شفقنا افغانستان- راه ابریشم در صدر اولویتهای جمهوری مردم چین قرار گرفته و به هویت تازه این کشور مبدل میشود.
ایده کمربند اقتصادی راه ابریشم طی سخنرانی سال ۲۰۱۳ شی چین پنگ در قزاقستان مطرح گردید. در سال ۲۰۱۵، دولت چین اولین نقشه این طرح قرن را به نشر سپرد که شامل کمر بند اقتصادی راه ابریشم «از طریق آسیای میانه» و راه ابریشم بحری قرن ۲۱ «است که از جنوب آسیا میگذرد و این کشور را به اروپا و افریقا وصل میکند. با ارایه این دو پروژه بزرگ، چین در پی آنست تا از طریق تمدید راههای تجارتی، همکاریهای سیاسی و تبادل فرهنگی، همگرایی وسیع منطقوی را بهوجود آورد که هم برای توسعه فزاینده چین ضروری است و هم کشورهای منطقه از توسعه چین برای انکشاف کشورهایشان نفع ببرند. چالش بزرگ برای جمهوری مردم چین، نگرانی از اوضاع در ایالت غربی سنکیانگ است که از تهدید تروریسم، افراطگرایی و جداییطلبی رنج میبرد. چین برین باور است که استفاده بهینه از امتیازات جغرافیایی سنکیانگ و تبدیل آن «بهعنوان» مرکز ترانسپورتی، تجارتی، لوژستیکی، فرهنگی،علمی و آموزشی «میتواند بر این چالش غالب آید. از همینرو، پروژه راه ابریشم نه تنها باهدف توسعه کشور و همگرایی منطقوی بلکه همچنان بهعنوان ابزار سیاسی و امنیتی از اهمیت ویژه برخوردار است.»
یک کمر بند و یک راه
کمر بند اقتصادی راه ابریشم و راه ابریشم دریایی که بهطور خلاصه «یک کمر بند و یک راه» یاد میشود، شامل چار عرصه مرتبط بهم است که اداره ریفرم و توسعه چین آن را چنین فورمولبندی کرده است:
بهبود زیرساختهای منطقوی، افزایش هماهنگی پالیسیهای اقتصادی، رفع موانع تجارتی، ترغیب همکاریهای فرهنگی برای اعمار پروژههای بزرگتر. تحقق این پروژه چین را به مرکز جهان تبدیل خواهد کرد. به زبان چینایی، جونگوا به معنی مرکز جهان است.
بر طبق نقشه نخستین، کمر بند اقتصادی راه ابریشم شامل مسیر شمال که از چین آغاز میگردد شامل دو خط السیر است: از طریق قزاقستان- ترکمنستان- شمال ایران و هم چنان مسیر دوم از طریق روسیه به اروپا وصل میگردد. مسیر سومی کمربند، دهلیز کمربند اقتصادی چین- پاکستان است که کاشغر در غرب چین را به بندر گوادر در ایالت بلوچستان پاکستان وصل میکند. مسیر چارمی، چین را به بنگلهدیش هند و میانمار وصل میکند.
مسیر دریایی، چین را به جهان عرب و افریقا وصل میکند. چین میخواهد تا مسیر مطمین کالا را به چین و از چین از گزند بدور نگهدارد.
جمهوری مردم چین برای تمویل این پروژه بزرگ قرن، چهل میلیارد دالر امریکایی اختصاص داده است که نخسین پروژه عملی آن آغاز کار روی کمربند اقتصادی چین – پاکستان است که در اپریل ۲۰۱۵ هنگام سفر رییسجمهوری چین به پاکستان به امضا رسید. طی این سفر اعلام شد که چین مبلغ ۴۶ میلیارد دالر را در پاکستان در عرصههای انرژی وزیر ساختها سرمایهگذاری میکند. قرار است در مسیر ۳۰۰۰ کیلومتر از کاشغر تا گوادر سرک، خط آهن و پایپ لاین انتقال انرژی اعمار گردد. بر طبق اعلام بانک مردم چین، نخستین پروژه که از صندوق راه ابریشم تمویل میگردد اعمار بند برق آبی بالای دریای جیلوم با سرمایه ۱،۶۵ میلیارد دالر در شمال پاکستان میباشد.
بر طبق تخمینهای اولیه از صندوق وجهی راه ابریشم مبلغ ۱۶ میلیارد دالر پروژههای زیرساخت آسیای میانه اختصاص خواهد یافت.
منابع اضافی
بانک زیر ساختهای آسیایی یا AIIB
این بانک در سال ۲۰۱۳ توسط شی چین پنگ اعلام و در ۲۹ جون ۲۰۱۵ پنجاهوهفت کشور بهعنوان موسسین در پای سند ایجاد این بانک امضا کردند و بانک زیرساختهای آسیایی عملا ایجاد گردید.
در میان موسسین چین، هند، اندونیزیا، سنگاپور، میانمار، منگولیا، پاکستان، بنگلهدیش، جمهوری کوریا، کمبودیا، و همچنان برازیل، انگلستان، استرالیا، فرانسه ، جرمنی و اسپانیا شاملاند. ایالات متحده امریکا و جاپان تصمیم گرفتهاند تا به بانک نپیوندند.
این بانک به سرمایه ابتدایی یکصد میلیارد دالر تاسیس گردیده است که پنجاه میلیارد دالر آن توسط چین پرداخته میشود و پنجاه میلیارد دالر توسط کشورهای موسس. با آنکه چین ۵۰% در حد سرمایه آن را میپردازد اما اعلام کرده است که هیچ عضو به شمول چین حق ویتو را در تصامیم بانک ندارند. چین اعلام کرده است که از این بانک میتوان خلای بودجوی برای زیر ساختهای آسیایی را که مبلغ ۸ میلیارد دالر میگردد، پرساخت و به این ترتیب این صندوق در تامین منابع مالی برای زیرساختها که هدف پروژه راه ابریشم است به کار گرفته میشود.
بانک جدید توسعه
منبع دیگر کمک به تحقق راه ابریشم بانک جدید توسعه است که از جانب اعضای بریکس ایجاد گردیده است. بریکس سازمان اقتصادی کشورهایی است که قدرتهای جدید اقتصادی جهان را میسازند یعنی برازیل، روسیه، هند، چین، افریقای جنوبی. این بانک با سرمایه ابتدایی پنجاه میلیارد دالر تشکیل گردیده است. بانک جدید توسعه در جولای ۲۰۱۵ ایجاد گردید که قرار است نخستین سرمایهگذاری را تا پایان همین سال انجام دهند. جالب آن است که اجرای پول از این بانک به پول ملی چین یعنی یوان صورت میگیرد این نخسین حرکت چین برای شامل ساختن پول یوان در صف پولهای قابل تبادل در سرمایهگذاریهاست. وسیله دیگر حمایتی برای راه ابریشم هماهنگی استراتژی صندوق وجهی سازمان شانگهای با استراتژی راه ابریشم است که از حمایت یک سازمان معتبر بینالمللی برخوردار میگردد.
چین و جهان:
اولمپیای سال ۲۰۰۸ در بجینگ جهان را متوجه قدرت جدید جهان ساخت. نمایشات اولمپیک برای بسیاری از دولتمردان غیرمترقبه بود. سال ۲۰۰۹، چین شصتمین سال پیروزی انقلاب کمونیستی سال ۱۹۴۹ را با مراسم با شکوه در میدان تیانمن جشن گرفت. سال ۲۰۰۰، شانکهایاکسپو صنعت و فرهنگ چین را به نمایش گذاشت از این نمایشگاه که مدت شش ماه ادامه یافت ۷۰ میلیون نفر دیدن کردند. بیش از صد کشور در آن شرکت کرد.
سال ۲۰۱۵، جمهوری مردم چین از هفتادمین سال شکست فاشیسم هیتلری و پیروزی بر اردوی جاپان، تجلیل به عمل آورد. رهبران زیادی به بیجنگ آمدند. نمایندگان اردوهای کشورهای عضو، ناظر، شریک دیالوگ سازمان شانگهای در برابر رهبران چین رژه رفتند. از جمله وسایل نظامی که در این رژه شرکت کرد ۸۰ در صد ساخت خود چین بود و از هوا پیماهای جنگی ساخت اتحاد شوروی- روسیه اثری دیده نمیشد. رییسجمهوری اعلام کرد که سهصد هزار از نیروهای نظامی کشورش را کاهش میدهد. این تصمیم بیانگر قدرتنمایی نظامی چین و اعتماد به نفس آن بود.
ظهور چین بهعنوان قدرت اقتصادی دوم به جهان یک قطبی پایان بخشید. اینک هیچ مساله بینالمللی وجود ندارد که بدون حضور مستقیم و یا غیرمستقیم جمهوری مردم چین قابل حل باشد. رهبری چین، قرن بیست یک را قرن «رویاهای چین » مینامد که هدف از آن «جوانسازی» کشور است. بر مبنی این استراتژی، چین میخواهد تا سال ۲۰۲۱، در صدمین سال تاسیس حزب کمونیست، چین را به یک کشور نسبتا مرفه مبدل کند و در سال ۲۰۴۹ در صدمین سال تاسیس جمهوری مردم چین، کشور به رفاه اساسی با اقتصاد نیرومند مبدل خواهد شد. اما آنچه چین را با سایر قدرتها متمایز میسازد این است که بر طبق رهبری چین «توسعه سریع اقتصادی چین فرصتی است برای توسعه کشورهای منطقه.»
چین همکاری با کشورها را برای گسترش و توسعه ساحه نفوذ خویش نه از طریق مسیونرها و نظامیها بلکه از طریق سرمایهگذاریهای متقابلا مفید به پیش میبرد. پروژه راه ابریشم، با میلیاردها دالر سرمایهگذاری برای زیرساختها در آسیای میانه، جنوب آسیا، فرصت برا ی تامین انرژی برای صنایع فزاینده چین و بازار برای کالای تولیدی چین را فراهم میکند. از طریق این همکاری چین به چالشهای امنیتی ممکن در ساحات غرب کشورش نیز رسیدگی میکند. پلان پنجساله رشد اقتصادی– اجتماعی سنگیانگ و بهویژه کاشغر بیشتر متوجه حل معضله افراطگرایی و جداییطلبی در این بخش چین است که در سالیان اخیر تعدادی از افراد ملکی را نه تنها در ارومچی– کاشغر بلکه در سایر نقاط چین به شمول بجینگ گرفت.
چین برای توسعه همکاری با آسیای میانه، کاشغر را به دروازه این منطقه تبدیل میکند و برای گسترش همکاری با آسیای میانه، شهر کونمنگ در جنوب را بهعنوان دروازه ورودی به جنوب آسیا برگزیده است. اما هنوز هم نقش شانگهای بهعنوان مرکز بزرگ اقتصادی در آسیا مطرح است و به نیویارک چین مبدل میگردد.
افغانستان و راه ابریشم:
افغانستان اولین کشوری است که از طرح راه ابریشم چین حمایت کرد. روابط افغانستان و چین در سطح استراتژیک است و دو کشور هیچگاه شاهد مشکلات ذاتالبینی نبودهاند. چین همیشه از افغانستان حمایت کرده و افغانستان از موقف چین در مسایل اساسیاش چون موضوع تایوان، تبت و سنگاپور حمایت کرده است.
چین بزرگترین سرمایهگذاری در افغانستان را دارد. قرارداد مس عینک با سرمایه حدود چهار میلیارد دالر در سال ۲۰۰۷ به امضا رسید که بایستی طی سی سال استخراج گردد. قرارداد آمو دریا، بهعنوان نخستین شرکت تولید نفت در کشور در سال ۲۰۱۲ به امضا رسید. مزید بر آن طی چهارده سال اخیر چین بیش از ۶۵۰ میلیون دالر کمک بلاعوض در افغانستان انجام داده است که پروژههای مانند شفاخانه جمهوریت، مرکز ساینس و تکنالوژی وزارت معارف، دیپارتمنت زبان چینایی و مهمان خانه دانشگاه کابل و پروژه آبرسانی پروان، نمونه کمکهای این کشور به افغانستان است. مهمتر از همه ارایه ۵۰۰ بورسیه تحصیلی در پنجسال آینده برای محصلین افغان و آموزش کوتاهمدت به سه هزار کارمند دولت افغانستان میباشد.
آنچه به پروژه بزرگ راه ابریشم، مربوط میگردد، در ادبیات سیاسی چین تا هنوز برای جایگاه افغانستان اصطلاحات چون «شریک» و «وصل» به کار میرود. این بدان معنی است که افغانستان به دو مسیر شمال و دهلیز اقتصادی چین- پاکستان وصل میگردد. افغانستان از لحاظ تاریخی نه تنها در مسیر راه ابریشم کهن قرار دارد، بلکه دو شهر هرات و بلخ ایستگاههای اساسی این مسیر و چهارراه ارتباطی آن بوده است. تا هنوز کاروانسراهای راه ابریشم در افغانستان باقی مانده و تولید عنعنوی ابریشم بهویژه در هرات رونق دارد.
رهبری چین تا هنوز نقشه اساسی راه ابریشم را آماده نساخته و در اسناد منتشره گفته شده است که نظریات کشورهایی که در این مسیر قرار دارند، برای تکمیل این پروژه بزرگ در نظر گرفته میشود. چین به صراحت اعلام کرده است که میخواهد نه تنها از لحاظ اقتصادی بلکه همچنان در عرصههای امنیتی و سیاسی با افغانستان همکاری کند.
نگرانی اساسی چین در افغانستان امنیت است. در حالیکه پایپ لاینهای انرژی از اسیای میانه و بزودی از روسیه چون شریانهای زندگی انرژی را به صنایع عظیم چین انتقال میدهد و خطوط ترانسپورتی و راههای آهن، تولیدات صنعتی چین را به بازارهای گرسنه آسیا و مارکیتهای سراسر جهان انتقال میدهد، و دهلیز اقتصادی چین- پاکستان چین را به جهان عرب و افریقا وصل میکند، افغانستان کمترین زیرساختها را دارد که بتواند در شرایط کنونی در این پروژه قرن نقشی برجسته بازی کند. از همینرو است که چین تمام تلاشهایش را به جلب حمایت افغانستان در مبارزه با جنبش اسلامی ترکستان شرقی، سازمان تروریستی و جداییطلب در ایالت سنکیانگ متمرکز کرده است.
برای این مامول تامین صلح در افغانستان برای چین اهمیت زیاد کسب میکند. در حالیکه چین به این روند علاقهمندی دارد افغانستان باید بتواند از این فرصت نفع ببرد. اتکاه به حسن نیت پاکستان و سرمایهگذاری بر آن در فضای فو قالعاده بیباوری و حمایت وسیع آن کشور از طالبان، افغانستان میتواند از چین بخواهد تا بدور از پاکستان بین دولت و طالبان میانجیگری کند. چین چنین تجربههای موفق را در گذشته داشته است.
در دسامبر ۲۰۱۴ چین، قرغزستان، تاجیکستان، افغانستان و ایران توافقنامه تمدید خط آهن از چین الی ایران را به امضا رساندند که از شش ولایت افغانستان، کندز، بلخ، جوزجان، فاریاب، بادغیس و هرات میگذرد که بزرگترین مسیر خط آهن در افغانستان خواهد بود که نه تنها ایران و چین را وصل میکند بلکه همچنان افغانستان را با کشورهای همسایه شمالی وصل میکند و میتوان جز از پروژه بزرگ راه ابریشم به حساب آید.
راه ابریشم یک فرصت استثنایی برای افغانستان به حساب میآید. استفاده از صندوق وجهی راه ابریشم، بانک زیرساختهای آسیایی، بانک جدید توسعه و صندوق وجهی سازمان همکاری شانکهای میتواند زیرساختهای کشور را برای تبدیلی افغانستان به ایستگاه ترانسپورتی- انرژی منطقه تقویت کند. افغانستان نیاز به جلب سرمایه دارد. اقتصاد افغانستان نمیتواند از طریق کمکهای بلاعوض جوابگوی نیازمندیهای توسعهای کشور باشد.
باید اراده سیاسی رهبری دو کشور و خواست مردمان را برای همکاریها، گسترش داد و در عمل پیاده کرد. چین از تواناییهای عظیمی برخوردار است و توسعه روزافزون آن کشور به امنیت، ثبات و مواد خام نیاز دارد. این سه عنصر نیاز همکاری چین با افغانستان را برجسته میسازد. اکنون به دولتمردان افغان است تا از این فرصت برای تامین صلح در افغانستان، فشار بر پاکستان بهعنوان «دوست همه فصول چین» و توسعه کشور استفاده برند. این اراده در بیجینگ وجود دارد و باید از آن نفع برد.
منبع:8صبح
انتهای پیام

