در چهار دوره ریاست حامد کرزی بر دولت افغانستان، نزدیک به صد نفر، به عنوان وزیر در کابینه او حضور داشتند.
به گزارش شفقنا افغانستان از بی بی سی،شماری از چهرههای برجسته حکومت وحدت ملی افغانستان چون محمد اشرف غنی، رئیس جمهوری٬ عبدالله عبدالله، رئیس اجرایی٬ سرور دانش، معاون ریاست جمهوری٬ حنیف اتمر، مشاور شورای امنیت ملی و حضرت عمر زاخیلوال، مشاور اقتصادی ریاست جمهوری٬ از جمله وزیران حامد کرزی بودند که حالا هسته اصلی حکومت وحدت ملی را تشکیل میدهند.
اما از این تعداد اندک که بگذریم، تقریبا بیشتر وزیران دوران حامد کرزی، حالا خانهنشین هستند.
البته شماری از این وزیران پس از پایان کارشان در دولت، افغانستان را ترک کرده و دیگر در این کشور زندگی نمیکنند.
آن عده از وزیران آقای کرزی که هنوز هم در افغانستان زندگی میکنند، مانند خود او با خودروهای شیک و گرانقیمت گشت و گذار میکنند و چهارسوی خانههایشان را موانع امنیتی احاطه کرده است. تعداد محافظان آنها هم کمتر از دوران وزارتشان نیست.
در این میان اما شمار اندکی از این وزیران خانهنشین هم هستند که مانند شهروندان عادی افغان و بدون محافظ زندگی میکنند.
این گزارش روایتی از زندگی ۴ وزیر دوران حامد کرزی است که حالا هم در افغانستان زندگی میکنند.
جماهیر انوری٬ وزیر پیشین مهاجران و عودتکنندگان

از میان وزیران خانهنشین حامد کرزی، اولین کسی بود که حاضر شد از زندگی پس از وزارتش بگوید.
جماهیر انوری حالا یک زندگی معمولی دارد و در یکی از شهرکهای مسکونی کابل در کنار شهروندان عادی زندگی میکند. وقتی با او روبرو شدم٬ اصلا نمیشد فهمید که او تا همین چند سال پیش، وزیر کابینه افغانستان بوده٬ است.
خانهاش با قالیهای سرخ رنگ افغانی فرش شده بود و نزدیک یکی از پنجرهها تختی فرششده با قالی قرار داشت که به گفته آقای انوری، او دلتنگیهایش را در آنجا میگذراند و از دریچه باز پنجره٬ فضای بازتر را تماشا میکند.
عکس قابشده آقای انوری با آنجلینا جولی، هنرپیشه معروف سینما، نگاه هرکسی را که وارد خانه او میشود، جلب میکند.
جماهیر انوری با خانمش که خودش به او ‘بیبی حاجی’ میگوید، در کابل زندگی میکند. فرزندانش که یک بار توسط افراد مسلح گروگان گرفته شده بودند، افغانستان را برای همیشه ترک کردهاند و در یکی از کشورهای اروپایی زندگی میکنند.
آقای انوری میگوید: “زمانی که وزیر بودم در خانهای با پنجرههای آهنی و محافظان امنیتی زندگی میکردم، موتر لندکروزر شیک سوار میشدم و کمتر در دسترس بودم. اما حالا که وزیر نیستم، با موتر کرولای مدل 97 که بیشتر شهروندان افغان هم دارند، در شهر میگردم.”
جماهیر انوری میگوید که حالا لوازم خانهاش را هم خودش میخرد و حتی در وقت خرید با فروشندهها چانه میزند. او میگوید: “خاطره خوشی از دوران وزارت ندارم. وزیر بودن برایم دردسر بود.”
آقای انوری برای فرار از بیکاری، در منطقه شیرپور کابل دفتر مشورتی و اکمالاتی تاسیس کرده است.
وزیر پیشین مهاجران افغانستان پس از کنار رفتن از پست وزارت، علاقه خاصی به کتاب خواندن پیدا کرده و میگوید بیشتر اوقات بیکاریاش را صرف خواندن مثنوی معنوی میکند.
ژنرال خدایداد٬ وزیر پیشین مبارزه با مواد مخدر

به سراغ وزیری دیگر از وزرای خانهنشین دوران حامد کرزی رفتم؛ ژنرال خدایداد، وزیر پیشین مبارزه با مواد مخدر.
در خانه دوطبقهای که ساختمان خیلی مدرنی ندارد، زندگی میکند. یک خودرو نوع لندکروزر نه چندان مدل بالا و یک راننده هم دارد. ژنرال خدایداد که در صحن حویلی (حیاط) خانه منتظرم بود، بسیار جدی با من احوالپرسی کرد، دستم را فشرد و مرا به داخل خانه راهنمایی کرد.
خانهای با مبلمان قدیمی که بر دیوارهایش، عکسهایی از او در کنار هدایت امین ارسلا، نامزد پیشین ریاست جمهوری افغانستان به چشم میخورد. آقای خدایداد در انتخابات قبلی، معاون هدایت امین ارسلا بود.
بعد از نوشیدن چای٬ مرا به طبقه دوم که اتاق نشیمن آنجا بود برد. در گوشه اتاق٬ ماشین خیاطی و چند وسیله دیگر پراگنده بود.
خانمش را با عنوان “معلم صاحب” صدا زد و مرا به او معرفی کرد. خانم آقای خدایداد با صدای نه چندان بلند سلام کرد و به شوخی به ژنرال گفت: “زودتر خبرم میکردی که مهمان داریم تا خانه را مرتب میکردم.” و ژنرال با خنده به او گفت که مشکلی نیست.
در این اتاق عکسهای خانوادگی زیادی دیده میشد. وزیر پیشین مبارزه با مواد مخدر، عکسهایی از فرزندانش را نشانم داد و گفت که آنها بیرون از افغانستان زندگی میکنند.
پرسیدم پس اینجا کیها زندگی می کنند؟ در پاسخ با لبخند گفت: “اینجا فقط خودم و خودش( اشاره به خانم) زندگی میکنیم.”
از آنجا مرا به اتاق دیگری برد که در آن وسایل ورزشی بود.
گفت: “زمانی که وزیر بودم وقتی برای ورزش کردن نداشتم٬ از این لحاظ این روزها بیشتر ترجیح میدهم که ورزش کنم٬ حالا برنامه منظمتری دارم.”
ویس احمد برمک٬ وزیر پیشین انکشاف دهات (توسعه روستایی)

سومین وزیر پیشین دولت افغانستان که موفق شدم با او دیدار کنم٬ ویس احمد برمک، وزیر پیشین توسعه روستایی افغانستان بود.
برخلاف دو وزیر قبلی وقتی با آقای برمک تماس گرفتم٬ گفت که به دفتر کار اش بروم. از او پرسیدم ٬مگر شما خانهنشین نیستید؟ با شوخی گفت: “وظیفه رسمی ندارم اما نماینده رئیس جمهوری در حالات اضطرار هستم با آنکه ۴ ماه میشود معاش ام را ندادهاند. شما این گونه وظیفه را در جمع خانه نشین ها بگیرید.”
با وزیر پیشین توسعه روستایی قرار گذاشتم تا ساعت ۲ پس از چاشت به خانهاش بروم. آدرس خانه را با پیامک به موبایلم فرستاد.
به محل زندگی آقای برمک رفتم اما نتواستم آدرسش پیدا کنم٬ چون در افغانستان خانهها شماره مشخص ندارند از این رو مشکل است که به آسانی آدرس را پیدا کنید.
داخل محوطه شهرک شدم و از یک نفر پرسیدم که خانه وزیر پیشین انکشاف دهات کجاست؟ جواب داد: “برمک صاحب را میگویید؟ همینجا است اما تا حال خانه نیامده، تا چند دقیقه دیگر میآید.”
چند دقیقه گذشت و وزیر پیشین انکشاف دهات با یک لندکروزر سفیدرنگ شیک وارد محوطه شهرک شد. با من احوالپرسی کرد و گفت بیا که خانه برویم. خانهاش سهاتاقه بود که در دهلیز آن فرش جگریرنگی پهن شده بود.
آقای برمک میگوید که قبلا در خانه پدریاش زندگی میکرده ولی حالا در خانه کرایی زندگی میکند. در حال گفتوگو بودیم که پسرانش یکی پی دیگری آمدند و سلام کردند.
او ۶ فرزند دارد که یکی آنها در مکتب (مدرسه) دولتی و دیگران در مکتب خصوصی درس میخوانند. آقای برمک در پاسخ به سوالی در مورد اینکه آیا پس از وزارت در مینوی غذاییاش تغییری آمده یا نه، گفت:”بله این طبیعی است که غذای وزیر با غذای یک فرد عادی تفاوت داشته باشد.”
ویس احمد برمک میگوید که این روزها سرگرم تحقیق در مورد موثر بودن کمکهای بینالمللی در افغانستان است و وقت بیکاریاش را با دوستان سپری میکند. گاهگاهی قرآن و تفسیر کابلی هم میخواند.
غلام مجتبی پتنگ٬ وزیر پیشین داخله (کشور) افغانستان

یک هفته انتظار کشیدم تا وزیر پیشین داخله افغانستان را ببینم. موبایلش خاموش بود. برایش ایمیل فرستادم. جواب فرستاد که در افغانستان نیست و منتظر بمانم تا به کشور برگردد.
بعد از چند روز انتظار دوباره به موبایلش زنگ زدم و قرار گذاشتیم تا به خانهاش بروم. فردای همان روز وقتی به خانهاش رفتم٬ قبل از اینکه آدرس را پیدا کنم٬ تماس گرفت و گفت که به کوچهای باید بروم که خانهای با موانع کانکریتی (بتونی) و یک رینجر پلیس در آن است.
خانهاش شیک و متفاوت از خانه سه وزیر دیگر بود. یکی از محافظانش مرا به جایی آقای پتنگ با من ملاقات میکرد٬ راهنمایی کرد. تصویری از آقای پتنگ با حامد کرزی، رئیس جمهوری پیشین بر دیوار قاب شده و بر بالای آن شمشیری آویزان بود. چند لحظه گذشت٬ آقای پتنگ وارد شد و با من احوالپرسی کرد. پس از احوال پرسی به ژنرال گفتم: “مدت زیادی میشود که در افغانستان نیستید٬ و گوشی تان هم خاموش است!”
در پاسخ گفت : “۳۰ سی سال است که بینیام مشکل دارد و مصروفیتها تا حال مرا نگذاشته بود که آن را درمان کنم٬ از همین فرصت بیکاری استفاده کردم تا به هند بروم و آنرا عمل کنم. حالا وضعیتم بهتر شده است.”
او به تصویر دیگری از خود اشاره کرد که در دوره جوانی گرفته شده بود و گفت: “این تصویرم در زمان حکومت دکتر نجیب الله است و در آن زمان من صاحب منصب (درجهدار) بودم. با یک رشد طبیعی وزیر داخله شدم.”
پتنگ در پاسخ به این سوال که چرا محافظان امنیتی بیشتری دارد گفت که اوضاع امنیتی چندان خوب نیست و او بر دولت حق دارد که تا امنیتش را تامین کند.
وزیر پیشین داخله میگوید که او سرگرمی خاصی ندارد٬ ولی در پی ایجاد یک موسسه تربیتی است که بیشتر بر روی آموزش پلیس متمرکز خواهد بود. در خانه اما بیشتر مشغول نوشتن کتابی در مورد آینده پلیس است و گاهگاهی موسیقی غزل میشنود.

