شنبه 26 ثور 1405

آخرین اخبار

العرب: جنگ ایران محصولات زراعتی مصر را نابود می‌کند

شفقنا افغانستان - جنگ جاری در منطقه خاورمیانه فشارهای...

طالبان: ترکیه برای ۲۰ هزار افغان ویزای دامداری صادر می‌کند

شفقنا افغانستان _ وزارت مهاجرین طالبان اعلام کرده است...

محقق از افزایش فشارهای مذهبی بر شیعیان هشدار داد

شفقنا افغانستان _ محمد محقق، رهبر حزب وحدت اسلامی...

مقام ارشد آمریکایی: افغانستان همچنان در خط مقدم تهدیدهای تروریستی قرار دارد

شفقنا افغانستان- یک مقام ارشد نظامی ایالات متحده اعلام...

بازگشت اجباری بیش از ۵ هزار مهاجر افغانستانی در یک روز؛ تشدید بحران انسانی

شفقنا افغانستان– معاونت سخنگوی طالبان اعلام کرد که روز...

نرخ اسعار خارجی در برابر پول افغانی/ شنبه ۲۶ ثور ۱۴۰۵

شفقنا افغانستان – بر اساس اعلام سراسری شهزاده، بازار...

نیویورک تایمز مدعی شد؛ احتمال ازسرگیری جنگ ایران و آمریکا ظرف چند روز آینده

شفقنا افغانستان– روزنامه نیویورک تایمز بامداد شنبه ادعا کرد...

نگرانی بریتانیا و سازمان ملل از بازداشت خبرنگاران در افغانستان

شفقنا افغانستان _ هم‌زمان با افزایش فشارها بر رسانه‌ها...

جوانی در کابل کشته و موترش ربوده شد

شفقنا افغانستان _ منابع در کابل می‌گویند یک جوان...

۵ میلیون قربانی سوءتغذیه در افغانستان؛ هشدار تازه برنامه جهانی غذا

شفقنا افغانستان _ برنامه جهانی غذا (WFP) هشدار داده...

کاهش بودجه‌های بشردوستانه؛ زنگ خطر برای آینده زنان در کشورهای بحران‌زده

شفقنا افغانستان _ سازمان بشردوستانه هالندی «CARE» هشدار داده...

کشته شدن ۳ نفر در پی حادثه ترافیکی در سمنگان

شفقنا افغانستان- یک حادثه رانندگی در ولایت سمنگان شمال...

اخراج اجباری بیش از 5 هزار مهاجر افغانستانی در یک روز از کشورهای همسایه

شفقنا افغانستان- طالبان اعلام کرد روز گذشته یک‌هزار و...

زهرا شجاعی درگفت وگو با شفقنا: کربلا در کربلا می ماند اگر زینب (س) نبود/ باید احساسات و عواطف را برای هدف اصلی امام حسین (ع) به کار بگیریم

زهرا شجاعی، از زنان فعال در ایران است که سابقه حضور در کابینه دولت را داشته و در اجتماع حضوری فعال دارد. در فعالیت های او تلاش برای ایجاد خودباوری بین زنان جامعه و حضور اجتماعی بیشتر زنان و مسوولیت پذیری آنها دیده می شود. او با همین نگاه به واقعه عاشورا هم می نگرد و معتقد است «کربلا در کربلا می ماند اگر زینب (س) نبود».

خبرنگار شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) درباره پیام آور عاشورا و نقش حضرت زینب (س) در زنده نگه داشتن راه و هدف امام حسین (ع) و چگونگی مدیریت وقایع پس از عاشورا از سوی ایشان و قدرتمندی آن حضرت در آگاه سازی جامعه و خنثی کردن تبلیغات شوم دستگاه حکومتی یزید به گفت وگو پرداخته است که در ادامه می خوانید:

*خانم دکتر بحث عاشورا و نقش حضرت زینب( س) یکی از بحث های پیچیده تاریخ است. به این دلیل که از هر منظری که به حرکت عاشورا و قیام امام حسین(ع) نگاه کنیم، بدون ایفای نقش حضرت زینب این واقعه کمی ناقص می ماند. در جامعه مردسالار عرب، چرا حضرت زینب ماموریت افشاگری و رساندن پیام عاشورا را به عهده می گیرد؟ آیا انتخاب حضرت زینب ناشی از اجبار شرایط بوده است یا ویژگی های شخصیتی، ایشان را در معرض این موقعیت قرار می دهد؟ کدام عامل باعث می شود حضرت زینب مامور افشاگری جنایات روز عاشورا و ابلاغ پیام شود؟

شجاعی: اجازه می خواهم تسلیت خودم را بابت این ایام اعلام کنم و از شما تشکر کنم که با نگاه عمیق خود نقش زنان را مطرح می کنید. اجازه دهید یک مقدمه کوتاه عرض کنم، در تاریخ بشریت و بخصوص در تاریخ اسلام نگاه مردسالارانه ای که در ثبت و ضبط تاریخ به وجود آمده و از آنجایی که قلم همواره به دست مردان بوده یا این نگاه حاکم بوده، کمتر به تببین و تحلیل نقش زنان در طول تاریخ پرداخته شده است. اگر به خلقت بشر که خداوند خلقت انسان را براساس زوجیت حاکم بر عالم هستی، آفریده است، بنگریم مشاهده می شود زن و مرد همواره در کنار هم و دوش بدوش هم نقش و حضور داشته اند؛ البته نه کاملا مثل هم و شبیه به هم یا به اندازه هم، اما نقش زنان هر مقداری هم که بوده کمتر پرداخته شده است. در تاریخ اسلام می بینید در جریان مهاجرت به حبشه زنان حضور داشتند، اولین کسی که دعوت پیغمبر(ص) را می پذیرد یک زن است و در عرصه جهاد و مبارزه و شهادت اولین کسی که شهید می شود نیز یک زن است. اینها همه پیام هایی است که در طول تاریخ بوجود آمده و متاسفانه خوب دریافت و منتشر نشده و مورد تجزیه و تحلیل قرار نگرفته است. در جریان حادثه کربلا هم از ابتدا وقتی حماسه بزرگ تاریخ اسلام در غالب یک حادثه تاریخی بررسی می شود، می بینیم از ابتدای این حرکت زنان و مردان با یکدیگر در این جریان حضور و شرکت دارند. نه فقط حضرت زینب که نقش تاثیرگذار و برجسته ایشان به عنوان کسی که در تداوم خط سرخ حسینی حرکت می کند و رهبری ارسال پیام این غافله و غافله سالاری کاروان را بر عهده دارد، بلکه زنان دیگری نیز حضور دارند و هستند. می خواهم عرض کنم کاروان کربلا یک کاروان مردانه ای نیست که فقط یک زن در آن حضور داشته باشد. من به آمار موجود نگاه می کردم از مجموعه همراهان امام حسین که 124 نفر هستند، طبق روایت ها آنهایی که از مدینه حرکت می کنند تا مکه و از مکه به سمت کربلا می روند، 44 نفر زن هستند.

*یعنی یک سوم از همراهان امام حسین(ع) زنان هستند؟

شجاعی: بله تقریبا یک سوم. یک سوم زنان هستند که همراه حضرت می آیند. از همسران افرادی که آنجا حضور دارند و دخترانی که هستند 14 نفر زنان منسوب به بنی هاشم هستند. 5 نفر همسران امام حسن و 8 نفر از همسران امام علی هستند و سردمدار همه اینها حضرت زینب (س) است. ببینید چقدر به این جریان پرداخته می شود؟ یا حتی در مسیر هم در ارتباط با داستان حرکت زهیر بن قین که با کاروان امام حسین هم مسیر می شود و دور از آنها حرکت می کند، هر جا که حضرت خیمه می زدند زهیر حرکت می کند و بالعکس. او از کسانی است که بعدا به امام می پیوندد و با توصیه و تشویق همسرش این کار را انجام می دهد. همچنین حرکت حضرت زینب و جریانی که در سپاه کفر و یزید و در خانه یزید ایجاد می کنند. می خواهم عرض کنم اگر در این حرکت به نقش زنان در عاشورا پرداخته شود، مشخص می شود بدون کم رنگ کردن نقش حضرت زینب زنان زیادی نقش داشته اند، اما از یک طرف تحت تاثیر عظمت و ابهت شخصیت برجسته حضرت زینب قرار می گیرند و از طرف دیگر کم تر کار تحلیلی شده است و آنطور که باید به آنها پرداخته نمی شود. مقام و شخصیت حضرت زینب (س) به اعتقاد بنده دارای مقام معصومیت است. من به استناد سخن امام سجاد درباره ایشان، این را می گویم که حضرت می فرمایند «یا عمة انت بحمد الله عالمة غیر معلمة، و فهمة غیر مفهمة» تو عالمه ای هستی که کسی به تو چیزی نیاموخته است، یعنی دارای علم لدنی هستی و کسی که دارای علم لدنی است دارای معصومیت نیز می شود. یا حتی دانشمندانی مثل علامه ممقانی که در کتاب خود می گوید «أقول: زینب، و ما زینب! و ما أدراك ما زینب!» یک زینبی من می گویم و تو یک زینبی می شنوی یا سیدنورالدین فاضل جزایری در کتاب خصایص زینبیه به صراحت نقل می کند که حضرت در قبل از این جریان در کوفه جلسه درس قرآن داشته و یک شخصیتی علمی بوده است. باز این نکته را بد نیست اشاره کنم که ما حضرت زینب را از عصر عاشورا پیدا می کنیم و بعد هم تا زمان وفاتش که یکسال یا دوسال بعد از حادثه کربلاست. بعد دیگر او را در تاریخ گم می کنیم در حالی که زندگی حضرت زینب در تربیت فرزندان و 4 پسری که در کربلا حضور دارند و در رکاب امام حسین به شهادت می رسند و نحوه برخورد حضرت با شهادت فرزندانش یا روشی که حضرت در طول زندگی در انتخاب همسر دارند قابل توجه است. ویژگی های بارز شخصیتی حضرت زینب کبری ایجاب می کرد که این رسالت و مسوولیت خود بخود به ایشان سپرده شود.

*اینجا می توان نتیجه گرفت انتخاب حضرت زینب (س) ناشی از تصادف یا امر اجباری شرایط نبوده، درست است؟

شجاعی: نه تصادف خیر. ببینید در نگاه به واقعه کربلا، یک نگاه این است که این واقعه جزو مقدرات بوده و در لوح محفوظ نوشته شده است و ما نمی خواهیم از نگاه جبری نگاه کنیم و بگوییم قرار بوده چنین بشود. بحث های زیادی بین مورخین و صاحبنظران است که این حادثه جبری بوده و باید اتفاق می افتاده است، می خواهم عرض کنم از بین زنانی که در آن زمان بوده اند و اهل بیت محسوب می شدند و اطرافیان و نزدیکان و حضرت اباعبدالله، حضرت زینب به خاطر ویژگی های شخصیتی خود یعنی علم لدنی، روحیه صبر و مقاومت به این رسالت گمارده می شوند. حضرت زینب همسری بسیار ثروتمند دارد، یعنی عبدالله بن جعفر، پسر جعفر طیار که پسرعموی حضرت زینب است، مردی بسیار ثروتمند و بسیار بخشنده است که به حاتم قریش معروف بوده است یعنی به نظر می آید حضرت زینب به یک زندگی مرفه و تجملاتی آسوده پشت پا می زند و اصلا تعلق خاطری به آن زندگی ندارد. اینها همه مدارج و شخصیت و تربیت ایشان در دامن آن مادر و آن پدر و آن برادران را نشان می دهد. در کنار این مساله، عشق و علاقه شدیدی که حضرت به امام حسین دارند، یعنی عنصر عاطفه، عنصر علم و دانش، ویژگی های شخصیتی، عدم تعلق به دنیا و انقطاع از دنیا در وجود حضرت زینب با هم جمع می شود. یکی از شروط حضرت زینب در ازدواج همراهی با امام حسین بوده است، یعنی ایشان از ابتدای ازدواج با عبدالله بن جعفر شرط می کند که من با برادرم همراهی می کنم. حتی در زمانی که در مدینه بودند شاید به اصطلاح روزی نمی شده است که این خواهر و برادر یکدیگر را نبینند. این عنصر علاقه و عاطفه نقش بسیار زیاد و تعیین کننده ای در این جریان و این حرکت دارد. همه می دانند عبدالله جعفر به دلایلی بعضی گفتند نابینایی و بعضی گفتند توصیه امام حسین کاروان کربلا را همراهی نکرد. یعنی حضرت زینب در سفری که شوهرش همراهش نبود همراهی با برادر را انتخاب کرد.

*بعد از واقعه کربلا ایشان از همسر خود جدا می شوند؟

شجاعی: طلاق و جدایی منظورتان است؟

*بله.

شجاعی: نه! جدا نمی شوند، اما جدایی فیزیکی بله! همین شخصیت و ویژگی حضرت زینب بود که مسوولیت و رسالت سنگین ابلاغ پیام عاشورا را برعهده گرفت و تاثیری که گذاشت مثل خورشید و نور ستارگان تابید که نقش زنان دیگر در این کاروان را  تا حدودی کمرنگ کرد.

* در مدیریت پس از واقعه عاشورا اگر نگاه کنیم، یک اتفاقی می افتد که در حالت عادی هم برای هر انسان عادی آنقدر فاجعه آمیز و دردناک و هولناک است که می تواند به قول معینی کرمانشاهی پشت سپاهی را بشکند، همانطور که در مقدمه هم به پیوند عاطفی بین حضرت زینب و برادر خود اشاره کردید اما می بینیم که حضرت زینب خیلی قرص و محکم تا اربعین حتی یک قطره اشک هم نمی ریزد به رغم اینکه عزیزترین کسانش به شکل فجیع و ناجوانمردانه کشته می شوند، ایشان به خوبی حادثه را مدیریت می کنند و چهره دیگری از زن مسلمان را نشان می دهند. در باب این موضوع می خواهم تحلیلتان را بدانم که ناشی از چیست؟

شجاعی: نگاه حضرت زینب به این حوادث و اتفاقات نوع نگاهیست که می شود آن را در مجالس پس از حادثه دید. در مجلس ابن زیاد، حضرت در آنجا احتجاج می کنند و نقل شده است، وقتی حضور پیدا می کنند به صورت ناشناس وارد می شوند و گوشه ای می نشینند. یعنی حضرت زینب در این جریان و در مقاطع مختلف بسیار روانشناسانه عمل می کنند مانند یک متخصص روانشناس که می داند در هر زمانی با مخاطب خود چگونه برخورد کند. در مجلس ابن زیاد وقتی آنها می خواستند قدرت و پیروزی و موفقیت خود را به رخ بکشند، حضرت با بی اعتنایی کامل می رود در گوشه ای می نشیند. ابن زیاد سوال می کند این زن مغرور کیست؟ به او می گویند زینب است. حضرت زینب وقتی آنجا وارد بحث و گفت و گو می شود احتجاجات و سخنرانی های متعددی دارند هم در مجلس ابن زیاد و هم در مجلس یزید و در دروازه کوفه. حضرت در هر کدام از این خطبه ها به صورت غرا و با تسلط کامل و با فصاحت و بلاغت سخن می گویند، که باز نقل شده است در دروازه کوفه همه می گویند ما صدای علی را می شنویم یعنی نه فقط صدای علی بلکه کلام علی و آن فصاحت و بلاغتی که در نهج البلاغه می بینیم در ایشان نیز وجود دارد. در نتیجه همه می پرسند این زن کیست؟ با آن جو تبلیغاتی که امویان ایجاد کرده اند و آنها را خارجی به معنای خروج کننده از دین و به تعبیر ما ضد انقلاب و غیر خودی می نامند تا جایی که در یکی از خطاب های یزید به امام حسین، ایشان را به فتنه گری متهم می کند. در مجلس ابن زیاد، او با یک حالت  تبختری به حضرت زینب می گوید «كَيْفَ رَاَيْتِ صُنْعَ اللهِ بِاَخيكِ الْحُسَيْنِ؟» دیدی که خدا با برادرت حسین چه کار کرد؟ حضرت زینب در یک جمله می گویند «ما رایت الا جمیلا» من جز زیبایی چیزی نمی بینم. یعنی نگاه حضرت زینب تکلیف محور است و رسالت خود را در ایفای تکلیف صحیح خود می بیند. واقعا وقتی به ظاهر آن ماجرا و حوادث نگاه کنیم آن صحنه ها کجا زیباست؟ صحنه سر بریده و غافله اسرا و دیدن شهادت عزیزان بسیار غم انگیز است، اما حضرت زینب چون می بیند امام حسین در این مراحل به بهترین وجه مسوولیت و رسالت خود را عمل کرده و توانسته از حق دفاع کند و با ظلم مبارزه کند و رضایت خدا را مشاهده کرده است، این صحنه ها برای او زیباست.

بنابراین ویژگی بارز حضرت زینب در این مراحل و تسلط کاملی که در مواجهه با حادثه در بخش های مختلف دارد بسیار بااهمیت است. در بحث عاطفه اگر دقیق شویم، می بینیم نه فقط برادر و یک برادر بلکه هم حضرت ابوالفضل برادر حضرت زینب است و هم امام حسین. نه فقط یک برادرزاده بلکه چندین برادرزاده و ده نفر از فرزندان امام حسن در این حادثه شهید می شوند در حالی که برادرزاده بسیار برای عمه عزیز است. از طرف دیگر فرزندان خود حضرت زینب نیز در این حادثه به رحمت خدا می روند، یعنی انسان در این ماجرا قالب تهی می کند، مرگ این همه عزیز آن هم نه به صورت عادی و معمولی بلکه با فجیع ترین شیوه ها و بعد از آن هم با قساوت ترین برخوردها که زبان از بیان آنها عاجز است. اینکه بر جسدهای شهدای کربلا بتازند و سرها را بر نیزه حمل کنند، ولی کوه صبر و تحمل و استقامت را در حضرت مشاهده می کنیم که جز این نیست که دست یداللهی امام سجاد علیه السلام یا ظاهرا امام حسین بر سینه حضرت زینب گذاشته می شود و این صبر را به گونه ای در وجود حضرت زینب تقویت می کنند و آنجاست که حضرت به صورت قوی و با یک برنامه ریزی همه جانبه مدیریت را بر عهده می گیرند. مراقب جمعیت زنان و بچه ها هستند که کسی گم نشود و جا نماند. یکی آب می خواهد، یکی زخمی است و خود همین مدیریت کردن زنان و آرام کردن آنان و اینکه اجازه ندادند دیگران از غافله سوءاستفاده کنند و تبلیغات دشمن را خنثی کردند؛ اگر مجموعه رفتارهای حضرت زینب را در نظر بگیریم، ایشان با شیوه های گوناگون در سخنرانی ها و در مجالس متعدد برخورد سیاسی کردند و در سخنرانی کوبنده در دروازه کوفه که نقل است آنچنان حضرت سخن گفتند که زنگ شتران از حرکت ایستاد و با صدای بلند به مردم کوفه فریاد می زنند «اسکتوا یا اهل کوفه» ای مردم کوفه ساکت باشید. گریه می کنید؟ زیاد گریه کنید و کم بخندید. همه ساکت می شوند و به سخنان ایشان گوش می دهند. در واقع یک تحلیل تاریخی و آگاه سازی را به مردم دارند و تبلیغات شومی که آنها را خارجی و منحرف از دین مطرح کرده است، خنثی می کنند و در مجلس یزید و در حرم یزید ولوله ایجاد می کنند. وقتی وارد مجلس یزید می شوند پرده کشیده بودند و زنان یزید پشت پرده نشسته بودند و خانواده اسرا بین مردان مجلس قرار گرفته بودند. حضرت آنجا با خطبه ای که مشهور است «اءﻻ ﻓﺎﻟﻌﺠﺐ ﻛﻞ اﻟﻌﺠﺐ ﻟﻘﺘﻞ ﺣﺰب ﷲ اﻟﻨﺠﺒﺎء ﺑﺤﺰب اﻟﺸﯿﻄﺎن اﻟﻄﻠﻘﺎء» خود کلمه حزب طلقا در واقع بیان کننده افشاگر یک جریان تاریخی و یادآوری کننده یک جریان تاریخیست که در صدر اسلام در زمان پیامبر(ص) اتفاق افتاده است. یعنی ای یزید تو نوه کسی هستی که به دست پدربزرگ من آزاد شد و به این ترتیب سیر تاریخ را به مردم یادآوری می کنند، خود همین عبارت به ظاهر کوتاه و پرمعنا و اطلاع و استفاده از آیات قرآن، تسلط و به کارگیری حضرت زینب از این آیات در جای جای سخنرانی ها و خطبه ها، خود نشان دهنده عظمت علمی و احاطه حضرت به قرآن مجید است و تایید اینکه ما مسلمانیم و قرآن را قبول داریم و در ادامه همین سخن می گویند« و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاءُ عند ربهم یرزقون» یا در یکی از جلسات دیگر یزید، حضرت می گوید ای یزید خجالت نمی کشی؟ ای فرزند آزاد شده این عدل توست که خانواده پیامبر را اینطور بی حجاب در بین مردان قرار دهی و همسران خودت پشت پرده باشند؟ و وقتی چنین می گوید درون حرمسرای یزید انقلابی به راه می افتد و یکی از همسران یزید اعتراض می کند. آغاز جریان توابین و انقلاب هایی که بعد از حادثه کربلا رخ داد و هسته اولیه قیام های بعد از کربلا از جمله توابین و اعتراض مختار با سخنرانی کوبنده و آتشین و افشاگرانه حضرت زینب در این مجالس آغاز شد و بعد ها طی زمان تبدیل به آن جریانات شد. بنابراین مقام علمی حضرت زینب و در عین حال روانشناسی و تسلط ایشان بر خود، اجازه نداد که احساسات و عواطف ایشان را از رسالت و مسوولیت اصلی خود دور کند. البته حضرت زینب این احساسات را به کنترل درآورده بودند، نه اینکه کنار گذاشته باشند برای همین است که می گویند در شب یازدهم حضرت زینب نشسته نماز خواندند. به هرحال کوه هم باشد فرو می ریزد و به همین خاطر است که حضرت دیگر پس از این حادثه عمر زیادی نکردند.

*خانم دکتر در حرکت حضرت زینب و نقشی که ایفا می کنند، یک نوع آینده نگری می بینیم، گو اینکه ایشان صدای خود را در تاریخ شنیدند. به غیر از پیامبران که در واقع مسلط بودند ما کمتر کسی را می بینیم که از نگاه ما معصوم نباشد اما اینچنین بر تاریخ مسلط باشد…

شجاعی: کمی به عقب برگردیم، از عصاره کلام حضرت اباعبدالله در طول این مسیر اطلاع دارید از مکه تا کربلا در جای جای مسیر حدود صد و بیست و چندروز طول می کشد، هشتم ذیحجه از مکه بیرون می آیند و حدود دوم محرم هم به منطقه نینوا و کربلا می رسند. حضرت خطبه های مختلفی دارند و در مکان های گوناگونی ایستادند و سخنرانی کردند، به مجموعه سخنرانی ها و خطبه های امام حسین کمتر پرداخته می شود و خیلی خوب است مداحان به جای نقل وقایع تحریف شده کربلا در مجالس برای جوانان این خطبه ها را بخوانند تا ببینند حضرت اباعبدالله الحسین فقط یک مرد مبارز شجاع سیاسی به این معنا که فقط در عرصه سیاسی حضور داشته باشد نیست یعنی حضرت اباعبدالله و  همه امامان مقام علمی دارند و فرزند نهج البلاغه هستند. تحریف تاریخ و جوسازی کردن و به اصطلاح افکار عمومی را منحرف کردن از روش ها و سیاست های مشترک همه ستمگران تاریخ بوده است و همه حکومت هایی که به نوعی بدون پشتوانه مردمی حاکم می شوند و می خواهند از این طرق برای بقا و دوام خود با تسلط بر افکار عمومی مردم به ادامه حکومت بپردازند.

یکی از مناسب ترین شیوه های برخورد با این انحراف افکار عمومی آگاهی دادن به مردم است به همین خاطر است که حضرت در منازل مختلف- بعضی گفتند بیست و چند منزل بوده است- اقامت و سخنرانی می کردند و خوشبختانه این سخنرانی ها وجود دارد. در برجسته ترین این سخنرانی به اعتقاد من حضرت عصاره هدفشان را بدین گونه بیان می کنند«انی لم اخرج اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما و انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی اريد ان امر بالمعروف و انهي عن المنكر و اسير بسيره جدي و ابي علي بن ابی طالب» حضرت می فرمایند من از روی سرمستی و غرور و ظلم قیام نکردم من نه مفسدم و نه ظالم. من قیام می کنم برای اینکه در روش و دین جدم اصلاح به وجود بیاورم. معلوم است که انحرافی صورت گرفته است، انحرافی که در مسیر دین پیامبر و جدم ایجاد شده و من می خواهم با روش اصلاح طلبی آن را از بین ببرم. من نمی خواهم کشتار و جنگ و انقلاب کنم. من قیام کردم یعنی برخاستم و اقدام کردم تا اصلاح را به وجود بیاورم. در نتیجه ما باید افتخار کنیم که رهبر اصلاح طلبان تاریخ حضرت اباعبدالله الحسین است و حرکتی که در این جریانات صورت می گیرد مبتنی بر مبنای همان روش و الگوست و حضرت می فرماید من برای آنکه امر به معروف و برای اینکه معروف در جامعه محقق شود و منکر نهی شود حرکت می کنم و حضرت اباعبدالله با هدف مبارزه عملی و با روش اصلاح طلبی برای جلوگیری از ادامه و تدوام خط انحراف در دین، حرکت می کند. لازمه تحقق بخشیدن به اهداف این حرکت این است که کسی این پیام را ادامه دهد و به دیگران برساند. اینکه من می گویم «کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود» برای این است که واقعا اگر حرکت پیام رسانی حضرت زینب (س) نبود آن حادثه تمام یا کمرنگ و تحریف می شد. نقش حضرت زینب در این جریان نقش بسیار تاثیرگذاری است که این پیام را رساند و اثراتش را در تاریخ گذاشت.

*نزدیک به 14 قرن از واقعه کربلا می گذرد و ما درباره نقش حضرت زینب (س) با هم صحبت می کنیم. آنچه را در مورد حضرت زینب در خلال مصاحبه به گوشه هایی از آن اشاره کردید این است که ایشان با چه شخصیت استواری پیام عاشورا را رساندند و با چه ادبیات نافذ و محکمی با همان تعبیر «من به جز زیبایی چیزی ندیدم»، سخن گفتند. من فکر می کنم اینها برای اثبات تسلط ایشان بر واقعه و مخاطبان کافی باشد. من به عنوان یک روزنامه نگار مشاهده می کنم گاهی در مقتل خوانی ها و… کل حرکت امام حسین (ع) به صورت کلیشه ای و در تشنگی امام خلاصه می شود و اساسا عاشورا را به یک مناظره دسته جمعی تقلیل می دهند. اینجا فقط ظلم به امام حسین نیست؛ ظلم به این همه خون دل خوردن هاست که حضرت زینب برای رساندن پیام متحمل شد. چرا ما به این وضعیت دچار شدیم؟

شجاعی: واقعه عاشورا در تاریخ اسلام تعیین کننده است و در واقع جلوی یک انحراف بسیار بزرگ را در تاریخ اسلام گرفت. با توجه به اهدافی که حضرت بیان می کنند که «من برای اقامه این حدود برای اصلاح دین و برای جلوگیری از انحراف حرکت کردم» و بدین وسیله رسالت مسلمانی و دینداری را با رفتار خودشان تبیین کردند، هر کسی به نوعی می خواهد استفاده ای از این جریان ببرد. حتی در مقاطع مختلف تاریخ می بینیم جلوه ای که از شخصیت امام حسین نقل می کنند و روی آن تاکید می کنند، در طول تاریخ متفاوت است. خیلی خوب است که ما یک بار دیگر کتاب تحریفات عاشورا از آقای مطهری که متاسفانه در سال های اخیر تجدید چاپ هم نشده، بخوانیم و یک بار دیگر مطالب آن گفته و بیان شود. متاسفانه حادثه کربلا امروزه برای بعضی ها ابزاری شده است البته تکریم شعائر، ابراز ارادت و بازخوانی شعر «باز این چه شورش است که در خلق عالم است» و عزاداری ها و سیاه پوش شدن ها بسیار ارزشمند است، اما اینها مقدمه است. اگر در این حرکت های گسترده و وسیع که هرساله می بینیم شور مردم بیشتر می شود، هدف اصلی و رسالت و قیام امام حسین تبیین نشود، من فکر نمی کنم بتوان به نتیجه مطلوب رسید. مثل این می ماند که بخواهیم به مسافرت برویم و بهترین وسیله نقلیه را هم تهیه کنیم و به مقصد حرکت نکنیم بنابراین تبیین حرکت امام حسین لازم است و البته فکر می کنم شاید در مواردی بعضی ها تمایلی به این موضوع ندارند.

*آیا یک جریان سازماندهی شده است که اینطور بخواهند که حرکت امام حسین را از پیام خود خالی کنند؟ ما می بینیم برخی از انواع عزاداری ها و شکل برگزاری آنها و برخی از اشعاری که خوانده می شود، تکریم شعائر نیست و شاید تخفیف شعائر باشد…

شجاعی: ببینید به اعتقاد من جریان خیلی سازماندهی شده ای نیست. کج فهمی و بدفهمی و برداشت های غلط از دین و از حرکت امام حسین صورت می گیرد و این بروز و ظهور پیدا می کند و یکی دوتا هم نیست. خیلی وسیع و گسترده است، وقتی ما جوان بودیم، معمولا سه چهارم وقت جلسه به سخنرانی، واعظ و خطیب پرداخته می شد و یک چهارم آن مداحی بود. مثلا اگر جلسه یک ساعت بود 45 دقیقه مرحوم آقای فلسفی صحبت می کرد و یک ربعی هم مداح برای دادن شور و برای حفظ این جریان عاطفی می آمد و ذکر مصیبتی می کرد و تمام می شد. الان ببنیید اکثر جلسات عزاداری ها با مداحی است، انواع و اقسام این جلساتی که صورت می گیرد کمتر سخنرانی است و بعد هم سخنرانی های مفید که بتواند درست تحلیل کند. صرفا با احساسات و عواطف، جامعه را نگه داشتن ما را به هدف امام نزدیک نمی کند و به همین خاطر می بینید بعد از محرم همه چیز تمام می شود و برمی گردد سر جای خودش. اگر با تبیین صحیح هدف حضرت زینب و اباعبدالله الحسین، جریان عاشورا طی 14 قرن ادامه پیدا کرده بود، ما مسلمانان نباید این وضع را داشتیم و حتما جوامع اسلامی و بخصوص شیعی نباید این وضع را پیدا می کردند. در کدام جلسه دیده اید سازماندهی و مدیریت حضرت اباعبدالله را بیان کنند؟ اینکه حضرت با چه آرایش دقیق نظامی و با چه فکر استراتژیکی خیمه ها را طراحی می کنند، منطقه را انتخاب می کنند و می گویند منطقه پایین تر، چادرهای اهل بیت باشد بعد حضرت زینب می پرسند برای چه؟ حضرت می گویند برای اینکه در معرض دید نباشد یا خیمه خود را در وسط قرار می دهند که البته کارهای تاریخی بسیار ارزشمندی شده است و وجود دارد، ولی اینها باید بیان شود حضرت امام حسین در شب قبل خواب دیدند و می دانند و نه در شب قبل چندبار با علم لدنی امامت خود می داند نتیجه این جریان، شهادت است اما ذره ای در برنامه ریزی کوتاه نمی آیند. این روش ها در مدیریت و راهبری حرکت های اجتماعی و سیاسی باید آموزش داده شود، نوع برخورد اخلاقی و جوانمردانه حضرت، اینکه ایشان آب را بر دشمنان نمی بندند چون اینها اول بر آب مسلط بودند یا روش های احترام به حیوانات و رعایت حقوق سایر موجودات. حضرت ابوالفضل و خود ایشان وقتی به آب دسترسی پیدا می کنند اول حیوان را سیراب می کنند، یعنی علاوه بر نکات حماسی و سیاسی نکات بسیار ظریف اساسی و در واقع روشنگرانه اجتماعی در این جریان وجود دارد که اینها همه می تواند قابل تعلیم و آموزش به جامعه باشد و از لحظه ها و ابعاد مختلف این حادثه زیباست. حال اینکه اگر افرادی سوادش را ندارند یا به نفع شان نیست، مساله دیگریست. اینگونه عوام گرایانه برخورد کردن با این حادثه و سطحی نگری متاسفانه نوعی تحقیر و توهین است در حالی که حضرت هرگز ذلت را نمی پذیرند که در مقابل دشمن تقاضایی داشته باشند اگر هم کودک شیرخواره را روی دست می آورند برای اینکه به اینها نشان دهند که کودک شیرخواره در این شرایط است. من فکر می کنم باید یک بازنگری و یک ارشاد و هشدار و تذکر از سوی مراجع رسمی و تاثیرگذار انجام شود و جلوی برخی سوءاستفاده ها و انحرافات و بدمطرح کردن ها گرفته شود.

من تاکید می کنم اینکه شور حسینی در جامعه در این ایام موج می زند و احساسات مردم خودبخود شکل می گیرد و حتی اگر تقویم هم نباشد، مردم غمگین می شوند، ارزشمند است چون امام باقر می فرمایند «شیعیان ما از گل ما سرشته شدند با غم ما غمگین اند و با شادی ما شادند» و اگر در یک سرزمین باشیم و تقویم هم نداشته باشیم خودبخود از اول محرم احساس غم می کنیم. می خواهم بگویم یک چیزهایی باطنی است، اما محدود کردن این جریانات به احساسات و عواطف غلط است. ما باید احساسات و عواطف را برای آن هدف اصلی که حضرت اباعبدالله به خاطر آن هدف به شهادت رسیده اند، به کار بگیریم و آن اصلاح روش های غلطی بود که به نام دین در جامعه رواج داشت و این خلاصه و عصاره هدف حرکت امام حسین (ع) است.

گفت وگو از زاگرس بهشتی- شفقنا

انتهای پیام

www.afghanistan.shafaqna.com

اخبار مرتبط