شفقنا افغانستان- رییس دانشکده جغرافیای دانشگاه تهران ایران با اشاره به مرگ ملاعمر و برخی مخالفت ها با جایگزین فعلی او گفت: بحران رهبری در ساختار و تشکیلات طالبان که از یک دالان پیچیده ایدئولوژیک پیروی می کنند، بیانگر بر هم خوردن شیرازه این گروه نیست.

دکتر کیومرث یزدان پناه در گفت وگو با شفقنا با اشاره به اینکه پیشینه تاریخی گروه موسوم به طالبان به سال 1940 میلادی و وقوع برخی حوادث خاص در کشورهای افغانستان و پاکستان باز می گردد، اظهار کرد: حوادثی که منجر به موجودیت گروهی تحت عنوان «تحریک اسلامی طلبای افغانستان» شدند و بعدها به نام طالبان شهرت یافتند. طالبان تا به امروز که بالغ بر هفتاد سال از پیشینه تشکیلاتی این گروه می گذرد، فراز و نشیب های خاص خود را دنبال کرده است. این گروه علاوه بر اینکه ساختاری عجیب و غریب در منطقه افغانستان و پاکستان رقم زده است، با توجه به کشته شدن رهبر خود با نام «ملا عمر» امروزه در حال سپری کردن شرایط خاصی است.
او با تاکید بر اشتباه بودن این تصور که گروه طالبان با کشته شدن ملاعمر از بین خواهد رفت، گفت: زیرا طالبان یک اسم نیست بلکه یک ایدئولوژی است که در شرایط خاصی شکل گرفت، در شرایط خاصی ادامه حیات داد و امروزه هم ویژگی ها و شرایط خاص خود را دارد؛ با مرگ ملاعمر، کارت بازی امنیتی و فعالیت های شبه نظامی این گروه در پاکستان و افغانستان خاتمه یافته تلقی نمی شود.
رییس دانشکده جغرافیای دانشگاه تهران تصریح کرد: نزدیک به 15 سال از سرنگونی گروه طالبان در افغانستان می گذرد،اما واقعیت امر این است که این گروه با نقل مکان از افغانستان به مناطق صعب العبور و خاص کوهستانی کشور پاکستان مجددا خود را ساماندهی کردند و با ملحق شدن به شبکه حقانی پاکستان، شرایط ویژه ای را برای خود به وجود آوردند.
او با بیان اینکه طالبان در حال حاضر با بحران رهبری مواجه است، گفت: اما بحران رهبری در ساختار و تشکیلات طالبان که از یک دالان پیچیده ایدئولوژیک پیروی می کنند، بیانگر بر هم خوردن شیرازه این گروه نیست. با وجود این بحث اصلی این است که طالبان در کشورهایی مثل پاکستان و افغانستان هنوز به عنوان یک عامل ضد امنیت عرض اندام می کند و تعداد آنها و وابستگان آنها هم کم نیستند.
یزدان پناه ادامه داد: به ویژه در کشور پاکستان که زمینه های تربیت تفکرات طالبانی با پیشینه وهابی گری با حمایت هایی که دولت های عربستان و برخی کشورهای دیگر منطقه از جمله امارات و قطر از آنها انجام می دهند و همچنین حمایت های پشت صحنه مرموزانه آمریکا از این گروه به قوت خود باقیست و به بخشی از ساختار امنیتی کشورهای افغانستان و پاکستان گره می خورد.
او با بیان اینکه به ویژه در کشور پاکستان اراده چندان مستحکمی برای نابودی طالبان دیده نمی شود، اظهار کرد: با توجه به این مطلب به نظر نمی رسد شاهد این باشیم که با مرگ ملاعمر به عنوان رهبر این گروه، طالبان به همین سادگی از هم بپاشد و از صحنه رقابت های سیاسی، نظامی، امنیتی و سایر معادلات ژئوپلیتیکی این دو کشور و منطقه به همین سادگی حذف شود.
این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه طالبان از ساز و کار دموکراتیک و سازمان یافته ای برای اداره امور خود تبعیت نمی کند و معمولا ساز و کارهایی خاص و درونی دارد، گفت: با توجه به این موضوع و اینکه مبنای فکری این گروه، ایدئولوژیک است، حذف یک فرد به عنوان رهبر نمی تواند به منزله اختلاف بنیادین و برهم خوردن شیرازه طالبان باشد، اما تعیین رهبری و اختلاف نظر بر سر رهبری گروه طالبان می تواند فعالیت های این گروه از جمله اقدامات و عملیات های آنها را در کوتاه مدت و میان مدت در کشور پاکستان و مخصوصا افغانستان تحت شعاع قرار دهد.
او تصریح کرد: این روزها تحرکات شدید نظامی و عجیب و غریبی در پاکستان و افغانستان مشاهده می شود. پاکستان به واسطه همین طالبان، در سال گذشته یکی از تلخ ترین حوادث تروریستی را تجربه کرد؛ حادثه ای که در نتیجه حمله به مدرسه نظامیان این کشور، حداقل 133 دانش آموز کشته شدند. حملات اخیری که در قلب کشور افغانستان یعنی کابل اتفاق می افتد، از جمله حمله به فرودگاه بین المللی کابل بیانگر این است که طالبان می خواهد در کنار درگیری ها و اختلافات درونی خود، با انجام این عملیات ها به حکومت های این دو کشور هشدار لازم را دهد و گوشزد کند که طالبان به دلیل فقدان رهبری نمرده بلکه زنده است و همچنان فعالیت های خود را ادامه می دهد.
یزدان پناه با بیان اینکه ممکن است اختلافات میان طالبان بر تعیین رهبری این گروه، بخشی از اهداف این گروه را به تاخیر اندازد، اما به هیچ وجه به منزله فروپاشی این گروه تلقی نمی شود، گفت: در سیستم طالبان، سلسه مراتب رهبری تعریف شده است و آنها حداقل تا 18-17 رده رهبری را به صورت مبنای ایدئولوژیک خود برای خویش تعریف کرده اند. بر این اساس حذف یک نفر و جایگزینی یک نفر دیگر که در این گروه رخ می دهد، به منزله مرگ این گروه تلقی نمی شود. به صورت شبکه ای عمل می کند و می داند که در شرایط خاص بحرانی چگونه خود را جمع و جور کند تا موجب نشود که دولت های رقیب آنها این را به منزله ضعف طالبان تلقی کنند.
او مبنای طالبان را خشونت دانست و افزود: آنها از ایدئولوژی خشونت پیروی می کنند و خشونت جزو شریعت آنهاست و تولید خشونت به شیوه های مختلف حتی در درون خود آنها وجود دارد. القاعده سازمانی مشابه و وابسته به طالبان است که همراه و هم طراز طالبان فعالیت می کردند. در حال حاضر نسل سوم القاعده را تحت عنوان گروه تروریستی داعش در کشورهای عراق و سوریه و … شاهد هستیم که داعیه خلافت و امارت اسلامی در گستره وسیعی از جغرافیای سیاسی جهان اسلام و غیر آن را دارد، اما همین گروه هم وقتی در درون خود گرفتار اختلاف می شود، به شدیدترین روش های خشونتی روی می آورند. در اینجا هم این موضوع به منزله انفکاک و اختلاف عمیق در گروه تلقی نمی شود؛ آنها به سرعت خود را بازیابی و اهداف نانوشته خود یعنی مبارزه با کفار یا استقرار حکومت اسلامی را پیگیری می کنند.
یزدان پناه تصریح کرد: بنابراین می توان نتیجه گرفت خشونت جزو ذات این گروه هاست و اینکه هر از گاهی در درون درگیر می شوند به منزله فروپاشی این گروه نیست، زیرا می تواند در سریع ترین زمان ممکن خود را بازیابی کند و به اهدافی آرمانی بیندیشند که در ذهن و تشکیلات خود طراحی کرده اند.
او با تاکید بر اینکه روابطی میان طالبان و دولت پاکستان وجود ندارد، اظهار کرد: دولت های پاکستان و افغانستان هستند که همواره به دنبال راه هایی برای حذف، کنترل یا بازی گرفتن طالبان هستند. خروجی های دولت های پاکستان و افغانستان این گونه است که قادر به حذف تمام عیار گروه های طالبان و گروه های ترویستی در این دو کشور نیستند که البته همین گونه هم هست. چراکه بحث گروه نیست بلکه ریشه یک فکر افراطی است که عوامل مختلف و بسیار پیچیده ای در پیدایش و توسعه آن تاثیرگذار بوده اند.
یزدان پناه در پایان با ابراز تاسف از اینکه دولت های پاکستان و افغانستان در تمام مدت تشکیل طالبان، نسبت به این گروه در موضع ضعف قرار دارند، گفت: البته پاکستان متفاوت است. به اعتقاد من ارتش پاکستان آنقدر قدرتمند است که اگر اراده کند و واقعا این باور را داشته باشد که این گروه را از بین ببرد، می تواند آن کار را انجام دهد، اما دلایل آن معلوم نیست که چرا دولت پاکستان هیچ وقت این اراده جدی را برای خود ترسیم نمی کند و در نظر نمی گیرد که به سمت حذف گروه طالبان حرکت کند. بر این اساس مواضع دولت های فعلی افغانستان و پاکستان نسبت به طالبان یک موضع پدافندی است و در حال حاضر حداقل در ظاهر در این دو دولت و اراده آنها توان موضع آفندی و تهاجم همه جانبه دیده نمی شود.
انتهای پیام
