شفقناافغانستان – داود سرخوش هنرمند درد آشنایی کشور در صفحه فیس بوک خود ضمن غمشریکی با بازماندگان کارگران معدن در بلوچستان پاکستان چنین ن«… گفت؛ کسی آشنا در میان کشتهها نیست!»
میگویم؛ کارگر و آن هم کارگر معدن ذغالسنگ، اگر با تلخی و تاریکی روزگار آنها اندکی آشنا باشی، از هر تبار و طایفه، در هر سن و سال و از هر مملکتی که باشد آشنا و نا آشنا ندارد. روزگاری با آنها در همان سوراخهای مرگبار کار کردهام، با قصههای پر غصهیشان آشناام، این که آنها «ٹکری» و ساکنان «دیره» خوانده میشوند خبر دارم. مدتی در یک جغرافیای چند متری وطن و سخن کارگری داشتیم، برای دادخواهی به خیابانها ریختیم و به گوش سازمانهای خوابرفتهی کاگری و متصدیان قانون درد خود را اذان گفتیم. متاسفانه در آن دوره هم سازمانهای پر طمطراق کارگری به جز یک گروه نوپا که اکثر کادرهای جوانش هزاره و کارگر معدن بود در مواجهه با کشتهها و آن اعتراض بزرگ در همین منطقهی بلوچستان که این بار بیش از ده نفر کارگر هزاره را سر بریدهاند، سکوت اختیار کردند. شاید حرفشان این بوده باشد که؛
در میان کشتهها جز هزارهها نیست!
حدودا سی سال پیش ولی در معدن ذغال سنگ «پنڈل گوٹ» بود که ترانهی «ٹکری»(کارگر) را سرودم. این ترانه را با احترام تمام به نشانهی افتخار همسرنوشتیام در یک برههی از زندگی با شما کارگران ارجمند که برای چندمین بار با غم تکاندهندهیتان رو به رو میشوم، تقدیم میکنم.
ٹکری
جنگ مرگ و زندگییه کار وبار ٹکری
کس نداره خبر از حالت زار ٹکری
شو همونتر هم شوه، روز هم شوه تای زمی
همه شو تیر شده موره روزگار ٹکری
استاغون ٹکری پوڈه شده دَ تای «میڈ»
دَ خانه منتظره خوار بیرار ٹکری
روز چار شنبه منشی «پیماش» کده «فٌٹانه» رَ
روز طلب زده تل پل «جمعدار» ٹکری
دَ زور بازوی خو کوهه کنده شار آباد مونه
یک اتاق کس نمیده دَ اعتبار ٹکری
ٹکری تا «باڈ» میزنه خریدار داره کلو
وقتی مُرد کس نموشونه مردهدار ٹکری
قوم و خویش ٹکری اگر بیه «رشته طلب»
چای نخورده پس موریوه خواستگار ٹکری
مردما موگه که بلدی ٹکری «دیره» خوبه
مَنِه آغیل نمیه خانه دَ کار ٹکری
دیگشی نمک نداره، آتششی گُله، نانشی خام
چه عجب ٹکُر ٹکُر و خار و زاری ٹکری
