شفقنا افغانستان/م.ن
در روزهای اخیر کشور شاهد حوادث و رخدادهای خونین فراوانی بوده که ما حصل آن جان باختن و مجروح شدن دهها تن از هم وطنان عزیزمان می باشد.
از انفجار دهشتناک پکیتکا گرفته تا حملات اخیر کابل و دیروز هم انفجار در میان نمازگزاران جمعه در ننگرهار؛ به راستی چه علتی می توان برای تداوم و افزایش اینگونه حملات مخرب بیان کرد؟ این قصه ی تکراری سالهای فراوان است که گوش مردم را نوازش…. نه…آزار داده است.
آیا واقعا ایدئولوژی و عقیده ی عده ای تندرو تنها عامل انتحار و ریختن خون مردم است؟ یا در پس این ایدئولوژی پروری سیاست و پلانی دیگر در میان است؟
این گفته ها نامعقول نیست؛اینکه بگوییم حتما پلانی مشخص و برنامه ای بلند مدت برای اجرای چنین حملاتی وجود دارد زیرا شرایط خاص امروزی افغانستان به لحاظ سیاسی این احتمال را بسیار افزایش می دهند. عملکرد دستگاههای امنیتی نیز ذهنیت افراد را مشکوک می سازد و آدمی را به تامل وا می دارد که حتما افراد و گروههای متعددی دست به دست هم داده و برای بقای خود و احتمالا دایه های دلسوزتر از مادر خارجی، برنامه افزایش و وجود ناامنی را پیاده سازی می کنند.
چگونه است که اداره امنیت ملی هر روز از خنثی سازی عملیات های بزرگ تروریستی خبر می دهد اما در جای جای افغانستان همواره انفجار و انتحار رخ می دهد؟ آیا معنای متوقف ساختن 97درصد حملات تروریستی در کشور این است؟ پس وای به حال کشور که حاصل خنثی شدن 97درصدی حملات تروریستی روزی یکی دو انفجار در پایتخت و حداقل روزی یک انفجار در ولایات مهم و بزرگ است!!
درباره کابل به عنوان پایتخت و محل تمرکز اکثریت نیروها و دستگاههای امنیتی چه می توان گفت؟ آیا ورود یک عامل انتحاری و گذشتن از موانع بازرسی در قوماندانی امنیه کابل که چندی پیش رخ داد، امری عادی و به فرض،مهارت عامل تروریستی بود؟! این مسئله چه توجیهی میتواند داشته باشد؟
به راستی مردم باید کدام را باور کنند؟ انکارهای مقامات امنیتی درباره عدم نفوذ مخالفین در دستگاههای امنیتی،رد هر گونه پلان و برنامه مشخص برای توجیه حضور نیروهای خارجی، قوت گرفتن طالبان،حضور داعش در افغانستان و ….؟
اما مردم به خوبی یک چیز را باور نموده و درک کرده اند؛ اینکه هر روز دهها هم وطنشان قربانی می شوند و خونشان به زمین ریخته می شود؛ اینکه فرزندانشان تحت عنوان نظامی و سرباز اردوی ملی سربریده می شوند؛اینکه دانشجویان و نخبگان اختطاف می شوند؛اینکه به ناموس افغان هتک حرمت می شود؛اینکه منابع غنی کشور غارت میگردد؛اینکه فقر بیداد می کند؛اینکه کودکان بی سرپرست و یتیم هر روز افزایش می یابد و دهها مورد دردناک و نگران کننده دیگر…….
به راستی افغانستان در کدام مسیر گام نهاده و سرانجام این طی مسیر چه خواهد شد؟ مردم بیگناه و زحمت کش افغانستان تا چه زمان باید در نگرانی و ناراحتی به سر ببرند؟
اینها سئوالات بی پاسخی است که فقط آنان که دست در پشت پرده داشته و از واقعیت آگاهند،میتوانند پاسخ دهند وگرنه در انظار عمومی،در رسانه ها و مصاحبه ها همگی لبخند زنان و با قیافه ای خدمتگزار مردم می فرمایند:ما همان قدر میدانیم که عامه میدانند…..ما جزوی از ملت هستیم….ما هم لندکروز سوار نمیشویم…….ما هم فقط نان و چای میخوریم و……
انتهای پیام
