شفقنا افغانستان-بار دیگر محرم فرا رسید، ماه عشق و عرفان، آزادی و آزادگی، شجاعت و غیرت؛ جوانمردی و مروت، محرم و عاشورا در طول تاریخ نقش بزرگی در بیداری و آگاهی مسلمانان داشته و الهام بخش بزرگ مردان تحول آفرینی در تاریخ بوده است. در ماه محرم مجالس يادبودى به نام حسين بن على (ع) و نهضت عاشورا زير نام «سوگوارى» و «عزادارى» و «مرثيه سرايى» همه ساله و در طول تاريخ پس از حادثه كربلا برگزار گرديده و مىگردد، و اين مجالس يكى از مظاهر بزرگ و يكى از سمبل هاى حيات مذهبى و معنوى علاقه مندان به اهل بيت پیامبر (ص) بودهاست. اين اجتماعات در نشرفرهنگ اسلامی و توجه به حقايق دين تأثير بسزايى داشته و نقش حياتى و بزرگى را ايفا كرده است. زيرا حادثه كربلا حماسه جاودانه اى است كه در اعماق وجود ملت ما اثر گذاشته و با پوست و گوشت مردم ما عجين شده است، از همین رو مردم ما همه ساله در این ایام، همنوا با سایر مسلمانان به تعظیم و تجلیل نام و یاد شهدای کربلا خصوصاً سرور آزادگان امام حسین (ع) می پردازند. سینه می زنند، مدح می سرایند، خطابه گوش می دهند، اشک می ریزند و هزینه های هنگفتی مصرف می کنند.
اما پرسش های که در این زمینه مطرح می گردد اینست: آیا ما از این ظرفیت بی بدیل، استفاده درستی می کنیم؟ آیا آموزه های قیام جاودان کربلا به نحو شایسته ی طرح و تبیین می گردد؟ آياحركتهای برخی عزاداران مطابق با روح و فلسفه قيام حسينى است؟ به نظر می رسد چنان که باید، در این راه موفق نبوده ایم و سنت عزاداری ما نيازمند پاره ای اصلاحات است که باید جدی گرفته شود. در نوشته حاضر سعی شده است برخی آسیبها در این زمینه بررسی و به تعقیب آن راهکاری نشان داده شود.
1. روحانیون و عوام زدگی
بدون شک، عالم دینی جایگاه مهمی در برنامههای عزاداری ما دارد و بی انصافی است اگر کسی ثمرات نیک حضور عالمان متعهد و کسانی را که درس دین خوانده و درد دین دارند، نادیده بگیرد؛ اما در این میان متأسفانه مشکلاتی نیز وجود دارد که از جمله آن عوامزدگی دستهای از روحانیون هست. این طیف، حساسیت ویژهای در راضی نگه داشتن مخاطب شان داشته و بر اساس سلیقه و اندیشه ی صاحبان مجلس، خطابهاش را تنظیم میکنند. بر همین اساس است که در بررسی قیام امام حسین نیز نگاهی معطوف به گذشته دارند. در این رویکرد، مبلغ میکوشد گزارشی از جریانات سالهای 60- 61 هجری را نقل کند اما به پیامها و پیامدهای آن کاری ندارد. در حالی که حیاتیترین پیامها در متن این نهضت نهفته است از ایثار و فداکاری تا شجاعت و جوانمردی از ایستادگی بر سر حق تا ستیز با ستم از مبارزه با نظام فاسد و حاکم نالایق تا اصلاح امت اسلامی و… چرا ما با استفاده از این پیامها برای رشد فکری و سیاسی اجتماع استفاده نکنیم!؟ متاسفانه در میان ما هنوز این تفکر که باید در چنین فرصتهای از تاریخ و سرنوشت خود سخن بگوئیم نهادینه نشده است؟ لذا کمتر ملایی با فرا رسیدن محرم به فکر مباحث مرتبط با سرنوشت و سیاست جامعه میباشد. در حالی که عنصر عزت و آزادیخواهی نهضت حسینی درسی است که ما نیز باید به دنبال راههای زندگی عزتمندانه باشیم.
عوام زدگی دسته ای از روحانیون موجب شده که آنها به فکر به روزکردن مطالب خود و طرح مسایل اجتماع، سیاست، اقتصاد و معیشت مردم نباشند. در حالیکه می شود با بهره گیری از این مجالس در اصلاح امور دنیوی و اخروی مردم کوشید و وضع زندگی آنان را ارتقا داد!
یکی از راه های زندگی آبرومندانه و با عزت، افزایش تخصص و توان علمی، آموختن مهارتها و روی آوردن به کارهای فنی، تجمیع سرمایه ها و کسب توان اقتصادی است. چون با ذهن خالی و دست تهی، بندگی خدا و پیروی امام حسین نیز مشکل خواهد بود. در محرم که اقشار مختلف جامعه در مساجد و حسینیه ها حضور پرشور دارند، روحانیون می توانند با ایجاد انگیزه و امید، مردم را در بکاربستن نیروی فکر و اندیشه و رها کردن کارهای شاقه، تشویق و توصیه نمایند. چقدر نیروی جوان و مستعدی داریم که یا به کارهای سخت و کمرشکن مشغولند و یا سرگردان و بی هدف روزگار می گذرانند.
ضعف دیگر مبلغان که متأسفانه بسیار فراگیر است فراموشی تاریخ سازانی است که با اقتدا به راه حسین ابن علی(ع) امام آزادی خواهان، در جامعه ما تحول آفرین بودهاند. فیض محمد کاتب، رهبر شهید مزاری، شهید سیداسماعیل بلخی، سردار سربلند ابراهیم خان گاوسوار، شهید عبدالخالق هزاره، و… بزرگانی که علیه ظلم و بیداد ایستادند. این شخصیتها که رهروان واقعی راه امام حسین بودند دَین بزرگی به گردن ما دارند؛ لذا ضروری است که ضمن طرح قیام حسینی از کسانی که در جامعه ما به آرمان او وفادار ماندند نیز یادی شود. سالی گذشته در یکی از جلسات مذهبی یادی از ابراهیم خان گاوسوار نمودم بعد از جلسه پیر مرد 75 سالهای گفت بعد از 50-60 سال که زیر منبر و مراسم روضهخوانی شرکت کردهام نخستین بار است که میبینم در یک مراسم مذهبی از ابراهیم خان سخن گفته می شود.
در نگاه صرفاً معطوف به گذشته نسل جوان جویای سخن تازه و طرح نو، سرخورده ی منبر و مأیوس مداحی و روضه خوانی میشود؛ چون او جز نقل مکرر تاریخ سخن تازهای را نمییابد. واعظ و خطیبی که در تطبیق پیامهای عاشورا با مسایل عصر و زمان خویش ناکام است ناخواسته قیام حسینی را محصور و منحصر در صدر اسلام میکند.
2. روضه یا سخنرانی؟
با اینکه در عزاداریها روضه، سخنرانی و سینه زنی جزء برنامههای اصلی است اما نگرش عموم مردم اصالت دادن به روضه است؛ لذا گاهی میبینیم عرصه به مداحان بی سوادی واگذار شده است که «صدا» تنها سرمایه ی شان هست. در مرحله بعد ملایي طرف دار دارد که جنبه سرگرمی بودن خطابهاش پر رنگ باشد، هرچند قصه و افسانه، خواب و خرافات سر هم کند.
البته در اینجا اشکالی متوجه برخی طلاب و روحانیون جوان نیز هست؛ چون اولاً به مسئله روضه چندان جدی نمینگرند، ثانیاً: عمدتاً در تبیین مطالب، ملاحظه سطح فکر عموم را ندارند؛ لذا گاهی به طرح مباحثی با رنگ و بوی روشنفکری میپردازند که با ذهن و ذائقه عوام سازگار نیست. در این جا ظرافت ویژهای میطلبد که باید سخنران به آن توجه کند. قرار نیست یا مطالب موهوم و موهون بر زبان رانده شود و یا سخنان متجدد مآبانه و با ادبیات آکادمیک، که عموم مردم، گوشی برای شنیدنش ندارند. روشن است که مخاطب شناسی و سخن گفتن متناسب با سطح فکر عموم مردم، غیر از سست و بی پایه سخن گفتن است. میتوان مشکلات سیاسی، اجتماعی و اخلاقی جامعه را با زبان ساده تحلیل کرد و در پرتو آموزههای دینی برایش راهکار جست.
3. رفتارهای تحریک کننده و توهین آمیز
در داخل کشور یکی از مهمترین مشکلات عزاداری ما، مانورهای خیابانی، سد معبر و مزاحمت برای سایر هم وطنان است، که متأسفانه با فرا رسیدن محرم در سالهای اخیر، به خصوص در شهر کابل، خیلی پر رونق بوده است. این کار هر چند از نظر برخی افراد سطحینگر دستاورد بزرگی به حساب میآید، ولی واقعیت اینست که سروصداهایي تا نیمه شب، برهنه کردن و زنجیر تیغ دار و قمه زدن جزء بدعتهایي است که در سالهای اخیر در کابل و مزار شریف مشاهده شده است. متأسفانه برخی علما در کابل، وطنداران را ترغیب به این برنامهها میکنند. البته جای این پرسش هم چنان باقیست که اگر این آقایان این قدر دیگران را تحریک می کنند چرا خود شان برای کسب این ثواب بزرگ قمه برسر نمی کوبند؟ ترویج خونریزی و «خودزنی» در مراسم عاشورا نه توجیه عقلی دارد و نه مبنای شرعی. عقل هر انسان سالم بر بی فایده بودن این عمل حکم می کند و در شریعت اسلامی نیز خودکشی و خودزنی شدیداً نهی شده است. چنانکه فتاوای صریح و روشن فقها و مراجع عظام تقلید تشیع بر این حقیقت گواهی می دهد.
حضرت آیت الله العظمی محقق کابلی به مناسبت فرا رسیدن ماه محرم طی پیامی فرموده اند: «جوانان عزیز بدانید که امروزه دشمنان اسلام با به راه انداختن موج اسلام هراسی، اسلام را دین خشونت و خرافات معرفی می کنند و برای اثبات ادعای خود به انتحارها و کشتار عزاداران حسینی استناد میکنند، لذا جوانان غیور حسینی از قمه زنی و زنجیرهای تیغی و هر آنچه باعث وهن مذهب و فرهنگ شیعه میشود خودداری نمایند. وعاظ از مطالب غیر مستند، سست و غیر ضروری اجتناب نمایند و عزاداری ها باید کاملا معقول و منطبق با مبانی اسلام باشد. هیئات محترم مذهبی توجه داشته باشند که از ایجاد مزاحمت و سر و صدا برای همسایگان مساجد و تکایا خصوصاً در شبها و ساعات استراحت خودداری نمایند تا موجب اذیت و آزار دیگران نگردند».[1]
دو سال پیش نیز ایشان فرموده بودند: «اجازه ندهید عده ای در مجالس عزداری برهنه شوند؛ یا آسیب جدی [از قبیل قمه زنی و استفاده از زنجیرهای تیغ دار و مانند آن] به بدن برسانند یا تعبیرات توهین آمیز به کار ببرند.»[2]
اصرار بر امری که به فتوای مراجع تقلید، موجب وهن و دین و مذهب می شود این ایده را تقویت می کند که مهم تر از قصه مکتب و مذهب، غصه منفعت و مکسب مطرح می باشد.
به هر حال ما باید از نتیجه «کاردی» زدنهای، «میزان چوک»[3] در شهر کویته و «جلوسهای»[4] پر شور و گدازی که ساکنان «قندهاری بازار» این شهر را به ستوه میآوردند عبرت بگیریم، همان کسانی که شب و روز نوارهای عرعر طالبان گوش میدادند، در ایام محرم از سوی یک اقلیت به تنگ میآمدند. اینکه آنها اهل تکفیر و ترور، انتحار و انفجار هستند معقولانه نیست و مجوزی نمیشود که ما نیز بهانه به دستشان بدهیم.
نکته دیگر اینکه در میان مبلغان ما هنوز افرادی وجود دارند که بدون ملاحظه شرایط زمانی و مکانی گاه و بیگاه به طرح مطالب تفرقه انگیز میپردازند. این نشان می دهد که تا هنوز مفهوم جنگهای ویرانگر داخلی و منطقه ای درک نشده است.
بسیارند کسانی که به این استدلال سست متوسل شوند: «ما نباید خود را محدود و سانسور کینم، مگر در زمان عبدالرحمن ما را نکشتند؟ مگر آن زمان ما تحریک کردیم؟ مگر آن زمان الله یاری بود؟ شیعه یعنی کشته شدن». من خود با این طیف افراد بحثهای زیادی کردهام، متأسفانه به آسانی کوتاه نمیآیند. واقعیت اینست که ما به شدت نیازمند ترویج تفکر معتدل و سالم هستیم و سالها افراطیگری در افغانستان جز جنگ و جنون و خون وخشونت پیامدی در پی نداشته است.
4. نذری (غذا) دادن در ماه محرم
یکی از شاخصههای عزاداری شیعیان در ماه محرم مصارف هنگفت است که عمدتاً در قالب نذری دادن میباشد. شیعیان افغانستان عمدتاً تمام ده شب را نذر میدهند. مهاجرین افغانی در ایران نیز این سنت را به کمال و تمام حفظ کردهاند. نذری دادن، با اینکه در نفس خود پسندیده است، ولی اکنون به صورت غیر متعارف در مراسم عاشورا تثبیت شده است. نذر را به صورت مطلق نمیتوان و نباید نفی کرد چون در جامعه سنتی و دینی یکی از نمودهای شعائر دینی است که مؤمنان از سر اعتقاد و اخلاص انجام میدهند. اما شکل رایج آن با فرهنگ و آموزههای اسلامی فاصله دارد. در یک جامعهای که اغلب مردمانش زیر خط فقر زندگی میکنند مصارف کلان برای تغذیه عزاداران را چگونه باید توجیه کرد؟ در حالی که دینداران میتوانند با پرهیز اسراف و «تبذیر» و بدون رقابت و سیالداری، ارادت و محبت شان را به ائمه اطهار (ع) ابراز دارند.
بسیارند کسانی که در یک شب محرم برای امام حسین بهترین غذا را برای مثلاً 500 نفر تهیه میکنند، اما همان افراد هر روز شاهد رنج بیماری، و درد فقر و نداری همسایهاش هست، بدون آن که کوچکترین احساس مسئولیت دینی کنند! چه بسیار کسانی که برای امام حسین مبالغ زیادی صرف تغذیه عزاداران میکنند، اما به خاطر همان امام حسین حاضر نیستند به برادر دینیاش پول قرض بدهند، یا به بیمار افتاده روی تخت بیمارستان کمکی کنند.
فرو کاستن نذر امام حسین، به غذا دادن، به نظرم اشتباهی است که باید اصلاح شود. چرا با نذریهای امام حسین صندوق خیریه کمک به ایتام و خانوادههای بی سرپرست تاسیس نکنیم؟ هزاران یتیم، بیوه زن، معلول جنگی، آواره و بی خانمان در جای جای مملکت بیداد میکنند کجاست احساس مسلمانی؟ چرا کتابخانه و مدرسه و بیمارستان درست نکنیم؟ هم اکنون صدها دانشجوی ما در داخل و خارج کشور به خاطر فقر، دست از تحصیل میکشند صدها محصل در کابل، مزار، هرات و… با سرمای سوزنده دست و پنجه نرم میکنند چرا کسی احساس مسئولیت نمیکند؟ آیا نذر امام حسین در این موارد قبول نیست؟ امام حسین که نعوذبالله بر خلاف عقل داوری نمیکند به نظر شما کدام یک را میپسندد؟ یک شب تغذیه 500 نفر یا یک عمر تربیت انسانهای مؤمن و دانشمند؟ دکتر عبدالعزیز ساشادینا که چندین دهه است در دانشگاههای آمریکا تدریس میکند، به گفته خودش محصول بورسیه ی صندوق نذر محرم است که مردم یکی از روستاهای کنیا به دانشجویان فقیر اختصاص میدادند. وی چند سال پیش در مصاحبهای گفته بود هر سال حد اقل 10- 12 نفر از دانشجویانم مسلمان میشوند.
به هر حال رسالت دینی روحانیون ایجاب میکند که در جهت نهادینه ساختن فرهنگ اسلام اصیل و زدودن عادات و برنامههای نادرست شفاف و صریح سخن بگویند و در تبیین آرمانهای شهدای کربلا کلیت دین را در نظر بگیرند.
منابع و مأخذ:
[1] – http://www.mohaqeq.org/fa/news/173.html
[2] – http://www.mohaqeq.org/fa/news/48.html
[3] – میدانی در شهر کویته
[4] – در کویته به تظاهرات ها و عزاداری های خیابانی جلوس می گویند.
ابراهیمی غرجستانی – سایت اجرستان
انتهای پیام
