حجت الاسلام قاسمی، استاد حوزه و پژوهشگر عرفان های نوظهور، اوضاع اجتماعي و سياسي عصر امام هادي (ع) كه عباسيان بر آن تسلط داشتند را بسیار آشفته عنوان و اظهار کرد: امام هادی(ع) با وجود شرايط بسيار سخت آن زمان، از طریق تربیت شاگردانی برجسته و مناظره، نظریه مکاتب انحرافی را رد و نظر شیعه را تبیین می کردند و بدین صورت از اسلام ناب و سيره نبوي نگهبانی کردند.
بحران مشروعيت در حكومت عباسي
حجت الاسلام محمود رضا قاسمی در گفت وگو با شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه)، به بررسي اوضاع سیاسی در عصر امام هادی (ع) و نقش و جايگاه ایشان در پیشبرد نهضت علوی پرداخت و در مورد اوضاع سیاسی در عصر امام هادی (ع) گفت: عباسيان در اين دوره با بحران شديد مشروعيت در حكومت خود مواجه بودند، بحران مشروعيت از مهم ترين عواملي بود كه قدرت سياسي عباسيان را به چالش كشيده و منجر به تزلزل و عدم ثبات سياسي در قلمرو اسلامي مي گرديد. در دوره اول عباسيان، حاكمان از اقتدار بيشتري برخوردار بوده و براي جبران مشروعيت حكومت خود به ترفندهاي مختلفي دست مي زدند، مامون خود را به اهل بيت (ع) نزديك و سعي كرد با اين روش مقداري از بحران ها را كاهش دهد، اما حاكمان پس از مأمون به خوبي نتوانستند به اوضاع تسلط يابند از اين رو در تأمين مشروعيت خود به نظامي گري، زور، قدرت، سركوب، قتل و خونريزي روي آوردند.
رشد فرقه هایی که برای عباسیان مشکل ساز بود
او از جمله عوامل ضعف سياسي و كاهش اقتدار، حکومت عباسی را شيوع قيام ها عليه این حکومت دانست و به چهار نوع قیام اشاره و اظهار کرد: قيام هاي ايدئولوژي و عقيدتي، قيام های برخاسته از مبناي فكري برخي از فرقه هاي اسلامي هم چون زيديه و ساير فرقه هاي شيعي بود، علويان در شهرهاي مختلف قلمرو عباسيان به قيام عليه حاكميت عباسيان دست زده و مشروعيت آن ها را مخدوش مي كردند اين نوع قيام ها از آن رو در افزايش بود كه براي عباسيان بسيار مشكل ساز شد. عباسيان در آغاز قيام و استقرار حكومت خود شعار “الرضا من آل محمد” را سرلوحه شعار خود كرده بودند و پس از رسيدن به قدرت، از اين شعار خود رويگردان شدند، همين سبب گرديد علويان عليه آنان دست به شورش مستمر بزنند. قيام هاي علويان در مناطق مختلف قلمرو عباسيان و شهرهايي مانند كوفه، مكه، مدينه، بصره، خراسان، ري و طبرستان (مازندران) و گيلان و ديگر مناطق گسترده بود و از هر سو حكومت مركزي را دچار بحران و چالش مي كرد، اين قيام ها تبعات اجتماعي و سياسي بسيار مخرب در جهان اسلام بر جاي مي گذاشت. ناامني در مناطق مختلف، بحران هاي اجتماعي و اقتصادي در پي داشت، راه زنان و غارت گران و دزدان در جامعه امنيت را مخدوش مي كردند. بدين ترتيب وضع اجتماعي، آسيب هاي فراواني به بار مي آورد. جامعه همواره در تلاطم و آشفتگي ناشي از تبعات بحران هاي بزرگ واقع شده بود. حاكمان در اين دوره با مواجهه با اين پديده ها از مديريت اجتماعي و داشتن برنامه هاي مقتدرانه و تصميمات عاقلانه عاجز بودند.
این استاد حوزه ادامه داد: قيام هاي قبيلگي، دومين نوع از قيام ها عليه حاكميت عباسيان در عصر امام هادي(ع) بود. قيام هاي قبيلگي و اعراب طرفدار بني اميه و مخالف عباسيان از خوارج و ساير فرقه هاي مذهبي بود. عدم اتكاي سياسي عباسيان به اعراب و قبايل عربي به جز خويشان و نزديكان خود نوعي سلب اعتماد از اعراب بود كه براي اعراب نگران كننده بود. قبايل عربي مانند بني هلال، فزاره، مره، غطفان، اشجع، ثعلبه و معزبيان ساكن مدينه در مناطق مختلف به قيام عليه عباسيان دست به شورش زدند. در شام و فلسطين و حمص و نواحي ديگر شبيه اين قيام ها و شورش ها واقع شد، راهزنان، حجاج را از زيارت باز داشته و به كاروان حجاج دست درازي مي كردند.
با گسترش آشفتگي اجتماعي و سياسی، امام هادی (ع) بیشتر مورد اذیت واقع می شد
او به قيام هاي ايرانيان و اقلیت های دینی نیز اشاره کرد و افزود: نوع سوم از قيام ها قيام هاي ايرانيان با گرايشات مختلف بود كه از طرف ايرانيان، خاندان هاي بزرگ ايراني عليه عباسيان بود. در برخي از اين قيام ها طرفداري از اهل بيت عليهم السلام و جانبداري از حكومت آن ها برجسته است. قيام هايي چون قيام بابك و مازيار و ديگر قيام هاي ايرانيان نيز به نوعي مشروعيت عباسيان را به چالش مي كشيد. گرايشات به علويان نيز در برخي از اين قيام ها به چشم مي خورد. قيام هاي اقليت هاي ديني، قيام هايی نيز گاه از سوي اقليت هاي ديني عليه عباسيان در نواحي دمشق صورت گرفته، همه اين ها نشان مي دهد كه اوضاع اجتماعي و سياسي عصر امام هادي (ع) كه عباسيان تسلط داشتند بسيار آشفته بود و اين آشفتگي اجتماعي و سياسي هر چه شدت مي يافت زندگي آن حضرت نيز كه در حصر و تحت مراقبت نيروهاي نظامي بود، تحت الشعاع قرار گرقته و بيشتر مورد اذيت حكومت واقع مي شد. 20 سال از دوران امامت آن حضرت در شهر نظامي سامرا و تحت مراقبت شديد نظامي بود و متوكل بر آن حضرت بسيار سخت مي گرفت و با آن حضرت برخورد نامناسب داشت.
قاسمی از جمله تحولات سياسي اين دوره به سلطه نظاميان بر امور سياسي و اجتماعي ياد كرد و گفت: دخالت نظامیان تا حد انتخاب خليفه پيش رفت. در دوران اول حكومت عباسيان، ايرانيان كه در امور ديواني و تشكيلات تخصصي داشتند در اركان مهم حكومت نفوذ كرده و اداره امور جهان اسلام در دست ايرانيان كاردان و وزرايي لايق بود، اما در اين دوره اعتماد عباسيان بر عنصر ايراني كاهش يافت و اين اعتماد بر نظاميان گراييد. لذا در دوره امام هادي(ع) نظاميان بر تمام امور مسلط شدند، همين امر سبب آشفتگي امور سياسي و اجتماعي و پيدايش بحران ها بود، حكومت نظامي بر اكثر شهرهاي اطراف پايتخت حتي فرمانداران و واليان از ميان نظاميان بود، نظامياني كه هيچ سابقه ديواني و حكومتي نداشتند، بلكه صرفاً از قدرت نظامي و در امور نظامي مهارت داشتند، اگر نظامياني كه سابقه علمي و ديواني داشتند، بر جامعه مسلط بودند وضع به اين حد بحراني نمي شد، حضور نظاميان در هرم قدرت عباسيان به عنوان تامين كننده مشروعيت حكومت آنان محسوب مي شد در حالي كه مشروعيت پيش از اين از راه هاي ديگر تأمين مي شد.
نقش امام هادي و تاثير آن در پيشبرد نهضت علوي
او در مورد نقش امام هادي (ع) در پیشبرد نهضت علوی گفت: امام هادی(ع) با وجود شرايط بسيار سخت سياسي و اجتماعي، از اسلام ناب و سيره نبوي بر محوريت مكتب اهل بيت (ع) حراست و نگهباني کرد و در اين راه تلاش هاي فراواني از خود نشان داد، كه به حسب وظيفه الهي و امامت بود. امام هادی (ع) با تكيه بر نيروي پيامبر (ص) و امير مؤمنان (ع) میراث و دستاورهای ائمه پیشین را حفظ کرد.
این پژوهشگر پاسخ امام هادی(ع) به شبهات عقیدتی، تربیت شاگردان بزرگ، مناظرات با رهبران مذاهب و فرق ديگر، مبارزه با غلات، تاسيس سازمان وكالت و نامه نگاري ها را از جمله راه های حفظ نهضت علوی عنوان کرد و گفت: امام هادی(ع) در زمينه هاي مختلف از جمله، توحيد، نبوت، امامت، معاد و دفاع از اصل اسلام، بارها اساس دين اسلام را از خطر نابودي نجات داد، عقايد مسلمانان در اين دوره بارها توسط برخي از رهبران اديان ديگر به چالش كشيده شد، اگر تدابير و علوم الهي امام هادی (ع) و اقدامات مهم فرهنگي ایشان نبود، اساس عقايد اسلام و مسلمين از بين مي رفت.
او افزود: امام هادی(ع) از طريق تربيت شاگردان مختلف كه برخي از آن ها از شاگردان اجداد ایشان بودند، علوم آن ها را افزايش داد و آنان را در حمايت از دين اسلام پشتباني علمي کرد. شاگرداني كه هر يك داراي آثار علمي و ميراث امامت و مكتب علوي را به آيندگان منتقل کرده و در فرهنگ سازي نقش بسيار موثر داشتند، افرادي چون ابوهاشم جعفري، اسماعيل بن مهران، علي بن مهزيار اهوازي، حسين بن سعيد اهوازي كه حدود 30 كتاب نوشته بود. فضل بن شاذان كه داراي تاليفات زيادي بود، ابو حماد رازي (ري شهري) و عبدالعظيم حسني از شاگردان امام هادي(ع) بود.
قاسمی در مورد نحوه مناظره امام هادی(ع) با رهبران مذاهب و فرق دیگر گفت: قصد از این گفت وگو و مناظره ها بيشتر چيره شدن بر امام(ع) بود ولي امام قصد هدايت آن ها را داشت و با نگاه امامت و ترحم به آنان متوجه مي شد بسياري از سرداران نظامي كه از تركان ماوراء النهر بودند با درك مقام امامت با ديدن فضايل آن حضرت به امامت آن حضرت ايمان مي آوردند.
او به مبارزه امام هادی (ع) با غالیان و فرقه های گمراه اشاره کرد و افزود: از جمله فعاليت هاي امام(ع) در حفظ نهضت و مكتب علوي استوار بر سيره نبوي، مبارزه با غلو و غاليان و فرقه هاي گمراه با گرايشات صوفي مآبانه بود. آن حضرت با تمام گرايشاتي كه مغاير با خط اسلام ناب و اصيل بود از طرق مختلف مبارزه مي كرد و به اصحاب خود و وكلاي خود طي نامه يا پيام شفاهي به دوري و پرهيز از آنان موكداً توصيه كرده و شيعه را از غلو و گرفتاري در انحرافات نجات مي داد. و بدين نحو خط امامت و اسلام را حراست مي کرد.
این استاد حوزه تأسیس سازمان وکالت را از جمله ابتکارات هوشمندانه امام هادی(ع) دانست و اظهار کرد: امام هادي(ع) در اين دوره با توجه به شرايط اجتماعي و سياسي به ابتكاري گسترده و بزرگ دست زد و آن تاسيس نهاد وكالت بود، با توجه به گستردگي و پراكندگي شيعيان در مناطق مختلف قلمرو اسلامي در ايران و آفريقا و حجاز، وكلا و نمايندگاني در اين مناطق انتخاب كرد اگر چه در دوره ائمه پيشين (ع) نيز اين رسم گسترده و به هم پيوسته را بر اساس ضرورت زمان ايجاد كرد و هرگاه در زمينه عقايد ديني و مشكلات شرعي و… مشكلي براي شيعه يا عقايد ديگر مسلمانان پيش آمد مي نمود با يك نامه از طريق پيك هاي مطمئن اين مشكل را در مدت كوتاه و فوري حل مي نمود و بدين سبب از عقايد شيعه و اسلام و نهضت علوي پاسداري مي کرد.
او ادامه داد: اين دستاورد بزرگ زمينه ساز براي دوره غيبت نيز محسوب مي شد و مردم را با شرايط عصر غيبت و نبود امام معصوم عليه السلام در ميان مردم و حضور نمايندگان امام (ع) در جامعه آشنا مي كرد همين نهاد و سازمان زمينه ساز حل مشكلات دوره غيبت كبري نيز گرديد، چون در دوره غيبت صغري امام زمان(عج) وكلا و نمايندگاني داشتند. ولي پس از انقضاي دوره غيبت صغري و آغاز غيبت كبري، شرايط تغيير يافت و كم كم مرجعيت و فقهاي اسلام جايگزين نواب خاص شدند، لذا اساس و اصل ولايت فقيه و نماينده عام امام معصوم (ع) در دوره غيبت كبري كه اكنون شكل گرفته در دوره امام هادي(ع) بصورت وسيع بنيانگذاري شده و مورد تاييد امام معصوم (ع) بود. امام هادی(ع) با تشكيل نهاد وكالت براي آيندگان اين پيام را داد كه فقهاي با تقوي در دوره عدم حضور امام معصوم (ع) در جامعه مي توانند از طرف امام (ع) به حل و فصل و حراست و پاسداري و تصدّي امور اجتماعي در صورت فراهم بودن شرايط اقدام كنند.
این پژوهشگر نامه نگاري به وکلا را یکی دیگر از راه های حفظ نهضت علوی از سوی امام هادی(ع) عنوان و اظهار کرد: امام هادي (ع) با شيوه نامه نگاري نيز در حفظ نهضت علوي و مكتب تشيع نقش مهمي ايفا كرده. نامه هايي كه به وكلاي خود و شيعيان نوشت نظير نامه اي كه به مردم اهواز نوشت در گسترش نهضت علوي نقش كاملاً برجسته ايفا كرده است.
قاسمی در پاسخ به اینکه امام هادی(ع) با استفاده از چه روش تربیتی و اخلاقی سعی در اصلاح امور داشتند؟ گفت: مناظرات امام (ع) با مكتب هاي كلامي رايج مثل «معتزله» و «اشاعره» و مطرح شدن نظريات آنان در جامعه بود، از جمله مباحث آن ها مي توان به، جبر، تفويض، اعتقاد جسميت خدا و…. اشاره كرد. امام هادی(ع) به مناظره با اين گروه ها مي پرداخت و آراء و نظريات آن ها را رد و نظر شيعه را تبيين مي كردند. از سوی دیگر امام(ع) از گروه غلات اظهار تبري می کردند. همچنین تربيت شاگردانی برجسته توسط امام هادی(ع) از جمله شيخ طوسي، فضل بن شاذان، عبد العظيم حسني. تعداد شاگردان آن حضرت را در زمينه هاي مختلف علوم اسلامي 185 نفر بود.
ادامه دارد…
