شفقنا افغانستان-اشرف غنی رئیس جمهور جدید افغانستان عملاً وظایف خود را به عنوان رئیس جمهور، در دست اجرا گذاشته است. این در حالی است که پس از ماه ها جنجال، بحران و نگرانی، کشور به دو اردوگاه آشتی ناپذیر تقسیم شده و اکنون نزدیک به دوماه از تشکیل دولت می گذرد.
اما آیا اشرف غنی کاملاً درک می کند که چه دولتی برای او به ارث رسیده است؟ این در حالی است که او بخش بیشتری از عمر خود را در خارج از افغانستان صرف کرده و قبل از رئیس جمهور شدن، او دکترای خود را از دانشگاه کلمبیا در رشتهی انسان شناسی گرفته است و پیش از آن نیز استاد دانشگاه جانز هاپکینز بوده و قبل از اینکه به افغانستان بیاید و عملاً وارد سیاست شود، در بانک جهانی کار نموده است. سوال مهم دیگر این است که آیا رئیس جمهور اشرف غنی می داند با چه چالش هایی روبرو است و چگونه می تواند بر این چالش ها و بحران- به منظور آوردن ثبات در افغانستان، غلبه کند؟
اشرف غنی وعده داده است کژی ها و کاستی های حکومت کرزی رئیس جمهور سابق افغانستان را جبران کرده، اصلاحات گستردهای را در تمام زمینه ها به می میان آورد. اما سوال دیگر ایناست که آیا اشرف غنی می تواند تئوری تغییر را در عمل اجرا کند؟ زیرا؛ طوری که مشاهده می کنیم، مردم افغانستان امیدهای شان را از دست داده اند و باورمند نیستند که دولت بتواند در راه تغییر و «بازسازی و بهبودی» و همین طور برای دستیابی به ثبات، گام بردارد.
احتمالاً رئیس جمهور اشرف غنی به این فکر است که شخص او قادر است سنت های قبیله ای را شکستانده و سپس حد اقل،تنش و درگیریها و رویارویی هایی ناشی از اسلامیست های آرتدوکسی (ортодоксальными исламистами) را کاهش دهد. در واقع، بعید است که رئیس جمهور غنی بتواند با گروهها و جریانهای دگم اسلامی که قوانین اسلامی و مذهبی را به نفع خود تعبیر و تفسیر می کنند، به توافق نظر برسد.
پیش از رئیس جمهور اشرف غنی، این واقعیت به اثبات رسیده است که اصلاحات در افغانستان مسئولیت بار، دشوار و با ظرافت های خاصی توأم است؛ زیرا معلوم است که با روحیه و گرایش های مردم افغانستان، هر نوع فشار بالای ملت و مردم، رفتن به ورطه و افتادن در گیرو رویارویی های خونین است.
همهی این واقعیتها،امکان شک و تردید و پرسشها را در پس منظر خروج نیروهای نظامی ایالات متحده آمریکا و ناتو از افغانستان، به وجود می آورد. در اینجا مهم است که آمریکایی ها اشتباهاتی را که در عراق کردند، در افغانستان تکرار نکنند.از همین جاست که رژیم رئیس جمهور اشرف غنی بدون حمایت گستردهی نظامی خارجی ها،نمی تواند بیشتر دوام بیاورد.
از میان همهی چالش های فراروی دولت اشرف غنی، یکی هم می توان به فقدان افرادی به نام متحصص اشاره کرد که بدون تیم متحصص، اصلاحات قطعاً غیر ممکن است. و به این خاطر، به نظر می رسد یکی از اولویت های دولت جدید برای آوردن اصلاحات و موفقیت در انجام برنامه های آینده، عبارت از ایناست که تلاش شود تا افراد و اشخاص تعلیم دیده که در کشورهای غرب به سر می برند، به داخل کشور فراخوانده شده و برای کار آموزش لازم داده شوند. اما رسیدن افغانستان به یک موقعیت عموماً برتر، مستلزم پرداخت تاوان بزرگی است: بدون شک سنت ها الزاماً به سرعت شکسته شود.
میلیاردها دالر به افغانستان «تزریق» شد. مبلغ بیشتر این پول ها صرف آموزش نیروهای پلیس و اردوی ملی افغانستان گردید؛ اما این بدان معنا نیست که دولت جدید قادر خواهد بود از خودش در برابر حملات گروه ها طالبان و شبکه های تروریستی دفاع کند و همین طور نخواهد توانست با پیروی از یک شکلی از دموکراسی، مردم افغانستان را به توسعه مناسب و قابل قبول سوق دهد.
اسلام گراهای افغانی هنوز به دختران افغانستان این اجازه را نمی دهند که تحصیل کنند. زیرا نزدیک ترین فرضیه این است که اسلام گراهای افغانی از توانمند شدن زنان و افراد آموزش دیده، می ترسند. اسلام گراها ضمناً می دانند که با بالا رفتن سطح تحصیلات در میان مردم، قادر به پاسخگویی سوالات نیستند و اینگونه نقش خود را از دست می دهند و خلاصه فکر می کنند که جامعهی با سواد و آموزش دیده را نمی توانند در کنترل خود داشته باشند.
با وجود چنین واقعیت هایی، کنترل و ادارهی افغانستان به این سادگی نخواهد بود. ائتلاف غربی زمان زیادی را صرف کردند، جان سربازان خود و مبالغ هنگفت پول. اما در مقابل هیچ پیشرفتی نداشتند. طالبان به قدرت گذشتهی خود باقی ماندند. در این کشور، قدرت ضعیف و فاسد شد و افغانستان مانند عراق براساس قوم و قبیله تقسیم شد.
ادامه دارد…
منبع اطلاعات روز
انتهای پیام
