شفقنا افغانستان- افغانستان روز چهارشنبه هفته قبل، شاهد بزرگترین و گستردهترین تظاهرات عدالتخواهی بود. این تظاهرات به نام جنبش تبسم مشهور شد. صدها هزار شهروند افغانستان به جادههای کابل ریختند و تابوتهای هفت تن از گروگانهایی را که گروههای تروریستی آنها را سر بریده بود، تا پشت دروازه ارگ انتقال دادند.
جبنش تبسم یک حرکت مدنی و موکراتیک بود. هیچ کسی سلاح به دست نداشت و از هیچ نوع حرکت افراطی و بنیادگرایانه در آن خبری نبود. صدها هزار انسان این سرزمین ساعتها در زیر باران و هوای سرد راهپیمایی کردند تا برای یک درد مشترک دادخواهی کنند.
تبسم کوچکترین قربانی این جنایت بود. او دختر نه سالهای بود که بدون هیچ گناهی سر بریده شد. عکسهای تبسم با خندههای کودکانهاش هزاران بار در شبکههای اجتماعی دست به دست شد و مردم افغانستان را برای فریاد این درد جانکاه، متحد کرد. با آنکه تبسم اهل یکی از قریههای دور افتاده ولسوالی جاغوری و هزاره بود اما تابوت او را تنها هزارهها حمل نکردند. زنان و مردان از اقوام مختلف به جادهها ریختند و تابوتهای هفت تن از سربریدهها را تا مرکز شهر بر شانههای شان حمل کردند.
مردم افغانستان از اقوام مختلف در این تظاهرات شرکت کردند و برای عدالت شعار دادند. بیزاری از طالبان، داعش و تمام گروههای تروریستی از گلوی صدها هزار افغان شعار داده شد. مردم افغانستان در این تظاهرات تاریخی به حکومت فهماندند که هیچ گروه تروریستی برادر آنها و یا مخالف سیاسی نیست.
اشتراک کنندگان این تظاهرات بزرگ نه برای بدست آوردن هدف یا اهداف سیاسی بلکه برای تحقق عدالت، تامین امنیت و مصوونیت مردم افغانستان به جادهها ریختند. هرنوع تلاش برای محدود کردن و استفاده از این حرکت بزرگ ملی برای منافع گروهی و شخصی، جفای بزرگی به جنبش تبسم است. در حالی که تلاشهای برگزار کنندگان تظاهرات قابل ستایش است اما این بدان معنا نیست که مردم افغانستان به دلیل گل روی چند نفر محدود به جادهها ریختند. تظاهرات از مردم بود و ارزش ملی این حرکت زیبا، ثبت تاریخ افغانستان خواهد شد.
من پشتون هزاره هستم
در تظاهرات روز چهارشنبه شعارهایی سر داده شد که افغانستان شمول بود. تظاهرات کنندگان کشتارهای پکتیا و پکتیکا را محکوم کردند، علیه جنایات داعش در اچین ننگرهار شعار دادند و تاکید کردند که دیگر هیچ تروریستی نباید اجازه داده شود تا گلوی تبسمهای دیگری را ببرد.
در دومین روز تظاهرات، ساکنان شهر جلال آباد، هرات، بلخ و بدخشان به جادهها ریختند و برای تبسم دادخواهی کردند. زیباترین شعار دومین روز تظاهرات در شهر جلال آباد سر داده شد. تظاهرات کنندگان با یک صدا گفتند «ما پشتون هزاره هستیم.» آنها با چنین شعاری نشان دادند که غم ساکنان غزنی اندوه مشترک همه افغانها است.
ساکنان هرات نیز روز پنجشنبه به جادهها ریختند و برای گلوی بریده تبسم دادخواهی کردند. زنانی که در این تظاهرات شرکت داشتند گفتند اگر حکومت مانع اقدامات ضد انسانی تروریستان نشود، فردا گردن تبسمهای دیگری نیز بریده خواهد شد.
شهر مزارشریف نیز گواه یک حرکت مردمی علیه تروریستان بود. شماری از تظاهرات کنندگان برای ابراز غم و اندوه از حادثه المناک زابل، کفن پوشیده بودند و پیشاپیش تظاهرات کنندگان حرکت میکردند. یک تن از تظاهرات کنندگان در شهر مزار شریف گفت: «من هزاره نیستم اما آمدهام که برای خواهرم دادخواهی کنم.»
همبستگی و همنواییای که جنبش تبسم ایجاد کرد، بینظیر بود. پیش از این کمتر دیده شده بود که اقوام مختلف افغانستان درد مشترک پیدا کنند و برای غم قومی دیگر به جادهها بریزند و دادخواهی کنند. مردم افغانستان نشان دادند که قومیت دیگر نمیتواند برای افغانها مرز ایجاد کند. پشتون، تاجیک، ازبک، هزاره، اهل هنود و بلوچهای افغانستان همه صدای واحد ایجاد کردند و برای تبسم عدالت خواستند. این بزرگترین دست آورد جنبش تبسم بود.
حضور شکوهمند زنان
زنان پایتخت جنازههای تبسم و دو زن دیگر را هزاران متر بر شانههای خود حمل کردند. زنان در این تظاهرات مشارکت گسترده و پر رنگی داشتند و نشان دادند که برای هرگونه دادخواهی آمادهاند. بیشتر زنان شرکت کننده دانشآموزان، اعضای نهادهای مدنی و اقشار عادی جامعه بودند.
زنان افغانستان در دو حادثه بزرگ نشان دادند که ظرفیت بزرگی برای حضور و مشارکت آنها در حرکتهای ملی و مردم وجود دارد. جنبش تبسم و مراسم تدفین فرخنده، کارنامههای درخشان زنان افغانستان است که در راستای فعالیت مدنی آنها ثبت تاریخ شد.
پیام جهانی
جنبش تبسم پیام آشکاری به جهانیان نیز داشت. مردم افغانستان به جامعه جهانی نشان دادند که به درجهای از درک و شعور سیاسی رسیدهاند که میتوانند با استفاده از ابزارهای مدنی و مسالمتآمیز خواستهای شان را مطرح کنند و برای تحقق این خواستها دست به توپ و تفنگ نبرند. متاسفانه تاریخ افغانستان کمتر گواه حرکتهای میلیونی مسالمتآمیز بوده و بیشتر تظاهراتها منجر به برخوردهای مسلحانه، چپاول داراییهای عامه و حتا تلفات انسانی شده است.
اما در تظاهرات روز چهارشنبه، هیچ برگی از درختی کنده نشد و کسی به سوی دکانها و فروشگاهها سنگ پرتاب نکرد. صدها هزار تن از تظاهرات کنندگان شانزده کیلومتر راه پیمودند، شعار سر دادند و پیکرهای گلوبریده را تا پشت دروازههای ارگ رساندند.
یک خبرنگار خارجی در روز تظاهرات در تویترش نوشت: «همه آنانی که در تظاهرات شرکت کردهاند زنان و مردان شجاعی هستند.» به این معنی که روز تظاهرات هیچ کسی از انتحار و اتفاقات معمول دیگر ترسی به خود را نمیداد. همه در زیر باران و هوای سرد ساعتها در پشت دروازههای ارگ ایستادند و درد مشترک افغانستان را فریاد زدند.
زاویه جالب دیگر جنبش تبسم، همکاری مردم در تامین امنیت تظاهرات بود. در روزی که این تظاهرات برگزار شد، تعداد بسیار اندکی از ماموران پولیس برای تامین امنیت آمده بودند. تظاهرات از مصلی شهید مزاری در دشت برچی آغاز شد و با گذشتن از پل سوخته و کوته سنگی راه خودرا به سوی مرکز شهر پیمود. در نخستین ساعات حرکت مردم، تعداد اندکی از ماموران پولیس در دو طرف جاده به چشم میخوردند و این تعداد به مراتب کمتر از آن بود که بتواند امنیت تظاهرات میلیونی را تامین کند.
کنترول تظاهراتی که در آن صدها هزار انسان شرکت داشت، کار سادهای نبود. تشکیل زنجیر انسانی در دو سوی جاده در این تظاهرات نقش اساسی بازی کرد. این زنجیر انسانی که از خود مردم تشکیل شده بود مانع بینظمیها شد و نظم را تا آخر راهپیمایی تامین کرد. بسیاریها در شبکههای اجتماعی نوشتند که در تظاهرات روز چهارشنبه، هر اشتراک کننده نقش یک پولیس را بازی کرد و مانع بینظمی و هرج و مرج شد.
گذار از رهبران سنتی
براساس رسم معمول، برگزاری تظاهراتهای بزرگ تنها با مدیریت و دستور رهبران قومی و مذهبی ممکن بود. تظاهراتهایی که رنگ و بوی ملی داشته باشد و همه مردم افغانستان در آن درد مشترک و شعار همسان داشته باشند، کمتر دیده شده است.
در روز تظاهرات هیچ یک از رهبران سنتی هزارهها و یا اقوام دیگر حضور نداشتند. تظاهرات خودجوش بود و مردم به دلیل درد مشترک گردهم آمدند و حماسه خلق کردند.
رهبران سنتی وقتی جای خودرا در چنین حرکت بزرگ ملی خالی دیدند واکنش تند و احساساتی نشان دادند. محمد محقق یکی از رهبران سنتی هزارهها گفت: «این تظاهرات از سوی کسانی آمدهاند که در زمین روزی و در آسمان ستاره ندارند.» او اشتراک کنندگان تظاهرات را افراد سرکوچه خواند. در حالی که سواد نیمی از تظاهرات کنندگان نسبت به آقای محقق بیشتر است.
آقای محقق پس از این اظهاراتش با موج عظیمی از واکنش مردمی مواجه شد و به نظر میرسد که این رهبر کاریزما دیگر نه بانک رای است و نه هم رهبر محبوبالقلوب برای مردم.
برخی از جوانان که در پستهای مهم دولتی کار میکردند استعفا دادند و با این حرکت مردمی همنوا شدند.
حضور پررنگ نسل جدید
جنبش تبسم ثابت کرد که جوانان تحصیل کرده و «نسل فیسبوکی» به ظرفیت بسیار بزرگی در جامعه افغانستان تبدیل شده است. برهانالدین ربانی رهبر فقید جمعیت اسلامی افغانستان چند سال پیش از حضور «جوانان فیسبوکی» ابراز نگرانی کرده بود اما جنبش تبسم ثابت کرد که این نگرانیها درست بوده است. جالب این است که اطلاع رسانی برای حضور مردم در تظاهرات بسیار ضعیف بود اما جوانان افغانستان با استفاده از فیسبوک و تویتر، کار بزرگی انجام دادند و با استفاده از این دو شبکه اجتماعی، حرکت تاریخی را در افغانستان به ثبت رساندند.
مدیریت این حرکت بزرگ ملی را نیز جوانان تحصیل کرده به عهده داشتند. بیشتر شرکت کنندگان تظاهرات نیز دانشآموختگان بودند. آنهایی که به حرکتهای مدنی و دموکراتیک باور دارند و میدادند که چنین حرکتهایی میتواند مستبدترین حاکمان روی زمین را وادار به پاسخگویی کند.
حکومت مجبور به پاسخگویی شد
تظاهرات کنندگان گفتند مردم افغانستان در روز انتخابات به اشرف غنی و داکتر عبدالله رای دادند و حالا که این تو در مدیریت امور مملکت ناکام ماندهاند، مردم آمده اند تا حساب رای خودرا از رهبران حکومت وحدت ملی بگیرند.
بسیاری جوانان میگفتند برای امنیت، ثبات، توسعه اقتصادی و اجتماعی رای دادهاند در حالی که حکومت وحدت ملی جز ناامنی، بیکاری و فقر دست آورد دیگری نداشته است.
حضور صدها هزار تظاهرات کننده در پشت دروازههای ارگ، کاخ ریاست جمهوری را به لرزه در آورد. رهبران حکومت ساعتها در پشت دروازههای کاخ سکوت کردند و کنج عزلت گزیدند.
اما پس از آنکه تظاهرات کنندگان از خود جدیت نشان دادند، رهبران حکومت مجبور به پاسخگویی شد و ورثه قربانیان برای مطرح کردن خواستههای شان به داخل ارگ برده شد.
این در حالیست که هیچ تظاهراتی تاکنون کاخ نشینان را وادار به پاسخگویی فوری نکرده است. با این هم جنبشی که تبسم خلق کرده است، فراموش نخواهد شد و نهادهای مدنی برای تحقق خواستههای مردم هرازگاهی حکومت را وادار به پاسخگویی خواهند کرد.
مردم پیروز شدند
حضور مردم در این تظاهرات بسیار پررنگ بود. هیچ تظاهرات کنندهای عکس رهبران سیاسی را در دست نگرفتند و به نفع کسی هم شعار ندادند. شعارها بیشتر علیه تروریسم و جنایاتی که گروههای تروریستی به شمول طالبان و داعش در افغانستان انجام میدهند سر داده میشد. حکومت باید از این تظاهرات به اندازه کافی علیه جریانهای تروریستی استفاده میکرد اما چنین نشد و حکومت خودرا در مقابل مردم قرار داد.
در چهارده سال اخیر هیچ تظاهراتی به این بزرگی علیه تروریسم برگزار نشده بود. حمایتهایی که از جریانهای افراطی در دانشگاهها صورت میگرفت بسیاریها را نگران کرده بود. دانشجویان دانشکده شرعیات دانشگاه کابل چند سال پیش پرچمهای داعش و طالبان را بلند کردند و به نفع افراطیت شعار دادند. اما حکومت در برابر این حرکتهای افراط گرایانه خاموش بود.
اما تظاهرات میلیونی مردم افغانستان نشان داد که مردم با تروریسم نیست بلکه از حلقات افراطی و عملکردهای آنها بیزار است. این بزرگترین و مهمترین پیام انقلاب تبسم به حکومت و جهانیان بود.
منبع: خبرگزاری بانو
انتهای پیام


