شفقناافغانستان -حضرت آیتالله مظاهری گفتاری درباره مذمت نیازخواهی بیان کرده است.
به گزارش شفقنا متن گفتار مطرح شده بدین شرح است:
رسول اکرم «صلیاللهعلیهوآلهوسلّم» فرمود:
«یا اباذر ایّاک و السؤال فاانّه ذلّ حاضر و فقر متعجّله، و فیه حساب طویل یوم القیامه» [۱۳]
ای اباذر! از خواهش و گدایی بر حذر باش، زیرا که فراهم کننده خواری و فقر زودرس است. در روز قیامت، خواهش و گدایی، مورد حسابرسی طولانی قرار میگیرد.
امیرمؤمنان علی«سلاماللهعلیه» فرمود:
«السّؤال یضعف لسان المتکلّم و یکسر قلب الشّجاع، و یوقف الحرّ العزیز موقف العبد الذلیل، و یذهب بهاء الوجه، و یمحق الرّزق.» [۱۴]
نیازخواهی، زبان سخنوران را تضعیف میکند و قلب شجاعان را میشکند و آزاده عزیز را در جایگاه بنده ی خوار مینشاند و آبروی شخص را میبرد و روزی او را نابود میسازد.
امام باقر «سلاماللهعلیه» فرمود:
«طلب الحوائج الی النّاس استلاب للعزّه و مذهبه للحیاء، و الیأس ممّا فی ایدی النّاس عزّ المؤمنین، و الطمع هو الفقر الحاضر.» [۱۵]
درخواست حاجت از مردم، موجب به تاراج رفتن عزّت و از دست دادن حیاست؛ و ناامید بودن از آنچه در دست مردم است، باعث عزّت مؤمنان است و امید بستن بدان، همانا تنگدستی و فقر آماده است.
امیرمؤمنان «سلاماللهعلیه» فرمود:
«المسأله طوق المذلّه تسلب العزیز عزّه و الحسیب حسبه.» [۱۶]
گدایی، گردنبند خواری است که موجب نابودی عزّت عزیزان و شخصیّت خانوادههای اصیل میگردد.
امیرمؤمنان علی«سلاماللهعلیه» فرمود:
«التّقرب الی الله بسمألته و الی النّاس بترکها.» [۱۷]
نزدیکی به خداوند از طریق نیازخواهی از درگاه او میسّر است و نزدیکی به مردم از طریق ترک خواستن از آنها تحقّق میپذیرد.
امیرمؤمنان علی«سلاماللهعلیه» فرمود:
«… شیعتی من لم یهرّ هریر الکلب، و لم یطمع طمع الغراب، و لم یسأل النّاس و لو مات جوعاً.» [۱۸]
پیروان من کسانی هستند که همچون سگان، بانگ بر نمیآورند و همچون کلاغان، طمع نمیورزند و از مردم درخواست حاجت نمیکنند، هر چند که از گرسنگی جان خود را از دست بدهند.
رسول خدا –صلی الله علیه و آله و سلم- فرمود:
«یا علی لئن ادخل یدی فی فم التّنیّن الی المرفق احبّ الیّ من انّ اسأل من لم یکن ثمّ کان.» [۱۹]
ای علی اگر دستم را تا آرنج در دهان افعی فرو کنم، برایم محبوبتر از آن است که از کسی که وجود نداشته، سپس به وجود آمده، چیزی بخواهم.
امیرمؤمنان علی«سلاماللهعلیه» فرمود:
«من سأل غیرالله استحق الحرمان.» [۲۰]
آن که از کسی جز خداوند نیازخواهی کند، شایسته ی حرمان و بیبهرگی است.
امام حسین«سلاماللهعلیه» فرمود:
«اذا ما عضّک الدّهر فلا تجنح الی خلق، و لا تسأل سوی الله تعالی قاسم الرّزق، فلو عشت و طوّفت من الغبر الی الشّرق، لما صادفت من یقدر أن یسعد او یشقی.» [۲۱]
هنگامی که زمانه بر تو تنگ گردید، پس به مردم روی میاور و از غیرخدای متعال که قسمت کننده ی روزی است، درخواست مکن، پس اگر زنده باشی و از غرب تا شرق را بگردی، به کسی بر نمیخوری که بر سعادت یا تیرهروزی خود توانا باشد.
مردی به رسول خدا«صلیاللهعلیهوآلهوسلّم» فرمود:
«یا رسول الله علّمنی عملاً لا یحال بینه و بین الجنّه.
قال -صلیالله علیهوآلهوسلم: لا تغضب و لا تسأل النّاس شیئاً.» [۲۲]
ای رسول خدا، به من عملی بیاموز که بین من و بهشت حایل نگردد. حضرت فرمود: غضب مکن و از مردم چیزی مخواه.
رسول خدا«صلیاللهعلیهوآلهوسلّم» فرمود:
«ما فتح رجل علی نفسه باب مسئله الاّ فتح الله علیه باباً من الفقر.» [۲۳]
هر کس درِ طلب و درخواست -از مردم- را به روی خود بگشاید، خدا دری از فقر به روی او میگشاید.
ابوذر میگوید:
«و قد اشترط النّبی«صلیاللهعلیهوآلهوسلّم» علی انّ لا یسأل النّاس شیئاً قلت: نعم.
قال: و لا سوطک انّ یسقط منک حتیّ تنزل الیه فتأخذه.» [۲۴]
پیامبر «صلیاللهعلیهوآلهوسلّم» مقید بود که از مردم چیزی نخواهد. گفتم آری. فرمود: حتی اگر تازیانه از دستت افتاد، پیاده شو و آن را بردار [از کسی مخواه آن را بردارد و به تو بدهد].
امام رضا«سلاماللهعلیه» فرمود:
«المسأله مفتاح البؤس.» [۲۵]
دست نیاز به سوی دیگران دراز کردن، کلید فقر و تنگدستی است.
لقمان به فرزندش گفت:
«یا بنیّ ذقت الصبر و اکلت لحا الشّجر فلم اجد شیئاً هو امرّ من الفقر، فان بلیت به یوماً فلا تظهر النّاس علیه فیستهینوک و لا ینفعوک بشئ.» [۲۶]
ای فزرندم! من طعم تلخ صبر را چشیدم و تلخی پوست درخت را تجربه کردم، اما هیچ چیز را تلختر از فقر نیافتم. پس اگر روزی به آن دچار شدی، آن را برای مردم آشکار مکن که تو را خوار میکنند و هیچ بهرهای به تو نمیرسانند.
رسول خدا «صلیاللهعلیهوآلهوسلّم» فرمود:
«انّ المسأله لا تحلّ الا لفقر مدقع او غرم مقطع.» [۲۷]
همانا دست نیاز به سوی مردم گشودن جز به هنگام تنگدستی شدید، یا بدهی تباه کننده، روا نیست.
امام باقر«سلاماللهعلیه» فرمود:
«یا محمد -ابن مسلم- لو یعلم السّائل ما فی المسأله ما سأل احدٌ احداً،… ثمّ قال: یا محمد انّه من سأله بظهر غنّی لقی الله مخموشا وجهه یوم القیامه» [۲۸]
ای محمد بن مسلم، اگر سائل از حقیقتِ عرض نیاز به مردم آگاه بود، هیچگاه از دیگری درخواست نمیکرد. سپس فرمود: ای محمد، هر کس از پشت سر، از فرد ثروتمند چیزی بخواهد، روز قیامت با چهرهای مجروح، خدا را ملاقات خواهد کرد.
امام صادق«سلاماللهعلیه» فرمود:
«من سأل النّاس و عنده قوت ثلاثه ایّام لقی الله عزّوجّل یوم یلقاه و لیس علی وجهه لحم.» [۲۹]
کسی که دست نیاز به سوی مردم دراز کند، در حالی که غذای سه روز را دارد، خدا را در روز قیامت ملاقات میکند، در حالی که گوشت بر چهرهاش نیست.
رسول خدا«صلیاللهعلیهوآلهوسلّم» فرمود:
«من سأل النّاس اموالهم تکثراً فانما هی جمره فلیستقل منه او لیستکثر.» [۳۰]
کسی که اموال مردم را کم یا زیاد، برای مالاندوزی بخواهد، این کار به پارهای از آتش میماند.
رسول خدا«صلیاللهعلیهوآلهوسلّم» فرمود:
«لو انّ احدکم یأخذ حبلاً، فیأتی بحزمه حطب علی ظهره، فیبیعها، فیکف بها وجهه خیر له من انّ یسأل.» [۳۱]
اگر کسی از شما ریسمانی برگیرد و با آن باری از هیزم را به پشتش ببندد و آن را بفروشد تا با این کار آبروی خود را حفظ کند، برایش بهتر از آن است که عرض نیاز پیش مردم برد.
امیرمؤمنان علی«سلاماللهعلیه» فرمود:
«ماء وجهک جامد یقطره السؤال فانظر عند من تقطره.» [۳۲]
آبروی تو جامد است و ابراز نیاز، آن را آب میکند، پس بنگر آن را پیش چه کسی میریزی!
امیرمؤمنان علی «سلاماللهعلیه» فرمود:
«ساعه ذلّ لا نتفی بعزّ الدهر.» [۳۳]
یک ساعت ذلّت، با عزّت دنیا برابری نکند.
از وصیت امیرمؤمنان علی «سلاماللهعلیه» است که:
«اکرم نفسک عن دنیه و انّ ساقتک الی الرغائب، فانّک لن تعتاض بما تبذل من دینک و عرضک بثمن و انّ جلّ.» [۳۴]
خود را از تن در دادن به پستی حفظ کن، هر چند تو را به خواستههایت برساند، زیرا هر چه از دین و آبرویت را از دست بدهی، هرگز نتوانی عوض آن را به بهایی هر چند سنگین بپردازی.
امام حسین «سلاماللهعلیه» فرمود:
«موت فی عزّ خیر من حیاه فی ذلّ.
و انشأ یوم قتل:
الموت خیر من رکوب العار و العار اولی من دخول النّار
و الله ما هذا و هذا جاری.» [۳۵]
مرگ با عزّت، از زندگی با ذلّت بهتر است. واو در روز شهادتش این شعر را سرود:
مرگ، از تن دادن به ذلّت بهتر است، و ننگ و عار، از داخل شدن در آتش بهتر است، و سوگند به خدا که من به هیچ یک از این دو، تن نمیدهم.
امام علی النّقی «سلاماللهعلیه» فرمود:
«من هانت علیه نفسه فلا تأمن من شرّه.» [۳۶]
کسی که خویش را پَست بداند، از شرّ او ایمن مباش.
امام هادی «سلاماللهعلیه» فرمود:
«ان الله تبارک و تعالی فوّض الی المؤمن کلّ شئ الاّ اذلاله نفسه.» [۳۷]
همانا خدای تبارک و تعالی همه چیز را به مؤمن تغویض کرده، جز خوار کردن خویش را.
همچنین آن حضرت«سلاماللهعلیه» فرمود:
«لا ینبغی للمؤمن انّ یذّل نفسه.
قیل له: و کیف یذل نفسه؟
قال: یتعرّض لما لا یطیق فیذلّها.» [۳۸]
شایسته نیست برای مؤمن که خود را خوار کند.
گفته شد: چگونه خود را خوار کند؟
فرمود: در کاری که در حدّ توان او نیست، پیشقدم می شود و در نتیجه خود را خوار میکند.
رسول خدا«صلیاللهعلیهوآلهوسلّم» فرمود:
«… و من اقرّ بالذّل طائعاً فلیس منّا اهل البیت.» [۳۹]
… کسی که از روی اختیار به ذلّت خود اقرار کند، از ما اهلبیت نیست.
مام حسین «سلاماللهعلیه» فرمود:
«الا و انّ الدّعی بن الدّعی قد رکز بین اثنتین بین القلّه (السلّه) و الذّله، و هیهات ما اخذ الدنیه، ابی الله ذلک و رسوله وجدود طابت، و حجور طهرت، و انوف حمیه و نفوس ابیّه، لا نوثر مصارع اللئام علی مصارع الکرام.» [۴۰]
آگاه باشید که آن زنازاده، فرزند زنازاده، مرا بین دو کار مخیّر کرده است: بین کشته شدن و ذلّت، و هیهات که من به پستی تن دهم. خدا و رسولش و نیاکان وارسته و مادران پاکدامن و غیرتمندان و مردان بزرگ از این کار ابا دارند. ما عرصه ی فرومایگان را بر آوردگاه بزرگواران و کریمان ترجیح نمیدهیم.
امام سجاد«سلاماللهعلیه» فرمود:
«ما یسرنی بنصیبی من الذّلّ حمر النّعم.» [۴۱]
بهرهمندی از نعمت در حال ذلّت، مرا خشنود نمیکند.
روایت شده است:
«اشتدّت حال رجل من اصحاب النبی«صلیاللهعلیهوآلهوسلّم»فقالت له امرأته اتیت رسول الله -صلیاللهعلیهوآلهوسلم- فسألته. فجاء الی النبیّ، فلمّا راه النبیّ«صلیاللهعلیهوآلهوسلّم» قال: من سألنا اعطیناه و من استغنی اغناه الله.
فقال الرّجل:ما یعنی غیری، فرجع الی امرأته فاعلمها فقال: انّ رسول الله بشر فاعلمه.
فاتاه، فلمّا راه رسول الله قال: من سألنا اعطیناه و من استغنی اغناه الله. حتّی فعل الرّجل ما ذکرته ثلاثاً. ثمّ ذهب الرجل فاستعار معمولاً، ثمّ أتی الجبل، فصعده فقطع حطباً، ثمّ جاء به فباعه بنصف مدّ من دقیق فرجع فأکلوه. ثمّ ذهب من الغد فصعده فجاء باکثر من ذلک فباعه. فلم یزل یعمل و یجمع حتی اشتری معولاً. ثمّ جمع حتّی اشتری بکرین و غلاماً. ثمّ أثری حتی ایسر.
فجاء النّبّی فاعلمه کیف جاء یسأله و کیف سمع النبّی.
فقال«صلیاللهعلیهوآلهوسلّم» قد قلت لک، من سألنا اعطیناه و من استغنی اغناه الله.» [۴۲]
مردی از اصحاب پیامبر «صلیاللهعلیهوآلهوسلّم» در تنگنای معیشت قرار گرفت. همسرش به او گفت: هنگامی که نزد رسول خدا«صلیاللهعلیهوآلهوسلّم» رفتی، از او درخواست کمک کن.
آن مرد به حضور پیامبر رسید، چون حضرت«صلیاللهعلیهوآلهوسلّم» او را دید، فرمود: هر کس از ما چیزی بخواهد، به او عطا میکنیم و هر که اظهار بینیاز کند، خدا او را غنی گرداند.
ن مرد با خود گفت: پیامبر منظوری جز من نداشت. پس به نزد همسرش بازگشت و او را از این ماجرا آگاه کرد. زن به او گفت: پیامبر خدا بشر است و -ممکن است از وضع تو خبر نداشته باشد- پس او را از وضع خود آگاه کن.
رسول خدا چون دوباره او را دید، فرمود: هر کس از ما چیزی بخواهد، به او عطا میکنیم و هر که اظهار بینیازی کند، خدا او را غنی میگرداند. تا اینکه این کار سه بار تکرار شد. آنگاه مرد رفت و تیشهای به عاریه گرفت و عازم کوه شد و از آن بالا رفت و مقداری هیزم تهیه کرد، آنها را به بازار آورد و به ازای نصف مد آرد، فروخت. سپس به خانه بازگشت و آن آرد را پختند و خوردند. فردا نیز به کوه رفت و از آن بالا رفته و مقداری بیش از روز قبل، هیزم تهیه کرد و سپس آن را فروخت و پیوسته به این کار ادامه داد و مال فراهم کرد، تا آنکه با آن، تیشهای خرید. سپس مال بیشتری گرد آورد و با آن، بچه شتر و یک غلام خرید، تا زمانی که داراییش زیاد گردید و ثروتمند شد.
پس نزد پیامبر آمد و او را از ماجرا خبر داد که چگونه برای عرض نیاز به محضر پیامبر آمده و از آن حضرت چه شنید.
آنگه حضرت«صلیاللهعلیهوآلهوسلّم» فرمود: به تو گفتم که هر کس از ما چیزی بخواهد به او عطا میکنیم و اگر بینیازی ابراز کند، خدا او را توانگر میسازد.
امام صادق«سلاماللهعلیه» از رسول خدا«صلیاللهعلیهوآلهوسلّم» روایت کرده است که فرمود:
«یا علی انّ الله جعل الفقر امانه عند خلقه فمن سرّه الله اعطاه الله مثل اجرالصائم القائم، و من افشاه الی من یقدر علی قضاء حاجته فلم یفعل فقد قتله. اما انّه ما قتله بسیف و لا رمح و لکنّه قتله بما نکی من قلبه.» [۴۳]
یا علی! همانا خدا فقر را امانتی نزد بندگانش قرار داد که هر کس آن را پنهان بدارد، خدا ثواب فرد روزهدار شب زندهدارِ را به او عطا میکند و هر کس آن را نزد کسی فاش سازد که توانایی رفع حاجتش را دارد، ولی چنین نکند، آن را کشته است؛ نه با شمشیر و نیزه، بلکه با جریحهدار کردن قلب و احساس او، وی را کشته است.
امام صادق«سلاماللهعلیه» از رسول خدا«صلیاللهعلیهوآلهوسلّم» روایت کرده است که فرمود:
«یا علی الحاجه امانه الله عند خلقه، فمن کتمها علی نفسه اعطاه الله ثواب من صلی، و من کشفها الی من یقدر انّ یفرّج عنه و لم یفعل فقد قتله، اما انّه لم یقتله بسیف و لا سنان و لا سهم و لکن قتله بما نکا من قلبه.» [۴۴]
ای علی! نیازمندی، امانت خدا نزد بندگان اوست، پس هر که آن را نزد خویش پنهان دارد، خدا ثواب فرد نمازگزار را به او عطا میکند و هر کس آن را نزد کسی فاش سازد که توان گرهگشایی دارد، ولی چنین نکند، آن را کشته است، نه با شمشیر و نیزه و تیر، بلکه با جراحتی که بر قلب واحساس او وارد کرده، او را کشته است.
امام صادق«سلاماللهعلیه» فرمود:
«العفاف زینه الفقر و الشکر زینه الغنا.» [۴۵]
خویشتنداری، زینت فقر، و سپاسگزاری، زینت توانگری است.
امیرمؤمنان علی«سلاماللهعلیه» فرمود:
«مکتوب فی التوراه: من اصبح علی الدنیا حزیناً فقد اصبح لقضاء الله ساخطاً و من اصبح یشکو مصیبه نزلت به فقد اصبح یشکو الله، و من اتی غنیاً فتواضع لغنائه ذهب الله بثلثی دینه، و من قرء القرآن من هذا الامّه ثمّ دخل النار فهو ممن کان یتّخذ ایات الله هزواً، و من لم یستشر یندم و الفقر الموت الاکبر.» [۴۶]
در تورات نوشته شده: هر کس بر دنیا غمگین شود، پس، از قضای الهی خشمگین است. و هر کس از مصیبتی که به او رسیده، شکوه کند، از خدا شکایت کرده است. و هر کس به ثروتمندی رسد و به خاطر ثروتش در برابر او فروتنی کند، خدا دو سومِ دینش را از بین میبرد. و هر که از این امّت، قرآن خواند و وارد جهنم گشت، پس البته در زمره ی کسانی بوده که آیات خدا را به استهزاء میگرفتند، و کسی که مشورت نکند، پشیمان شود. و فقر و تنگدستی، مرگِ بزرگتر است.
امام صادق«سلاماللهعلیه» فرمود:
«من شکی الی مؤمن شکا الیالله عزّوجّل و من شکی الی مخالف فقد شکی الله عزّوجّل.» [۴۷]
هر کس نزد مؤمنی شکوه کند، نزد خدای عزّوجّل شکوه کرده است و هر کس نزد فرد مخالف مذهب، شکوه برد، از خدای عزّوجّل شکوه کرده است.
حضرت رسول اکرم«صلیاللهعلیهوآلهوسلّم» فرمود:
«انّ الله یحب الحیّی المتعفّف و یبغض البذیّ السائل الملحف.» [۴۸]
همانا خداوند، فرد با حیا و خوشتندار را دوست دارد و از فرد فحشدهندهای که با اصرار -نزد مردم- عرض نیاز میکند، بیزار است.
علی«سلاماللهعلیه» در حدیث الاربع مأه فرمود:
«تعرّضوا للتجارات فان لکم فیها غنی عمّا فی ایدی النّاس و انّ الله عزّوجّل یحب المحترف الامین المغبون غیر محمود و لا مأجور.» [۴۹]
به کارهای تجاری روی آورید تا به سبب آن از آنچه نزد مردم است بینیاز شوید و همانا خدای عزّوجّل پیشهور امین را دوست دارد، و مغبون، نه مورد ستایش است و نه پاداشی دارد.
امام صادق«سلاماللهعلیه» فرمود:
«انّ محمد بن المنکدر کان یقول: ما کنت اظن (اری) انّ علی بن الحسین -علیهالسلام- یدع خلقاً افضل منه حتی رأیت ابنه محمدبنعلی فاردت انّ اعظه فوعظنی.
فقال له اصحابه: بأی شئ وعظک؟
فقال: خرجت الی بعض نواحی المدینه فی ساعه حاره، فلقانی ابوجعفر محمدبنعلی -علیه السلام- و کان رجلاً بادنا ثقیلاً و هو متکئ علی غلامین اسودین او مولیین، فقلت فی نفسی: سبحان الله شیخ من اشیاخ قریش فی هذه الساعه علی مثل هذه الحاله فی طلب الدنیا، أما انی لأعظنه، فدنوث منه، فسلّمت علیه فرّد علیّ بنهر (ببهر) و هو یتصاب عرفاً، فقلت: اصلحک الله شیخ من اشیاخ قریش من هذه الساعه علی هذه الحاله فی طلب الدنیا، أرأیت لو جاء اجلک و انت علی هذه الحال؟
فقال: لوجائنی الموت و انا علی هذه الحال جائنی و انا فی طاعه الله عزّوجّل اکفّ بها نفسی و عیالی عنک و عن النّاس، و انّما کنت اخاف لو انّ جائنی الموت و انا علی (فی) معصیه من معاصی الله.
فقلت، صدقت یرحمک الله، أردت انّ اعظک فوعظتنی.» [۵۰]
محمدبن منکدر میگفت: من گمان نمیکردم که از علیبنالحسین«سلاماللهعلیه» کسی بهتر از او بر جای مانده باشد، تا آنکه فرزندش محمدبنعلی را دیدم و خواستم او را موعظه کنم، ما او مرا اندرز داد. اصحابش به وی گفتند به چه چیز تو را موعظه کرد؟
گفت: در ساعت گرم روز، به طرف بعضی از نواحی مدینه بیرون رفتم که ابوجعفر محمدبنعلی (امام باقر) «سلاماللهعلیه» که اندامی درشت و فربه داشت به من برخورد کرد، در حالی که به دو غلام یا مولای سیاه تکیه داده بود. با خود گفتم: سبحان الله، یکی از بزرگان قریش در این ساعت با چنین حالتی در طلب دنیاست، باید او را موعظه کنم. نزدیک او رفتم و به وی سلام کردم. جواب سلام را با بیاعتنایی داد، در حالی که عرق میریخت. به او عرض کردم: خداوند تو را به صلاح آورد که بزرگی از بزرگان قریش هستی و در این ساعت با چنین حالتی در طلب دنیا میکوشی! اگر در این حال اجلت فرا رسد چه میکنی؟
ایشان فرمودند: اگر مرگ، مرا در بر گیرد و من در این حال باشم، در حال اطاعت از فرمان خدای عزّوجّل مرگم رسیده است، چه با این تلاش، خود و خانوادهام را از تو و مردم بینیاز میکنم. اما آنچه از آن بیم دارم ان است که مرگم برسد و من در حال نافرمانی خدا باشم.
محمدبنمنکدر گوید: گفتم راست میگویی. خدایت رحمت کند! من خواستم تو را موعظه کنم، اما تو مرا پند دادی.
عبدالاعلی مولی آل سام گوید:
«استقبلت ابا عبدالله سلاماللهعلیه» فی بعض طرق المدینه فی یوم صائف شدید الحرّ فقلت: جعلت فداک حالک عند الله عزّوجّل و قرابتک من رسولالله صلیاللهعلیهوآلهوسلّم» و انت تجهد نفسک (لنفسک) فی مثل هذا الیوم؟
فقال: یا عبدالاعلی خرجت من طلب الرزق لاستغنی به عن مثلک.» [۵۱]
در یکی از روزهای بسیار گرم در یکی از راههای مدینه با امام صادق«سلاماللهعلیه» روبرو شدم. عرض کردم: فدایت شوم، با آن منزلت که نزد خدای عزّوجّل داری و با آن قرابت و خویشاوندی با رسول خدا «صلیاللهعلیهوآلهوسلّم» چرا این گونه خود را چنین روزی به زحمت میاندازی؟
حضرت فرمود: ای عبدالاعلی، برای طلب روزی از خانه بیرون آمدم تا از کسانی چون تو بینیاز شوم.
امام باقر«سلاماللهعلیه» فرمود:
«من طلب الدنیا استعفافاً (استغناء) عن النّاس وسیعاً علی اهله و تعطّفاً علی جاره، لقی الله عزّوجّل یوم القیامه و وجهه مثل القمر لیله البدر.» [۵۲]
کسی که برای بینیازی از مردم و تلاش برای آسایش خانوادهاش و دلجویی و کمک به همسایهاش در طلب دنیا باشد، در روز قیامت با چهرهای به روشنی ماه شب چهارده، خدای عزّوجّل را ملاقات نماید.
امام صادق«سلاماللهعلیه» فرمود:
«لیکن طلبک للمعیشه فوق کسب المضیّع، و دون طلب الحریص الراضی بدنیاه المطمئن الیها، و لکن انزل نفسک من ذلک بمنزله المنصف (النصف خ ل) امتعفّف ترفع نفسک عن منزله الواهن الضعّیف و تکسب ما لابّد للمؤمن منه… » [۵۳]
کوشش تو برای طلب معاش، باید بیش از کسی باشد که کسب خود را تباه میسازد و کمتر از کسی باشد که حریصانه به جمع مال میپردازد. کسی که به دنیای خود راضی است، همانا بدان اطمینان یافته است ولیکن نفس خود را به منزله میانهرویی پاکدامن پایینآور و آن را از جایگاه سست کردار ناتوان بالا ببر و آنچه را برای مؤمن ضروری است، فراهم کن.
[۱۳] . [۳۰]. بحارالانوار، ج۷۷، ص۶۰.[۱۴] . [۳۱]. میزان الحکمه، ج۴، ص۳۳۸، ح۸۰۷۳.[۱۵] . [۳۲]. بحارالانوار، ج۹۶، ص۱۵۸، ح۳۷.[۱۶] . [۳۳]. میزان الحکمه، ج۴، ص۳۳۹، ح۸۰۷۶.[۱۷] . [۳۴]. همان، ج۴، ص۳۳۹، ح۸۰۷۷.[۱۸] . [۳۵]. بحارالانوار، ج۷۸، ص۲۸، ح۹۵.[۱۹] . [۳۶]. همان، ص۵۹، ج۷۷.[۲۰] . [۳۷]. میزان الحکمه، ج۴، ص۳۴۰، ح۸۰۸۵.[۲۱] . [۳۸]. بحارالانوار، ج۷۸، ص۱۲۳.[۲۲] . [۳۹]. همان، ج۹۶، ص۱۵۰، ح۲.[۲۳] . [۴۰]. همان، ج۹۶، ص۱۵۶، ح۲۹.[۲۴] . [۴۱]. میزان الحکمه، ج۴، ص۳۴۱، ح۸۰۹۲.[۲۵] . [۴۲]. بحارالانوار، ج۹۶، ص۱۵۷، باب۱۶، ح۳۵.
[۲۶] . [۴۳]. وسائلالشیعه، ج۶، ص۳۱۱.[۲۷] . [۴۴]. بحارالانوار، ج۹۶، ص۱۵۶، باب۱۶، ح۲۹.[۲۸] . [۴۵]. همان، ص۱۵۵، ح۲۶.[۲۹] . [۴۶]. همان، ص۱۵۴، ح۲۰.[۳۰] . [۴۷]. همان، ص۱۵۶، ح۲۹.[۳۱] . [۴۸]. همان، ص۱۵۸، ح۳۷.[۳۲] . [۴۹]. نهجالبلاغه، حکمت ۳۴۶.[۳۳] . [۵۰]. میزان الحکمه، ج۳، ص۴۴۰، ح۶۵۰۶.[۳۴] . [۵۱]. بحارالانوار، ج۴۴، ص۲۰۷.
[۳۵] . [۵۲]. همان، ج۴۴، ص۱۹۲.[۳۶] . [۵۳]. تحفالعقول، ص۳۵۸.
[۳۷] . [۵۴]. میزان الحکمه، ج۳، ص۴۴۱، ح۶۵۱۲.[۳۸] . [۵۵]. همان، ج۳، ص۴۴۱، ح۶۵۱۳.[۳۹] . [۵۶]. بحارالانوار، ج۷۷، ص۱۶۲، باب۷، ح۱۸۱.[۴۰] . [۵۷]. همان، ج۴۵، ص۹، باب ۳۷.
[۴۱] . [۵۸]. همان، ج۴۶، ص۱۰۰، باب۵، ح۸۸.[۴۲] . [۵۹]. میزانالحکمه، ج۴، ص۳۴۵، ح۸۱۱۶.[۴۳] . [۶۰]. بحارالانوار، ج۷۲، ص۸، باب۹۴، ح۶.[۴۴] . [۶۱]. همان، ص۱۰، ح۷.[۴۵] . [۶۲]. همان، ص۵۳، ح۸۳.[۴۶] . [۶۳]. همان، ج۷۲، ص۱۹۶، باب ۱۰۵، ح۲۱.[۴۷] . [۶۴]. همان، ج۷۲، ص۳۲۵، باب۱۱۹، ح۳.[۴۸] . [۶۵]. همان، ج۷۱، ص۳۳۴، باب۸۱، ح۱۳.[۴۹] . [۶۶]. وسائلالشیعه، ج۱۲، ص۴، باب۱، از ابواب مقدمات، ح۶.[۵۰] . [۶۷]. همان، ج۱۲، ص۱۰، باب۴، از ابواب مقدمات، ح۱.[۵۱] . [۶۸]. همان، ج۱۲، ص۱۰، باب۴، از ابواب مقدمات، ح۲.[۵۲] . [۶۹]. همان، ج۱۲، ص۱۱، باب۴، از ابواب مقدمات، ح۵.[۵۳] . [۷۰]. همان، ج۱۲، ص۳۰، باب۱۳، از ابواب مقدمات، ح۳.
انتهای پیام
www.af.shafaqna.com
