شفقنا افغانستان- رویدادهای اخیر ولایت دایکندی و کوچ اجباری، به آتشکشیدن خانههای مردم و آوارهگی مردم این بخش افغانستان، واکنشهای زیادی را در داخل و خارج از کشور سبب شده است. علی دانش، با اشاره به وضعیت فعلی و برخی واقعیتهای تاریخی مرتبط در این خصوص، یادداشتی به شرح زیر نوشته است:
درک ما از اتفاقات پیرامونی چقدر است؟
بگذارید صحبت را از تاسیس ولایت دایکندی شروع کنم. در زمان ریاست جمهوری کرزی، در سال ۱۳۸۱ شمسی، دایکندی از بدنه تاریخی خود ارزگان جدا شد و به عنوان یک ولایت مستقل در تشکیلات اداری افغانستان ثبت گردید. تا اینجای داستان چیزی عجیب دیده نمیشود. اما اگر یک ذره عمیقتر فکر شود داستان کمی جالب میشود.
از شما عزیزان سوال میکنم: کشتار و قتلعام هزارهها در کدام بستر مکانی واقع شده است؟ قطعا جواب «ارزگان» است.
زمینهای غصبی دوران عبدالرحمان، در کدام مکان قرار دارد؟ باز جواب ارزگان است. وقتی هزارهها از بدنهی ارزگان جدا شوند و به مرور زمان و تجدید نسلها، تعلق خود به آن اتفاقات تاریخی را از دست میدهند؛ و قضیه تراژدیک ارزگان فراموش میشود. با این مقدمه، ظرافت الحاق گیزاب، اجرستان و یا اجیرستان و مالستان به ولایت دایکندی نیز تا حدودی روشن میشود. پشت این اتفاقات تنها طالب نیست، بلکه اتاق فکری وجود دارد که دقیق میدانند چه کار میکنند. کوچهای اجباری، محو کردن آدرسهای مهم گذشته ارزگان به اسم جدید دایکندی و غیره، نمیتواند یک اتفاق ساده و معمولی باشد!
در سال ۱۳۸۱، یادم هست خیلی تلاش کردیم که ولایت فعلی دایکندی باید ارزگان شمالی نامگذاری شود تا از گذشتهی تاریخی خود منقطع نشوند، ولی متاسفانه آنزمان از سوی بزرگان این مهم درک نشد!
عزیزان جاغوری باید متوجه باشند، هر زمان که ولایت شدن جاغوری فراهم شد، اشتباه مردم دایکندی را مرتکب نشوند، حتما روی اسم تاریخی غزنی حساس باشند.
