شفقنا افغانستان- مریم وریج کاظمی، دانش آموخته دکتری جغرافیای سیاسی در یادداشتی که در اختیار شفقنا قرار داد، نوشته است: “مک هول” از ژئوپلیستینهای معاصر و طراح نظریه ژئوپلیتیکی پخش پدیده هاست. او در دهه ۵۰ میلادی عنوان کرد که وقتی شما بخواهید پدیدهای را مانند شایعه یا مد و… را پخش کنید، مکانهای جغرافیایی خاصی برای آن وجود دارد که با کمترین هزینه و حداقل زمان میتوانید آن تئوری را پخش نمایید.
اولین پدیده آزمایشی این نظریه ژئوپلیتیکی ترویج و گسترش (رقص راک اند رول) بود که توسط الویس پریسلی به اجرا درآمد. رییسجمهور وقت ریگان در سال مرگ وی گفت، مرگ او یک فاجعه برای دولت ایالات متحده آمریکاست زیرا او یک تئوری را به اثبات رسانید. بعدها این تئوری در پیاده نمودن اهداف سیاسی ایالات متحده نقش بسیار زیادی را ایفا کرد.
پدیده راک اند رول در کوتاهترین مدت و با کمترین هزینه و با اینکه اکثر خانوادهها و حتی دولتها با اجرای آن موافق نبودند توانست به علت انتخاب درستی که در مکان اجرایی آن صورت گرفته بود به بهترین شکلی جهانشمول شود و هنوز این آهنگ و رقص که مربوط به دهههای ۵۰ و ۶۰ میلادی بوده است، توانسته در قرن بیست و یکم هم به عنوان یک آهنگ پرطرفدار ادامه یابد اما علت مخالفت خانواده و دولتها بهدلیل همزمانی مراسم مذهبی در کلیسا با برنامههای رقص و کنسرت در روز یکشنبه که تعطیل بود، ذکر شده است، حتی کشیشها مخالفت خود را به این موضوع در آن زمان اعلام کرده بودند.
اجرای این تئوری این واقعیت را به اثبات رسانید که سلطهگرایی و پخش پدیدههای ژئوپلیتیکی را میتوان در مقیاس کوچک هم پیاده کرد و نیازی به قلمروهای گسترده جغرافیایی نیست. بعدها ما نمونههای زیادی از این پدیدههای ژئوپلیتیکی را شاهد بودیم که از یک فرد همانند سلمان رشدی با کتاب خود به نام آیات شیطانی شروع شد و چگونه توانست جهان اسلام را به واکنش وا دارد یا نمونه دیگر تخریب مسجد بابری در هندوستان و هم اینک موضوع دولت اسلامی عراق و شامات (داعش) است.
در ظاهر گروه خشونتطلب داعش با بر چسب جنگ و محاربه با کفار در حال مشروعیت بخشدن به اعمال غیرانسانی خود است، در حالیکه با نگاه موشکافه میتوان حدس زد که این گروه با استراتژی خاص و برگرفته از سیاستهای کلان کشورهای قدرتمند صنعتی در حال پیشروی در مناطقی است که از اهمیت استراتژیکی و ژئوپلیتیکی برخوردارند.
چنین سیاستی همانند سیاست کشورهای استعماری در دنیای قدیم است که تنها هدفشان کنترل و سلطه بر سرزمینها و بازارهای مصرف و امنیت برای سرمایه گذاری و دست یافتن به مواد خام متنوع که صنایع این کشورها به آن نیاز دارند، بوده است. داعش و هرنوع تفکر افراط گرایی مذهبی دیگر در اغلب کشورهای جنوب غرب آسیا (منطقه ای که به انبار انرژی جهان معروف است) توانسته باعث هماهنگی و انسجام میان اقتصاد و سیاست برای کشورهای صنعتی شود و تا حد زیادی جلوی ضرر و زیانهای ناشی از رکود اقتصادی را بگیرد.
در آسیای جنوب غربی با توجه به چارچوبهای عقیدتی جمعیتهای متنوع که قادر به تفکیک بین عقایدشان و الزامات اجتماعی نیستند، افراط گرایی اسلامی توانسته با در نوردیدن مرز بین هویت جمعی و تبعیض مذهبی بین فرق گوناگون اسلام مَنشی را ایجاد کند که همجهت و همسو با برنامهریزی اهداف اقتصادی و تجاری قدرتهای صنعتی باشد. کافیست نگاهی به بافت نیروهای داعش بیاندازیم تا متوجه حضور تامل برانگیز و در عین حال نگران کننده گروههای طردشده و ناراضی از نواحی آسیای مرکزی و قفقاز، افغانستان، کشورهای اروپایی آمریکایی و آفریقایی و حتی چین و جنوب شرق آسیا در نواحی به شدت بی ثبات و گرفتار در هرج و مرج مذهبی باشیم که بدون تردید دو تصویر قابل مشاهده است: یک تصویر که نشاندهنده حضور مردمانی ناآگاه و متعصب که خواهان استقرار حکومت اسلامی و بنیادگرا هستند و تصویر دوم که بازگو کننده حضور نامحسوس نخبگان قومی و رهبران مذهبی بومی آغشته به رشوه خواری و رانت طلبی و امتیازخواهیست که منفعت شخصی و قبیلهای را بر استقلال سیاسی – اقتصادی جامعه خود ترجیح میدهند.
با این تفاسیر به نظر میرسد قدرتهای صنعتی با پخش پدیده افراط گرایی- بنیادگرایی اسلامی و نشان دادن چهره هولناک از اسلام و همچنین عقب ماندگی و غیرقابل اعتماد توصیف کردن مردمان در اغلب کشورهای جنوب غرب آسیا، در تلاش به جهت تنشهای مرزی، شکاف قومی و حتی نسل کشی و در نهایت سلطه و کنترل عناصر ژئواکونومیکی یعنی آب و انرژی نفت و گاز چه در منطقه مورد نظر و چه در سطح بینالملل باشند.
انتهای پیام
www.af.shafaqna.com
