شفقنا افغانستان-محمد عزیزی در اطلاعات روز نوشت:از عصر روز چهارم حوت سال گذشته تا کنون، پنج هفته از ربودهشدن 31 مسافر در زابل میگذرد؛ اما هنوز هیچ سرنخی از وضعیت زندگی و موقعیت بودوباش آنها در دست نیست و مقامهای حکومت وحدمت ملی، فقط با «سکوت استراتژیک» خویش، به همهی پرسشها در این مورد پاسخ دادهاند.
هرچند که این اختطاف، گاهی به داعش، گاهی به افراد خارجی چچنی و ازبکستانی و گاهی به طالبان نسبت داده شده؛ اما برخی از مقامهای زابل، در همان روزهای اول گفتند که این مسافران توسط افراد منصور دادالله، برادر «ملا دادالله» فرمانده مقتول طالبان در هلمند ربوده شده و در قبال آن، خواهان استرداد یک موتر اسلحهای شده که در ولایت زابل توسط پولیس ضبط گردیده است.
در حالی که برخى از افراد دستداشتن داعش در این آدمربایی را رد میکنند و هدف طالبان را تبادله این اسیران با افرادی از سینکیانگ چین مربوط به گروه «حرکت اسلامی ترکستان شرقی» که در بند دولت افغانستان هستند، میدانند؛ اما کسان دیگری، آن را به رهایی دو موتر زرهدار امریکایی پیوند میزنند که به دست طالبان افتاده و گویا چندی پیش برای تعمیر و عوارضگیری به جاغورى برده شده و توسط پولیس ضبط گردیده است!
با در نظرداشت این ادعاهای، با اظهارات تاریخ ١٧ حوت سال گذشتهی برخی از مقامهای غزنی مبنی بر اینکه «تفنگداران داعش گروگانها را به پنج گروه جداگانه تقسیم کرده و به ولسوالیهای ناوه، آببند و گیلان غزنی منتقل کرده و خواهان رهایی آن افرادشان هستند که توسط نیروهای امنیتی زابل از یک موتر در داخل کانتینر بازداشت شدهاند»، رویهمرفته زیگنالهایی از چانهزنی، معامله و تبادله میان حکومت و طالبان را برملا میکند؛ اما گذشت طولانی زمان و اتلاف وقت، بیتوجهی حکومت به سرنوشت مسافران دربند و بىبهایی جان اتباع کشور برای دولتمردان افغانستان را نشان میدهد!
از روزی که این مسافران بیگناه و بیپناه به گروگان گرفته شدهاند، تا کنون هیچ نشانی از آنها نیست و حکومت افغانستان علیرغم منابع استخبارات داخلی و خارجی موجود در زمین و فضای کشور، هنوز نتوانسته موقعیت این 31 نفر را تثبیت کند و برای نجاتشان دست به عمل بزند! عملیات پرسروصدای نجات، آنهم با یک هفته تأخیر (1-12 حوت) در ولسوالی خاکافغان (خاک ایران سابق)، هرچند مطابق ادعای دولت، به قتل دهها مخالف مسلح انجامید؛ اما بیهیچ دستآوردی در مورد مسافران دربند، خاموش و فراموش خاتمه یافت و از آن به بعد، صرف به وعده و وعید آزادی عنقریب این مسافران توسط مقامها، بسنده شد!
31 مسافر گروگان، موجودات دیجیتالی نیستند که بشود در یک لپتاپ یا سیدی جابهجایشان کرد و نقلوانتقال و نگهداری آنان، حجم فیزیکی محل و مکان نطلبد و نقلوانتقالشان از دیدها پنهان بماند. وقتی تماس تیلفونی نمیتواند از ردیابی استخباراتی مصئون بماند و تکنولوژی موجود، محل و موقعیت تماس را نشان میدهد و یافتن اهداف را آسان میکند، هیچ عقل و منطقی، هرگز نمیپذیرد که نگهداری 31 انسان مسافر و جابهجایی آنها توسط راهزنان، بتواند مخفی بماند و استخبارات داخلى و خارجى، نتوانند از عهدهی کشف و ردیابىاش برآیند!؟
حال، بعد از کلی اظهارات ضد و نقیض مردم و مقامها در مورد محل و مکان گروگانها و بیتفاوتی و چشمپوشی چهل روزه نسبت به سرنوشت این 31 تن از اتباع دربند کشور، سه ذهنیت در قضیه نسبت به سه مرجع مشخص «ملت، حکومت و همپیمانان خارجی» حواله میشوند و آدرس میخورند:
1- ربودن مسافران، چه توسط طالب و چه داعش و هر گروه دیگر، اما در ولایت و ولسوالی خاصی از افغانستان صورت گرفته و در خانهها یا مساجد مردم محل نگهداری شده و مردم منطقه در نقش میزبان مطمئن طالب و داعش و هر تروریست دیگر، در این سیاهرویی تاریخی و خلق دشمنی ملی، به عنوان رفیق قافله و شریک با دزدان، از پشت خنجر میزنند!
2- حکومت افغانستان که دفاع از تمامیت ارضی و جان فرد فرد اتباع خود را وجیبهی انسانی خود دانسته و در راستای حفظ این نوامیس ملی، در محضر خدا و خلق دست به قرآن گذاشته و سوگند خورده است، بعد از نزدیک به چهل روز نتوانسته برای نجات این اتباع بیگناه خویش کاری کند و با خاموشی سنگین و ننگین، کم کم این حدس و گمان را به وجود میآورد که یا گروگانها زنده نیستند، یا تروریستها گماشتگان همپیمانان خارجی اند و دوستان خارجى، جلو ادامهی عملیات و جستوجو را گرفته و اجازه نمیدهند که روندهای استخباراتیشان ناکام شوند و به سر نرسند!
3- دوستان خارجی و همپیمانان امنیتی، اگر در یافتن و نجاتدادن 31 انسان مسافر، به استمداد مقامهای افغان پاسخ مثبت نمیدهند و با امکانات و هواپیماهایی که به ادعای خودشان حجمی به اندازهی 11 انچ را از شصت هزار پایی در شب تاریک تشخیص و ردیابی میکنند، حکومت و ملت افغانستان را مدد نمیرسانند، چه توجیهی از حضور در این سرزمین دارند؟! چه دلیلی بر امضای سندهای امنیتی و در اختیارگرفتن پایگاههای نظامی برای این دوستان جهانی و جولان در زمین و آسمان بیپرسان افغانستان دارند!؟
سکوت مرگبار در این مورد، بیش از این قابل توجیه نیست و سران حکومت وحدت ملی، اگر به برابری و برادری انسانی ایمان دارند و در جهانبینی ملیشان تفاوتی میان اتباع کشور نمیبینند، باید به هر قیمتی که میشود، اولاً از طریق فشار بر مردم ولایت زابل که میزبان این مسافران اند و آغوششان را برای پذیرش اختطافگران باز کرده و جا و پناهشان دادهاند، و ثانیاً با توسل به عملیات نجات مبتنی بر دقت و مدد استخباراتی داخلی و همپیمانان خارجی، در آزادی و رهایی گروگانهای بیگناه اقدام فرمایند و این شرم و ننگ بزرگ ملی را از پیشانی افغانستان پاک نموده، از تخریش احساسات جمعی و شکست وحدت و اعتماد ملی در کشور جلوگیری کنند!
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
