خبرگزاری شیعیان افغانستان(شفقنا افغانستان)
مفهوم لغوی عبادت و شرک، دلیل وهابیون در ردّ توسل و نقد آن ونیز مصادیق و موارد توسل، موضوعاتی است که در شماره های قبل بدان ها اشاره شد.
در ادامه ی بحث، به بررسی سایر اقسام توسل می پردازیم:
قسم سوم: خطاب به اولیا و درخواست دعا از آنان ، در زمان حیاتشان.
قسم چهارم: خطاب به انبیا و اولیای الهی و درخواست دعا از ایشان پس از فوت آنان.
قسم پنجم و ششم: توسل به انبیا و اولیا در زمان حیات و مماتشان به منظور برآورده شدن حاجات با اعتقاد به استقلال آنان در این رابطه؛ که این قسم، شرک به خداوند محسوب می شود.
قسم هفتم: توسل به اولیای خداوند در زمان حیاتشان ، با اعتقاد به اینکه آنان در افعال خود استقلالی ندارند و هر آنچه از ایشان صادر می گردد، به اذن ذات اقدس الله است.
قسم هشتم: توسل به اولیای الهی بعد از مرگشان با اعتقاد به عدم استقلال آنان.
اینک ادامه ی بحث:
قسم سوم از توسل :
در صحت این نوع از توسل اختلافی وجود ندارد و وهابیون نیز بدان قایلند؛ چه اینکه آیات قرآن کریم و روایات ائمه اطهار ( علیهم السلام ) نیز گواه این مطلب است:
الف ـ قوله تعالی: ﴿ وَ لَو أنَهُم إذ ظَلمُوا أنفُسَهُم جاؤکَ فاستغفروا اللهَ وَاستغفرَ لَهُمُ الرَّسولُ لَوَجَدوا اللهَ تواباً رَحیماً ﴾[1]
« و اگر آنان وقتی به خود ستم کرده بودند، پیش تو می آمدند و از خدا آمرزش می خواستند و پیامبر(نیز) برای آنان طلب آمرزش می کرد، قطعاً خدا را توبه پذیر مهربان می یافتند»
ب ـ قوله تعالی: ﴿ قالوا یأبانا استغفرلنا ذنوبَنا إنّا کُنّا خاطئین * قالَ سَوفَ أستغفِرُ لکُم ربّی إنَّه هُوَالغفورُالرَّحیمُ ﴾[2]
« گفتند: پدر! از خدا آمرزش گناهان ما را بخواه که ما خطاکار بودیم. گفت: به زودی برای شما از پروردگارم آمرزش می طلبم که او آمرزنده مهربان است»
ج ـ عَن أنسِ رَضیَ اللهُ عَنهُ، قالَ : قالَت أُمّ سلیم اُمّی: یا رَسولَ اللهِ خادِمُکَ أنَس، اُدعُ اللهَ لَه، قالَ: اَللّهمَ أکثِر مالَه وَ وَلدَهَ وَ بارِک فیما أعطَیتهُ.[3]
انس از مادر خود ام سلیم نقل می کند که گفت: ای رسول، خدا انس خادم توست، برای او دعا فرما! حضرت فرمود: پروردگارا مال و فرزند او را زیاد گردان و در آنچه به او عطا نموده ای، برکت قرار ده.
قسم چهارم از توسل :
صحت این قسم از توسل منوط به اثبات امور چهار گانه ذیل است:
1- امكان عقلی حیات انبیا بعد از فوت آنان
2- اثبات عقلی یا نقلی حیات آنان پس از مرگ
3- امكان عقلی ارتباط و توجه ارواح به این دنیا
4- اثبات عقلی یا نقلی این ارتباط
امر اول :
امكان حیات ارواح، امری است مورد اتفاق همگان که اقامه ی دلیلی بر ردّ آن ممکن نمی باشد.
امر دوم :
به دلیل آنكه ادله نقلی برای اثبات این امر كافی به نظر می رسند، از ذكر استدلالات عقلی علما در این باره چشم پوشی كرده و به بیان نمونه هایی از شواهد قرآنی و روایی بسنده می كنیم.
آیات مربوطه :
الف) قوله تعالی: ﴿ اللهُ یَتَوَفَّی الاَنفُسَ حینَ مَوتِها وَ الَّتی لَم تَمُت فی مَنامِها فَیُمسِکُ الَّتی قَضی عَلَیهَا المَوتُ وَ یُرسِلُ الاُخری اِلی اَجَلٍ مُسَمًّی إِنَّ فی ذلِکَ لایاتٍ لِقَومٍ یَتَفَکَّروُنَ﴾[4]
« خداست كه جانها را هنگام مرگ می گیرد و آنكه نمرده در خوابش، پس جان آن كسی كه حكم مرگش را داده نگاه می دارد و آن دیگری را به وقت معین می نهد. بی گمان در آن، آیاتی است برای مردمی كه می اندیشند. »
ب) قوله تعالی: ﴿ حَتّی إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ المَوتُ قالَ رَبِّ ارجِعوُنِ * لَعَلّی أَعمَلُ صالِحاً فیما تَرَکتُ کَلاّ إِنَّها کَلِمَـه هُوَ قائِلُها وَ مِن وَرائِهِم بـَرزَخٌ إِلی یَومِ یُبعَثوُنَ ﴾[5]
« آنگاه كه مرگ یكی از ایشان فرا رسد، گوید پروردگارا! مرا باز گردانید، تا شاید در آنچه وا نهاده ام عملی صالح به جای آرم، نه، چنین نیست، این سخنی است كه او گوینده ی آن است و فرا رویشان برزخی است تا روزی كه بر انگیخته شوند.»
وجه استدلال :
آیات مذكور، ظهور دارند كه ارواح به هنگام مرگ، همان طور كه بوده اند، گرفته شده و در نشئه ی دیگر قرار خواهند گرفت و لذا پس از مرگ دارای حیاتند.
ج) قوله تعالی: ﴿ وَلا تَقوُلوُا لِمَن یُقتَلُ فی سَبیلِ اللهِ اَمواتٌ بَل اَحیاءٌ وَلکِن لا تَشعُروُنَ ﴾[6]
« و كسانی را كه در راه خـدا كشته می شوند، مرده نخوانیـد، بلكه زنده اند ولی شما نمی فهمید. »
د) قوله تعالی: ﴿ وَلا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوُا فی سَبیلِ اللهِ اَمواتا بَل أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقوُنَ ﴾[7]
« هرگز كسانی را كه در راه خدا كشته شده اند، مرده مپندار، بلكه كه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی داده می شوند. »
وجه استدلال :
آیات فوق در رابطه با مبحث مورد نظر ظهور دارند و وجه استدلال آنها روشن است. نكته ی قابل توجه این است كه حیات مذكور در این آیات تنها به شهیدان اختصاص ندارد بلكه انبیا، اولیا، علما و غیره نیز از این حیات برخوردارند. و ذكر شهید تنها به جهت عنایت خاص به اوست.
هـ) قوله تعالی: ﴿ اَلنّارُ یُعرَضوُنَ عَلَیها غُدُوّاً وَ عَشِیّاً وَ یَومَ تَقومُ السّاعَه اَدخِلوُا الَ فِرعَونَ اَشَدَّ العَذابِ ﴾[8]
« (اینك هر) صبح و شام بر آتش عرضه می شوند، و روزی كه رستاخیز برپا شود ( فریاد می رسد كه: ) فرعونیان را در سخت ترین ( انواع ) عذاب در آورید .»
وجه استدلال :
آیه ی مذكور در صدد بیان این نكته است كه آل فرعون پس از مرگ و قبل از فرارسیدن قیامت، صبح و شام در عذاب به سر می-برند و روشن است كه وجود عذاب، فرع مسئله حیات است.
احادیث مربوطه :
شواهد روایی در این زمینه بسیار است، ولی چون وهابیون مسئله حیات و ارواح پس از مرگ را پذیرفته اند و ذكر ادله ی نقلیه ی امر چهارم ـ یعنی ارتباط ارواح با این عالم ـ ما را از اثبات امر دوّم نیز بی نیاز می كند، از نقل این احادیث صرف نظر می كنیم.
امر سوّم :
از آن جا كه به لحاظ عقلی، دلیلی بر محال بودن ارتباط ارواح و توجه آنها به این عالم، وجود ندارد، فلذا این امر، ثابت و بدون اشكال است. و اما آنچه كه بحث پیرامون آن مهّم به نظر می رسد و محل اشكال وهابیت نیز می باشد، امر چهارم است.
امر چهارم :
در كتب فریقین، روایات فراوانی وجود دارد كه نشان دهنده ی ارتباط ارواح با این عالم می باشد.
الف ـ « اخبار عامّه »
1) عَن قُتادَه، قالَ ذَكَر لَنا اَنس بنِ مالِك عن أَبی طَلحَه أَنَّ نَبی الله صلّی الله علیه و سَلَّم أَمر یومَ بَدر بِأَربعَه و عِشرینَ رَجُلاً مِن صَنادید قُرَیش فَقُذِفُوا فی طَوی من أَطواءِ بَدر خَبیثٍ مُخبِثٍ و كانَ اِذ ظَهَرَ عَلی قَومٍ أقامَ بِالعَرصَه ثَلاثَ لَیالٍ فَلمّا كانَ بِبَدرٍ الیومِ الثالِثَ أمرَ بِراحِلَتِهِ فَشَدّ علَیها رَحلها ثمَّ مَشی واتَّبَعَهُ أصحابُهُ و قالُوا ما نُری ینطَلق إلاّ لِبَعضِ حاجتِهِ حتَّی قامَ علی شَفَه الرَّكی (البئر) فَجَعَلَ ینادیهِم بِأسمائِهِم و أسماءِ آبائِهِم یا فُلان و یا فُلان بن فُلان اَیسرُّكُم أنَّكُم أطَعتُمُ الله وَ رَسُولَهُ فَإِنّا قَد وَجَدنا ما وَعَدَنا رَبُّنا حقّاً فَهَل وَجَدتُم ما وَعَدَ رَبُّكُم حَقّاً قالَ فَقالَ عُمَر : یا رَسُولَ اللهِ ما تُكَلِّم مِن أَجسادٍ لا أَرواحَ لَها فَقالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیه وَ سَلَّم وَ الَّذی نَفسُ محمّدٍ بِیدِهِ ما أنتُم بِأََسمَع لِما أقُولُ مِنهُم.[9]
« قتاده از انس بن مالك و او از ابو طلحه نقل می كند كه: رسول خدا صلی الله علیه و سلم در روز بدر دستور داد 24 تن از بزرگان قریش را با ذلت و خاری در چاهی از چاه های بدر بیفكنند و چون بر گروهی غالب می شد، 3 شب در میدانگاه توقف كرده ودر روز سوم دستور می داد كاروان حركت كند، پس حضرت بار خود را بسته و به راه افتاد و اصحاب نیز به دنبال آن حضرت به راه افتادند و گفتند: هرگاه پیامبر صلی الله علیه و سلم برای حاجت خود می رفت بر لب چاه می ایستاد و شروع می كرد به صدا زدن مردگان با نام های خود و اسامی پدرانشان كه ای فلان بن فلان و ای فلان بن فلان، آیا نافرمانی خدا و رسول او شادمانتان ساخت؟ به راستی كه ما یافتیم آنچه را كه پروردگارمان به حق به ما وعده داده بود، آیا شما نیز آنچه را كه پروردگارتان به حق وعده كرده بود، یافتید؟ پس عمر گفت: ای رسول خدا! اجسادی كه فاقد روحند توان سخن گفتن ندارند. حضرت فرمود: قسم به آنكه جان محمد در دست اوست، آنچه را كه ایشان در جواب سخنان من می گویند شما نمی شنوید. »
2) عَن انس رَضِی اللهُ عَنهُ عَنِ النَبِی صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ سَلَّم قال العَبدُ إذا وُضِعَ فی قَبرِهِ وَتَوَلَّی وَ ذَهَبَ أصحابُهُ حتّی إنَّه لَیسمَعُ قَرعَ نِعالِهِم أتاهُ مَلَكان.[10]
انس از پیامبر صلی الله علیه و سلم نقل می كند كه فرمود: زمانی كه بنده در قبر خود نهاده شود یاران او پشت كرده و بروند و او صدای گام هایشان را بشنود، پس از آن است كه دو ملك نزد او می آیند.
3) عَن سَعید المقبری عَن أِبیه أنَّه سَمِعَ أبا سَعیدٍ الخَدرِی رَضِی الله عَنهُ، أَنَّ رَسُولَ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ سَلَّم قالَ : إذا وُضِعَتِ الجِنازَه وَاحتَمَلَهَا الرِّجالُ عَلی اَعناقِهِم، فَإن كانَت صالِحَه قالَت : قَدِّمُونی و إن كانَت غَیرَ صالِحَه قالَت: یا وَیلَها أَینَ یذهَبُونَ بِها یسمَعُ صَوتَها كُلُّ شَیءٍ إلّا الإنسانَ وَ لَو سَمِعَه لَصَعِقَ.[11]
سعید مقبری از پدرش و او از ابو سعید قدری نقل می كند كه رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرمود: آنگاه كه جسد میت را در تابوت گذارده و مردان، آن را بر دوش خود حمل كنند، اگر زن نیكوكاری باشد، گوید: زود تر مرا ببرید و اگر نیكوكار نباشد، گوید: ای وای، آن را كجا می برند؟ همه چیز جز انسان صدای او را می شنود و اگر آدمی صدایش را بشنود قطعاً بیهوش خواهد شد.
4) أَنّ اِبنَ عُمَر رَضِی اللهُ عَنهُما أخبَرَهُ قال : إطَّلَعَ النَّبِی صلّی اللهُ عَلَیهِ وَ سَلَّم عَلَی أَهلِ القَلیبِ فَقالَ وَجَدتُم ما وَعَدَ رَبُّكُم فَقیلَ لَهُ أَتَدعُوا اَمواتاً قالَ ما أَنتُم بأسمَع مِنهُمُ وَ لكِن لا یجیبُونَ.[12]
« از ابن عمر روایت شده كه گفت: زمانی كه پیامبر صلی الله علیه و سلم مطلع شد كه عده ای را در چاه دفن كرده اند، خطاب بهآنان فرمود: آیا آنچه را كه پروردگارتان به شما وعده داده بود، یافتید؟ به حضرت عرض كردند: آیا با مردگان سخن می گویی؟ فرمود: آنچه را كه من از آنان می شنوم شما نمی شنوید و لیكن آنها نیز پاسخ شما را نمی دهند»
5) عَن عَبدِالله بنِ عُمَر قالَ : اِشتَكَی سَعدُ بنُ عُباده شَكوی لَهُ فَأتاهُ النَّبِی صلّی اللهُ عَلَیهِ وَ سَلَّم یعُودُهُ مَعَ عَبدِ الرَّحمنِ بنِ عَوفٍ وَسعدِ بنِ أبی وَقّاص وَ عَبدِ اللهِ بنِ مَسعُود رَضِی اللهُ عَنهُم فَلَمّا دَخَلَ عَلَیهِ فَوَجَدَهُ فی غاشِیه أهلِهِ فَقالَ قَد قَضی قالُوا لا یا رَسُول اللهِ فَلَمّا بَكی النَّبی صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ سَلَّم بَكَوا فَقالَ أَلا تَسمَعُونَ إنَّ اللهَ لا یعَذِّبُ بِهذا و أشارَ إلی لِسانِهِ وَ یرحَمُ وَ إنَّ المَیتَ یعَذَّبُ بِبُكاءِ أهلِهِ عَلَیهِ.[13]
« از عبد الله بن عمر نقل شده كه سعد بن عباده نزد او ( از بیماری خود) شكایت كرد. پس پیامبر همراه با عبدالرحمن بن عوف، سعد بن ابی وقاص و عبدالله بن مسعود به عیادت او آمدند. زمانی كه حضرت به نزد وی رفت، او را در حلقه ی خانواده اش یافت آنگاه فرمود: او مُرد. گفتند: نه یا رسول الله، پیامبر گریست و آنان نیز به گریه افتادند. پس از آن حضرت به زبان خود اشاره كرده و فرمود: آیا نمی شنوید كه خداوند به واسطه ی این (زبان) عذاب نمی كند بلكه رحم می نماید و همانا شخص مرده به سبب گریه ی اهل خود بر او معذب می گردد.
ب ـ «اخبار خاصه»
1) كافی بِاسنادِهِ عَن أَبی عَبدِ الله عَلَیهِ السَلام فی زیارِه القُبُورِ قالَ اِنَّهُم یأنِسُونَ بِكُم فَاِذا غِبتُم عَنهُم اِستَوحَشُوا.[14]
كافی به اسنادش از امام صادق علیه السلام در زیارت قبور (نقل می كند كه حضرت) فرمود : (اهل قبور) با شما انس می گیرند، و اگر از ایشان غایب شوید، به وحشت می افتند.
2) وَ فیهِ : عِن إِسحاقِ بنِ عَمّار عَن ابِی الحَسَن عَلَیهِ السَلام قالَ قُلتُ لَه : المُومِنُ یعلَم بِمَن یزُورُ قَبرَه؟ قالَ نَعَم و لا یزال مُستَأنِساً بِهِ مادامَ عِندَ قَبرِهِ فَإِذا قامَ وَانصَرَفَ مِن قَبرِهِ دَخَلَهُ مِن اِنصِرافِهِ عَن قَبرِهِ وَحشَه.[15]
و در كافی آمده است كه اسحاق بن عمار می گوید : از امام رضا علیه السلام پرسیدم: آیا مومن می فهمد كه چه كسی به زیارت قبر او آمده است؟ فرمود: آری؛ و مادامی كه كنار قبر او می ماند، مُرده با او انس می گیرد و چون برخاسته و از كنار قبرش برود دچار وحشت می شود.
3) وَ فیهِ : عَن اَبی عَبدِ الله عَلَیهِ السَلام قالَ، قالَ اَمیرُالمُؤمِنینَ عَلَیهِ السَلام : زُورُوا مَوتاكُم فَإِنَّهم یفرَحُونَ بِزِیارَتِكُم وَ لیطلب أَحَدُكُم حاجَتَه عِندَ قَبرِ أبیهِ و عِندَ قَبرِ اُُمِّهِ بِما یدعُو لَها.[16]
و در كافی آمده است كه امام صادق (علیه السلام) به نقل از امیرالمومنین (علیه السلام) فرمودند: مرده هایتان را زیارت كنید كه ایشان به سبب زیارت شما خوشحال می شوند و باید هر كدام از شما نزد قبر پدر و مادرش حاجت خود را بطلبد تا آنان برای برآورده شدن آن دعا كنند.
احادیث فوق نمونه ای است از صدها نمونه ای كه در ابواب مختلف كتب معتبر حدیثی، در رابطه با موضوع مورد بحث، نقل شده است.
نتیجه :
از احادیث مذكور كاملاً این استفاده را می توان كرد كه توجّه ارواح به این دنیا پس از مرگ قطع نشده و بنابراین درخواست دعا از ایشان بلا اشكال است. همچنین رؤیـاهای صادقه ای كه حاكی از مشاهده ی اموات در خواب می باشد و از سوی افراد موثق نقل شده است، سخنان قبلی ما را تأیید می كند. و بدیهی است كه این موضوع در رابطه با ارواح انبیا و اولیا كه از تقرب بیشتری نزد خداوند برخوردارند، بیشتر از دیگران صدق می كند.
ادامه دارد…
پی نوشت ها :
[1] – نساء / 64
[2] – یوسف / 97و98
[3] – صحیح البخاری، کتاب الدعوات، باب 728، دعوه النبی صلی الله علیه و سلم لخادمه، ح1213، 8/431 و نیز همین كتاب باب 750 – الدعاء بكثره المال مع البركه ، ح 1247،8/441
[4]- الزمر/ 42.
[5] – المؤمنون / 99 و 100.
[6]- البقره/ 154.
[7] – آل عمران / 169.
[8]- المؤمن (غافر)/ 46.
[9]- صحیح البخاری، كتاب المغازی، باب قتل ابی جهل، 5/167، ح 475، ناشر دار القلم بیروت، 1407.
[10]- صحیح البخاری، كتاب الجنائز، باب المیت یسمع خفق النعال، ح 1248، 2/568، دار القلم بیروت – 1407.
[11] – صحیح البخاری، كتاب الجنائز، باب حمل الرجال الجنازه دون النساء، ح 1226، 2/560..
[12]- صحیح البخاری، كتاب الجنائز، باب ما جاء فی عذاب القبر، ح 1278، 2/583..
[13]- صحیح البخاری، كتاب الجنائز، باب البكاء عند المریض، ح 1217، 2/557.- ذكر این حدیث توسط استاد به معنای درست بودن مضمون آن نیست؛ چراکه گریه بر میت بدون اشكال است، مگر گریه ای كه از حد خارج شود و حالت جزع واعتراض داشته باشد. غرض استاد از ذكر این حدیث این است كه بر اساس مدراك عامه، میت از حال دیگران مطلع می شود.
[14]- الفروع من الكافی، كتاب الجنائز، باب زیاره القبور، ح 1، 3/228.
[15]- الفروع من الكافی كتاب الجنائز، باب زیاره القبور، ح 4، 3/228.
[16]- الفروع من الكافی كتاب الجنائز، باب زیاره القبور، ح 10، 3/229 – 230.
نویسنده:آیت الله سیدجعفر سیدان
منبع : مکتب وحی
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
