شفقنا افغانستان- طی ماههای اخیر که طالبان در افغانستان به قدرت رسیدهاند، کشور شاهد یک بحران بزرگ اقتصادی بوده است که نتیجهی آن تاکنون فقر، گرسنگی، آوارهگی، ورشکستهگی بانکها و تعطیلی بخش بزرگی از کارخانهها بوده است.
استاد مسعود، آگاه مسایل اقتصادی و استاد پیشین دانشگاه کابل در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری شفقنا افغانستان میگوید که عمدهترین دلیل بحران اقتصادی کنونی و ادامه این وضعیت، نبود مدیریت درست اقتصادی در کشور است، که به باور وی، «طالبان فاقد این ظرفیتاند.»
مسعود درخصوص سقوط ارزش پول افغانی در برابر ارزهای خارجی گفت: «بالا آمدن یا پایین آمدن ارزش افغانی در مارکیت افغانستان در حقیقت ناشی از تعاملات و فشارهای سیاسی است است. در کنار این، یک عامل عمده الیگوپول یا انحصار کنندهگان عرضهی پول در مارکیت نیز دخیل است. الیگوپول یا تعدادی از صرافان بزرگ، قیمتهای ارز را بالا و پایین وضع میکنند تا به این طریق، نخست بتوانند پول صرافان کوچک را جمعآوری کنند و دوم اینکه در هر مقیاسی که خواسته باشند پولی را که بانک مرکزی به مارکیت تزریق میکنند به قیمت پایینتر آن را خریداری کنند. مثلا اگر در اول دالرِ لیلامشده از سوی بانک مرکزی را به قیمت 92، 93 یا 95 افغانی خریداری کردند وقتی که دیدند لیلام ارز دالر تمام شد دوباره آن را مثلا به قیمتهای 102، 103 یا بالاتر به فروش میرسانند. این تفاوت خرید و فروش یک مفاد بسیار کلان را برای آنها ایجاد میکند.»
وی افزود: «از این لحاظ من فکر میکنم در افغانستان عمدتا مسئله حرکتهای ارزشی پول یکنوع حرکت روانی را ایجاد میکند. عمدتا قیمتهای ما قیمتهای اخباری است که سبب حرکتهای روانی بد در جامعه میشود.»
استاد دانشگاه پیشین دانشگاه کابل در ادامه گفت: «طالبان متاسفانه برای رفع بحران اقتصادی موجود هیچگونه راهکاری ندارند. چون اینها مدیر نیستند. آنها شاید یک مولوی خوب باشند اما قطعا مدیر نیستند. درست است که آنها قرآن شریف و تجوید را خوب بلدند، جنگ را هم بلدند و چیزهایی از این قبیل، ولی هیچگاه تاهنوز نتوانستهاند که یک مدیر خوب از لحاظ مالی و اقتصادی شوند. اینها اصلا اقتصاد نمیدانند.»
نبود «مدیریت» باعث بحران اقتصادی شده است
مسعود با بیان اینکه “در مدیریت اقتصادی، منابع انسانی، منابع مالی و منابع معلوماتی هرسه به صورت یکجا و هماهنگ، پلان، اجرا و کنترل میشوند”، توضیح داد: «طالبان اصلا پلان ندارند که وضعیت اقتصادی کنونی را با مدیریت درست اقتصادی بهبود بخشند. کسانی را هم که در بخشهای پایین مقرر میکنند آنها از ترس و هراس خودشان چیزی درستی را نمیتوانند از نظر اقتصادی در اداره انجام دهند.»
وی، بحران اخیر اقتصادی افغانستان را پدیدهی چند وجهی میداند که عواملی چند در آن نقش دارند: «قدرتهای بزرگ نیز در خلق بحران اخیر اقتصادی افغانستان دست دارند. آنها میخواهند با بزرگتر کردن مشکل فعلی اقتصادی و ایجاد یک فاجعه انسانی در تلاشاند تمام مشکلات را به گردن طالبان بیندازند و به جهانیان هم بفهمانند که گویا ما بیگناهایم و این طالبان بود که عامل اصلی فاجعه انسانی در افغانستان شده است. آمریکا و متحدین غربی شان بر همین تلاشاند تا فاجعهای ایجاد کنند که تمام مشکل را متوجه طالبان سازند.»
این آگاه مسایل اقتصادی از نقش برخی کشورهای منطقه نیز درخصوص ایجاد بحران اخیر اقتصادی افغانستان سخن گفته، تصریح کرد: «برخی کشورهای منطقه هم تلاش میکنند که در اینجا یک فاجعه انسانی صورت بگیرد که سپس بتوانند تمام تقصیر را متوجه آمریکاییها ساخته و به جهانیان وانمود کنند که این آمریکا بود که آمدن و برآمدن آن چنین فاجعه بزرگ انسانی را در قرن بیستویکم در افغانستان به میان آورد. با این حال، حکومت افغانستان همچنان در خواب خرگوشی به سر میبرد و هیچ طرحی هم برای حل این بحران ندارد.»
به گفته مسعود، وابستگیهای ساليان دراز كشور به قدرتهای بزرگ جهان و قدرتهای منطقه نهتنها رشد و توسعه را ايجاد نكرد بلکه تناقضات سيستمی را به وجود آورد كه علت اصلی عقبروی به حساب میآید.
وی در ادامه با انتقاد از شیوهی حکومتداری طالبان بویژه در بعد اقتصادی، میگوید که «هماکنون 89,6 % نیروهای شاغل بیکار شدهاند. در کنار این، همیناکنون از 50 تا 70 فیصد روند تجارت واردات کاهش یافته است. این بسیار خطرناک است. در حال حاضر مجموع دوران تجارتی کشور 1,8 میلیارد افغانی است، درحالی که ما قبلا داشتیم 10,5 میلیارد. این به این معناست که قدرتهای بزرگ فشار سیاسی وارد میکنند تا وضعیت اقتصادی کشور بیشتر خراب شود و طالبان تعاملات سیاسی جهانی را قبول کنند و اگر تعاملات سیاسی جهان را قبول کنند طبیعی است که طالبان در آنصورت جانب روسیه و چین نخواهد رفت، غیر اینکه طرف آمریکا بروند.»
عدم همسویی منطقهای باعث شکست حکومت غنی شد
مسعود در قسمت دیگر از صحبتهای خود به اهمیت همسویی منطقهای در حیات سیاسی دولتها نیز اشاره کرده، گفت: «شکست دولت اشرف غنی عبارت از از بینرفتن همسویی منطقهای بود. طالبان در اولین برخورد، تعاملات سیاسی بینالمللی را که همراه آمریکا و متحدین غربی شان داشتند تخریب کردند. سپس آنها در نبود یک راهکار و استراتژی، همسویی منطقهای را نیز از دست دادند. همین حالا ایران، آسیای میانه، هند، حتی چین و پاکستان با طالبان همسویی ندارند. چون این گروه همسو نیستند و یک دایرهی گِرد خود را نیمهدشمن ساخته و دایره دوم هم کاملا دشمن است. گذشته از این، مثلثی که عبارت از دولت، مردم و سکتور خصوصی باشد اکنون باز شده و ضد یکدیگر حرکت میکنند. این برای حیات سیاسی طالبان خطری بزرگ است.»
وی ادامه بحران اقتصادی، فقر و قحطی را برای حاکمیت طالبان خطرناک دانسته و میگوید که «این باعث کاهش اعتبار طالبان در سطح اجتماعی میشود که به دنبال آن، احتمالا قاعده اساسی حکومت آنها نیز از میان خواهد رفت و بار دیگر افغانستان شاهد یک فروپاشی دیگر خواهد بود.»
