمله ای دارد و می گوید: «شاید خیلی ها تعجب کردند و یا زیر سوال بردند که چطور من مسیحی در چنین کتاب مهمی، پیامبر اسلام را به عنوان اولین فرد یا با نفوذترین رهبر تاریخ بشر معرفی کرده ام ولی این مبالغه نیست. برای اینکه در حقیقت پیامبر به صورت فوق العاده ای هم در زمینه دیانت و هم در زمینه جامعه و زندگی اجتماعی و مادی و رهبری در هر دو صحنه به صورت فوق العاده ای موفق شد و نفوذ داشت».
امام جمعه میشیگان به اندیشه های یکی دیگر از نویسندگان آمریکایی اشاره کرده و گفت: آقای هوان کل که پروفسوری آمریکایی است و کتابی نوشته که ظاهرا کتاب او هم به فارسی ترجمه شده است، می گوید: «داستان پیغمبر اسلام نشان می دهد که چطور در دیانت اسلامی، اصالت با صلح است و جنگ حالتی استثنایی است. پس صلح حالتی عمومی و جنگ حالتی خاص و استثنایی است». همچنین پورفسور کال اینست در کتابی تحت عنوان «در دنیای معاصر دوباره باید درباره اسلام بیندیشیم» گفته است: «درست است که پیامبر اسلام صاحب قدرت بود ولی این پیامبر قدرتمند، قدرت را با فضیلت جمع کرد او صاحب توانایی و قدرت بود ولی در عین حال قدرتی که سرشار از فضیلت و الهام بخشی است». او می گوید: «شما با هر معیاری محاسبه کنید او انسانی است با کرامت و ارزش های عالی انسانی و شخصیتی بزرگ». جمله معروف مهاتما گاندی می گوید: «من به این نتیجه رسیده ام بیشتر از هر زمانی قانع شدم که این مساله شمشیر نبود که پیروزی را برای اسلام به ارمغان آورد در واقع این ایمان قدرتمند و شجاعت و توکل مطلق محمد به خداوند و به رسالت خودش بود که باعث پیروزی او شد و نه شمشیر بلکه شجاعت و شخصیت و ایمان و توکل او به خدا و رسالتی که به او واگذار شده بود، سبب پیروزی او شد».
او با بیان اینکه داستان های زیادی از رسالت صلح طلبانه پیامبر نه تنها بعد از بعثت بلکه حتی قبل از این ماموریت آسمانی منتشر شده است، افزود: در زمانی که در مکه نه پلیسی و نه دادگاهی بود و افراد می آمدند و در داخل شهر اگر متصل به قبیله ای نبودند مورد ظلم و تجاوز قرار می گرفتند و حمایتی از آنها نمی شد، پیامبر در پیمان عبدالله ابن جزعان با دیگران هم پیمان شد که با تمام وجود از مظلومین و ستم دیدگان دفاع کند. یا داستان سقوط سنگ سیاه از خانه کعبه و ماجرای نصب آن که نزدیک بود جنگ قبیله ای دربگیرد، تا آنجایی که یکی از افرادی که در آن جدال حضور داشت پیشنهاد کرد بگذارید اولین شخصی که به مسجد الحرام وارد می شود او راهی را به ما نشان بدهد و در حل این مشکل به ما کمک کند و محمد جوان قبل از رسالت آمد و به گفتگوهای قبائل گوش کرد و پیشنهاد داد پارچه بزرگی آوردند و حجرالاسود را داخل پارچه قرار دادند و از هر قبیله ای خواستند بخشی از پارچه را بگیرد و این سنگ را در دیوار کعبه قرار بدهند و بعد با دست مبارک خودشان این سنگ را نصب کردند و اینگونه با عملی حکیمانه و دقیق از جنگ و خونریزی در داخل مکه جلوگیری کرد. نام دین او اسلام، دین صلح و تسلیم در برابر خداوند و آرامش و یگانگی و وحدت در برابر آدمیان بود.
الهی افزود: در دنیای غرب می بینیم که بعد از یازدهم سپتامبر اوج ترس غیر منطقی از اسلام و پروپاگاندای اسلام ستیزی که قبلا هم بود پیچیده تر شد و سال های بعد از آن وقتی سرطان داعشی در منطقه و عراق و سوریه شروع شد و آن خونریزی های وحشتناک اتفاق افتاد، مرتبا در تبلیغ ها آمد که اسلام دین شمشیر است. درحالیکه کلمه «سیف» حتی یکبار هم در قرآن مطرح نشده است. اما در عهد قدیم و جدید بیش از ۴۰۰ بار کلمه شمشیر تکرار شده است.
او با بیان اینکه خداوند در قرآن کریم، مردم را نه با اعمال فشار بلکه با نصیحت و موعظه به اسلام دعوت گفت: اگر قرار بود جدالی بشود جدال و در واقع گفتمان محترمانه و مودبانه را برای گفتگو توصیه می کند این قران با صراحت اعلام کرد: «لکم دینکم ولی الدین» و این صحبتی است که پیامبر با کفار و بت پرستان مکه مطرح می کرد.
مدیر موسسه دارالحکمه اسلامی آمریکا ادامه داد: حقیقت وظیفه پیامبر را برای او بیان می کند ولی ایمان و کفر به این پیام با انتخاب و اختیار آن جامعه است البته مسئولیت های اخروی قضیه نیز وجود دارند؛ آنهایی که با لجبازی و عناد حقیقت پیام توحیدی را رد می کنند طبعا مسئولیتی بین آنها و خدا در قیامت وجود دارد ولی در این دنیا اجباری و هیچ مجوزی نیست که با کراهت افراد را به دین خدا دعوت کنید. وظیفه شما وظیفه یادآوری است.
نوع جنگ ها و جبهه های قتال و حرب در زمان پیامبر جنبه دفاعی داشت
او با یادآوری این مطلب که جهاد در قرآن ۴۰ بار مطرح شده است، گفت: «جهاد» در هیچ کجا حتی در لغت عربی به معنای حرب و قتال و جنگ و خونریزی نیست بعضی مواقع ممکن است مصداق «جهاد» درگیری های مسلحانه باشد ولی بیشتر مواقع، صحبت از جهاد فکری، جهاد فرهنگی، جهاد سازندگی، جهاد اخلاقی، جهاد اقتصادی و جهاد سیاسی است. اگر در تاریخ اسلام جنایتکارانی از اموی ها و عباسی ها و تروریست ها از جهاد برای توجیه جرایم جنگی خودشان و ارعاب و اعمال تروریستی استفاده کرده اند آن مشکل انسان ها است نه مشکل قانون خداوند. البته در قران آیاتی وجود دارد که قتال و حرب را مطرح می کند ولی به نظر من با یک دید دیگر به آیات و موقعیت زمانی و مکانی نزول آیات می توان به این نتیجه رسید که نوع جنگ ها و جبهه های قتال و حرب در زمان پیامبر جنبه ای دفاعی داشت.
الهی خاطرنشان کرد: آیه « وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ وَلَا تَعْتَدُوا ۚ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ» قانونی عقلانی است که می گوید افراد باید در مقابل ظلم و تجاوز انسان ها از خود دفاع کنند.
او ادامه داد: بنابراین چطور می توان تبلیغ و پروپاگاندای اسلام ستیزان را قبول کرد که اسلام افراد را بین دین و شمشیر اختیار داده است که یا تسلیم شوند و یا شمشیر را قبول کنند؟ این صراحتا با آیات قران منافات دارد.
امام جمعه میشیگان ابراز کرد: خدا در قرآن می فرماید: «یا رسول الله! حتی اگر مشرکین و پرستندگان بت ها به شما پناهنده شدند به آن ها پناهندگی بدهید و بعد به آن ها کمک کنید که بتوانند به مامن یعنی به جاهایی که برای آنها امنیت است و دوست دارند بروند». اگر قرار بود افراد بین دین داری و مرگ یکی را انتخاب کنند این آیه مفهوم پیدا نمی کرد. حتی یهود و نصارا و سایر ادیان آسمانی اگر به خدا ایمان دارند و اعمال آن ها درست است باید بدانند که در پیشگاه پروردگار ماجور هستند و دلیلی بر ترس و حزن و نگرانی آنها وجود ندارد و این منطق اسلام است.
او گفت: اگر ما و دیگر پیروان ادیان نتوانسته ایم نمایندگان خوبی برای شریعت خود باشیم، ربطی به ادیان آسمانی ندارد.
الهی با طرح این سئوال که ما باید چگونه از دین خود دفاع کنیم، اظهار داشت: راه آن همان گفتمان است همان چیزی که این روزها در خبر ها شنیدیم و از حضور پاپ اعظم رد عراق سخن رفت. مساله دیالوگ و گفتمان تمدن ها در سال ۲۰۰۰ توسط حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی در نیویورک و در سازمان ملل مطرح شد و مساله گفتگو از آنجا شروع شد. نه تنها بعد از انقلاب ایران بلکه حتی قبل از انقلاب ایران امام موسی صدر مساله گفتمان بین ادیان را در لبنان شروع کردند. حتی در سال ۱۳۶۰ روزی در رم و در سفارت واتیکان خدمت مرحوم آیت الله سید هادی خسروشاهی رسیدم چه تلاش ها و جهاد خستگی ناپذیری را در مورد گفتگوی تمدن ها و ادیان دنبال کردند. من به یاد دارم یکی دو هفته بعد از پیروزی انقلاب اسقف کاپوچی به ایران و تهران و قم رفتند و با امام راحل ملاقات کردند و بعد مصاحبه ای داشتند و چقدر خوشحال بودند که توانستند با امام روبوسی کنند و راجع به مسائل مختلف گفتگو داشتند. در چهل سال بعد فرصت های زیادتری برای گفتگو در جمهوری اسلامی پیش آمد که به نظر می رسد به اندازه کافی از این فرصت ها استفاده نشد و گاهی فرصت سوزی شد. و آنقدر از مصلحت های گروهی و شخصی و سیاسی و… صحبت شد که اصل مصلحت از بین رفت و آنچه که صلاح و مصلحت بود و باید اتفاق می افتاد، فراموش شد.
او با اشاره به ملاقات اخیر پاپ فرانسیس با حضرت آیت الله العظمی سیستانی در عراق گفت: به نظر می رسد ملاقات رهبر کاتولیک های جهان با داشتن بیش از یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون جمعیت در عراق، فوق عراق و ایران و شیعه و سنی و مسلمان و مسیحی است و خبرسازترین مساله هفته گذشته بود و همه جا از این اتفاق با ارزش صحبت کردند.
امام جمعه میشیگان ادامه داد: این رویداد، مورد توجه همه گروه های سیاسی و مذهبی قرار گرفت و از وزارت خارجه ایران تا سیاستمدران آمریکا و حزب الله لبنان و فلسطینی ها و جامعه شیعه و سنی و مسیحی و همه این زیارت و ملاقات را مورد تایید قرار دادند. البته همیشه افرادی که انرژی منفی دارند وجود داشته اند گاهی حسادت، گاهی جهالت و گاهی منفی بافی است. افرادی هستند که مرتبا می خواهند تا پایان روزگار به تاریکی فحاشی کنند ولی حاضر نیستند یک شمع روشن کنند. از مشکلات صحبت می کنند ولی حاضر نیستند هیچ وقت در راه حل ها مشارکت کنند.
تقوا، تواضع و صبر و شجاعت و قداست آیت الله سیستانی سبب جذب پاپ شد
او افزود: دنیا با حیرت فراوانی به این ملاقات نگاه کرد چون پاپ فرانسیس در واتیکان امپراطوری بزرگی دارد و چه چیزی این امپراطور باقدرت مذهبی و اقتصادی و سیاسی جهان را جذب می کند که عاشقانه به سمت کوچه های تنگ شارع الرسول در نجف و خانه محقر و استیجاری آیت الله سیستانی برود؟! البته نه اینکه ایت الله سیستانی نتوانند منزلی برای خود تهیه کنند. ایشان شخصی هستند که متواضعانه شهریه ده هزار نفر از طلاب را در صد ها حوزه علمیه در ایران و مناطق اسلامی و شیعی دنیا تقسیم می کنند و پروژه های زیادی در عراق و ایران و لبنان و یمن و جاهای دیگر برای کمک به فقرا و مستمندان دارند. ولی زیست ساده ای که در طول تاریخ جزو سنت های مرجعیت شیعی بود را با کسی مثل پاپ فرانسیس مقایسه کنید که باید گفت از نظر اقتصادی قطره ای در برابر اقیانوس است. کلیسای کاتولیک در آمریکا بیش از ۱۴ هزار مدرسه و دبیرستان و کالج و دانشگاه دارد و بیش از ۶۰۰ حوزه علمیه کاتولیک و حدود ۹۵۰ بیمارستان بزرگ با درآمد های آنچنانی فقط در آمریکا دارد. چه چیزی باعث می شود این مرد با این مکنت و ثروت و این نیروی اجتماعی و نفوذ خود به خانه ساده آیت الله سیستانی جذب شود؟! جاذبه همان تقوا و تواضع و طهارت و قداست و صبر و شجاعت و استمرار اشعه کتاب و عترت است که این موقعیت را بوجود آورده است.
الهی یادآور شد: شرایطی که این مرد در دوران رضاخان در مشهد داشت و بعد شرایط انقلاب ایران و جنگ ایران و عراق و نیز شرایط قبل و بعد از سرکوب گری بعثی ها در عراق، مساله اشغال و داعش و… موجب شده این مرد نود ساله با اینهمه تجربه زاهدانه و معنوی و تجربه سیاسی و علمی پذیرای پاپ اعظم باشد. در حقیقت این مساله ای بی سابقه است و برای اولین بار شخصیتی در موقعیت پاپ با مرجعی شیعی در نجف دیدار می کند. خود پاپ نیز شخصی با دیدگاه های جدید و متواضع است. شاید برخی از شما فیلم دو ساعته ای را که در نت فیلیکس بین دو پاپ پخش شد دیده باشید. عجیب است که پاپ فرانسیس که در آن زمان سراسقف آرژانتین بود به پاپ مراجعه می کند و به آنچه که در دنیای کلیساهای کاتولیک می گذرد و مسائل فسادهای مالی و جرایم اخلاقی معترض بود و حتی می خواست استعفا بدهد. تا سال گذشته چیزی حدود سه میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار جریمه توسط کلیسای کاتولیک به خانواده هایی که مورد تجاوزهای جنسی قرار گرفته اند پرداخت کرده است. ایشان شدیدا با این موارد برخورد کرد. حتی در سال گذشته کاردینال واشنگتن دی سی را که پر قدرت ترین کاردینال در ایالات متحده آمریکا بود را عزل کرد و شدیدا در برابر فساد و جرایم شدت عمل نشان داد. او فردی فوق العاده جدی است ولی در عین حال در موارد دیگر بسیار منعطف و مهربان است. بسیاری از قوانین کلیسا را تغییر داد و به خانم ها اجازه داد در کلیساها کار کنند و حتی به خانم ها اجازه فعالیت هایی مثل پریس یا کشیش را می دهد البته هنوز کشیش نشده اند ولی تا مقام معاونت و مساعدت پیش رفته اند. قبل از پاپ فرانسیس، کلیسای کاتولیک در حال ضعیف شدن بود و بسیاری کلیسا را ترک می کردند و ساختمان های بسیار بسیار گران قیمت از سکنه مومنین کاتولیک خالی می شد ولی پاپ اقدامات زیادی کرد و می گفت باید با گناهکاران با مدارا رفتار کنید و به جای اینکه به گناه او به عنوان لکه ننگ نگاه کنید به چشم یک جراحت و به صورت یک زخم بنگرید و کلیسا باید بیمارستانی روحانی و معنوی برای معالجه این مجروحین از گناه باشد. او ابتکارات زیادی انجام داده است ضمن اینکه خود او هم علی رغم همه امکانات کلیسا زندگی معتدلی دارد و با ساده زیستی آشناست و اولین بار در تاریخ است که کسی از آمریکای لاتین در موقعیت پاپ اعظمی قرار می گیرد.
او اضافه کرد: پاپ حتی در مقابل ترامپ مقاومت کرد و زمانی که ترامپ ساختن دیوار را شروع کرد پاپ با صراحت اعلام کرد که «ما به عنوان مسیحی آمده ایم تا با مردم پل های ارتباطی برقرار کنیم نه اینکه دیوار بسازیم و این از شان مسیحیت دور است و تو نمی توانی مسیحی باشی ولی به جای ساختن پل دیواری بین خودت و فقرا ایجاد کن». در چنین موقعیتی پاپ فرانسیس وارد نجف می شود و در این سفر سه چهار روزه و در ملاقاتی ۴۵ دقیقه ای یا یک ساعته تمام اخبار را به خود جذب می کند یعنی از فرودگاه و کاخ نخست وزیری و ریاست جمهوری عراق خبری نبود و همه اخبار در مورد ملاقات پاپ و آیت الله سیستانی بود.
اسلام دین صلح است و برای صلح باید گفتگوی ادیان و تمدن ها صورت بگیرد
امام جمعه میشیگان گفت: وقتی پاپ با هواپیمای واتیکان به ایتالیا مراجعت می کرد سی ان ان مصاحبه ای با او انجام داد پیام او و احساس او در مورد آیت الله سیستانی این بود که این سفر و دیدار مربوط به ایران و عراق و این نقطه و آن جامعه نبود بلکه این در واقع رسالتی جهانی بود. من در واقع یک حج و یک مناسک ایمانی را بر گرده خود احساس می کردم و می دانستم که باید این مناسک را انجام بدهم و به عراق بروم و وقتی رفتم در خلال این مناسک معنوی با شخصیتی برخورد کردم که شخصیتی بزرگ و صاحب حکمت و مردی از مردان خدا بود. پاپ فرانسیس دو بار تاکید کرد که او انسانی فوق العاده بااحترام بود. پاپ اعظم دنیای کاتولیک می گوید من از ملاقات با مرجعی شیعی احساس افتخار می کنم. و مکررا به فروتنی و حکمت ایشان اشاره می کند و می گوید من از نظر روحی نتیجه بردم و ملاقات با چنین مرجعی از نظر معنوی برای من ثمر بخش بود.
او خاطرنشان کرد: این ملاقات انجام شد و این زیارت به انتها رسید اما آنچه برای ما مهم است پیگیری این مساله است. من به سر اسقف دیتروید پیشنهاد کردم که جلسه ای باشد و ملاقات تاریخی پاپ و آیت الله سیستانی را مطالعه کنیم. البته من در سی سالی که این تجربه شخصی را که هیچ به سیاست و حکومت مربوط نیست را در ایران و سایر جاها داشتم همواره بر مساله دیالوگ و گفتمان ادیان تکیه می کردم. اسلام دین صلح است و برای صلح باید گفتگوی ادیان و تمدن ها صورت بگیرد چون می بینیم که نوع جنگ ها جنایتکارانه و ظالمانه است و حداقل کار ما تلاش و صحبت برای صلح است. اگر همه ما برای فرهنگ صلح و محبت و همبستگی و اخوت تلاش کنیم صرف نظر از آنچه که در دنیا رخ می دهد در پیشگاه خداوند این برهان برای ما هست که ما کار خود را کردیم و وظیفه خود را در برابر جنایت تروریسم و آشوب گری ها انجام دادیم.
الهی اظهار داشت: آنچه در کنگره آمریکا در واشنگتن دی سی رخ داد مشخص کرد وقت و سرمایه ها ضایع شده و به دنبال کسانی بودند که خطری نداشتند و خطر اصلی را فراموش کردند و آن تروریست ها و نژاد پرستان داخلی بود که کودتا کردند و داستان آن را شنیدید.
او یادآور شد: نوع جنگ ها از جنگ جهانی اول و دوم و ویتنام و … ثابت کرده است که جنگ ها با دروغ گویی و کذب و فریبکاری آغاز شد و روی صداقت نبود.
دیدار پاپ و آیت الله سیستانی باعث عزت شیعه و سنی شد
مدیر موسسه دارالحکمه اسلامی میشیگان گفت: کار ما بخصوص بعد از ملاقات نجف این است که مساله صلح و دیالوگ را جدی تر دنبال کنیم. ما باید این نهضت دیالوگ و جنبش گفتگوها ادامه پیدا کند. مهم نیست چه کسی با چه کسی ملاقات کرده است؛ این ها مسائل فرعی است و مساله مهم این است که این دیدار باعث عزت شیعه و سنی و مسلمانان و مسیحیان شده است. یعنی این فخر بشریت است که دو رهبر بزرگ اسلامی و مسیحی صرف نظر از پروپاگانداهای جنگ افروزانه راجع به صلح صحبت می کنند و آیت الله سیستانی کلام حضرت علی (ع) را به پاپ اعظم هدیه می کند. بگذارید دنیا بداند که نمایندگان اسلام داعشی ها و القاعده نیستند. نمایندگان اسلام صلح طلب های قهرمانی چون مرجعیت شیعه است. این مساله ای بسیار مهم است. دیر یا زود همه ما از دنیا می رویم ولی رسالت و بعثت محمد(ص) باید از طریق تبلیغ استمرار پیدا کند.
