افغانستان به منابع مالی، صنایع ساختوساز و قدرت نفوذ سیاسی چین ضرورت دارد. چین برای ثبات منطقهای به افغانستان نیاز دارد. هردو کشور ضرورت دارند از نیاز متقابلشان بهرهبرداری کنند و یک همکاری قوی میان دو کشور ایجاد کنند.
به گزارش شفقنا افغانستان،همراه با رونق اخیر در دیپلماسی مستقیم و دیدارهای مقامهای بلندپایهی چین و افغانستان از این دو کشور، امیدواریای در میان افغانها به وجود آمده که میتوان روی چین به عنوان یک شریک صادق، میانجی و یک همسایهی خوب حساب کرد. افزایش علاقهمندی اقتصادی و امنیتی حامد کرزی، رییس جمهور پیشین، در جریان آخرین ماههای ریاست جمهوریاش به چین و اشرف غنی، رییس جمهور فعلی که اولین سفر خارجیاش به چین بود، همه نشانههای اقدامهای عالی کابل برای ایجاد توازن دوباره در روابط با چین، پس از سالها روابط سرد است. اما امیدواری جدید همکاری باید از دلپذیریهای سیاسی فراتر برود و بر بنیاد قوی منافع دوجانبه استوار باشد.
افغانستان به منابع مالی، اقتصادی و فنی چین و نفوذ سیاسی این کشور در سطح بینالمللی نیاز دارد؛ در حالی که افغانستان پیوند گمشدهای در دیپلماسی منطقهای و جیوپلیتیک چین است. چین، به عنوان یک قدرت در حال ظهور، نمیتواند یک افغانستان بیثبات را در کنارش تحمل کند و نباید این کار را بکند. یک همسایهی پردردسر و بیثبات، که افراطگرایی و گروههای نیابتی تروریستی منطقهای دامنگیرش باشد، احتمالا بزرگترین مانع ظهور چین به عنوان یک قدرت صلحآمیز و مسئول است.
تاریخ پر است از مثالهایی چون امپراتوریهای روم شرقی، عثمانی و خمر است که قدرتهای در حال ظهور سرانجام به دلیل بیثباتی در همسایگیشان سقوط کردند یا از هم پاشیدند. چین و افغانستان، هردو، از فتوحات امپریالیستی رنج بردهاند و طعمهی بازیهای مختلف جیوپلیتیکی واقع شدهاند. این امپراتوریها اکثرا توسط قدرتهای خارجی حمایت میشدند و امروزه، در حالی که چین توانسته است از نفوذ این قدرتها فرار کند و از لحاظ داخلی قوی شود؛ افغانها هنوز برای داشتن یک افغانستان متحد، شگوفا و امن میجنگند.
چین در سطح بینالمللی و منطقهای نفوذ سیاسی دارد و یک نیروگاه اقتصادی است و اینها همه میتوانند در تسهیل گفتوگوها با گروهها و کشورها، و اعمال فشار برآنها، برای دستیابی به ثبات منطقهای کمک کند. در حالی که ممکن است چین نگرانی امنیتی و جیوپلیتیکی مشروع برای دخالت در چنین مسئلهی جنجالی بینالمللی و منطقهای (و به طور بالقوه، یک جنگ بیپایان در افغانستان) داشته باشد، هزینهی بیتفاوت ماندن بسیار بالاتر از آن خواهد بود. همسایهای که آن را تروریزم، تجارت مواد مخدر، افراطگرایی و جنگ نیابتی فرا گرفته است، بزرگترین تهدید به امنیت ملی و ظهور چین است.
از سوی دیگر، چین هنگام برخورد با مسایل مرزی چین و افغانستان، به ویژهی وقتی مسئلهی جنبش اسلامی ترکمستان پیش میآید، نباید به پاکستان اعتماد کند. برای چین، زمان آن فرارسیده است که به انفعالبودنش پایان دهد، مستقیما با حکومت افغانستان وارد کار شود و در حمایت از ایجاد یک حکومت قوی و ملی در افغانستان کمک کند تا این حکومت بتواند شریک معتبر برای چین در همسایگی این کشور باشد.
افغانستان منابع طبیعی و انسانی و همچنان بهترین موقعیت جفرافیایی را دارد که برای استفادهی چین آمادهاند. بانک جهانی افغانستان را کشوری با ظرفیت گستردهی تبدیلشدن به مسیر انتقال منابع میان جنوب آسیا و آسیای مرکزی خوانده است. چین، به عنوان یکی از بزرگترین مصرف کنندگان مواد خام، بزرگترین شرکتهای ساختمانی، خطوط آهن و ساخت سرک دارد. آنها شرکتهای کارآمد، باتجربه و بسیار شایستهاند که در سراسر جهان، از چین گرفته تا افریقا و آسیای جنوبی، در زمینهی ایجاد زیربناها کار کردهاند. با این وجود، افغانستان توسعه نیافته ترین زیربنای جهان را دارد. چین باید در زمینهی توسعهی زیربناهای افغانستان سرمایهگذاری کند تا به منابع افغانستان و یک پل زمینی، که چین را با آسیای مرکزی و شرق میانه وصل میکند، دست یابد.
علاوه برآن، افغانستان حیات خلوت خلیج فارس است و با توجه به این که مسیر بخش بزرگ عرضه نفت چین از خلیج میگذرد، توسعهی نفوذ اقتصادی و سیاسی چین در افغانستان برای منافع ملی این کشور اهمیت حیاتی دارد. از آنجایی که بخش بزرگی از واردات انرژی چین از حوزهی افغانستان عبور میکند، پس امنیت انتقال انرژی چین به ثبات افغانستان وابسته است.
چین بهترین مؤسسات آموزش حرفهای و موسسات تحصیلات عالی در منطقه را دارد. نظر به ردهبندی اخیر (تایمز اجوکیشن)، دانشگاهها و موسسات [تحصیلات عالی] چین در ردهی 100 بهترین دانشگاه و مؤسسات جهان قرار دارند. در همین حال، چین در جریان سالها، تجربههای ارزشمند مونتاژ و تولید برای بازار بینالمللی را کسب کرده است. چین میتواند به افغانستان در زمینهی ایجاد یک صنعت تولید بومی کمک کند. افغانستان، کشوری که بسیاری از مردم آن هنوز بیسوادند، میتواند از قابلیتهای آموزشی و تولیدی چین بسیار بهره ببرد.
محصولات چین عمدتا از مسیر طولانی پاکستان به افغانستان صادر شده اند؛ به دلیل این که جادههای چین–افغانستان با تقاضای مرز کوهستانی میان دو کشور سازگار نیست. تاجران افغانستان علاقهی زیادی به همکاری با شرکتها و کارخانههای چین دارند. شرکتهای دولتی چین، مانند شرکت ملی نفت و گاز چین و گروه متالورژی چین، در رودخانهی نفت آمو دریا و معدن مس عینک سرمایهگذاری کردهاند؛ هرچند تجربهی این دو پروژه تا کنون دلگرمکننده نیستند. الزامات قراردادی یا برآورده نشدهاند، یا اینکه دوباره در مورد آنها گفتوگو خواهد شد.
با وجود مسائلی که چین در دنبالکردن کامل [یک موضوع یا یک پروژه] و تحویلی در افغانستان دارد، مدل اقتصادی چین برای افغانستان بسیار آموزنده است. افغانستان باید از یک اقتصاد وابسته به کمکها، به سمت یک اقتصاد تجارتگرا و صادراتگرا برود. سیاستهای اقتصادی مسایل آموزندهی زیادی در زمینهی مدلها و نمونهها دارد. چین موفقانه از یک مدل اقتصادی سرمایهداری دولتی، همراه با [داشتن] زونهای اقتصادی ویژه، خطوط مونتاژ و تجارت صادرات گرا استفاده کرده است و به یکی از بزرگترین اقتصادهای جهان تبدیل شده است. در درازمدت، منافع تعامل چین با افغانستان و اعمال نفوذ این کشور در زمینهی ساختن یک افغانستان باثبات و امن، بسیار بیشتر از هزینهی آن است. چین میتواند از موقف دیپلماتیکش برای کشاندن گروهها به میز مذاکره استفاده کند و از اقتصادی قویاش برای حمایت از برنامههای توسعهی زیرساختهایی که برای هردوطرف مفید است، استفاده کند. یک افغانستان باثبات و امن هم میتواند یک شریک تجارتی قابل اعتماد برای چین باشد و هم میتواند در منطقه ثبات بیاورد. بیثباتی در این کشور میتواند زمینه ساز بیثباتی در منطقه شود. احتمالا چین باید به خاطر امنیتی ملی اقتصادی خودش در افغانستان درگیر شود.
منبع: فارن پالیسی
نویسنده: تمیم عاصی
ترجمه:حمید مهدوی-اطلاعات روز
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
