گویند آوازی که از دل خیزد، به دل می نشیند. یعنی هستند هنرمندانی که گم نام اند، کسی از آنها باخبر نیست، اما آواز شان محافل عروسی و خوشی مردم را رنگین ساخته، به شادی ها آنها می افزاید.
به گزارش شفقناافغانستان؛ این هنرمندان آلات موسیقی عصر ندارند، از چوب و تار آلهء موسیقی می سازند، می نوازند و خیلی قشنگ می نوازند.
اما آواز آنها از تلویزیون ها نه، بلکه از دشت ها و کوهسارها، از محافل شب نشینی ها در زیر نور چراغ و یا شمع بلند می شود و زنگ از دل می کند.
ولی دیده شده که آهنگ شان فردا آن بنام یک کسی دیگر در سر زبان ها قرار می گیرد. بیایید یکی از این هنرمندان را بشناسیم:
” بخت بیگم از درواز بدخشان، چندسال می شود که آواز می خوانم. پدرم مرا در این هنر تشویق کرد.
نام من غلام جان دروازی نزدیک به چهل سال می شود که به موسیقی روی آورده ام. اصلاً زادگاه ام درواز است و فعلاً در شیغنان زندگی می کنم. “
آنها نه کاپی می کنند و نه تقلید می گیرند، آنها طرز محل خود شان را می خوانند، و این پدر و دختر از همین راه امرار حیات می کنند:
” ما زیادتر طرزهای وطن خود را می خوانیم. سازهای محلی وطن خود درواز را می خوانیم. شاعران ما هم از درواز و از شعنان اند. از آنها می گیریم، کمپوز جور می کنیم و می خوانیم. “
دختر و پسر خانوادهء غلام جان دروازی همه هنرمند اند:
” دخترم بخت بیگم و بچه ام دادعلی نام دارد، صاحب شش اولاد هستم، چهار دختر و دو بچه. اولین بار است که دخترم بخت بیگم به هنر شوق کرده است. در عروسی ها و محافل مردم همراه من آواز خوانی می کند.
بچه ام صنف چهارده است که همین لحظه تبله می نوازد و کم کم آواز می خواند. بخت بیگم هم تبله می نوازد. وقت مکتب خواندن او است گفتم که یکبار مکتب را تمام کند و با سواد شود، باز موسیقی را می تواند دنبال کند. “
این هنرمندان که تعداد شان از بدخشان گرفته تا هرات و از لوگر و غزنی گرفته تا فاریاب و بادغیس چندان زیاد نیستند، می گویند، از حکومت جز رشد هنر محلی چیزی دیگر را نمی خواهند.
انتهای پیام
