شفقناافغانستان- نیل پیرت، درامر فقید گروه راش، زمانی نوشت: «هدف سفر رسیدن نیست.» منظور او این بود که توانایی تولید یک نتیجه نهایی واقعاً جایی نیست که تجربه در آن نهفته است. این فرآیند است که ما را به عنوان انسان تغییر میدهد. همسر من، یک هنرمند و مربی حرفهای، در مورد هنرهای زیبا نیز همین نظر را دارد. با کمک فناوری ما، اکنون یک فرد میتواند تصاویر و موسیقی را در سطوحی تولید کند که هرگز به تنهایی نمیتوانست به آن دست یابد. اما، این فرآیند است که مهم است، نه محصول.
به گزارش شفقنا از ای ان نیوز، برای شما مثالی میزنم. در کلاسم، اغلب از دانشآموزانم میخواهم موقعیتی را تصور کنند که محل زندگیشان در آتش سوخته است. همه موجودات زنده نجات یافته و در امان هستند. اگر آنها فقط میتوانستند یک چیز را برای نجات از آتش انتخاب کنند، آن چیز چه بود؟ پاسخ به این سوال چیزهای زیادی در مورد خودمان به ما میگوید.
یک دارایی غیرقابل جایگزین
برای من، این یک “قلک کرگدن سرامیکی” کوچک خواهد بود. برای هر کسی غیر از من، هیچ ارزشی ندارد. اما، برای من، بیقیمت است. بیقیمت است زیرا همسرم آن را ساخته و وقتی با هم قرار میگذاشتیم به من هدیه داد. این تنها مورد در کل جهان است. بنابراین، برای من، بیقیمت است. همسرم برای قالبگیری و تراشیدن آن وقت گذاشت. او مجبور بود در مورد آن فکر کند و خودش را در آن غرق کند. به نوعی، این نمایانگر و امتداد بخشی از او و رابطه ماست.
به طور مشابه، دانشآموزان من اکنون به شدت از نرمافزار مبتنی بر هوش مصنوعی به نام مرلین استفاده میکنند که میتواند تمام صداهای پرندگان را در یک منطقه مشخص تشخیص، ضبط و شناسایی کند. من هم از آن استفاده میکنم. در کاری که انجام میدهد بسیار خوب است. علاوه بر این، من واحدهایی دارم که میتوانند این کار را به صورت غیرفعال و از راه دور انجام دهند. تنها کاری که باید انجام دهم این است که هر چند روز یکبار از کنار واحد عبور کنم و اجازه دهم اتصال بلوتوث تمام صداهای ضبط شده را دانلود کند. حتی لازم نیست آنجا باشم!
آنچه از دست میدهیم
اما، میتوانیم این را با نوع دیگری از تجربه من و دانشجویانم مقایسه کنیم. ما به یک کلبه کوچک در طبیعت بکر جنوب شرقی اوهایو میرویم، جایی که مردی به نام باب پلاسیِر زندگی میکند. او که اکنون به عنوان استاد حیات وحش بازنشسته شده است، بیشتر صبحهای بهار و پاییز را صرف مهپاشی و بستن تور پرندگان میکند. نشستن در مغازه کوچکش و گوش دادن به داستانهایش یک گنج است. او یک دایرهالمعارف متحرک از حقایق و داستانهای پرندگان است. وقتی یکی از آنها را به دست میآوریم، میتوانیم حیوان را در دست بگیریم (یا حداقل از نزدیک ببینیم) در حالی که باب مدام در مورد تمام این ویژگیهای کوچک و جالب مربوط به گونهها صحبت میکند. ما این تجربه را به اشتراک میگذاریم و سپس پرنده را آزاد میکنیم. هنری دیوید ثورو نوشت: «علاقه یک فرد به یک پرنده آبی، ارزش بیشتری از یک لیست کامل اما خشک از جانوران و گیاهان یک شهر دارد.» این چیزی است که ما از دست میدهیم.
من یک آدم بیعرضه و بیتجربه هستم که اصرار دارد برای سفارش غذا به یک رستوران فست فود برود، چون میخواهم واقعاً در این فرآیند تعامل انسانی داشته باشم. بله، میتوانید مواد غذایی را مستقیماً درب منزل تحویل بگیرید، اما چرا این کار را بکنید، اگر میتوانید بروید و تجربه تعامل با افراد دیگر را در یک محیط عمومی داشته باشید؟ و اگر برای این کار وقت ندارید، چرا نه؟ این ممکن است نشان دهنده شکل بسیار عمیقتری از فقر عاطفی و اجتماعی باشد.
هوش مصنوعی و اکثر فناوریهای دیگر، بیشتر از اینکه مفید باشند، به ما آسیب میرسانند. “همه چیز برای من مجاز است، اما همه چیز مفید نیست.” این فناوری، شخصیت ما و شخصیت دیگران را از بین میبرد. معیار ما برای پیشرفت “بیشتر، سریعتر، ارزانتر” است. با این حال، کسانی که زندگی رضایتبخشی دارند، به این درک میرسند که باید “کمتر، کندتر، با ارزش بیشتر” را انتخاب کرد.
منبع: ای ان نیوز
