شنبه 26 ثور 1405

آخرین اخبار

طالبان: ترکیه برای ۲۰ هزار افغان ویزای دامداری صادر می‌کند

شفقنا افغانستان _ وزارت مهاجرین طالبان اعلام کرده است...

محقق از افزایش فشارهای مذهبی بر شیعیان هشدار داد

شفقنا افغانستان _ محمد محقق، رهبر حزب وحدت اسلامی...

مقام ارشد آمریکایی: افغانستان همچنان در خط مقدم تهدیدهای تروریستی قرار دارد

شفقنا افغانستان- یک مقام ارشد نظامی ایالات متحده اعلام...

بازگشت اجباری بیش از ۵ هزار مهاجر افغانستانی در یک روز؛ تشدید بحران انسانی

شفقنا افغانستان– معاونت سخنگوی طالبان اعلام کرد که روز...

نرخ اسعار خارجی در برابر پول افغانی/ شنبه ۲۶ ثور ۱۴۰۵

شفقنا افغانستان – بر اساس اعلام سراسری شهزاده، بازار...

نیویورک تایمز مدعی شد؛ احتمال ازسرگیری جنگ ایران و آمریکا ظرف چند روز آینده

شفقنا افغانستان– روزنامه نیویورک تایمز بامداد شنبه ادعا کرد...

نگرانی بریتانیا و سازمان ملل از بازداشت خبرنگاران در افغانستان

شفقنا افغانستان _ هم‌زمان با افزایش فشارها بر رسانه‌ها...

جوانی در کابل کشته و موترش ربوده شد

شفقنا افغانستان _ منابع در کابل می‌گویند یک جوان...

۵ میلیون قربانی سوءتغذیه در افغانستان؛ هشدار تازه برنامه جهانی غذا

شفقنا افغانستان _ برنامه جهانی غذا (WFP) هشدار داده...

کاهش بودجه‌های بشردوستانه؛ زنگ خطر برای آینده زنان در کشورهای بحران‌زده

شفقنا افغانستان _ سازمان بشردوستانه هالندی «CARE» هشدار داده...

کشته شدن ۳ نفر در پی حادثه ترافیکی در سمنگان

شفقنا افغانستان- یک حادثه رانندگی در ولایت سمنگان شمال...

اخراج اجباری بیش از ۵ هزار مهاجر افغانستانی در یک روز از کشورهای همسایه

شفقنا افغانستان- طالبان اعلام کرد روز گذشته یک‌هزار و...

نتیجه مطالعه در بریتانیا: رشد نگران‌کننده استفاده از چت‌بات‌های هوش مصنوعی برای مشاوره پزشکی

شفقنا افغانستان- پزشکان می‌گویند نظرسنجی «بسیار نگران‌کننده» خطر مراجعه...

ابعاد اجتماعی زندگی امام هشتم

شفقنا افغانستان- امام علی‌‌بن‌موسی‌الرضا (علیه‌السلام) هشتمین امام شیعیان از سلاله پاک رسول خدا (ص) و هشتمین جانشین پیامبر مکرم اسلام هستند.

2010-08-25_08.22.09_reza-5k

ایشان در ٣۵سالگی عهده‌دار مسئولیت امامت و رهبری شیعیان شدند و حیات ایشان مقارن بود با خلافت خلفای عباسی که سختی‌ها و رنج بسیاری را بر امام روا داشتند و سرانجام مأمون‌عباسی ایشان را در ۵۵ سالگی به شهادت رساند. در این نوشته به‌طور خلاصه، بعضی از ابعاد زندگانی آن حضرت را بررسی می‌کنیم.
زندگی امام در مدینه
حضرت رضا (علیه‌السلام) تا قبل از هجرت به مرو در مدینه زادگاهشان، ساکن بودند و در آن‌جا در جوار مدفن پاک رسول خدا و اجداد طاهرینشان به هدایت مردم و تبیین معارف دینی و سیره نبوی می‌پرداختند. مردم مدینه نیز بسیار امام را دوست می‌داشتند و به ایشان همچون پدری مهربان می‌نگریستند. تا قبل از این سفر، با این‌که امام بیشتر سال‌های عمرش را در مدینه گذرانده بود، اما در سراسر مملکت اسلامی پیروان بسیاری داشت که گوش به فرمان اوامر امام بودند.
امام در گفت‌وگویی که با مأمون درباره ولایت عهدی داشتند، دراین‌باره این‌گونه می‌فرمایند: «همانا ولایت عهدی هیچ امتیازی را بر من نیفزود. هنگامی‌که من در مدینه بودم فرمان من در شرق و غرب نافذ بود و اگر از کوچه‌های شهر مدینه عبور می‌کردم، عزیزتر از من کسی نبود. مردم پیوسته حاجاتشان را نزد من می‌آوردند و کسی نبود که بتوانم نیاز او را برآورده سازم مگر این‌که این کار را انجام می‌دادم و مردم به چشم عزیز و بزرگ خویش، به من مى‌نگریستند.»
امامت حضرت رضا (علیه‌السلام)
امامت و وصایت حضرت رضا (علیه السلام) بارها توسط پدر بزرگوار و اجداد طاهرینشان و رسول‌اکرم (صلی‌الله و علیه و آله) اعلام شده بود. به‌خصوص امام کاظم (علیه‌السلام) بارها در حضور مردم ایشان را به‌عنوان وصی و امام بعد از خویش معرفی کرده بودند که به نمونه‌ای از آنها اشاره می‌کنیم.
یکی از یاران امام‌موسی کاظم (علیه‌السلام) می‌گوید: «ما ۶٠ نفر بودیم که موسی بن‌جعفر به جمع ما وارد شد و دست فرزندش علی در دست او بود. فرمود: «آیا می‌دانید من کیستم؟» گفتم: «تو آقا و بزرگ ما هستی.» فرمود: «نام و لقب مرا بگویید.» گفتم: «شما موسی‌بن جعفربن محمد هستید.» فرمود: «این که با من است، کیست؟» گفتم: «علی‌بن موسی‌بن جعفر.» فرمود: «پس شهادت دهید او در زندگانی من وکیل من است و بعد از مرگ من وصی من است.» در حدیث مشهوری نیز که جابر از قول نبى‌‌اکرم (ص) نقل می‌کند امام‌رضا (علیه السلام) به‌عنوان هشتمین امام و وصی پیامبر (ص) معرفی شده‌اند. امام‌صادق (علیه‌السلام) نیز مکرر به امام‌کاظم (ع) می‌فرمودند که «عالم‌ آل‌محمد از فرزندان تو است و او وصی بعد از تو است.»
جنبه علمی امام
مأمون که پیوسته شور و اشتیاق مردم نسبت به امام و اعتبار بی‌همتای امام را در میان ایشان می‌دید، می‌خواست تا این قداست و اعتبار را خدشه‌دار سازد و ازجمله کارهایی که برای رسیدن به این هدف انجام داد تشکیل جلسات مناظره‌ای بین امام و دانشمندان علوم مختلف از سراسر دنیا بود تا آنها با امام به بحث بپردازند، شاید بتوانند امام را از نظر علمی شکست داده و وجهه علمی امام را زیر سوال ببرند که شرح یکی از این مجالس را می‌آوریم:
«برای یکی از این مناظرات، مأمون فضل بن سهل را امر کرد که اساتید کلام و حکمت را از سراسر دنیا دعوت کند تا با امام به مناظره بنشینند. فضل نیز اسقف اعظم نصاری، بزرگ علمای یهود، روسای صابئین (پیروان حضرت یحیی)، بزرگ موبدان زرتشتیان و دیگر متکلمان وقت را دعوت کرد. مأمون هم آنها را به حضور پذیرفت و از آنها پذیرایی شایانی کرد و به آنان گفت: «دوست دارم که با پسر عموی من (مأمون از نوادگان عباس عموی پیامبر است که ناگزیر پسرعموی امام است.) که از مدینه پیش من آمده مناظره کنید.» صبح روز بعد مجلس آراسته‌ای تشکیل داد و مردی را به خدمت حضرت‌رضا (علیه‌السلام) فرستاد و حضرت را دعوت کرد. حضرت نیز دعوت او را پذیرفتند و به او فرمودند: «آیا می‌خواهی بدانی که مأمون کی از این کار خود پشیمان می‌شود.» او گفت: «بلی فدایت شوم.» امام فرمودند: «وقتی مأمون دلایل مرا بر رد اهل تورات از خود تورات و بر اهل انجیل از خود انجیل و از اهل زبور از زبورشان و بر صابئین به‌زبان ایشان و بر آتش‌پرستان به‌زبان فارسی و بر رومیان به زبان رومی‌شان بشنود و ببیند که سخنان تک‌‌تک اینان را رد کردم و آنها سخن خود را رها کردند و سخن مرا پذیرفتند آن وقت مأمون می‌فهمد که توانایی کاری را که می‌خواهد انجام دهد، ندارد و پشیمان می‌شود و لاحول و لاقوه الابالله العلی‌العظیم.» سپس حضرت به مجلس مأمون تشریف ‌فرما شدند و با ورود حضرت، مأمون ایشان را برای جمع معرفی کرد و سپس گفت: «دوست دارم با ایشان مناظره کنید.» حضرت رضا (علیه‌السلام) نیز با تمامی آنها از کتاب خودشان درباره دین و مذهب‌شان مباحثه کردند. سپس امام فرمود: «اگر کسی در میان شما مخالف اسلام است بدون شرم و خجالت سوال کند.» عمران صایی که یکی از متکلمان بود از حضرت سوالات بسیاری کرد و حضرت تمام سوالات او را یک به یک پاسخ گفتند و او را قانع کردند. او پس از شنیدن جواب سوالات خود از امام، شهادتین را بر زبان جاری کرد و اسلام آورد و با برتری مسلم امام، جلسه به پایان رسید و مردم متفرق شدند. روز بعد حضرت، عمران صایی را به حضور طلبیدند و او را بسیار اکرام کردند و از آن به بعد عمران صایی خود یکی از مبلغان دین مبین اسلام شد.
رجاء ابن ضحاک که از طرف مأمون مامور حرکت دادن امام از مدینه به سوی مرو بود، می‌گوید: «آن حضرت در هیچ شهری وارد نمی‌شد مگر این‌که مردم از هر سو به او روی می‌آوردند و مسائل دینی خود را از امام می‌پرسیدند. ایشان نیز به آنها پاسخ می‌گفت و احادیث بسیاری از پیامبر خدا (ص) و حضرت علی (علیه‌السلام) بیان می‌فرمود. هنگامی‌که از این سفر بازگشتم نزد مأمون رفتم. او از چگونگی رفتار امام در طول سفر پرسید و من نیز آنچه را در طول سفر از ایشان دیده بودم بازگو کردم. مأمون گفت: «آری، ‌ای پسر ضحاک! ایشان بهترین، داناترین و عابدترین مردم روی زمین است.»
اخلاق و منش امام
خصوصیات اخلاقی و زهد و تقوای آن حضرت به‌گونه‌ای بود که حتی دشمنان خویش را نیز شیفته و مجذوب خود کرده بود. با مردم درنهایت ادب تواضع و مهربانی رفتار می‌کرد و هیچگاه خود را از مردم جدا نمی‌کرد.
یکی از یاران امام می‌گوید: «هیچگاه ندیدم که امام‌رضا (علیه‌السلام) در سخن بر کسی جفا ورزد و نیز ندیدم که سخن کسی را پیش از تمام شدن قطع کند. هرگز نیازمندی که می‌توانست نیازش را برآورده سازد رد نمی‌کرد و در حضور دیگری پایش را دراز نمی‌کرد. هرگز ندیدم به کسی از خدمتکارانش بدگویی کند. خنده او قهقهه نبود بلکه تبسم می‌فرمود. چون سفره غذا به میان می‌آمد، همه افراد خانه حتی دربان و مهتر را نیز بر سر سفره خویش می‌نشاند و آنان همراه با امام غذا می‌خوردند. شب‌ها کم می‌خوابید و بسیاری از شب‌ها را به عبادت می‌گذراند. بسیار روزه می‌گرفت و روزه سه روز در ماه را ترک نمی‌کرد. کار خیر و انفاق پنهان بسیار داشت. بیشتر در شب‌های تاریک، مخفیانه به فقرا کمک می‌کرد.» یکی دیگر از یاران ایشان می‌گوید: «فرش آن حضرت در تابستان حصیر و در زمستان پلاسی بود. لباس او در خانه درشت و خشن بود، اما هنگامی که در مجالس عمومی شرکت می‌کرد، خود را می‌آراست (لباس‌های خوب و متعارف می‌پوشید). شبی امام میهمان داشت، در میان صحبت چراغ، ایرادی پیدا کرد، میهمان امام دست پیش آورد تا چراغ را درست کند، اما امام نگذاشت و خود این کار را انجام داد و فرمود: «ما گروهی هستیم که میهمانان خود را به کار نمی‌گیریم.»
شخصی به امام عرض کرد: «به خدا سوگند هیچ‌کس در روی زمین از جهت برتری و شرافت اجداد، به شما نمی‌رسد.» امام فرمودند: «تقوی به آنان شرافت داد و اطاعت پروردگار، آنان را بزرگوار ساخت.»
مردی از اهالی بلخ می‌گوید: «در سفر خراسان با امام‌رضا (علیه‌السلام) همراه بودم. روزی سفره گسترده بودند و امام همه خدمتگزاران حتی سیاهان را بر آن سفره نشاند تا همراه ایشان غذا بخورند. من به امام عرض کردم: «فدایت شوم بهتر است اینان بر سفره‌ای جداگانه بنشینند.» امام فرمود: «ساکت باش، پروردگار همه یکی است. پدر و مادر همه یکی است و پاداش هم به اعمال است.»
یاسر، خادم حضرت می‌گوید: «امام‌رضا (علیه‌السلام) به ما فرموده بود: «اگر بالای سرتان ایستادم (و شما را برای کاری طلبیدم) و شما مشغول غذا خوردن بودید بر نخیزید تا غذایتان تمام شود. به همین جهت بسیار اتفاق می‌افتاد که امام ما را صدا می‌کرد و در پاسخ او می‌گفتند: «به غذا خوردن مشغولند.» و آن گرامی می‌فرمود: «بگذارید غذایشان تمام شود.»
یک‌بار غریبی خدمت امام رسید و سلام کرد و گفت: «من از دوستداران شما و پدران و اجدادتان هستم. از حج بازگشته‌ام و خرجی راه را تمام کرده‌ام اگر مایلید مبلغی به من مرحمت کنید تا خود را به وطنم برسانم و در آن‌جا معادل همان مبلغ را صدقه خواهم داد زیرا من در شهر خویش فقیر نیستم و اینک در سفر نیازمند مانده‌ام.» امام برخاست و به اتاقی دیگر رفت و از پشت در دست خویش را بیرون آورد و فرمود: «این ٢٠٠ دینار را بگیر و توشه‌راه کن و لازم نیست که از جانب من معادل آن صدقه دهی.»
آن شخص نیز دینارها را گرفت و رفت. از امام پرسیدند: «چرا چنین کردید که شما را هنگام گرفتن دینارها نبیند؟» فرمود: «تا شرمندگی نیاز و سوال را در او نبینم.»
امامان معصوم و گرامی ما در تربیت پیروان و راهنمایی ایشان تنها به گفتار اکتفا نمی‌کردند و در مورد اعمال آنان توجه و مراقبت ویژه‌ای مبذول می‌داشتند.
یکی از یاران امام‌رضا (علیه‌السلام) می‌گوید: «روزی همراه امام به خانه ایشان رفتم. غلامان حضرت مشغول بنایی بودند. امام در میان آنها غریبه‌ای دید و پرسید: «این کیست؟» عرض کردند: «به ما کمک می‌کند و به او دستمزدی خواهیم داد.» امام فرمود: «مزدش را تعیین کرده‌اید؟» گفتند: «نه هر چه بدهیم می‌پذیرد.» امام برآشفت و به من فرمود: «من بارها به اینها گفته‌ام که هیچ‌کس را نیاورید مگر آن‌که قبلا مزدش را تعیین کنید و قرارداد ببندید. کسی که بدون قرارداد و تعیین مزد، کاری انجام می‌دهد، اگر سه برابر مزدش را بدهی باز گمان می‌کند مزدش را کم داده‌ای ولی اگر قرارداد ببندی و به مقدار معین شده بپردازی از تو خشنود خواهد بود که طبق قرار عمل کرده‌ای و در این صورت اگر بیش از مقدار تعیین شده چیزی به او بدهی، هر چند کم و ناچیز باشد؛ می‌فهمد که بیشتر پرداخته‌ای و سپاسگزار خواهد بود.» خادم حضرت می‌گوید: «روزی خدمتکاران میوه‌ای می‌خوردند. آنها میوه را به تمامی نخورده و باقی آن را دور ریختند. حضرت رضا (علیه‌السلام) به آنها فرمود: «سبحان‌الله اگر شما از آن بی‌نیاز هستید، آن را به کسانی که بدان نیازمندند بدهید.»

مختصری از کلمات حکمت‌آمیز امام:

امام فرمودند: «دوست هرکس عقل اوست و دشمن هر کس جهل و نادانی و حماقت است.»
امام فرمودند: «علم و دانش همانند گنجی می‌ماند که کلید آن سوال است، پس بپرسید. خداوند شما را رحمت کند زیرا در این امر چهار طایفه دارای اجر هستند: ١- سوال‌کننده ٢- آموزنده ٣- شنونده ۴- پاسخ‌دهنده.»
امام فرمودند: «مهرورزی و دوستی با مردم نصف عقل است.»
امام فرمودند: «چیزی نیست که چشمانت آن را بنگرد مگر آن‌که در آن پند و اندرزی است.»
امام فرمودند: «نظافت و پاکیزگی از اخلاق پیامبران است.»

انتهای پیام

اخبار مرتبط