شفقنا افغانستان– در آیات ۱۰۵ تا ۱۰۶ و ۱۳۵ سوره نساء، قرآن کریم عدالت را ستون استوار جامعه ایمانی معرفی میکند. از یکسو پیامبر مأمور است در داوریهای خود بر اساس قانون الهی حکم کند و هرگز از خائنان حمایت ننماید، و از سوی دیگر مؤمنان موظفاند همواره قیامکننده به قسط باشند؛ حتی اگر شهادت و عدالت به زیان خودشان یا نزدیکترین افرادشان تمام شود. این آیات نشان میدهد که در منطق قرآن، عدالت فراتر از روابط خانوادگی، جایگاه اجتماعی، ثروت و فقر است و تنها معیار، حق و رضای الهی است؛ معیاری که با پرهیز از هوای نفس و احساس مسئولیت در برابر علم و آگاهی خداوند تحقق مییابد.
آیات ۱۰۵ – ۱۰۶ سوره نساء
إِنّا أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الْکِتابَ بِالْحَقِّ لِتَحْکُمَ بَیْنَ النّاسِ بِما أَراکَ اللّهُ وَ لا تَکُنْ لِلْخائِنِینَ خَصِیماً«۱۰۵»
وَ اسْتَغْفِرِ اللّهَ إِنَّ اللّهَ کانَ غَفُوراً رَحِیماً«۱۰۶»
همانا ما این کتاب را بحقّ بر تو فروفرستادیم تا میان مردم به آنچه خدا(از طریق وحی) تو را آموخته ونشان داده،داوری کنی وبه نفع خیانت کاران به مخاصمت برنخیز. و از خداوند طلب آمرزش کن که همانا خداوند آمرزنده مهربان است.
نکته ها:
* شخصی از یک قبیله ی معروف،مرتکب سرقتی شد.چون موضوع به اطلاع پیامبر صلی الله علیه و آله رسید،آن سارق،گناه را به گردن شخص دیگری انداخت که در خانه ی او زندگی می کرد.
متّهم،با شمشیر به او حمله کرد و خواستار اثبات این ادّعا شد.او را آرام کردند ولی یکی از سخنوران قبیله را همراه جمعی برای تبرئه ی خود خدمت پیامبر فرستاد. پیامبر، طبق ظاهر و بر اساس گواهی آنان،سارق واقعی را تبرئه کرد و خبر دهنده ی سرقت را (به نام قتاده) سرزنش نمود،ولی قتاده که می دانست گواهی آنان دروغ است به شدّت ناراحت بود.این آیه نازل شد و مظلومیّت قتاده و صحنه سازی وگواهی دروغ آنان را روشن ساخت.
* نقل دیگر در شأن نزول آن است که در یکی از جنگ ها،یکی از مسلمانان زرهی سرقت کرد.چون در آستانه ی رسوایی قرار گرفت،زره را به خانه ی یک یهودی انداخت و افرادی را مأمور کرد که بگویند:یهودی سارق است،نه فلانی.پیامبر،طبق ظاهر، حکم به تبرئه آن مسلمان کرد.امّا نزول این آیه،آن یهودی را تبرئه کرد.
* «خصیم»به کسی گفته می شود که از ادّعایی طرفداری می کند و خائن به کسی گفته می شود که در محضر قاضی ادعای امری باطل می کند.
* رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:من طبق ظاهر حکم می کنم،امّا چنانچه حقّ با شما نیست به اتکای قضاوت من چیزی از کسی نگیرید که قطعه ای از دوزخ است.
* امام صادق علیه السلام فرمود:جانشینان بر حقّ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله همانند خود آن حضرت باید بر اساس قرآن قضاوت نمایند.
پیام ها:
۱-قرآن،پایه ی قضاوت و عدالت میان مردم است. «إِنّا أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الْکِتابَ»
۲-قاضی باید از قانونِ قرآن،آگاهی کامل داشته باشد. «أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الْکِتابَ لِتَحْکُمَ»
۳-فراگیری قرآن و سنّت شرط قاضی شدن است. «أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الْکِتابَ … لِتَحْکُمَ … أَراکَ اللّهُ»
۴-چون نزول قرآن بر اساس حقّ است،قضاوت ها هم باید بر مبنای حقّ باشد، نه وابستگی های حزبی،گروهی،منطقه ای و نژادی. «بِما أَراکَ اللّهُ»
۵-رفتار به عدالت،حتّی نسبت به غیر مسلمانان هم ضروری است.(با توجّه به شأن نزول دوّم) لِتَحْکُمَ … بِما أَراکَ اللّهُ
۶-قضاوت،از شئون انبیاست.تنها ابلاغ احکام کافی نیست،اجرای احکام نیز وظیفه است. «لِتَحْکُمَ بَیْنَ النّاسِ»
۷-کفر اشخاص،دلیل تهمت به آنان نمی شود.(با توجّه به شأن نزول)
۸-پیامبر،علاوه بر قانون و کتاب،از امدادهای الهی برخوردار است. «أَراکَ اللّهُ»
۹-خداوند علاوه بر قرآن برنامه های دیگری به پیامبرش نشان داد. «أَراکَ اللّهُ» و نفرمود:«لتحکم بین الناس به»
۱۰-خداوند،پیامبرش راحفظ می کند و توطئه ها و صحنه سازی ها را فاش می سازد. «أَراکَ اللّهُ»
۱۱-قانون محترم است،ولی برای جلوگیری از سوء استفاده ها باید چاره ای جست.در اینجا،امداد الهی چاره ی کار شد. «بِما أَراکَ اللّهُ»
۱۲-دفاع و حمایت از خائن ممنوع است. «وَ لا تَکُنْ لِلْخائِنِینَ خَصِیماً»
۱۳-خائنان نباید امیدی به حمایت رهبران دینی داشته باشند. «وَ لا تَکُنْ لِلْخائِنِینَ خَصِیماً»
۱۴-قضاوت،مقامی است که متصدی آن،اگر معصوم هم باشد باز استغفار می طلبد. «وَ اسْتَغْفِرِ اللّهَ»
۱۵-از افتخارات اسلام این است که حتّی اگر به یک یهودی ظلم شود،شخص اوّل اسلام برای مسلمانانی که سوء قصدی داشته اند باید استغفار کند.
«وَ اسْتَغْفِرِ اللّهَ»
۱۶-اگر قرآن،ساخته و پرداخته ی خود پیامبر بود،هرگز آیاتش فرمان استغفار به رسول خدا نمی داد. «وَ اسْتَغْفِرِ اللّهَ»
۱۷-قاضی باید همواره برای دوری از هوای نفس استغفار کند. «اسْتَغْفِرِ اللّهَ»
۱۸-استغفار،مایه بهره گیری از مغفرت ورحمت پروردگار است. «غَفُوراً رَحِیماً»
۱۹-خداوند علاوه بر بخشیدن گناه مهربان است. «غَفُوراً رَحِیماً»
آیات ۱۳۵ سوره نساء
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَداءَ لِلّهِ وَ لَوْ عَلی أَنْفُسِکُمْ أَوِ الْوالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِینَ إِنْ یَکُنْ غَنِیًّا أَوْ فَقِیراً فَاللّهُ أَوْلی بِهِما فَلا تَتَّبِعُوا الْهَوی أَنْ تَعْدِلُوا وَ إِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللّهَ کانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِیراً«۱۳۵»
ای کسانی که ایمان آورده اید! همواره بر پا دارنده ی عدالت باشید و برای خدا گواهی دهید، گرچه به ضرر خودتان یا والدین و بستگان باشد.اگر (یکی از طرفین دعوا) ثروتمند یا فقیر باشد،پس خداوند به آنان سزاوارتر است.پس پیرو هوای نفس نباشید تا بتوانید به عدالت رفتار کنید.و اگر زبان بپیچانید(و به ناحق گواهی دهید)یا(از گواهی دادن به حقّ) اعراض کنید،پس(بدانید که)خداوند به آنچه می کنید آگاه است.
نکته ها:
* ممکن است معنی جمله «فَلا تَتَّبِعُوا الْهَوی أَنْ تَعْدِلُوا» چنین باشد:از هوسها پیروی نکنید که در نتیجه از حقّ منحرف شوید و عدول کنید.
* کلمه ی «تَلْوُوا» از ریشه ی«لی»به معنای پیچاندن و تاب دادن است که مراد از آن در این آیه یا گرداندن زبان به ناحق و تحریف گواهی است و یا تاب دادن به اجرای عدالت و ایجاد تأخیر در آن است.
* تمام کلمات و جملات این آیه در راستای تشویق و تأکید بر عدالت است.قیام به عدالت و گواهی به عدالت ودوری از هرگونه فردگرایی،نژادگرایی و یاضعیف گرایی، معیار حقّ و عدالت است،نه فقر و غنی،یا خویش و خویشاوند.
* گواهی انسان چند حالت دارد:
گاهی علیه ثروتمندان به خاطر روحیّه ی ضدّ استکباری.
گاهی به نفع ثروتمندان بخاطر طمع به مال و مقام او.
گاهی علیه فقیر به خاطر بی اعتنایی به او.
گاهی به نفع فقیر به خاطر دلسوزی برای او.
این آیه همه ی این انگیزه ها را باطل و تنها قیام به عدل را حقّ می داند.
* امام صادق علیه السلام فرمود:مؤمن بر مؤمن هفت حقّ دارد که واجب ترین آنها گفتن حقّ است،گرچه به زیان خود و بستگانش تمام شود.
پیام ها:
۱-به پاداشتن عدالت هم واجب است،هم لازمه ی ایمان است. «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوّامِینَ بِالْقِسْطِ» ۲-قیام به عدالت،باید خوی و خصلت مؤمن گردد. کلمه «قوّام» یعنی بر پا کننده دائمی قسط و عدل.
۳-عدالت،حتّی نسبت به غیر مسلمان نیز باید مراعات شود.به اقتضای اطلاق «کُونُوا قَوّامِینَ بِالْقِسْطِ»
۴-عدالت باید در تمام ابعاد زندگی باشد.در اقامه عدل نام مورد خاصّی برده نشده است. «قَوّامِینَ بِالْقِسْطِ»
۵-گواه شدن و گواهی دادن به حقّ،واجب است. کُونُوا … شُهَداءَ لِلّهِ
۶-نباید هدف از گواهی دادن،دست یابی به اغراض دنیوی باشد. «شُهَداءَ لِلّهِ»
۷-اقرار انسان علیه خودش معتبر است. «شُهَداءَ لِلّهِ وَ لَوْ عَلی أَنْفُسِکُمْ»
۸-ضوابط بر روابط مقدّم است. «وَ لَوْ عَلی أَنْفُسِکُمْ أَوِ الْوالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِینَ»
۹-رعایت مصالح خود و بستگان و فقرا،باید تحت الشعاع حقّ و رضای خدا باشد. شُهَداءَ لِلّهِ وَ لَوْ عَلی أَنْفُسِکُمْ …
۱۰-سود و مصلحت واقعی فقرا و اغنیا از طریق شهادت به ناحقّ تأمین نخواهد شد. «إِنْ یَکُنْ غَنِیًّا أَوْ فَقِیراً فَاللّهُ أَوْلی بِهِما»
۱۱-همه در برابر قانون مساویند. «غَنِیًّا أَوْ فَقِیراً»
۱۲-پیروی از هوای نفس مانع اجرای عدالت است و ملاحظه فامیل و فقر و غنا نشانه ی هوی پرستی است. «فَلا تَتَّبِعُوا الْهَوی أَنْ تَعْدِلُوا»
۱۳-ادای شهادت واجب است وکتمان وتحریف آن ممنوع. «إِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا»
۱۴-هر نوع کارشکنی،تأخیر وجلوگیری از اجرای عدالت،حرام است. «إِنْ تَلْوُوا»
۱۵-ضامن اجرای عدالت،ایمان به علم الهی است. «فَإِنَّ اللّهَ کانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِیراً»
