شفقناافغانستان – مرحوم آیت الله مصباح مصدر خدمات زیادی برای جامعه تشیع افغانستان بودند و بسیاری از علما و فرهنگیان ما شاگرد ایشان و یا دانش آموخته مراکز علمی زیر نظر ایشان تحصیل کرده اند.
به گزارش خبرگزاری شفقناافغانستان؛ دکتر مهدی افضلی استاد دانشگاه و از شاگردان مرحوم آیت الله مصباح در یادداشتی که در اختیار خبرگزاری شفقنا افغانستان قرار دادند، یادی از آن حکیم فرزانه کرد:
حکایت کوتاه از پیر فرزانهی ما
(به پاس احترام ایشان و دینیکه بر گردن امثال من دارند)
***
در آغاز مهاجرت، سال 1372 در تهران، جامعه علمیه امیر المومنین(ع) نزد استاد فتاحی حفظهالله، آموزش عقاید آیت الله مصباح یزدیرا میخواندیم. شخصا، با آنکه نمرهی کامل میگرفتم و استاد گرامیمان نیز راضی بود، هیچ نمیفهمیدم. ناتوانیام در فهم، نزدیک بود به نفرت از کتاب و کاتب بدل شود. لیک سال75 با ورود در قم و به تدریج، توفیق حضور در برخی برنامههای پیر فرزانه، نگرش متفاوتیرا رقم زد و در سال77 با ورود به موسسه آموزشیـپژوهشی امامخمینی(ره) مسیر زندگیام به کلی عوض شد. بعد از دو سال درسهای عمومی، قرار بود، علوم سیاسی بخوانم؛ مشورهها، اما به فلسفه خواندن رهنمون شد و به تبع، انس با آثار حکیم بیشتر.
سخن گفتن خامی چون این کمین از آن پیر فرزانه، فقط از باب ادای دین و ثبت شدن نام در فهرست خریداران یوسف است و نه بیشتر. حکیم را چنانکه من یافتم، دقیقالنظر بود و متواضع؛ بصیر بود و در پی عزت اسلام و مسلمین؛ این مهمرا هم در نظریه پردازی دنبال کرد و هم در تربیت محققان سرآمد و کارآمد. عطر فضیلت میداد. میشد عصارهی حاج روحالله، طباطبایی و بهجتش خواند.(رضوانالله تعالی علیهم اجمعین)
تا جاییکه حجاب زبان اجازه میداد از طریق ترجمهها، در متن اندیشههای رقیب، اعم از مارکسیسم و لیبرالیسم، حرکت کرد و با فهم و هضم، به نقد (مکتوب و حضوری) شان همت گماشت.
پیر فرزانهی ما، به معنای حقیقی کلمه، خدا محور بود و البته انساندوست. این مهم، از طرح کلان ایشان در باب معارف قرآنی تا عملشان بازتاب یافته بود. در مقدمه معارف قرآن، ضمن بیان دقیق دستهبندیهای بدیل معارف قرآنی، خود، اما معارفرا بر محور خداوند سبحان تعریف و تنظیم کردند: خداوند و فعل و قول او: خداشناسی، جهانشناسی، انسانشناسی، راه و راهنماشناسی، وحیشناسی، اخلاق، جامعه، تاریخ، حقوق و سیاست؛ آنچه برای یک تمدن لازم است.
زلالماندن مسیر هدایت انسان، یکی از مهمترین دلواپسیهای ایشانرا تشکیل میداد. درِ موسسه، به روی تمام دانشپژوهان، فارغ از جغرافیا باز بود، در صنف ما از پشتون پیشاوری تا ترک آذری، هندوستانی و پاکستانی، همه بدون تبعیض از تمام فرصتها و امکانات بهرهور بودند. به جز برخی افراد […]، مجموعهای از سالمترین، خوشفکرترین، مولدترین و مهذبترین استادان و محققان علوم انسانی افغانستانرا، دانشآموختگان این موسسه با برکت تشکیل میدهند.
تواضع معرفتی و رفتاریاش مثالزدنی بود؛ کانون طلوع، به نقل استادان و دوستان، نمونهای از این رویه بود؛ محققان جوان حاصل پژوهشهای خود را در میان میگذاشتند، ایشان مثل یک شاگرد متواضع، گوش میسپردند و در پایان، نوازشگرانه و مشفقانه، نقد میکردند. نمونهای از این تواضع را در میزگرد معرفتشناسی که با حضور ایشان و دیگر استادان گرامیمان، دایر میشد، همواره شاهد بودیم؛ استادان مکرم، غلامرضا فیاضی، محمد لگنهاوسن(افراد ثابت برنامه)، مصطفی ملکیان، صادق لاریجانی(دام عزهم) و احمد احمدی (ره)(به ترتیب، هرکدام در یک دوره) در این میزگرد هفتهوار، مبانی معرفت و شکوک و شبهات را تبیین و تحلیل میکردند و در نهایت پیر فرزانه، با دقت مثالزدنی و حقیقتا ملتزم به اخلاق باور، نکتههای ظریفی را در تکمیل یا نقد اندیشهها با لبخند ملیح همیشگی و سیر منطقی عجیب، بیان میکردند و آثار ضعف جسمانی، البته از همان زمان پیدا بود….
محققپروریِ ایشان، توفیقی است که کمتر متفکری در دوران ما بدان پایه دست یافته است؛ پس از تاسیس مراکز علمی درراهحق، باقرالعلوم و امام خمینی، دعوت از بهترینهای رشتههای مختلف علوم انسانی از دانشگاههای تهران، گام مهم بعدی در توانمندسازی دانشپژوهان بود؛ کسانیکه گاه 180 درجه دگراندیش بودند، اما در رشته و حرفهی خود صاحبنظر، دعوت میشدند و گاه زمینهی حضور دانشپژوهان در تهران برای استفاده از محضر آنها فراهم میشد. تأسیس گروههای کارورزی ترجمه، تحقیق و کارگروههای تحقیقی در محورهای مهم، جذب و تربیت محققان دقیق و سرآمد برای تدوین دایرهالمعارف علوم عقلی همه در همین مسیر قابل فهم است. ایجاد مجلههای علمی، ترویجی، تخصصی و پژوهشی، رکن دیگر این هدف مهمرا تشکیل میداد.
بردباری ایشان در برابر اهانتهای دگراندیشان، که از ریاستجمهوریِ وقت تا ژورنالیستها و کارتونیستها را تشکیل میداد، جلوهی دیگر از اخلاق پسندیدهی حکیم را به نمایش میگذاشت. برخی از شاگردان را که البته فکرشان به اندازهی قد و قامتشان نبود، وقتی رویههای نادرستیرا در پیش گرفتند، با آغوش گرم پذیرفتند و نقل میشد که آن شاگرد تنومند، سر بر شانهی نحیف استاد، دقایقی گریسته و نوازش پدری دیده بودند؛ هرچند وی، ادعاهای دیگری مطرح کرد که ما در طول 12 سال، اثری از چنان مکانهایی در موسسه برای … ندیده بودیم.
کارهای مهم فکری، فرهنگی و اجتماعی، ایشانرا از تربیت فرزندان غافل نساخته بود؛ علی و مجتبی مصباح، دو فرزند نازنین حکیم، خود حقیقتا حکیمان جوانیاند که انسان بیش از رابطهی استادـشاگردی، با ایشان احساس دوستی و برادری میکند. همین نگاه درست، در سیاستگذاریها، باعث شده بود که، روزهای سه شنبه، به عنوان یک فوق برنامه، به اخلاق در خانواده اختصاص یابد و دانشپژوهان و کارمندان، با خانوادههای خود، از محضر بهترینهای مرتبط با امور خانواده بهرهمند شوند که اگر کسی، سلیقه به خرج میداد، به اندازهی یک دورهی تحصیلات تکمیلی به دانش و مهارتهایش افزوده میشد و بیتردید زندگیها از یکنواختی و طلاق عاطفی نجات مییافت.
نظم منطقی ذهن حکیم، در زبانش نیز جریان یافته بود. وقتی برخی میزگردهای معرفتشناسیرا با تعدادی از دوستان پیاده میکردیم، کمترین حشو و زوایدی در گفتار وجود داشت و آثار مختلفیکه از نوارها پیاده شده بود، نیز، بیش از تبدیل زبان گفتاری به نوشتاری، نبود.
درسهای اخلاق ایشان در شبهای پنجشنبه خیابان صفاییه، صفایی به جان آدمی میبخشید و در آن، پارسایی و راهیابی به مسیر حقیقت و فضیلت موج میزد؛ بدون اینکه به گرفتاریهای برخی مربیان اخلاق که هنگام سخن گفتن از اخلاق، زندگی را فراموش میکنند، آلوده باشد. انسان، هیچگاه در این درسها سهم زندگی دنیوی و اخروی را فراموش نمیکرد.
وقتی حوزهی علمیه رشد را راه انداختند، به طور منظم، برای تربیت بهتر، اوقاتیرا به مطایبه و گفت و شنید صمیمی با طلبهها اختصاص میدادند. طلبههای آن مدرسه و استادان، روایتهای دلنشینیرا نقل میکردند. اهتمام ایشان به تربیت و انگیزهبخشی چنان بود که وقتی جمعی از فرهنگیان هرات، (از مربیان مهد کودک تا استادان حوزه و دانشگاه) برای یک دورهی آموزشی کوتاه مدت به قم آمده بودند، خاطرهی گرفتن فرصت ملاقات، تا امروز به کامم شیرینی میکند. جناب جلالی رئیس دفتر، اظهار داشت که پس از ملاحظهی درخواست شما و ترکیب افراد که کارشان تربیت انسانهای دیگر بود، درخواستهای سیاسیون را برای ملاقات به تأخیر انداختهاند. حکیم، سنگ تمام گذاشتند، نابترین نکتهها را در لحظات پایانیِ حضور آن جمع، اظهار داشتند. گفتنیها بسیار است، خداوند پاک به حق حبیبش، بهترین درجات را برای ایشان عنایت فرماید که به حق مصداق این آیهی مبارک بودند: أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ * تُؤْتي أُكُلَها كُلَّ حينٍ بِإِذْنِ رَبِّها وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ.
