بسیاری از رسانه های خارجی گزارش های را از افغانستان به مخاطبان خود ارائه می کنند که چهره خشن جنگ، انتحار، تروریزم، فساد، مواد مخدر و هرآنچه که بیانگر چهره ی زشتی از افغانستان باشد را بازنمایی می کنند در حالی که در افغانستان زیبایی های بسیاری وجود دارد که هیچ بدان پرداخته نمی شود.
به گزارش خبرگزاری شفقنا افغانستان، «مهدی عارفی» کارشناس و تحلیلگر مسائل سیاسی افغانستان در یادداشتی به بررسی موضوع «پدیدار شناسی چهره افغانستان در رسانه ها» پرداخت.
این تصویر از افغانستان، تمام ماجرای آن چه در افغانستان می گذرد، نیست
در این یادداشت آمده است: سالهاست که اخبار منتشرشده راجع به افغانستان، با واژگانی چون طالبان، تروریسم، بنیادگرایی، خشونت، ویرانی، و … پیوندی عمیق یافته، و مدت زمانی طولانی است که تصاویر پخششده از این کشور، تصاویری است از مردانی با سلاحی در دست، زنانی پوشیده صورت با چادریِ آبیرنگ، کودکانی فقیر و یتیم با تکهنانی خشک در دست، خانههایی ویران و شهرهایی نا آباد. هر ازچندگاهی، اگر تنوعی هم پیش آید، خبر از کسب رتبۀ بالای این کشور در فساد اداری دارد و بس.
نکتۀ مهم اما این است که این، تمام ماجرای آنچه در افغانستان میگذرد، نیست. این تصویری است که رسانههای رسمی و حکومتی مختلف، از این کشور به تماشا میگذارند. در مقابل، کافی است سفری ولو کوتاه به این سرزمین داشته باشید. تصورتان به طرز حیرتانگیزی فرو خواهد پاشید. زیباییهای نادیده، طبیعت بکر و چشمنواز، ساختمانهای مدرن، مردمانی با لبخندی بر لب و روح زندگی در قلب را بهفراوانی خواهید دید. این، آن گاهی است که به قدرت رسانه ایمان خواهید آورد.
انقلاب اطلاعاتی- ارتباطی، تأثیر به سزایی برمنابع قدرت کشورها گذاشته است
در عصر جهانیشدن، همچنانکه ماهیت رقابت، از بعد نظامی گذر کرده و وارد ابعاد جدیدی چون اقتصادی و فرهنگی شده، ابزار رقابت نیز، از ابزاری چون تسلیحات گذر کرده و ابزارهای جدیدی را به خدمت خود فراخوانده است. پدیده جهانی شدن، باعث ظهور تحولی عمده در ساختار قدرت بینالمللی شده و انقلاب اطلاعاتی ـ ارتباطی بهعنوان پدیدهای ملموس و فراگیر، تأثیر بهسزایی بر منابع قدرت کشورها گذاشته است. در همین راستا، قدرت نرم و یگانه ابزار قدرتمند آن، «رسانه» تبدیل به سلاحی بهشدت مؤثرتر از هر نوع تسلیحاتی شده است.
رسانه های غربی چهره ای زمخت از افغانستان ارائه میدهند
در این میان، و اگر خواستهباشیم در مقام علتیابی برآییم، میتوان گفت رسانههای غربی برای ارائۀ چهرهای خشن از اسلام و توجیه حضور نظامیانشان در افغانستان و منطقه و سایر سیاستهای خود در قبال کشورهای اسلامی، ناگزیر از ارائۀ چهرهای چنین زمخت از افغانستان و سایر کشورها و سرزمینهای اسلامی هستند.
در مقابل، کشورهای همسایه و پیرامونی افغانستان نیز، با هدف تصویرسازی برای مخاطبان داخلی خویش، و مشخصاً با این هدف که اوضاع و شرایط داخلی کشور خود را سامانیافتهتر و مساعدتر از کشوری همچون افغانستان نشان دهند، اقدام به ارائۀ تصویری نامناسب و حتی غیرحقیقی از افغانستان نمودهاند.
در کشورهای غربی، هدف، توجیه مردم برای پرداخت مالیات و سیاستهای دولت متبوعشان است. در کشورهای شرقی نیز، هدف توجیه طبقۀ متوسطِ تازه ظهورکرده برای جلوگیری از اعتراضهای احتمالی و احیاناً، انقلاب و دگرگونی نظام سیاسی موجود میباشد.
«شبکه های اجتماعی» و نقش غیر قابل انکار و روز افزون در اطلاع رسانی
این تلاش دولتها، فارغ از آن است که درک کنند اکنون در دوران «جامعۀ اطلاعاتی» بهسر میبریم. در عصر حاضر، فارغ از رسانههای بزرگ رسمی، «شبکههای اجتماعی» نقش غیرقابلانکار و روزافزونی در اطلاعرسانی یافتهاند. شبکههای اجتماعی نظیر یوتیوب، فیسبوک، و … باعث میشود افراد، خود به عنوان رسانهای غیررسمی، عامل نشر اخبار و تصاویر از نقاط مختلف دنیا باشند. بهجرأت میتوان گفت اکنون سرعت انتشار اخبار توسط افراد در شبکههای اجتماعی از رسانههای غول پیکرِ دارای سیستمهای عریض و طویل، بهشدت افزایش یافته است. فارغ از مسألۀ «سرعت» انتشار اخبار و تصاویر، مسألۀ بهشدت مهم دیگری که رخ نمایانده است، این است که افرادی که در شبکههای اجتماعی اقدام به نشر اخبار و تصاویر میکنند، بدون قصد و غرض خاصی، از سیاسی گرفته تا مالی و … اقدام به انجام این امر مینمایند. بهبیان دیگر، نوعی «صداقت ناخودآگاه» در رسانههای غیررسمی (شبکههای اجتماعی) وجود دارد.
مخاطبان با نوعی دوگانگی در رسانه های رسمی و غیرسمی روبه رو هستند
بر این اساس، دو عامل «سرعت» و «صداقت»، برتری رسانههای غیررسمی (شبکههای اجتماعی) بر رسانههای رسمی (چه حکومتی و چه غیرحکومتی) هستند. حال، مسألهای که در اینجا رخ مینماید این است که مخاطبان با نوعی دوگانگی میان آنچه در رسانههای رسمی و آنچه در رسانههای غیررسمی (شبکههای اجتماعی) مشاهده میکنند، روبهرو میشود که این دوگانگی، در درازمدت باعث شده است مخاطبان، اعتماد خود را به رسانههای رسمی بهتدریج از دست داده، و احیاناً اگر مطالب آنها را دنبال کنند، از این خاطر باشد که موضع فلان رسانه یا خبرگزاری را در یک مورد بهخصوص بدانند.
گسترش مخابرات و اینترنت در افغانستان، باعث شده تصاویر تازه و متفاوتی از این کشور برای مخاطبان جهانی عرضه شود
تصویر مخابرهشده از افغانستان، آنچه تا قبل از ایجاد و گسترش رسانههای غیررسمی بوده، و آنچه اکنون و بعد از گسترش شبکههای اجتماعی است، تا حدود زیادی متفاوت از یکدیگر است. بهنظر میآید رسانههای رسمی، اکنون دیگر تنها منبع و مرجع مراجعۀ مخاطب برای کسب اطلاعات نبوده و در مورد افغانستان نیز، گسترش مخابرات و اینترنت در این کشور، باعث شده تصاویر تازه و متفاوتی از این کشور برای مخاطبان جهانی عرضه شود.
شبکههای اجتماعی از مزایای بینظیری برای نشر تصاویر و فیلمها برخوردارند و این باعث میشود که محدود به نشر اخبار و متن نشوند و بهسادگی بتوانند تصاویر و فیلمهای خود را منتشر کنند.
دیگر به افغانستان، به عنوان یک تهدید بالفعل منطقه ای نگاه نمی شود
در باب مزایای اصلاح تصویر بیرونی از افغانستان در اذهان جهانیان توسط رسانهها، اگر خواسته باشیم سخنی گفته باشیم، باید گفت که پر واضح است که نخستین فایده و مزیتی که اصلاح چهرۀ افغانستان برای جهانیان و یا حداقل مردم منطقه دارد، این است که دیگر به افغانستان، به عنوان یک تهدید بالفعل که هر لحظه ممکن است خطراتی از آن، دامنگیرشان شود، نخواهند نگریست.
تغییر چهرۀ افغانستان، نه تنها باعث خواهد شد سرمایهداران افغانستانی اقدام به خروج سرمایۀ خویش از کشور نکرده و باعث بیکاری آن تعداد جوانی که سرشان به کاری گرم شده، نشوند، بلکه امکان این وجود دارد که سرمایهداران دیگری از خارج کشور راغب شوند که سرمایۀ خود را در شرایط بکر و آمادۀ کار افغانستان بهکار اندازند. در درازمدت باعث خواهد شد که افغانستان بتواند از ویژگیهای طبیعی و منابع و مناظر زیبای خود، برای جلب توریست استفاده نماید.
یادداشت از: مهدی عارفی؛ استاد روابط بین الملل دانشگاه ابوریحان- کابل
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
