حوادث 11 سپتامبر سال 2001 در آمریکا، کماکان با چالشهای سختی از سوی کارشناسان حوزههای مختلف، به ویژه دانشمندان علوم دقیق یا علوم سخت روبرو هستند.
مهندسان و معماران، کارشناسان تخریب، فیزیکدانان و خلبانان بخشی از مهمترین گروههایی هستند که با ارائه مدارک و شواهد علمی گزارش رسمی آمریکا درباره 11 سپتامبر را زیر سوال بردهاند.
گزارش زیر نگاهی است خلاصهوار به نتایج تحقیقاتی که در طول سالهای گذشته به کاوش درباره حوادث این روز تاریخ آمریکا پرداختهاند.
مواد منفجره در مخروبههای برجهای دو قلو
آزمایشهایی که تا کنون بر روی چهار نمونه متفاوت خاکروبه از مخروبههای برجهای دو قلو انجام شده نشان میدهند که احتمالاً نوعی ماده منفجره به نام «نانوترمیت» عامل اصلی فروپاشی این برجهای مستحکم دارای اسکلت فولادی بوده است.

علاوه بر این، بعضی از محققان 11 سپتامبر تا هفتهها بعد از ریزش ساختمانها فلزات مذابی را در ساختمانهای برجهای دو قلو مشاهده کردهاند که تا 6 یا 7 هفته بعد از فروپاشی برجها کماکان به حالت داغ و مذاب باقی مانده بودند.

پرفسور استیون جونز یکی از دانشمندان هستهای آمریکا و از محققان ارشد 11 سپتامبر در چند مقاله تأکید کرده وجود این «جویهای فلزات مذاب» تنها در صورت به کار رفتن مواد منفجره نانو ترمیت در داخل ساختمانها قابل توجیه است.
حجم عظیم تودههای گرد و خاک
یکی دیگر از شواهدی که دانشمندان میگویند نشاندهنده استفاده از مواد منفجره برای تخریب ساختمانهای تجارت جهانی است حجم عظیم گرد و غبار ناشی از ریختن برجهای دوقلو، سرعت انتشار و میزان پراکنده شدن آنها به محیط اطراف است.

در برخی از تصاویر و فیلمهایی که بعد از ریزش ساختمانهای دوقلو در دست است، تودههای گرد و خاک عظیمی دیده میشود که با سرعتی غیرمعمول به محیط اطراف انتشار پیدا میکنند.

دانشمندان علوم مهندسی و فیزیک، به ویژه فردی به نام «جیم هافمن» مهندس مکانیک آمریکایی بر اساس سرعت حرکت این تودهها نتیجهگیری کردهاند که انرژی ناشی از فروریزی عادی ساختمانها برای حرکت دادن گرد و خاک با سرعت و وسعت مشاهده شده کافی نبوده است.
سرعت با سقوط آزاد
ساختمانهای دو قلوی تجارت جهانی و ساختمان شماره 7 در مجاورت آنها، با سرعتی معادل سرعت سقوط آزاد، ریختهاند، یعنی به گونهای که گویا هیچ عاملی، اعم از اصطکاک و غیره، مزاحمتی برای ریزش ساختمان ایجاد نکرده است. دانشمندان علوم تخریب میگویند این، تنها در حالتی امکانپذیر است که انفجارهایی از داخل طبقات ساختمان، مسیر را برای ریزش فراهم کنند.
اصابت شی پرنده به پنتاگون
یافتههای علمی دیگر بر حوادث دیگری از 11 سپتامبر غیر از برجهای دوقلو و ساختمان شماره 7 نیز تمرکز کردهاند. جنجالبرانگیزترین تلاقی یافتههای فنّی با گزارش رسمی آمریکا در حادثه برخورد شی پرندهای ـ که به ادعای دولت آمریکا هواپیمای بوئینگ بود ـ به ساختمان پنتاگون مشاهده میشود.

بررسی ساختمان آسیبدیده پنتاگون نشان میدهد حفره ایجاد شده در این ساختمان به هیچ عنوان به اندازه دماغه هواپیمای بوئینگ نبود، اثری از بال 38 متری هواپیما روی ساختمان مشاهده نمیشود و هیچ قطعهای از لاشه هواپیمای مورد نظر در محل حادثه یافت نشد.
در گزارش رسمی دولت آمریکا «هانی صالح حسن حنجور»، خلبان پرواز شماره 77 «امریکن ایرلاینز» توصیف شده که مطابق ادعاها در روز 11 سپتامبر ربوده شد و به دیوار غربی پنتاگون برخورد کرد. برخورد ادعایی این هواپیمای «بوئینگ 757» با مخالفت گروه کثیری از کارشناسان، به ویژه خلبانان روبرو شده است.
یکی از مهمترین دلایل مخالفت خلبانها با روایت رسمی دولت آمریکا درباره 11 سپتامبر این است که پرواز هواپیما در مسیر ادعا شده برای کوبیدن آن به ساختمان پنتاگون، امری بوده که انجام آن برای متبحرترین خلبانها، اگر غیرممکن نباشد، بسیار دشوار است.
حسنی مبارک، رئیسجمهور مخلوع مصر، یکی از خلبانهایی بوده که 4 روز بعد از حوادث 11 سپتامبر در مصاحبهای با سیانان در این باره چنین گفت: «ساختمان پنتاگون خیلی بلند نیست، برای اینکه خلبانی بتواند به این صورت مستقیم به آن بزند، باید قبل از آن مدت زیادی در آن منطقه پرواز کرده باشد تا بداند در هنگام پرواز با ارتفاع کم با یک هواپیمای تجاری عظیمالجثه چه موانعی ممکن است بر سر راهش قرار گیرند.»
با توجه به شواهد و مدارکی که نشان میدهند «هانی صالح حسن حنجور»، یک خلبان آماتور با تجربه پرواز کمتر از 18 ماه بوده، عجیب است که در گزارش رسمی آمریکا هیچ اشارهای برای توضیح در این باره که از قبل مورد اعتراض کارشناسان مختلف قرار داشته ارائه نشده است.

فیلم زیر به توضیح درباره مانور غیرممکن «هانی صالح حسن حنجور» برای کوبیدن هواپیمای ربوده شده ادعایی به ساختمان پنتاگون میپردازد.
دولت آمریکا هیچ توضیحی درباره اینکه چرا حفره ایجاد شده در ضلع غربی پنتاگون به هیچ عنوان مطابقتی با حفره ایجاد شده در اثر برخورد بوئینگ 757 ندارد، ارائه نکرده است. کارشناسان میگویند در صورتی که هواپیمایی با سرعت 400 مایل در ساعت به این ساختمان برخورد کرده باشد، باید حفرهای بسیار عریضتر از حفره اصلی ایجاد میشد. ضمن اینکه در چنین حفرهای باید حتما اثری از برخورد بال هواپیما به قسمتی از ساختمان وجود داشته باشد.
شواهد لرزهنگاری
یکی از مدارک مهم دیگر که بر وقوع انفجار در برجهای دوقلو تأکید میکند، شواهد لرزهنگاری است که نزدیکترین ایستگاه لرزهنگاری به برجهای دوقلو روز 11 سپتامبر ثبت کردهاند.

الگوهای لرزهنگاری ثبتشده برای برجها ابتدا حرکتهای پردامنه و سپس لرزههای ضعیفتر را نشان میدهند که به گفته دانشمندان الگوی لرزهنگاری خاص انفجار است. لرزههای بزرگتر مربوط به انفجار بمب و لرزههای ضعیفتر مربوط به برخورد خرابههای ساختمان به سطح زمین هستند.
ریزش برجهای فولادی: اتفاق بیسابقه
یکی دیگر از جنبههای مرموز حادثه 11 سپتامبر ریزش سه برج دارای اسکلت فولادی بود. دولت آمریکا در گزارش رسمی خود ادعا کرد ریزش این برجها به دلیل آتشسوزی در آنها بوده است. این در حالی است که غیر از سه ساختمان دارای اسکلت فولادی که در روز 11 سپتامبر به ادعای دولت آمریکا بر اثر آتشسوزی فرو ریختند، تا کنون هیچ ساختمان دیگری به این دلیل فرو نریخته است.
آتشسوزیهایی مانند ساختمان «وان مریدین» در آمریکا، آتشسوزی برج کاراکاس در ونزوئلا، ساختمان ویندسور در اسپانیا و غیره همگی مواردی هستند که از آتشهای ایجاد شده در ساختمان شماره 1 (برج شمالی که اولین هواپیما به آن برخورد کرد)، شماره 2 (برج جنوبی) و ساختمان شماره 7 بسیار شدیدتر بودهاند. در تمامی این آتشسوزیها، آتش چندین طبقه را دربرگرفت، باعث شکستن پنجرههای ساختمان شد و برای چندین ساعت دوام آورد: یعنی اتفاقاتی که در هیچکدام از ساختمانهای فروریخته تجارت جهانی رخ نداد.
انتهای پیام

