خبرگزاری شیعیان افغانستان(شفقنا افغانستان)
یکی از اختلافات مهم که خود باعث انشعاب امت اسلامی به فرقه های گوناگون و جدایی شیعه و سنی گردید، اختلاف بر سر مسئله خلافت و امامت بعد از رحلت رسول گرامی اسلام بود. به اعتقاد شیعیان، پیامبر گرامی اسلام که برای تعلیم و هدایت مردم و بیان حقایق احکام اسلامی مبعوث شده بود، در فرصت کوتاه رسالتش، امکان بیان تمام مسائل را نیافت، از این روی لازم بود از سوی خداوند امام معصومی رهبری جامعه اسلامی را در دست گیرد تا ضمن رهبری جامعه اسلامی، به بیان احکام و معارف بپردازد. رسول گرامی اسلام نیز در زمان حیات خویش بارها بر این مسئله تکیه نموده و علی بن ابیطالب را به عنوان جانشین، خلیفه و امام بعد از خویش معرفی نمودند. در مقابل، اهل سنت که اکثریت امت اسلام را تشکیل می دهند، چنین اعتقادی نداشته و معتقدند که جماعت مسلمین خود در پی تعیین و نصب خلیفه برآمدند. عده ای «انصار» را به جهت نصرت حق، پناه دادن و یاری نمودن اسلام، سزاوارتر و عده ای «مهاجرین» را به جهت پیشگامی آنان در پذیرش اسلام اولی به خلافت می دانستند؛ و در این میان عده اندکی خلافت و امامت را منحصر در خاندان پیامبر دانسته، علی بن ابی طالب (علیه السلام) را شایسته ترین فرد برمی شمردند.
برای بررسی عوامل بروز اختلاف میان مسلمانان و چگونگی تشکیل گروهها و فرقه های مختلف و تاثیرات این اختلافات بر جامعه اسلامی ، گفتگویی ترتیب دادیم با حجت الاسلام والمسلمین رضایی، محقق وپژوهشگر حوزوی که متن کامل این گفتگو از نظر شما مخاطبین عزیز می گذرد:
س- در مطالعات و تالیفات نویسندگان و دانشمندان اسلامی یکی از عوامل بروز اختلاف به خصوص بر سر جانشینی پیامبر(ص) پس از ایشان، تعصبات قبیله ای و گرایشهای حزبی عنوان شده است؛ در این باره توضیح دهید.
رضایی: تعصب های کور قبیله ای و گرایشهای حزبی نخستین اختلاف در میان مسلمانان پس از درگذشت رسول اکرم(ص) درمسئله خلافت و تعیین جانشین بود. کسانی که مسئله خلافت را یک مقام تخصیصی می اندیشیدند، با تکه بر احادیث پیامبر اسلام(ص) خلافت را از آن امام علی(ع) می دانستند و در منطق این گروه هرگز تعصبات قبیله ای مطرح نبود و این عقیده از سخنان رسول اکرم (ص) برخاسته بود ولی منطق مخالفان علی(ع) در سقیفه چه انصار و چه مهاجر بر محورهای دیگری دور می زد که قدر مشترک آن را گرایشهای قبیله ای و تعصبات حزبی و در باطن خودخواهی تشکیل می داد.
هر دو گروه انصار و مهاجر که مدعی اولویت در مسئله امامت و خلافت بودند معیار عصر جاهلیت را مطرح می کردند و می خواستند از این طریق صاحب مقام و منصب گردند در حالی که شایسته هر دو گروه این بود که بر فرض انتخابی بودن مقام امامت، فرد یا گروهی را انتخاب کنند که با دیگر موازین اسلام منطبق باشد زیرا مسئله تقوی و پرهیزگاری ، قدرت بر اراده، داشتن بینش صحیح و اطلاع از اصول و فروع چیزی نبود که در گزینش خلیفه به دست فراموشی سپرده شود ولی متاسفانه هیچ یک از این دو گروه بر این معیارها تکیه نکردند بلکه هر کدام خدمات قبیله خود را نسبت به صاحب رسالت مطرح ساختند و آن را ملاک و دلیلی برای در دست داشتن زمام امور مسلمین معرفی می کردند.
س- با توجه به آگاهی ای که از جلسه سقیفه بنی ساعده در دست داریم که طی آن هر کدام از گروههای مهاجران و انصار با استدلال های خود سعی در متقاعد کردن دیگران برای در دست گیری زمام امور مسلمین داشتند، اشکال و انتقادی که به نظر شما بر این مجلس وارد است، چه چیزی می تواند باشد؟
رضایی: علم به اصول و احکام و آشنایی با نیازهای جامعه از نظر سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و نیز مدیریت شرط اساسی جانشینی از صاحب رسالت است که در سقیفه از آن سخن به میان نیامد. این سوال در ذهن ما شکل می گیرد که آیا شایسته و لازم نبود که افراد و سران حاضر در آن مجلس به جای اینکه بر قومیت و دیگر ملاک های واهی تکیه کنند ، موضوع علم و دانش را ملاک قرار داده و در میان یاران رسول خدا(ص) فردی را که به اصول و فروع اسلام آشنایی کامل داشت و از آغاز زندگی تا آن روز لغزشی از او دیده نشد بود را برای زعامت انتخاب کنند و به جای خود بینی مصالح اسلام و مسلمانان را در نظر بگیرند؟
اصولا باید میان دلیل و مدلول ارتباطی وجود داشته باشد؛ تصدیق یکی موجب تصدیق دیگری گردد در صورتی که در دلایل مهاجر و انصار چنین ارتباطی موجود نبود. درست است که مهاجرین نخستین کسانی بودند که به پیامبر(ص) ایمان آوردند و یا با پیامبر پیوند خویشاوندی داشتند ولی این دو جهت سبب نمی شود که مقام رهبری از آنان باشد زیرا رهبری شرطی جز این دو لازم دارد و آن آگاهی از کتاب و سنت و قدرت روحی بر اداره امور مملکت است.
آنان به جای اینکه ببینند در چه شخصیتی شرایط رهبری فراهم است سراغ فضائلی رفتند که ارتباطی به مقام رهبری نداشت و جدا از این مسئله ، صرف تشکیل سقیفه با وجود بیانات پیامبر اسلام(ص) به خصوص در واقعه غدیر خم و اعلان علنی و جمعی وصایت و ولایت علی(ع) بر مسلمین خود ظلمی بزرگ و تضییع حق مسلم امیرمومنان(ع) و اهلبیت می باشد و این بزرگترین انتقاد و اشکالی است که می توان به شکل گیری سقیفه و جریانات آن داشت.
س- هدف و آرمان واقعی گروههای مدعی خلافت پس از پیامبر اسلام(ص) را چه می توان بیان کرد؟ آیا واقعا آنها به دنبال اهداف حقه اسلام و پیامبر(ص) بوده و سعی در حفظ آن داشتند و یا قصد و نیات دیگری در میان بود؟
رضایی : باید گفت که جز حکومت ظاهری چیز دیگری مطرح نبود.
شیوه استدلال هر دو گروه(مهاجرین و انصار) نشان می دهد که آنان از خلافت و جانشینی پیامبر(ص) جز همان حکومت ظاهری و فرمانروایی بر مردم هدف دیگری نداشتند و از دیگر مناصب پیامبر اسلام(ص) چشم پوشیده و به آن توجهی نمی کردند. از همین رو انصار در اظهاراتشان بر افزونی و قدرت قبیله ای خود بالیده و خود را سزاوارتر از دیگران می دانستند و مهاجران خویشاوندی و نزدیکی به رسول خدا(ص) را دلیل بر زعامت خود مطرح می ساختند.
درست است که پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمانروای مسلمانان بود ولی علاوه بر این مقام دارای مقامات و فضائل دیگری نیز بود که در کاندیدهای مهاجران و انصار اصلا وجود نداشت زیرا پیامبر بازگو کننده شریعت و مبین اصول و فروع و در برابر گناه و لغزش مصون و بیمه بود و افراد خاصی که در جریان جلسات تصمیم گیری برای جانشینی پیامبر(ص)، نامشان در تاریخ ماندگار و برای ما آشنا گردیده است در مقام انتخاب جانشین به این رشته از امور که جهات روحانی و معنوی پیامبر(ص) و علت برتری و فرمان روایی او بر جامعه انسانی بود، توجه نکرده و موضوع را تنها از دریچه حکومت ظاهری و فرمانروایی آن هم بر اساس فزونی افراد و پیوندهای قبیله ای می نگریستند.
س- ما در تاریخ شاهدیم که پس از رحلت پیامبر(ص) و بر اثر همین بحث ها و کشمکش های مرتبط با زعامت امور مسلمین، فرقه ها و گروههای مختلفی در بین مسلمین ایجاد شدند؛ دلیل اصلی شکل گیری این گروهها چه بودند؟
رضایی: جمود فکری و کج اندیشی در فهم معارف کتاب و سنت از مهمترین عواملی است که موجب پیدایش گروههایی مانند خوارج و مرجئه و… گردید. در واقع قسمت مهمی از مذاهب، زاییده جمود و کج فکری و تنگ نظری سران آنهاست تا آنجا که در تقدیس ظواهر کتاب خدا و سنت پیامبر، آنقدر از خود جمود و خشکی نشان داده اند که عقل و خرد و داوری فطرت و وجدان را فدای ظاهر ابتدایی آیه و روایت ساخته و در نتیجه مذاهبی را پی ریزی کرده اند.
شکی نیست که کتاب خدا و گفتار پیامبر گرامی اسلام(ص) بر همه مسلمانان حجت است و بر همه لازم است که از ان پیروی کنند و هرگز روا نیست کسی در برابر حکم خدا و دستور پیامبر اظهار نظر کند یا نعوذبالله با آنها مخالفت بورزد.
طوائفی در اسلام پس از رحلت پیامبر(ص) مانند مجسمه، مشبهه، خوارج و مرجئی و… پدید آمدند که همه این گروهها کتاب و سنت را مدرک اندیشه های خود شمرده و بر آن تکیه جستند و مخالفان خود را به مخالفت با کتاب و سنت پیامبر(ص) متهم کردند. نهایتا جمود فکری و تسمک به ظواهر و گزینش معانی مفردات آیه و روایت آفتی بود که به وسیله همین گروههای کج اندیش دامن گیر جهان اسلام گردید و در پیدایش این گروهها نظیر خوارج و مرجئه جز انحراف فکری و کج اندیشی در معارف کتاب و سنت ، علت دیگری وجود نداشته است.
س- یکی از اتفاقاتی که در تاریخ اسلام پس از رحلت پیامبر(ص) اتفاق افتاد، جلوگیری از نشر احادیث پیامبر اسلام(ص) بود؛ این ممنوعیت چه تاثیراتی در شکستن وحدت مسلمانان و ایجاد تنش و نزاع میان آنان داشت؟
رضایی: منع تدوین احادیث نبوی و جلوگیری از مذاکره و نشر آن در شکستن وحدت کلمه و ایجاد تشتت در اصول و فروع متاسفانه نقش عمده و به سزایی داشت. در سایه این ممنوعیت که تا عهد خلیفه اموی عمربن عبدالعزیز به صورت جدی تعقیب می شد و در عهد عباسیان تا حدودی کمرنگ تر شد، اخبار و روایات صحیح رسول گرامی از اذهان و اندیشه ها محو گردید و دومین حجت پس از قرآن دستخوش نسیان و فراموشی شد.
ای کاش اثر منفی جلوگیری از تدوین احادیث پیامبر(ص) منحصر به همین بود ولی از آنجایی که این نوع بازدارندگی در آن زمان رنگ تقدس به خود گرفته بود، پی آمد بدتری به دنبال داشت و آن اینکه پس از شکستن منع قانونی و دعوت به تدوین حدیث، ناگهان موجی از احادیث اقطار اسلامی را فراگرفت و تعداد و آمار احادیث آن چنان بالا رفت که هرگز عقل و خرد باور نمیکرد که فردی مانند پیامبر هر چه هم سخنران و سخنگو باشد با آن همه مشاغل و گرفتاریها بتواند در مدت ده سال این همه سخن بگوید.
داغی بازار جعل حدیث معلول فقدان جوامع حدیثی بود که شایسته می بود دست توانای صحابه پیامبر که از زبان او شنیده بودند تالیف گردد و به عنوان سند رسمی در میان مسلمانان باقی بماند ولی متاسفانه می بینیم که شخصی مانند خلیفه دوم یعنی عمر، خود از جمله کوششگران در زمینه عدم تدوین احادیث نبوی بود و در زمان خلافتش از این کار بسیار جلوگیری نمود.
اولین خسارتی که به وسیله منع تدوین حدیث متوجه مسلمین گردید نابودی جامعه اولیه حدیثی بود که به وسیله یاران رسول گرامی نوشته شده بود و همین طور باعث شد که آن گروه از صحابه که در پرتو حافظه های قوی سخنان وحی گونه پیامبر(ص) را به خاطر داشتند همه را به فراموشی بسپارند و بدیهی است که دور بودن جامعه از سخنان گوهر بار پیامبر اسلام(ص) و نهادینه نشدن آن در اجتماع اسلامی چه پیامدهای ناگواری در جهت جدایی مسلمین از یکدیگر داشت و به عبارتی دیگر می توان گفت که اغراض سیاسی باعث شد که به خصوص خلیفه دوم اقدام به این کار کرده و با بهانه هایی نظیر دوری مردم از قرآن در صورت رجوع بیشتر به احادیث نبوی و… سعی در توجیه اقدامات خود داشتند.
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
