شفقنا افغانستان- “مهدی پارسا” در جمهور درباره عملکرد دولت وحدت ملی افغانستان می نویسد: یازده ماه از شکل گیری دولت جدید می گذرد، با گذار از دوران بحرانی و آغاز “دولت وحدت ملی” به ریاست داکتر اشرف غنی، فردی که با تبلیغات متفکر دوم دنیا در دوران کمپاین، و با اشتراک چهره میانه رو و دموکراتیک از بین مجاهدین، خوش بینی ها و امیدواری های زیادی نقش بر ذهن عموم بسته بود، جوانان تحصیلکرده و پر انرژی در داخل وخارج کشور، سرمایه گذاران داخلی و خارجی، موسسات و شرکت ها، قشر پایین و فقیر جامعه امید به یک آغاز نو داشتند. مردم به این باور بودند که با آمدن اشرف غنی، فرد تحصیلکرده در غرب، استاد دانشگاه، شخصیت روشنفکر و شناخته شده، در یک کشور جنگ زده و فقیر، نعمت بزرگی است که خداوند ارزانی این ملت نموده است.
این خوش باوری ها و امیدها، در روز های اولیه رخت بست و نا امیدی فراگیر شد. نا امنی در اولین روزهای حکومت افزایش یافت، تشدید فعالیت هراس افگنان، ناکامی حکومت در معرفی زودهنگام کابینه، اختلاف بر سر معرفی اشخاص و تقسیم بندی ها، شکاف بین مقامات بلندپایه و کینه توزی علیه همدیگر، ضعف در مدیریت دولت، تاخیر و نامعلوم بودن انتخابات پارلمانی و… با شتاب بین جامعه تأثیر منفی خود را گذاشت و کاهش اقتصاد و سرمایه گذاری، بی باوری ها در جامعه، افزایش بیکاری و فرار از کشور را در پی داشت. این مسأله روز به روز با شتاب هرچه بیشتر در جامعه، رو به فلج کردن کشور گذاشته است.
چرا اوضاع چنین پیش رفت؟
چرا به یکبارگی اوضاع چنین شد و آیا عوامل خارجی نیز در ناکامی حکومت وحدت ملی نقشی داشت؟
حکومت وحدت ملی بدون شک، با پادرمیانی سازمان های بین المللی و بزرگان کشور به نتیجه رسید و از بحران فرا روی ایجاد شده، نجات داده شد.
سفرهای پی در پی وزیر امور خارجه امریکا، اروپا، سازمان ملل و دخالت حلقات داخلی منجر به تشکیل حکومت وحدت ملی گردید. بعد از شکل گیری حکومت، رفت وآمد مقامات پاکستانی زیاد گردید، آن کشور امیدوار بود که خواسته هایش را از طریق اشرف غنی می تواند برآورده کند، اشرف غنی نیز به شعار آوردن “صلح” تاکید می نمود و تمایل به آوردن صلح داشت، این که رئیس جمهور بی تجربه از حکومت داری و بدون شناخت از روابط سیاسی افغانستان با همسایه ها، روی کار آمده بود. این فرصتِ مناسبی برای پاکستان محسوب می شد، حامد کرزی به عنوان داوودخان دوم در مسأله پاکستان نزد آن کشور شناخته می شود.
وی به عنوان مخالف سرسخت منافع پاکستان بود و بدین لحاظ روابط تنگاتنگ و دوستانه ای را با مخالف سرسخت پاکستان ایجاد نموده بود، روابط دوستانه با هند، و با درخواست های متعدد پاکستان مبنی بر فرستادن نیروهای امنیتی برای آموزش به پاکستان ساز مخالفت نواخت. مخالفت و نزدیکی حامد کرزی با هند، پاکستان را ناراحت ساخته بود.
چنانکه سفیر بریتانیا «کوپرکولز» در کتاب “نامه هایی از کابل”می نویسد: « در اولین روزهای ماموریتم به عنوان فرستاده بریتانیا در امور افغانستان، به دیدار رئیس جمهور کرزی رفتم، باهم نشستیم و دوستانه صحبت نمودیم، اما یکبار چشمانش را خیره کردو با صدای آرام گفت: پاکستان توقف نداشتی؟، گفتم نخیر. وی مخالف سرسخت پاکستان بود و در جای دیگر نیز یادآور می شود که حامد کرزی خواستی از مشرف کرده بود، که اگر وی قبول نمی کرد،حامد کرزی به پاکستان حمله می نمود».
پاکستان خوشحال از ختم دوره حامد کرزی بود، و نیز خوشحال بود که با روی کار آمدن اشرف غنی روابط خود را محکم و نزدیک نموده منافع خود را تآمین نماید اما از طرفی نیز ناراحت از روی کارآمدن داکترعبدالله عبدالله به عنوان رئیس اجرایی بود، چرا که وی مجاهد ضد پاکستان از جمعیت اسلامی است، این حزب از بدو تاسیس، مخالف پاکستان محسوب میگردد و عبدالله عبدالله نیز، نماینده این حزب و مجاهدین بشمار می آید و بدین لحاظ پاکستان دوست نداشت که وی در دولت جدید سهیم شود.
پاکستان، در ماه های اول حکومت، مداخله نمود، وهمانطوری که معلوم می شد، با گذاشتن شرط و شرایط برای دولت رئیس جمهور غنی، در آوردن صلح، برای ناکامی حکومت و ناامیدی مردم سهم فعالی اجراء نموده است.
اما حلقات بازمانده از تشکیلات جدید حکومت، قایل نشدن سهم برای فرماندان جهادی، مجاهدین، حلقات واحزاب دیگر را ناراحت نموده و همه در تلاش ناکامی حکومت وحدت ملی گام های را برداشتند. گذشته ازین موضوعاتِ که اشاره شد، اختلاف عمیق بین مقامات بلند پایه دولتی، بزرگترین چالش در برابر حکومت وحدت ملی بود که این موضوع بی باوری ها را در جامعه افزایش داد. و توجه و اولویت های حکومت ومقامات حکومتی را به حاشیه کشاند.
انتهای پیام

