شفقناافغانستان- مردم دوگونه تجلی دارند؛ یکی درقالب خشم وخروش اند و دیگری درسیمای اعتراض مسالمت آمیز. اولی پاسخی است به استبداد خشن و دومی اعتراضی است به کتمان پنهان فرهنگ و هویت. اولی تلاشی است برای رهاشدن از زیر جوقهءاعدام و رهیدن از سیاه چال زندان و دومی هشداری است به استبداد پوپولیست تا بفهماند که من زندگی همراه با هویتم را می خواهم.
چوک شهبدمزاری در غرب کابل، روز چهارشنبه شاهد اعتراض مردم در قبال نفی هویت شان از تونل دیوان سالاری استبداد بود. وقتی تفکر استبدادی، درقالب نهادهایی حکومتی تبارز می کند؛ تشخیص آن دشوار می شود. زیرا در قالب طرح هایی حکومتی عرض اندام می کند.
حذف نام هایی شهیدمزاری و فیض محمدکاتب هزاره از جاده هایی کابل از همین قماش بود. یعنی از مجرای صدور یک مکتوب اداری به مردم ابلاغ گردید.
درکشوری که بیش از دوثلث آن نا امن است؛ درکشوری که حکومتش با بحران مشروعیت روبروست و درقانون اساسی اش جایگاه و تعریف روشن ندارد؛ درکشوری که پارلمانش بافقدان پشتوانهء قانونی روبروست و از ماه سرطان به بعد آپاندیسی درمعدهء این نظام بیش نخواهد بود؛ درکشوری که نظام انتخاباتی اش کاملا زیرسوال است و فاقد اعتبار؛ درکشوری که فساد و موادمخدر برایش شهرت جهانی داده است. همهء این مشکلات را رها کردن و تمرکز روی نفی فرهنگ و هویت یک ملیت نمودن؛ چیزی غیر از سیاست نفی نمی تواند باشد و اعتراض مردم پاسخ حداقلی به این سیاست نفی می تواند باشد.
می طلبد که رهبران و بزرگان هزاره به تعقیب این اعتراض از یک موضع واحد وبا زبان مقتدر، به این اعتراض پشتوانهء سیاسی بدهند. این اقدام حکومت یک اقدام سیاسی است. پس مستلزم یک پاسخ سیاسی نیز می باشد و تنها اعتراض مردمی و مدنی جنبهء اجرائی و عملی ندارد.
نویسنده : موسی شفق

