زمان انتشار : 6 ژانویه ,2020 | ساعت : 14:46 | کد خبر : 358745 | چاپ

هشتاد و نهمین سال درگذشت کاتب هزاره؛ پدر تاریخ‌نویسی افغانستان

شفقناافغانستان-روز ۱۶ جدی، برابر است با هشتاد و نهمین سال درگذشت علامه فیض محمد کاتب هزاره، مورخ نامدار افغانستان که بسیاری او را پدر تاریخ‌نویسی افغانستان و بیهقی ثانی لقب داده اند.
کاتب شخصیت چند بعدی دارد و علاوه بر تاریخ‌نگاری، از او می‌توان به عنوان یک سیاستمدار، روحانی، خطاط و روشنفکر مشروطه‌خواه نیز یاد کرد.
اما آثار کاتب چنان معتبر است که بعد تاریخ‌نگاری او بر دیگر ابعاد شخصیتی‌اش سایه افگنده است. در این نوشته، به‌رسم یادوبود، مرور کوتاهی می‌کنیم بر زندگی و آثار این مرد بلندهمت روزگار.

کودکی و نوجوانی
علامه فیض محمد کاتب در ۱۶ رمضان ۱۲۷۹ هجری قمری در روستای زردسنگ از توابع ولسوالی قره‌باغ ولایت غزنی به‌دنیا آمد. نام پدرش سعید محمد (مشهور به وکیل سعید محمد) بود. کاتب هژده ساله بود که جنگ سخت قومی و فرقه‌ای سبب شد که هزاره‌ها و از جمله طایفه‌‌ی محمد خواجه که پدر کاتب رییس آن بود، به ناهور کوچ کنند. کاتب جریان این جنگ را در جلد دوم تحفه الحبیب آورده است.

تحصیلات
کاتب تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش انجام داد و سپس به قندهار، لاهور، کابل و نجف رفته و حکمت، لغت، نجوم و ریاضیات را آموخت. در برخی از منابع از سفر تحصیلی او به ایران نیز یاد شده است.
او هم‌چنان زبان‌های پشتو، اردو، انگلیسی و عربی را فرا گرفت. از استادان کاتب نام و اطلاعی در دست نیست. به باور حاج کاظم یزدانی، پژوهشگر تاریخ، کاتب بیشتر به خاطر استعداد طبیعی‌اش کسب دانش کرده است. از گفته‌های یزدانی چنین بر می‌آید که کاتب یک دانشمند خودساخته است.
کاتب در سراج التواریخ تنها از ملا سرور اسحاق‌زی یاد کرده است که از او تحریر اقلیدس، خلاصه الحساب و شرح چغمنی را فراگرفته است. آشنایی کاتب با دربار و عضویت در دارالانشا هم از طریق همین استادش صورت گرفته است.

کاتب و دربار
کاتب در دوره‌ی عبدالرحمان خان و پسرش حبیب الله خان به عنوان نویسنده‌ی فرمان‌ها و نامه‌های دولتی کار کرده است. حبیب الله خان با شناختی که از توانایی کاتب در تاریخ‌نگاری حاصل کرده بود به او اجازه داد تا کتابی در مورد تاریخ افغانستان از دوره احمد شاه ابدالی تا دوره حکومت خودش بنویسد.
از این رو همه اسناد و مدارک دولتی، نامه‌ها، فرمان‌ها و گزارش‌های روزمره و همه‌ی نوشته‌های موجود را در اختیار او گذاشت. کاتب کتاب‌های تحفه الحبیب و سراج التواریخ را در همین زمان نوشت.

مشروطه‌خواهی و فعالیت‌‌ سیاسی
همان‌طور که در بالا ذکر شد، کاتب تنها یک مورخ نبوده است. اما اهمیت آثار او سبب شده است که بعد تاریخ‌‌نگاری شخصیت او برجسته شود و درباره دیگر ابعاد شخصیتی‌اش کمتر پرداخته شود.
در این میان فعالیت سیاسی کاتب موضوعیست که کمتر مورد توجه قرار گرفته است؛ از جمله نقش او در جنبش مشروطیت اول کاتب یکی از پیشگامان این جنبش بوده است. این جنبش متشکل از عده‌ای از روحانیون و روشنفکرانی بوده که به‌منظور تغییر رژیم و به‌میان آمدن دموکراسی و آزادی در کشور به‌صورت سری فعالیت می‌کرده‌اند.
عبدالحی حبیبی در کتاب «جنبش مشروطیت در افغانستان» می‌نویسد: «مؤلف سراج التواریخ که نویسنده فاضل و ادیب روشنفکر و از جمله مشروط خواهان اول بود و در «شیرپور» محبوس گردید اما به سبب این که امیر حبیب الله او را از دوران شهزادگی می‌شناخت و در نگارش سراج خدمت می‌کرد بعد از مدت کمی رها شد».
کاتب در اوایل حکومت امان الله خان منشی هیئت متشکل از مولوی آخوندزاده قندهاری و بدری بیگ را عهده‌دار شد. این هیئت وظیفه داشتند تا قوانین کشور را بر اساس موازین شرعی تنظیم کنند.
وی که اثر «اتحاد نظر مجتهدین و فقرات شرعیه» را نوشته بود فتوا به لغو نظام بردگی در افغانستان دادند و با تأیید امان‌الله خان بسیاری از اسیران هزاره، بدخشانی و نورستانی از بردگی نجات یافتند.
هم‌چنان کاتب یکی از اعضای لویه‌جرگه پغمان بوده و در آن خواستار رسمیت مذهب تشیع گردیده اما با واکنش منفی مواجه شده و حتی توسط عده‌ای از ملاهای افراطی لت‌وکوب گردیده است. از این معلوم می‌شود که کاتب اندیشه‌ی مبارزاتی و آزادی‌خواهانه داشته است و یک نویسنده‌ی متعهد بود.
آن‌طور که غلام محمد غبار اورا برخاسته از میان مردم و بازگوینده رنج ها و آلام مردم می‌دانست.

وفات
کاتب در ۱۶ جدی ۱۳۰۹ در کابل وفات نمود. باور اغلب این است که او در نتیجه ضرب و شتم حمیدالله برادر حبیب الله کلکانی بیمار شد و در نتیجه‌ی آن درگذشت.
غلام محمد غبار در صفحه ۸۳۰ کتاب «افغانستان در مسیر تاریخ» می‌نویسد: «حکومت بچه سقو هیأتی به هزاره جات فرستاد که مرکب بود از ملا فیض محمد مورخ، محمد عظیم کوهستانی، میر‌آقا مجتهد و خلیفه غلام حسن خان، مدافع اونی میر فتح خان اینها را محبوساً از کوتل اونی به نزد محمد امین خان (برادر امان الله) فرستاد و مردم دعوت هیأت مذکور را رد نمود، خودشان را از راه وردک به کابل رجعت دادند.
در نتیجه همین رفت و آمد هیأت بود که بچه سقو به ملا نویسنده سراج مشتبه گردید و او را چوب بسیار زد، وی مریض شد، برای معالجه به ایران رفت و از ایران برگشت، از دنیا رفت».

آثار
کاتب نیم قرن از عمرش را در خدمت به فرهنگ این سرزمین سپری کرده‌است. استعداد و دانش کاتب و مهارتش در نویسندگی و به‌خصوص تاریخ‌نگاری و هم‌چنان دست‌رسی اش به منابع دسته‌اول و آرشیف اسناد دولتی سبب شده که آثار ارزشمندی از خود به‌جا بگذارد. آثار او راه تاریخ‌نگاران بعدی را باز کرده و به آنها بهره داده است.
بسیاری از آگاهان عرصه‌ی تاریخ، آثار کاتب و به‌خصوص سراج التواریخ را مستندترین و مهم‌ترین کتاب در مورد تاریخ افغانستان می‌دانند.
صدیق فرهنگ در مورد کاتب می‌گوید: «مورخ و محقق و دانشمند فیض محمد هزاره مولف سراج التواریخ نه تنها معلومات جامع و کاملی را در مورد دوره سلطنت سدوزایی و محمدزایی برای بار اول در یک تألیف نفیس جمع‌آوری نموده بلکه سعی ورزیده است تا در زیر پرده عبارات تعارفی که گریز از آن در شرایط آن عصر خارج از امکان بود یک سلسه حقایق را در مورد نواقص اداره و بیدادگری زمامداران به‌گونه مفصل و مستند ثبت تاریخ کند.»
آثار دیگر کاتب عبارتند از: تحفه الحبیب، تذکره الانقلاب،‌ نژادنامه افغان،‌ تاریخ عصر امانیه، فقرات شرعیه، فیضی از فیوضات، تاریخ حکمای متقدمین، امان الانشاء، وقایع دارالسلطنه، هزارجات و ترکستان، زمامداری و سیاست کشورداری، استقلال افغانستان .

انتهای پیام

af.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | فیسبوک | تلگرام