
حجت الاسلام والمسلمین نقویان به مناسبت حلول ماه مبارک رمضان در یادداشتی که در اختیار شفقنا قرار داده، آورده است:
در خطبه معروف پیامبر اکرم(ص) که در آخر ماه شعبان ایراد فرمودند، آمده است:«ایّها الناس، قد اقبل الیکم شهرالله؛ ماه خداوند به سوی شما می آید.»
این سخن یادآور بیت مولاناست:
رویم و خانه بگیریم پهلوی دریا ** که داد اوست جواهر که خوی اوست سخا
از خطبه پیامبر اکرم(ص) استفاده می شود: همه ماه ها، ماه خدا و همه زمین ها، زمین خداست. پس همان اندازه که مکه برای اوست، لاس وگاس برای خداست البته برخی ازمنه مقدس تر است مانند مکّه که خداوند به آن قسم می خورد چون پیامبر در آن شهر بود و وقتی از مکه رفت، تمام برکت ها را هم با خود بُرد بنابراین فرقی نمی کند ما کجا باشیم، اگر ضرورت، اجبار و وظیفه ای ما را به هر کجا کشاند همان جا خانه دوست می شود و همان جا می توانیم بنده خوبی باشیم و اگر بنده خوبی نباشیم در مکّه و کربلا و مدینه هم باشیم، فایده ای ندارد.
مگر ابوسفیان مکه نبود؟ مگر برخی دشمنان پیامبر در مدینه نبودند؟ به همین جهت، «شهرالله» یک ویژگی دارد و به این ماه شرافت می دهد به شرط اینکه ما هم بتوانیم کسب شرافت کنیم و از این ماه، استفاده های خوب ببریم البته با سه ویژگی بالبرکت والرحمه و المغفره.
مقصود از «برکت» در این ماه یعنی ازدیاد معنوی که مقابل زیادت مادی است. برکت جایی است که خیر فراوان از مال و قدرت و شهرت و انسان و کتاب و مکتبی صادر می شود؛ گاهی یک نهال و درخت کوچک در جایی است اما پر از میوه است و چندصد کیلو می توان از آن چید اما گاهی درخت بزرگی است ولی کم بار است. این درخت کوچک برکت دارد اما آن درخت بزرگ، برکت ندارد.
برخی عمرها هم کوتاه اما بابرکت و پرخیر است یعنی انسانی که همه از او استفاده می کردند، از آن سو، برخی ۱۲۰ سال عمر می کنند اما برکتی ندارد لذا وقتی از خداوند طول عمر می کنید، عمق عمر را هم بخواهید.
ماه رمضان، ماه با برکتی است و آمده ما را از آلودگی ها پاک کند و به عمر ما زیادتی و اضافه معنوی دهد مانند وقتی که انسان به دریا می رود تا پاک شود به همین جهت برکت در عبارات بعدی پیامبر معلوم است که فرمود: ماهی است که نفس کشیدن های شما هم ثواب تسبیح و اجر دارد چون نفس عمل غیراختیاری است که به آن پاداش تعلق نمی گیرد اما خداوند در ماه رمضان به نفس کشیدن بندگان مومن خود اجر و پاداش می دهد حتی به خواب مومن در این ماه هم پاداش می دهد. خیلی عجیب است که این چه ماهی است که لحظه لحظه آن، وقت خوش است و یکسره، سلام و آشتی و برکت و رحمت است تا ماه شوال.
جمله دومی که پیامبر فرمود: «بالرحمه»؛ رحمت یعنی مهربانی ویژه خداوند، انسان گاهی با یک فردی خوب است اما مهربانی مخصوصی ندارد اما وقتی کسی را واقعا دوست دارید، مهربانی به خصوصی به او دارید. امام علی(ع) به مالک فرمود: تو به شرطی می توانی در مصر حاکم و رئیس شوی که دلت مملو از رحمت مردم باشد. اگر کسی خواست حاکم بر مردم شوی، مهمترین صفت حکومت ها در تعالیم اسلامی «عدالت» است، اما امام علی(ع) عادل بودن را کافی نمی داند بلکه عدالت باید منعطف به رحمت و محبت مردم باشد. و چقدر سخت است که انسان، همانقدر که فرزند و عزیزانش را دوست دارد، مردمش را هم دوست داشته باشد، مردمی که بر آنها حکومت می کند و همان چیزی که برای خود می خواهد برای مردم بخواهد و آنچه برای خود نمی خواهد برای مردم هم نخواهد. اما خداوند در این ماه رحمت را شامل حال همه موجودات می کند و این نشانه عظمت خداست که نام خود را با رحمت شروع کرده است. خداوند هزاران نام دارد، قدرت، ثروت، دانش و… اما آن چیزی که می خواهد به رخ بکشد، مهربانی و رحمت با همه بندگان است چه مومن و گنهکار و چه کسی که با خدا قهر است.
پس رحمت خداوند، مهربانی خاص اوست که در این ماه، شامل حال کسانی می شود که آنها خود را در دریای رحمت غرق کرده و غوطه می خورند و خوشا بحال کسانی که خود را در این ماه بر رحمت پروردگار عرضه می کنند.
ویژگی سوم، «مغفرت» است؛ بخشش های ویژه است، کسی که مورد عفو خداوند قرار می گیرد. خداوند یک عفو و بخششی را این ماه شامل حال بندگان گنهکار خود می کند و همه را می بخشد. در دعاهای روز عید فطر، صحبت از گناه و بخشیدن و توبه نیست بلکه صحبت از پاداش است لذا روز عید فطر برای بندگان خاص، روز جایزه خداست لذا چنین اتفاقی برای ما درحال وقوع است و اگر این ماه، ماه رحمت است چون خداوند جلو آمده است و از طرف دیگر، اتفاق دیگری در این ماه در حال وقوع است و اینکه از زندگی یکنواخت خسته شدیم.
غرب را ببینید، هر روز در ورزش، هیجانات جدیدی خلق می کنند یا در فیلم ها، اتفاقات عجیب و غریبی رقم می زنند و از این طریق، شوکی به زندگی آدم ها وارد می کنند تا آنها را از یکنواختی بیرون بیاورند چون یکنواختی مشکل بزرگی است. علت اینکه در غرب، خودکشی فراوان است چون از یکنواختی خسته می شوند و زندگی برای آنها مانند دیگی است که از قسمت های مختلف آن با ملاقه خورده اند و هیجانات مختلفی را تجربه کردند وقتی خسته می شوند می بینند دیگر هیچ چیزی نیست لذا وقتی به بن بستی می رسند، به دلیل نبودن رابطه با آسمان دست به خودکشی می زنند.
خداوندی که بی نهایت است، بی نهایت جلوه دارد و یکی از تجلیّات او، ماه مبارک رمضان است. زندگی آدم ها را از یکنواختی در این ماه در می آورد و تغییراتی در تغذیه و ارتباطات و نیایش های ما ایجاد کرده است. این به هم ریختگی سیستم های مادی و عادی زندگی، در جای خود نوعی هیجان است علاوه بر اینکه در موقع افطار هیجان معنوی ایجاد می کند که در روایت داریم روزه دار، دو عید دارد، یک عید لحظه افطار است و دوم شب های قدر که نکاتی را عرض می کنیم. این است که ماه رمضان، مانند قلبی که از کار می افتد، به آن شوک وارد می کنند که دوباره برمی گردد و زنده می شود، ماه رمضان، ماه زنده کردن جان های مرده است چون جان های ماه در آن یازده ماه به سمت احتضار می رود و ماه رمضان، خون تازه ای در رگهای مومنین می دمد و به انسان ها، حیات نو می دهد و در حقیقت، بهار است که با نسیم خود، جان ها را شاداب و زنده می کند. واقعا اینکه گفته اند، ماه رمضان، ربیع القلوب است و دلها را زنده می کند به دلیل آثار و برکات این ماه است که وقتی می آید، هرکسی به اندازه توان خود از آن استفاده می کند همانگونه که وقتی کسی کنار دریا می رود به شیوه خود از ساحل و این دریا استفاده می کند و لذت می برد. ماه رمضان واقعا دریای رحمت الهی است و خوش بحال کسی که از این دریا استفاده کرده و از همه برکات آن بهره ببرد.
به قول مولانا:
آمد شهر صیام سنجق سلطان رسید ** دست بدار از طعام مایده جان رسید
جان ز قطیعت برست دست طبیعت ببست ** قلب ضلالت شکست لشکر ایمان رسید
روزه چو قربان ماست زندگی جان ماست ** تن همه قربان کنیم جان چو به مهمان رسید
تن ما زمینی است و میل های طبیعی دارد، اما جان ما میل آسمان دارد و می خواهد بالا برود. چون در آن ۱۱ ماه، تن ما فربه شده است خداوند می خواهد جان ما را صیقلی کند و تن ما را به قربانگاه برده تا جان ما از زیر آوار فشار این تن نجات پیدا کند و اگر جان انسان، چالاک نشده باشد، کم می آورد مانند پرنده ای که عمری در قفس است و وقتی در قفس را باز می کنند به جای آنکه بال و پر بزند، از آنجا می افتد.
انشاء الله در این ماه رمضان، خداوند، بال و پری به بندگانش بدهد که بال و پر بریده نشوند و بتوانیم بنزین معنوی در باک جان خود بزنیم که دیگر کم نیاوریم و از این بنزین معنوی خداوند استفاده کنیم.
