شفقنا افغانستان- در میان وقایع سالهای اخیر جنبش روشنایی را می توان یکی از قوی ترین جریانات مردمی دانست که با فراز و فرودهای زیادی در دو سال اخیر همراه بوده است.
به گزارش خبرگزاری شفقنا افغانستان، جنبش روشنایی زمانی آغاز شد که حکومت وحدت ملی طرح توتاپ که مسیر عبور لین انتقال برق از مناطق مرکزی بود را به شکل ناعادلانه ای تغییر داد.
علی واعظی، استاد دانشگاه کابل درباره جنبش روشنایی نوشته است : دیدگاه های نخبه گرایانه به کنش های جمعی انسان ها تقلیل گرایانه، همراه با سوء ظن و تحقیرآمیز است. نگاه نخبه گرایانه چون معطوف به این پیش فرض است که توده های مردم عادی فاقد توان اندیشیدن و قوه تمیز و در نهایت فاقد “صدا” و “عاملیت” هستند، لذا کنش ها و اقدامات جمعی آنان را با استفاده از توصیفات”ناتوانی در تشخیص مسائل”، “عدم درک و اراده تغییر وضعیت”، “حرکت کور بی نتیجه” و “حضور دست های پنهان پشت پرده” بیان می کنند و بدین گونه صورت مساله را پاک می نمایند.
چنین نگرشی در قضیه جنبش روشنایی، استدلال نخ نما و کلیشه رایجی بود که از زبان هیات حاکمه، سیاستمداران و عَمَله قدرت و پادوهای فرهنگی که رسانه ها را در اختیار داشتند، به کرات شنیده می شد.
در مورد ماهیت و خاستگاه جنبش روشنایی، کمتر تحلیلِ روشمندِ مبتنی بر نگاه از متن جامعه و جدی گرفتن صدا و عاملیت توده هایی که به دنبال مطالبات خود بودند، صورت گرفته است. جای یک تحقیق اینچنینی درباره این رخداد که از منظر مطالبات کنشگران و حامیان آنها به موضوع بنگرد، همچنان خالی است.
در مورد جنبش روشنایی می توان از منظر نگرشِ خود کنشگران و مطالبات شان نگریست. در این نگرش ما نه به دنبال یافتن شواهد در گفتار ها و بازی های سیاستگران حرفه ای، رسانه ها و جریان های سیاسی سنتی برای اثبات حقانیت یا نفی مطالبات، بلکه به دنبال بازیابی صدا و عاملیت خودِ کنشگران در پیگیری شعارها و خواسته های شان هستیم.
جنبش روشنایی (1395) عریان ترین شکل خیابانی کردن سیاست به دست حاشیه ای ترین و مطرودترین گروه های اجتماعی بود که با گذر از فُرم های سیاست ورزی سنتیِ نخبه گرایانه متکی بر سنت مسلط جهادی-پدرسالارانه، مطالبات خود را بدون میانجی با صدای خود فریاد زدند.
جنبش روشنایی و پیشتر از آن، دادخواهی برای تبسم، ناب ترین عرصه سیاست ورزی با عاملیت فرودستان مطرود و تحقیر شده ای بود که در طول سالیان، هیچ گاه صدایشان شنیده نشده و عاملیت شان جدی گرفته نشده بود.
اگر قرار باشد روزی در مورد جنبش روشنایی، تاریخنگاری شود، مبتنی بر الگوی “تاریخ اجتماعی” یا “تاریخ نگاری از پایین” باید باشد تا از خلال گرد و غبار دروغ و تحریف، صدای سرکوب شده فراموش شدگان و مغضوبان-زنان، دانشجویان و کارگران- را برجسته سازد.

