شفقناافغانستان- در سالهای اخیر، اقدامات گسترده ایران در اخراج مهاجران افغانستانی فاقد مدارک قانونی، بحثهای گستردهای را در فضای داخلی و بینالمللی برانگیخته است. این موضوع تنها یک مسئله امنیتی یا اداری نیست، بلکه بافتهای پیچیده از قوانین بینالمللی، سیاستهای داخلی، فشارهای اقتصادی و ارزشهای فرهنگی-انسانی است که نیازمند تحلیلی عمیق و متعادل است.
به گزارش شفقناافغانستان؛ هر کشوری بر اساس حاکمیت ملی خود حق دارد تا ورود و اقامت اتباع خارجی را مدیریت کند. جمهوری اسلامی ایران، بهعنوان عضو سازمان ملل متحد و همکار کمیساریای عالی پناهندگان (UNHCR)، متعهد به رعایت اصول بینالمللی است، اما الزامی به پذیرش نامحدود مهاجران ندارد. با این حال، ایران طی چهار دهه گذشته نه تنها میزبان بیش از سه میلیون مهاجر افغان بوده، بلکه گاه فراتر از تعهدات حقوقی، بر اساس اصول اسلامی، انساندوستی و همبستگی فرهنگی، از آنان حمایت کرده است.
پیشینه: پیوند تاریخی دو ملت
مهاجرین افغانستانی همواره به عنوان بخشی از جامعه ایرانی عمل کردهاند. از حضور در جبهههای دفاع مقدس و بازسازی پس از جنگ، تا نقش در بخشهای ساختمانی، کشاورزی و خدمات، حضور آنان در اقتصاد و فرهنگ ایران غیرقابل انکار است. بسیاری از افغانها به زبان فارسی تسلط دارند، به ارزشهای اسلامی پایبندند و در بسیاری از موارد، با خانوادههای ایرانی پیوند عاطفی و اجتماعی دارند. این نزدیکی، پذیرش آنان را در ابتدا روان و طبیعی کرد.
اما سوال اینجاست: چرا امروز شاهد تحول در نگرش عمومی و سیاستهای دولتی نسبت به مهاجران افغان هستیم؟
عوامل تغییر رویکرد: از اشباع تا سیاستگذاری
چند عامل کلیدی در تغییر رویکرد ایران نقش داشته است:
۱. موج جدید مهاجرت پس از سقوط کابل (۲۰۲۱)
با تغییر حکومت در افغانستان، موج گستردهای از افغانها شامل کارمندان دولت سابق، نظامیان، اقلیتهای قومی و مذهبی، و خانوادههایی که از وضعیت سیاسی و امنیتی میترسیدند به ایران مهاجرت کردند. این جریان، بدون برنامهریزی کلان از سوی ایران، ظرفیتهای اجتماعی، اقتصادی و اداری کشور را تحت فشار جدی قرار داد.
۲. فشار اقتصادی و فرافکنی سیاسی
مشکلات معیشتی ناشی از تحریمهای بینالمللی، تورم بالا و سوءمدیریت اقتصادی، فضایی را ایجاد کرده که در آن مهاجران به راحتی به “شمع فروشی” تبدیل میشوند. برخی گروههای سیاسی و رسانهای، به جای پرداختن به ریشههای بحران، مهاجران را مقصر کمبود شغل، مسکن و منابع طبیعی معرفی میکنند، در حالی که تأثیر واقعی آنان در این بحرانها اغلب اغراقشده است.
۳. جوسازی امنیتی و رسانهای
برخی رسانهها، با بزرگنمایی موارد انفرادی، فضایی از نفرت و ترس علیه مهاجران ایجاد کردهاند. متهم کردن یک کارگر مهاجر به «جاسوسی» یا «تهدید امنیت ملی»، بدون ارائه شواهد، نه تنها غیرمنطقی است، بلکه باعث تخریب کرامت انسانی و ایجاد تنش اجتماعی میشود. نفوذ امنیتی، اگر واقعی باشد، معمولاً در سطوح سیاسی و نظامی رخ میدهد، نه از طریق یک مهاجر فاقد مدارک.
تبعات انسانی و اجتماعی: زمانی که کرامت فراموش شد
اقدامات اخراج، اگرچه ممکن است از نظر قانونی توجیهپذیر باشند، اما در عمل با برخوردهای غیرانسانی، خشونت، تحقیر و سوءاستفاده مالی همراه بوده است. گزارشهای متعددی از ضرب و شتم، اخاذی توسط عناصر خودسر، و اقدامات تبعیضآمیز علیه مهاجران حتی دارای مدارک قانونی وجود دارد. این رفتارها نه تنها نقض حقوق بشر است، بلکه به روابط تاریخی و فرهنگی دو ملت آسیب میزند.
ممنوعیت دسترسی به نان، جلوگیری از شرکت در مراسم مذهبی، یا ایجاد محدودیتهای ناعادلانه در آموزش و بهداشت، تنها به تشدید ناامنی اجتماعی و کاهش اعتماد متقابل منجر میشود.
موضع جامعه ایران: حمایت، نگرانی و تقسیمبندی
نکته قابل توجه، تمایز بین سیاستهای دولت و موضع مردم است. بسیاری از ایرانیان از جمله روشنفکران، هنرمندان، روحانیون و شهروندان عادی با روشهای خشن و غیرانسانی مخالفند. آنان یادآوری میکنند که مهماننوازی، برادری اسلامی و کمک به نیازمند، از اصول بنیادین فرهنگ ایرانی و اسلامی است. اقداماتی مانند ممنوعیت ورود به حسینیهها یا محدودیت در دسترسی به خدمات، نه تنها اخلاقاً قابل قبول نیست، بلکه با ارزشهای عمومی جامعه در تضاد است.
راهکارهای پیشنهادی: مدیریت انسانی، نه سرکوب
برای خروج از این بحران، نیاز به رویکردی ترکیبی است:
مدیریت شفاف و انسانی مهاجرت: اخراج افراد فاقد مدارک باید در چارچوب قانون، بدون خشونت، تحقیر و سوءاستفاده انجام شود.
تمایز بین مهاجران قانونی و غیرقانونی: دارندگان کارتهای زرد، پاسپورت یا مجوزهای رسمی نباید قربانی سیاستهای کلی شوند.
آگاهیبخشی عمومی: باید به جامعه آموزش داده شود که مهاجران نه تنها بار اقتصادی نیستند، بلکه در بخشهای حیاتی مانند ساختوساز، کشاورزی و خدمات، نقش ضروری دارند.
همکاری بینالمللی: ایران میتواند با UNHCR و سایر نهادهای جهانی، برنامههای اسکان مجدد برای پناهندگان واقعی را فعال کند تا بار پذیرش کاهش یابد.
در پایان: بین حق ملی و وظیفه انسانی
ایران حق قانونی و امنیتی دارد تا مرزهای خود را کنترل کند و مهاجرت غیرقانونی را ساماندهد. اما نحوه اجرا، تعیینکننده اخلاق و اعتبار یک کشور است. ایجاد فضای نفرت، تحقیر و تبعیض، نه تنها مشکلات اقتصادی را حل نمیکند، بلکه باعث تضعیف بنیانهای اجتماعی و تاریخی دو ملت ایران و افغانستان میشود.
راهحل پایدار، ترکیبی از مدیریت هوشمند مهاجرت، مبارزه با ریشههای بحران اقتصادی داخلی، و حفظ احترام متقابل است. ایران میتواند هم یک کشور میزبان مسئولیتپذیر باشد و هم از حاکمیت ملی خود دفاع کند بدون آنکه کرامت انسانی فراموش شود.
