شفقنا افغانستان- پایگاه خبری «آتلانتیک» آمریکا در تحلیلی به قلم «مویزه نعیم»[1] به نقد نظریه «برخورد تمدن ها»[2] که از سوی ساموئل هانتینگتون[3] مطرح شده، پرداخته است. سرویس ترجمه شفقنا بدون تایید یا رد محتوای این تحلیل، اقدام به ترجمه و بازنشر آن می نماید.

آتلانتیک نوشت: از داعش تا دیلان روف، منازعات و کشمکش های داخلی موضوع غالب در مبارزات و درگیری های امروزی شده اند.
جمعه 26 ماه ژوئن سال جاری روز ترور بود. در تونس، یک مرد مسلح 38 توریست را کشت که تقریبا تمامی آنها اروپایی و در ساحل دریا در رفت و آمد بودند. در کویت، یک بمب گذار انتحاری 27 نفر را در مسجد شیعیان به قتل رساند. در فرانسه، یک ضارب سر از تن رئیس خودش جدا کرد و سعی کرد کارخانه مواد شیمیایی را منفجر کند. داعش مسئولیت دو حمله اول را پذیرفت، و مجرم حمله سوم به نظر می رسد مرتبط به گروه های تندرو اسلامی باشد.
اگرچه هیچ دلیل و شاهدی بر هماهنگی و ارتباط بین این سه حمله با هم وجود ندارد اما این وقایع تاکید بر این دارد که تهدید جهانی تروریسم از سوی اسلامگرایان افراطی در حال رشد است. ولی آیا انجام اینگونه حملات می تواند فرضیه وقوع «برخورد بین تمدن ها» را که از سوی ساموئل هانتینگتون بعد از جنگ سرد مطرح شد، تایید کند؟ با پایان رویارویی ایدئولوژیک مابین کمونیسم و سرمایه داری، این استاد برجسته هاروارد فرضیه ای را بیان کرد مبنی بر اینکه درگیری های عمده بین المللی از این پس مابین کشورهای دارای فرهنگ ها و مذاهب مختلف بروز خواهد کرد. هانتینگتون در مقاله ای که در سال 1993 برای مجله «فارین افریز» نوشت، پیش بینی کرد: «کنش متقابل مابین اسلام و غرب به عنوان یکی از جنبه های برخورد تمدن ها دیده می شود.»
وی ادامه داد: «فرضیه من این است که منشا اصلی درگیری ها در جهان جدید در درجه اول ایدئولوژیک یا اقتصادی نخواهد بود. بلکه بیشتر دشمنی ها در میان نوع انسان و منشا غالب درگیری ها فرهنگی خواهد بود. دولت ها قدرتمندترین بازیگران در امور جهان باقی خواهند ماند، اما درگیری های اصلی سیاست های جهانی مابین ملت ها و گروه های دارای تمدن های مختلف اتفاق خواهد افتاد. برخورد تمدن ها بر سیاست های جهانی غلبه خواهد کرد و خطوط ضعیف و ناقص بین تمدن ها، مشخص کننده خطوط نبرد در آینده خواهند بود.»
به عقیده برخی، پیشرفت القاعده و حملات یازده سپتامبر، جنگ در افغانستان و عراق، ظهور داعش و گروه های جهادی مشابه و حملاتی مانند آنچه که در روز جمعه اتفاق افتاد، دیدگاه و نظریه هانتینگتون را حمایت می کند.
به هر حال واقعیت آن است که از زمانی که هانتینگتون این ایده را مطرح کرد، جهان شاهد وقایع بسیار متفاوتی بوده است: از لحاظ تروریسم، یکی از حالت های تعریف شده درگیری ها در زمان ما این است که مرگبارترین برخوردها در «داخل» تمدن ها اتفاق می افتد و نه «بین» تمدن ها. پوشش های رسانه ای و شعارهای مقامات دولتی باعث شده شما تصور کنید که خونین ترین درگیری های قرن 21، بین افراط گرایان مسلمان و غربی ها رخ می دهد.
اما این درک اشتباه است. امروز منازعه و کشمکش های داخلی موضوع غالب در درگیری ها و جنگ های ژئوپلیتیک هستند. در حقیقت جهادگران ستیزه جو و جنگ طلب، مسلمانان بسیار بیشتری را نسبت به اعضای هر گروه دیگر، یا همانگونه که هانتینگتون می گوید از هر «تمدن» دیگر، می کشند. در پشت این تلفات، سابقه درگیری های چند صدساله مابین شیعه و سنی وجود دارد که در سال های اخیر حادتر شده و چند جانبه رشد کرده است. با توجه به شاخص جهانی تروریسم که از سوی موسسه اقتصاد و صلح منتشر شده، در سال 2013 نزدیک به 18000 نفر در سراسر جهان از حملات تروریستی مرده اند. از این میان هشتاد و دو درصد قربانیان تنها در پنج کشور یعنی عراق، افغانستان، پاکستان، نیجریه و سوریه کشته شده اند. از میان حملاتی که گروه ها مسئولیت آن را پذیرفته اند، 66 درصد آن توسط داعش، بوکو حرام، طالبان یا القاعده انجام شده اند. در 14 سال گذشته، تنها 5 درصد مرگ های ناشی از حملات تروریستی در کشورهای صنعتی عضو سازمان همکاری اقتصادی و توسعه که شامل آمریکا نیز می شود، رخ داده است. از 162 کشور در مطالعه شاخص جهانی تروریسم، عراق به عنوان ملتی که بیشترین تاثیر را از تروریسم پذیرفته، بالاترین رتبه را دارد. فرانسه به عنوان یک مثال در غرب در رده پنجاه و ششم قرار دارد.
همچنین افراد زیادی بر این باور هستند که تندروهای اسلام گرا مرتکب عمده حملات تروریستی در آمریکا شده اند. اما این تصور نیز اشتباه است. براساس یک مطالعه جدید که از سوی «نیوامریکا» صورت گرفته، از 11 سپتامبر به بعد حملات تروریستی که از سوی نژادپرستان سفیدپوست و دیگر جناح راست و افراط گرایان غیرمسلمان اتفاق افتاده، تقریبا دو برابر تعداد مرگ و میرهایی بوده است که به دلیل حملات جهادگران رخ داده است. تروریست های غیرمسلمان 48 نفر را در 19 حمله کشته اند، در حالی که همتایان اسلام گرای آنها 26 نفر را در هفت حمله کشته اند. یک یادآوری تکان دهنده از این حقیقت پنهان حادثه اخیر است که طی آن دیلان روف 9 نفر را در یک کلیسا در چارلستون کارولینای جنوبی به قتل رساند.
تروریسم از بین رفتنی نیست. اما استراتژی هایی که برای مبارزات اتخاذ می شود باید مبتنی بر واقعیت باشد و نه بر اساس پیش داوری و پیش پندار.
[1] مویزه نعیم، دبیر برجسته پایگاه خبری آتلانتیک است. وی همچنین از اعضای مهم برنامه ی اقتصادی بین المللی در موقوفه کارنگی برای صلح بین الملل است.
[2] «برخورد تمدن ها» تئوری مطرح شده توسط متخصص علوم سیاسی ساموئل هانتینگتون میباشد که مطابق این تئوری پس از پایان جنگ سرد فرهنگ و هویت مذهبی سرچشمه همه درگیریها خواهد بود. اولین بار این تئوری در یک مقاله با نام «برخورد تمدن ها؟» در سال ۱۹۹۳ چاپ شد که واکنشی به کتاب «پایان تاریخ» فرانسیس فوکویاما منتشر شده در سال ۱۹۹۲ بود. هانتینگتون در سال ۱۹۹۶ تئوری خود را با انتشار کتابی به نام «برخورد تمدنها و تغییر جهان» گسترش داد. این اصطلاح اولین بار توسط برنارد لوئیس در مقاله با نام بنیان خشم مسلمانان مطرح شد. هانتینگتون در تئوری خود تمدنهای جهان را به قسمتهای مجزا تقسیم میکند که شامل تمدن غرب، تمدن اسلامی، ارتدوکس ها، تمدن شرق آسیا، آمریکای لاتین، آفریقا، تمدن بودایی و هندوئیسم میشود.
[3] ساموئل هانتینگتون ) ۱۸ آوریل ۱۹۲۷ – ۲۴ دسامبر ۲۰۰۸)، متخصص علوم سیاسی شهیر آمریکایی بود. وی بخاطر نظریه برخورد تمدنها و پیشبینی کشمکش جهان غرب با جهان اسلام شهرت جهانی پیدا کرده بود. دکتر ساموئل هانتینگتون، دانشآموخته و به مدت ۵۸ سال، استاد دانشگاه هاروارد بود.
منبع: The Atlantic
ترجمه: شفقنا فارسی
انتهای پیام
