شفقناافغانستان – همواره گفته و شنیده ایم که امام حسین(ع) اسلام را زنده نموده است، خواندیم ونوشتیم که درخت خشکیدهی اسلام با خون حسین(ع) آبیاری شده است.
امام حسین، اهل بیت(علیهم السلام) و یاران حماسه آفرینش بود که با جانفشانی متهورانه و آگاهانه نقش بزرگی را در تاریخ بشر بازی و صفحهی فراموش ناشدنی را در صحیفهی زندگی انسانها ایجاد کردند و الگو و سرآمد همه انقلاب های انسانی روزگاران شدند. کسی از دوست و دشمن، از عامی و خواص، از کافر و مسلمان و از دانشمند و غیر دانشمند، مگر یاوه گویان مغرض و لجوج که مخاطب بحث ما نیستند منکر نیست که زندگی و تداوم اسلام مرهون قیام سرخ عاشورا و قطره های خون شهدای کربلا یا فریادهای داغ و اشک های جوشان بازماندگان محرم است. آری، از گفتمان مسلم تاریخ است که امام حسین(ع) اسلام را زنده نموده است و هیچ چشم و عقلی را یارای انکار آفتاب نیست.
«دکتر سید علی موسوی چکاوک»، قرآن پژوه، مفسر، شاعر و از چهره های فرهنگی افغانستان در گفت و گو با خبرگزاری شفقنا افغانستان در مورد اینکه چگونه امام حسین(ع) اسلام را زنده کرد توضیح می دهد و می گوید:«امام حسین(ع) با قیام خونین و انقلاب مصلحانهی خویش در تاریخ بشریت روزنهی جدیدی گشود. انقلاب بزرگ او نسبت به تمام انقلاب های تاریخی ویژه و ماندگار، برازنده و پایدار است. راز این ویژگی و ماندگاری را باید در نفس و حقیقت انقلاب عاشورا جستجو کرد و در پیام و معنای برخاسته از آن و ویژگی های مشخص بنیانگذاران آن سراغ گرفت.»
امام حسین(ع) با نثار خون خود اسلام را جاودانه ساخت
دکتر موسوی تاکید می کند امام حسین(ع) با یقین عارفانه، توکل خالصانه و اتکای صادقانه و آگاهانه به حق، عدالت و آزادی با هم اندیشی و همکاری یاران سلحشور و اهل بیت فداکارش ساختن انسان جدید و دمیدن روح انسانی بدان، تفسیر بواقع از عشق و پرستش، دین و زندگی، جامعه وتاریخ، عدالت و آزادی و در کل جهان بینی انسان خداگونه در زمین را هنرمندانه و زیبا ارایه کرد بلکه با عمل به تصویر کشید و به عنوان قانون لایتغیر و فناناپذیر هستی بدان اصالت وجود داد. دین را و توحید را و اسلام را که تنها منادی و پرچمدار دین توحیدی بود، پس از مرگ ناخواسته و زودهنگامش زنده نمود وبا خون ثارللهی اش به اسلام آب حیاتی تزریق کرد که دیگر هرگز نمیرد، روح معجز و فنا ناپذیری داد که تا آخر هستی جاودانه بماند و در ازلیت به خدا بپوندد. واقعت اینست که اگر حسین نبود، پیامبری نبود؛ انبیایی نبود؛ اسلامی نبود و خدایی نبود!
به گفته این کارشناس قرآنی امام حسین(ع) معنای جدیدی از شهادت، قیام، دولت و جامعه و تفسیر اصیل و بواقع از اسلام وقرآن، دین و خلافت/ امامت مطرح نمود. اسلام بعد از انفصال خلافت از معارف و اصول اسلامی و بریدن دولت و جامعه از قرآن وعترت/ سنت مرده بود، گرچه زندگی در نفس آن وجود داشت و ریشه های آن کماکان به حیات ادامه میداد.
پیامبر نهال اسلام را غرس کرد و امام حسین(ع) اسلام را به درختی پر ثمر تبدیل نمود
پیامبر با غرس نهال اسلام مجالی کافی برای شگوفایی و تنومند ساختن آن پیدا نکرد و باید این مهم توسط جانشینان پیمبرگونهی او، یعنی رهبران معصوم، دانا و برگزیده از جانب خدا، ادامه می یافت و نهالی که پیامبر با تلاشهای خستگی ناپذیر غرس نموده بود به درختی مبدل میشد، سایه میکرد و ثمر میداد.
این فعال فرهنگی تاکید کرد:«زندگی تنها حیات مادی نیست و نه ویژهی آن. پدیده های مجرد نیز میمیرند. بسا کسانی که به ظاهر تنفس میکنند، غذا می روند و راه میروند اما در حقیقت مرده اند وچه بسیارند آنهایی که از دیار مادی ما سفر کرده اند ولی همچنان زنده و جاودانند.»
البته پدیده های مجرد و انتزاعی فناناپذی اند و از این نظر مرگ با فنا فرق دارد. ما داخل بحث فلسفی هستی و فنا نمیشویم و بیشتر تعریف جامعه شناسانهی مرگ را مورد ارزیابی قرار میدهیم؛ برای اینکه اصولا مرگ فلسفی بعد از اینکه پدیده ای به وجود میآید و هستی می پذیرد ممکن نیست و همه پدیده های موجود گرچه ازلی نیستند اما ابدی هستند.
دکتر موسوی گفت:« امام حسین(ع) زندهی جاوید است و این جاودانگی را با شهادت و ایثارگری نه تنها برای خود کمایی کرده، که اسلام، دین و نظام الهی را نیز جاودانه ساخته است. امام حسین (ع) اسلام را با متصل ساختن آن به قرآن و سرچشمهی وحی، تعریف اصیل و بواقع از اسلام، بازسازی هویت من انسانیِ مسلمان مطابق فطرت الهی و خداجویی که در نهاد انسان تعبیه شده است، احیای شعایر اسلامی، آزادی و عدالت اجتماعی و باالآخره عینیت دادن دین با نظام، و سیاست با دیانت زنده نموده است.»
