شفقنا افغانستان- سایه سیاه دیورند/ بخش دوم
رهبران حکومت وحدت ملی، خود را در تلاش برای بهبود روابط با پاکستان، صادق میدانند و پاکستان را به عدم صداقت متهم میکنند. استفاده از کلمهی صداقت، برای مصرف داخلی رهبران افغانستان خوب است اما واقعیت این است که باید به ریشهی مشکلاتی پرداخته شود که عمق آن به ۶۸ سال گذشته میرسد. تنها، زمان گذشته است و پاکستان بزرگ و قدرتمندتر شده است و دارای سیاستهای استراتژیک مشخص خود در منطقه و جهان میباشد، اما سیاست و دیدگاه ما افغانها نسبت به به پاکستان، تغییر نکرده است. فقط با گفتن اینکه ما در روابط خود با پاکستان صادق هستیم و هند هیچگونه نفوذی در افغانستان ندارد، و با چند جمله در تمجید خادمین حرمین شریفین و اعلام حمایت از پادشاهی عربستان سعودی، نمیتوانیم حمایت پاکستان و سعودی را جذب کنیم؛ در حالیکه، ما عملا تمامیت ارضی پاکستان را به رسمیت نشناخته و هنوز بودجهی هنگفتی را صرف نهادهایی میکنیم که از همان ابتدا، برای خصومت با پاکستان ایجاد شده بود و در غیر آن، هیچ مزیت سیاسی و اقتصادی دیگری برای ما ندارد.
عملکردهای دستگاه استخباراتی پاکستان از طریق طالبان، بههیچوجه قابل توجیه نیستند، اما برای خاتمهدادن به این عملکردهای وحشیانه، ما چه کاری میتوانیم انجام دهیم؟ تمام اقداماتی که سازمان استخبارات پاکستان در خاک افغانستان انجام داده است و میدهد، توسط پاکستانیها اجرا نمیشود. طالبان را ما افغانها استقبال کردیم و مورد حمایت قرار دادیم تا به قدرت رسید و تمام هستی مادی و معنوی ما را به غارت برد و تجربهای بدتر از قرون وسطا را در قرن بیستم بر ما تحمیل کرد. هنوز هم باور نداریم که طالبان، همگی بهنحوی مزدور بیگانه هستند. آیا ما واقعا توان محاسبهی سادهی سنجش فایده و ضرر خود را داریم؟ ما هنوز تلاش میکنیم تا ذهنیت عامه را در داخل کشور، با برانگیختن احساسات ضدپاکستانی بسیج کنیم، بدون آنکه بسنجیم چه بهایی باید برای آن بپردازیم. پاکستانیها، مانند مردم افغانستان نیستند که ما با بیان چند کلمه و چند سفر و اعلام چند شعار همکاری منطقهای و اقتصادی، انها را وا داریم تا از نیات و اقدامات تاریخی ما بگذرند و همه چیز را ختمشده اعلان کنند. نیاز است تا ما به دیدگاه خصمانه و مداخلهجویانهی تاریخی که نسبت به پاکستان داریم، پایان دهیم. ما باید اعتراف کنیم که هرآنچه در گذشته انجام دادهایم، خلاف منافع ما بوده و بر هیچ محاسبهی عقلانی استوار نبوده است. بهایی را که در طول سی سال گذشته پرداختهایم، بهای سنگینی است که هیچ ملت آزاد و آگاهی، حاضر به پرداخت آن نیست. ما باید بپذیریم که صداقت و تضرع، در روابط سیاسی کارساز نیست. ما باید درکنار برخورد واقعبیانه با همسایههایمان، نهادهای امنیتی و دفاعی خویش را قویتر بسازیم. بهطورکل، برای رهایی از سایهی سیاه دیورند و بهبود رابطهی ما با پاکستان، و تامین امنیت، نکات ذیل میتوانند کمککننده باشند.
تمامیت ارضی
دولتهای افغانستان و پاکستان، باید به تمامیت ارضی یکدیگر احترام بگذارند. پاکستان، با حمایت از طالبان در سالهای 90، بهنحوی، افغانستان را اشغال نمود و اکنون نیز با حمایت از تروریستان در مجاورت مرزهایش، تمامیت ارضی ما را نقض میکند. دولت افغانستان نیز باید به تمامیت ارضی پاکستان احترام گذاشته و مرزهای قانونی سیاسی میان دو کشور را به رسمیت بشناسد. عدم بهرسمیتشناختن مرز میان دو کشور، نه مبتنی بر مستندات حقوقی است و نه براساس منافع ملی، بلکه بیشتر برخاسته از احساسات قبیلوی تعدادی محدود از جانب افغانی و نیز ناشی از مداخله و نفوذ هند در این مساله، به منظور تضعیف پاکستان میباشد. مردم افغانستان باید درک کنند که احساسات قومی و خونی در ما، مبتنی بر عقلانیت و منفعت مردم دو طرف مرز نیست. در طول دهههای گذشته، مردم در دوطرف مرز، قربانی زیادی برای این مخاصمات دادهاند. سیاستمداران مقتدر پاکستانی، که از گذشته تابهحال، همواره در امور افغانستان مداخله کرده و باعث سقوط افغانستان به شرایط قرون وسطایی و قتل عام مردم بسیاری شدهاند، پنجابیها یا سندیها نبودند. بهعنوان مثال، جنرال محمدایوبخان، جنرال حمیدگل، مولانا فضلالرحمن، مولانا سمیعالحق، سرتاج عزیز و همینطور دهها نفر دیگر که در تباهی این مردم دست داشتهاند، همگی پشتون بودند؛ اما برای آنها، کشور، منافع ملی و پاکستان مهم است. پشتونهای پاکستان، دیگر محدود به ایالت خیبر پشتونخواه فعلی نیستند. آنها در کراچی و کویته، تقریبا اکثریت را تشکیل میدهند و در شهرهایی مانند لاهور و راولپندی، بخش بزرگی از تجارت، بازار و بوروکراسی دولتی را میگردانند. همبستگیهای قبیلهای مربوط به دوران ماقبل مدرن است و ما در چارچوب مرزهای مدرن سیاسی فعلی، مجبور هستیم تا به حقوق فردی و شهروندی خویش بیندیشیم.
تقویت نهادهای استخباراتی و امنیتی
نهادهای استخباراتی و امنیتی افغانستان، نوپا و دارای منابع محدود بشری و تخنیکی است. افغانستان، بهجای سرمایهگذاری روی مقابله با پاکستان یا هر کشور دیگری، باید روی نهادسازی داخلی خویش تمرکز نماید. ضعف ظرفیت نهادی، باعث میگردد تا بهجای اقدامات استراتژیک و سنجیدهشده، تصمیمها و اقدامهای امنیتی بر محور خواستههای عاطفی و شخصی رهبران سیاسی اتخاذ گردد. نمونهای از این برخورد را در واکنش حکومت افغانستان نسبت به تروریستان فراری از پاکستان در سال گذشته میتوان دید. در نتیجهی عملیات ضرب عضب اردوی پاکستان در وزیرستان شمالی، شکست سنگینی بر تحریک پاکستانی طالبان وارد شده و تعداد زیادی از تروریستان افغانستانی و خارجی، از آنجا وارد افغانستان شدند. متاسفانه در آن زمان، تنها اقدام حکومت افغانستان، کمک به مهاجرین واردشده از آن سوی مرز بود و تروریستان توانستند خود را به مناطق دورتر و مصونتری در غزنی و زابل برسانند. امروز، تعدادی از ولسوالیهای این دو ولایت، به پناهگاه امنی برای طالبان داخلی و خارجی تبدیل شدهاند. درصورتیکه نهادهای امنیتی ما از توانایی لازم برخوردار میبودند و واکنش حکومت دربرابر ورود تروریستان داخلی و خارجی، مبتنی بر محاسبه و سنجشی واقعی میبود، به تروریستان فرصت داده نمیشد تا مناطقی در خاک افغانستان را تبدیل به وزیرستان شمالی سازند.
روابط اقتصادی
روابط بهتر اقتصادی با پاکستان، باید یکی از اولویتهای سیاست خارجی ما باشد. ما از نظر اقتصادی به پاکستان نیازمند هستیم. درحالحاضر، بزرگترین شریک تجارتی صادراتی و وارداتی ما را پاکستان تشکیل میدهد و تنها کشوری است که ما تقریبا بهصورت برابر، با آن واردات و صادرات داریم و بهنحوی بزرگترین بازار صادراتی ما است. پاکستان، مسیر اقتصادی و کوتاه ما را به آبهای بینالمللی مهیا میسازد. چابهار ممکن است بتواند یکی از راههای تجارتی ما باشد، اما هرگز نمیتواند جای کراچی یا بندر گوادر را بگیرد. مسیر کسپین نیز تنها بخشی کوچکی از تجارت ما را پاسخگو است. پاکستان، از جمله چهل اقتصاد بزرگ جهان است و با درنظرداشت پتانسیل نیروی انسانی، تکنالوژی و منابع طبیعی که دارد، میتواند به یکی از بزرگترین اقتصادهای جهان تبدیل شود. پاکستان، در حال حاضر، ازجمله 11 کشور آینده (next eleven)از نظر اقتصادی شمرده میشود که در کنار چهار کشور برزیل، روسیه، هند و چنین، در چند دههی بعد، به 11 اقتصاد بزرگ جهان تبدیل میگردند.
اشتراکات زبانی، فرهنگی و تاریخی
ما باید برای داشتن روابط بهتر دوجانبه، بر اشتراکات زبانی، فرهنگی و تاریخی خویش با پاکستان تاکید کنیم. ما با مردم پاکستان اشتراک زبانی، فرهنگی و تاریخی داریم که بهصورت طبیعی، مردم دو کشور را با هم یکجا ساخته است. ما نمیتوانیم این مشترکات را نادیده بگیریم، بلکه باید از آنها برای تحکیم روابط دوجانبه و توسعهی همکاریهای اقتصادی و سیاسی استفاده کنیم. درحالحاضر، هزاران متخصص پاکستانی، در شرکتها، پروژههای انکشافی و موسسات تحصیلی خصوصی در افغانستان، مشغول کار و تدریس هستند. سالانه هزاران محصل افغان از طریق بورسهای تحصیلی اهداشده توسط پاکستان یا با هزینههای شخصی، در این کشور مشغول به تحصیل میشوند. هنوز بیش از دو میلیون هموطن ما در پاکستان زندگی و کار میکنند که فرزندان آنها از نظر زبان و فرهنگ بیشتر شبیه به پاکستانیها هستند تا افغانستانیها. آنها زمانی که به افغانستان برگردند، ارزشهای فرهنگیای را با خود انتقال خواهند داد که به غنامندی فرهنگی ما خواهد افزود. فیلم، موسیقی و سایر محصولات فرهنگی پاکستان، در ولایتهای شرقی و جنوبی ما، طرفداران زیادی دارد. بخش بزرگی از آوازخوانان، هنرمندان، شاعران و نویسندگان زبان پشتو، شهروندان پاکستان هستند. ما برای غنامندی بهتر زبان و بهرهمندشدن از محصولات فرهنگی آنها، نیامند گسترش روابط فرهنگی هستیم.
حمایت اجتماعی و ایدیولوژیک طالبان
حکومت افغانستان، باید زمینهی رشد و حمایت اجتماعی و ایدئولوژیک طالبان را در جامعه و نیز نهادهای داخلی، شناسایی نموده و هدف قرار دهد. درصورتیکه زمینهی گستردهی فکری برای پرورش و حمایت از طالبان در جامعه وجود داشته باشد، ممکن است فردا بهجای پاکستان، آنها از کشوری دیگر برای دسترسی به منافع خود استفاده کنند. استقبال گسترده از طالبان در دهی 90 میلادی، که منجر به بهقدرترسیدن این گروه شد، گسترش نفوذ طالبان پس از سال 2002 در برخی ولایات کشور، و نیز افزایش فعلی حملات طالبان در کشور، نشاندهندهی این است که طالبان دارای نفوذ ایدئولوژیک و پایگاههای اجتماعی در درون افغانسبتان بوده و بیشترین نیروی جنگی طالبان را در افغانستان، افغانها تشکیل میدهند. حکومت افغانستان، درکنار تحکیم نهادهای امنیتی، باید با مسالهی طالبان، بهعنوان یک مشکل ملی برخورد کرده و زمینههای فکری و اجتماعی پرورش طالبان در داخل کشور را بهصورت جدی مورد ارزیابی قرار دهد.
درنتیجه، مبارزه با تروریزم و نزدیکی روابط میان افغانستان و پاکستان، زمانی میسر میگردد که هر دو کشور به تمامیت ارضی یکدیگر احترام بگذارند. تکیه بر شعارها و برانگیختن احساسات مردمی، نمیتواند برای مقابله با پاکستان به حکومت افغانستان کمک کند. هر دو کشور، اشتراکات وسیع اقتصادی، فرهنگی و تاریخی دارند و باید بر این اشتراکات تاکید گردد. علاوه بر تاکید بر روابط نیکو با پاکستان و متحدان منطقهای آن، افغانستان باید روی نهادسازی و تقویت ظرفیت نهادی ارگانهای امنیتی و استخباراتی متمرکز باشد. گذاشتن بار تمام مشکلات داخلی بر عوامل بیرونی، ما را از پرداختن به معضلات داخلی و مسئولت پذیری ملی دور میسازد.
یونس زاولی/ اطلاعات روز
انتهای پیام

