دانشیار دانشکده علوم سیاسی دانشگاه اقتصادی روسیه بیان کرد: با روی کار آمدن ترامپ شانس بازیابی روابط روسیه و آمریکا براساس منافع ملی فراهم شده است، اما در دوره اوباما این روابط شخصی بود؛البته به طور قطع هم نمی توان گفت این شانس موفقیت آمیز خواهد بود و یکی از دلایل آن هم کنگره آمریکاست چون آنها مخالف عادی سازی روابط آمریکا و روسیه هستند.
در ادامه مشروح گفت و گوی خبرنگار شفقنا با گورک میرزایان را می خوانید:
*در پوستر های زنان معترض در واشنگتن نام پوتین دیده می شود و پیش از این هم سازمان سیا پوتین را به دخالت در انتخابات آمریکا متهم کرد؛ چقدر می توان برای این موضوع اعتبار قایل شد؟
میرزایان: ابتدا از گزارش سازمان سیا شروع می کنم، گزارش دخالت هکرهای روسی در انتخابات آمریکا، یک ابزار انتخاباتی در دست خانم کلینتون بود و همه افرادی که این موضوع را طرح می کردند قصد اعمال فشار سیاسی بر کاندیدای رقیب را داشتند و هیچ موضوع جدی وجود نداشت؛ این مساله را طرفداران خانم کلینتون به صحنه اعتراضات کشاندند و آن را علنی کردند البته بیان چنین مساله ای و بررسی مردم در عرصه اجتماعی برای آمریکا یک اشتباه بزرگ به حساب می آید؛ چون نتیجه تحقیقات هر چیزی باشد به ضرر منافع آمریکا خواهد بود. چون دو گزینه وجود دارد یا اعمال قدرت هکرهای روسی ثابت نمی شود و ضربه سختی به اعتبار CIA وارد می شود و یک اعتبار بالاتری به حساب ترامپ ریخته می شود؛ از سوی دیگر هم همه به دروغ علیه ترامپ پی می برند. اگر ثابت شود هکرهای روسی در انتخابات آمریکا نقش داشتند به این معنا است میلیاردها دلار سرمایه گذاری که آمریکایی ها برای امنیت سایبری خودشان صرف کردند از طریق هکرهای یک کشور عقب مانده (توصیف رسانه های آمریکایی از روسیه) بی نتیجه مانده و نتایج انتخابات آمریکا تغییر کرده است و در نتیجه تمام رقبای آمریکا به این نتیجه می رسند آمریکا یک کشور ضعیف است. اما به نظر من این امکان وجود ندارد چون هم روسیه توانایی دخالت در انتخابات آمریکا را ندارد و هم روسیه نیاز به چنین برنامه ای نداشت.
به نظر من هیچ کس دیگری قادر به تخریب شخصیت هیلاری کلینتون تا این اندازه نبود؛ او خودش را بیش از حد در عرصه عمومی و سیاسی تخریب کرد. اگر به روند انتخابات توجه کنیم می بینیم حزب دموکرات طرف مقابل را به ارتباط با روسیه متهم می کردند، به همین دلیل پوتین حتی در بیان خودش هم از ترامپ حمایت نکرد تا شائبه حمایت پوتین از ترامپ ایجاد نشود و از این موضوع بر علیه ترامپ استفاده نکنند. حالا که این گزارش هکرها به طور رسمی اعلام شده است آقای ترامپ هم به شدت با این موضوع مقابله خواهد کرد چون مساله مشروعیت نظام آمریکا مطرح است و اگر با این موضوع مقابله نکنند کسی که در پست ریاست جمهوری قرار دارد را زیر سوال می برد.
در مورد اعتراضات خیابانی هم بگویم که هیچ نتیجه ای به دنبال نخواهد داشت؛ امکان ندارد رییس جمهور از جایگاه خود کناره گیری کند. آمریکایی ها این توانایی را دارند در کشورهای دیگر کودتا ترتیب دهند اما هیچ وقت این اجازه را نمی دهند تا اعتراضات خیابانی در کشور خودشان به نتیجه برسد و نهادهای قانونی سرنگون شود؛ البته این اعتراضات خیابانی بر تمرکز دولت تاثیر دارد و امکان تصمیم گیری اشتباه دولت را افزایش می دهد.
*زمزمه های استیضاح ترامپ کم و بیش شنیده می شود، آیا ترامپ استیضاح می شود؟
میرزایان: در حال حاضر تنها دو گزینه برای برکناری آقای ترامپ وجود دارد یک اینکه عدم کفایت برای او صادر کنند و دو هم ترامپ را ترور کنند.
به نظر من گزینه اول دشوار و محال به نظر می رسد چون عدم کفایت را کنگره صادر می کند و جمعیت قابل توجه در کنگره را هم جمهوری خواهان تشکیل می دهند و دلایل کافی برای برکناری یک رییس جمهور نیاز است که در حال حاضر این دلایل وجود ندارد.
تا به حال هم دو تلاش از سوی کنگره برای برکناری یک رییس جمهور با اعلام عدم کفایت صورت گرفته است. همان بحران شنود که در دفتر دموکرات ها ایجاد شد و به نوعی اساس دموکراسی در آمریکا را خدشه دار کرده بود. مورد دیگر هم خیانت و دروغگویی آقای کلینتون بود، چون او سوگند خورده تا راست بگویید و جرم بزرگی مرتکب شده بود. از طرف دیگر هم اتهام قابل اثبات برای برکناری آقای ترامپ وجود ندارد.
البته از نظر تئوریک این امکان وجود دارد حزب جمهوری خواه برای برکناری کاندیدای خود وارد عمل شود و توانایی برکناری را هم دارند اگر با دموکرات ها همراهی کنند اما در این صورت رای دهندگان و حامیان جمهوری خواهان اعتماد خود را نسبت به آنها از دست خواهند داد و پایان حزب جمهوری خواه خواهد بود؛ چون رییس جمهور منتخب مردم رابر کنار کرده اند. پس تنها در دو صورت می توانند برای ترامپ رای عدم کفایت صادر کنند، یکی اینکه او دچار یک خطای فاحش شود یا دموکرات ها بتوانند در سال ۲۰۱۸ اکثریت آرای کنگره را بدست بیاورند. البته احتمال وقوع این دو اتفاق برای برکناری ترامپ بسیار پایین است.
اگر بخواهند به حذف فیزیکی روی بیاورند و او را ترور کنند کار راحت تری در پیش دارند اما این مساله نیز مشکلات عدیده ای برای آمریکا به وجود می آورد؛ چون در این صورت ترامپ تبدیل به یک فرد مقدس می شود. بنابراین ایده های او هم برای شهروندان تقدس پیدا می کند و در دوره های بعد هم افرادی با ایده های افراطی تر از ترامپ بر سر کار می آیند و مردم به او رای می دهند. به همین دلیل به جای اینکه او را حذف فیزیکی کنند اندیشه های او را می کشند یعنی مخالفان آقای ترامپ باید تلاش کنند تا بگویند او یک پوپولیست است و دقیقا همین برنامه را هم اجرا می کنند؛ بنابراین تظاهرات کلاه صورتی ها به نتیجه نخواهد رسید.
*به نظر می رسد ترامپ هم با واکنش های خودش به این موضوع دامن می زند.
میرزایان: به نظر من نه، چون ترامپ هم این خطر را درک کرده است؛ تنها راه نجات ترامپ تحقق وعده های انتخاباتی خودش است، به همین دلیل است که از هفته اول شروع کار، وعده های خودش را عملی می کند یعنی از همان روز نخست به وعده های انتخاباتی خود عمل کند کاری که ترامپ می کند تا به حال سابقه نداشته است. اگر نگاه کنید در یک هفته اول از ترانس پاسیفیک خارج شده، بسته محدودیت مهاجرتی را اجرا کرده و قصد عادی سازی روابط با روسیه را هم دارد. واکنش های او در مقابل رییس جمهور مکزیک در مورد دیوار هم یک فاجعه رسانی را ایجاد کرده است. به نظر او به آتش مخالفان دامن نمی زند بلکه با اجرایی کردن وعده های انتخاباتی خودش با مخالفان خود مقابله می کند.
*ترامپ در گفت و گوهای اخیر خود با ترزا می هم به ارتباط با روسیه اشاره کرده است تا چه اندازه می توان آینده روشنی برای ارتباط روسیه و آمریکا متصور شد؟
میرزایان: به نظر اصلی ترین دورنمایی که برای ارتباط روسیه و آمریکا می توانیم تصور کنیم این است که یک شانسی به وجود آمده و این شانس در دوره باراک اوباما برای توسعه روابط روسیه و آمریکا وجود نداشت؛ با روی کار آمدن ترامپ این شانس برای بازیابی روابط روسیه و آمریکا براساس منافع ملی فراهم شده است، اما در دوره اوباما این روابط شخصی بود. به طور قطع هم نمی توان گفت این شانس موفقیت آمیز خواهد بود یا خیر اما یکی از دلایل آن هم کنگره آمریکا است چون آنها مخالف عادی سازی روابط آمریکا و روسیه هستند. فهرست بلندی از مسایلی که سبب عدم اعتماد روسیه و آمریکا شده، وجود دارد البته این مسایل در دوره آقای اوباما ایجاد شده است و به نوعی برای عادی سازی روابط این دو کشور مشکل ساز خواهد بود. به نظر روسیه و آمریکا باید در گام اول این عدم اعتماد را با همکاری در مورد مسایل عینی حل کنند که در وهله اول نیز باید مبارزه با داعش قرار داشته باشد. نکته دیگر هم این است که آقای ترامپ اعلام کرده ما قصد نداریم دولت آقای اسد را برکنار کنیم و به نوعی براندازی داشته باشد، بنابراین روسیه می تواند به آمریکا در سوریه برای مبارزه با داعش کمک کند امیدواریم که بتوانند از این شانس به خوبی بهره بگیرند.
*با فرض اینکه ارتباط روسیه و آمریکا نزدیک شود چه اتفاقی برای کشورهای خاورمیانه مثل یمن، سوریه، ایران و عراق، ترکیه و عربستان به چه سمتی پیش خواهد رفت؟
میرزایان: در مورد این سوال از ایران شروع می کنم؛ از یک طرف قطعا نزدیکی روسیه و آمریکا برای ایران نگران کننده است چون آمریکا دشمن ایران است، ما می دانیم دونالد ترامپ نگاه مثبتی به توافق هسته ای ایران با ۱+۵ ندارد بنابراین خود این موضوع هم برای ایران نگران کننده است. از طرف دیگر نزدیکی آمریکا و روسیه برای ایران سودمند است چون اگر آمریکا بخواهد توافق هسته با ایران را لغو کند، روسیه طرف آمریکا را نمی گیرد اما امکان لغو این توافق هم بسیار کم است. ترامپ از توافق هسته ای ایران راضی نیست اما این موضوع را می داند که اگر این توافق را بر هم بزند، بحران ها در خاورمیانه افزایش پیدا می کند این در حالیست که آمریکا برای کاهش بحران در خاورمیانه تلاش می کند تا امکان تسلط آنها بر نقاط دیگر بیشتر شود. وزیر دفاع آمریکا مخالف لغو توافق هسته ای است؛ یعنی ژنرال ماتیس گفته که توافق هسته ای ایران را قدرتمندتر می کند اما قطعا لغو این قرارداد شرایط را بدتر می کند. به همین دلیل تا زمانی که ایران بهانه ای به دست آمریکایی ها ندهد آنها هم توافق هسته ای را لغو نخواهند کرد. از طرف نزدیکی روسیه و آمریکا در سوریه سبب می شود نقش ایران در سوریه ساده تر شود و اجرای تعهدات ایران در سوریه راحت تر می شود. سوریه برای ایران مانند اوکراین برای روسیه است و سوریه مهمترین مساله ژئوپلیتیک ایران در حال حاضر به حساب می آید. ترامپ هم اعلام کرده که قصد براندازی در کشوری را ندارد بلکه می خواهد با داعش مبارزه کند؛ اگر موضوع محقق شود برای ایران بسیار سودمند خواهد بود.

*آیا واقعا آمریکا با داعش مقابله می کند؟
میرزایان: پاسخ من به این سوال مثبت است چون آمریکا به این نیاز دارد که در یکی از بحران های خاورمیانه به پیروزی برسد. چون فهرست شکست های آمریکا در یمن، لیبی و… زیاد است و این تعداد شکست ها برای یک ابرقدرت بسیار بالاست. پیروزی تنها با بمباران شیمیایی و کشتار مردم اتفاق نمی افتد. پیروزی یعنی رسیدن به اهداف مشخص شده، هدف آمریکا در سوریه هم برکناری اسد بود اما به آن دست پیدا نکردند. در حال حاضر هم هدف خود را نابودی داعش گذاشتند اگر بتوانند پایتخت داعش در سوریه بگیرند یا برای نابودی داعش به روسیه کمک کنند این موضوع برای آمریکا یک پیروزی واقعی به حساب می آید؛ چون همه طرفین به نابودی داعش نیاز دارند. یکسری موانع وجود دارد برای مثال هماهنگ سازی عملیات این نیروها جزء این موانع است، چون آمریکا هیچ وقت راضی نیست که با اسد یا ایران به طور علنی برای مقابله با داعش همکاری کند. اما همکاری نظامی آمریکا و روسیه عینی می شود البته این اتفاق هم برای ایران سود خواهد داشت. چون داعش همه جهان را تهدید می کند و با چنین دشمنی نمی توان توافق کرد بلکه باید او را نابود کرد.
آینده عربستان در خاورمیانه هم بسیار پیچیده است؛ ما شاهدیم که اقدامات عربستان در سوریه در تضاد منافع آمریکا است. در حال حاضر هدف عربستان سعودی هم طولانی شدن بحران سوریه است چون طولانی شدن این بحران در تضاد منافع ایران، روسیه و آمریکای ترامپی است. چون این جنگ در سوریه علیه سوریه نیست بلکه علیه ایران است. دقیقا همین وضعیت در یمن تکرار می شود. فعلا هیچ برنامه ای از سوی آمریکا برای ارتباط با عربستان سعودی پیش بینی نشده اما دو موضوع مشخص است یکی اینکه آمریکایی ها عربستانی ها را به حملات یازده سپتامبر متهم کردند، از سوی دیگر ترامپ هم به شکل رسمی اعلام کرد من از کشورهایی که به آمریکا احترام نگذارند دفاع نخواهم کرد. اما اگر وضعیت به سمتی برود که آمریکا حمایت های خودش را از عربستان به دلیل اقدامات این کشور کاهش دهد برای ایران سودمند نخواهد بود؛ چون در این صورت سیاست رهبران عربستان تهاجمی تر خواهد شد و بودجه نظامی را افزایش می دهند. در یک سناریوی کمرنگ اما محتمل امکان هسته ای شدن عربستانی ها وجود دارد و قطعا اینشرایط به حفظ ثبات در خاورمیانه کمک نمی کند. اما به نظر شخصی من که مخالفانی در ایران هم دارد نزدیکی عربستان و روسیه برای ایران سودمند خواهد بود. اما دلیل نظر من این است که در هر صورت روسیه به عربستان سلاح می فروشد و آنها هم احساس امنیت خواهند کرد و به نوعی اگر کار به تقابل نظامی ایران و عربستان برسد، روسیه از ایران حمایت می کند. به نظر می رسد عربستان جنگ در یمن را متوقف کند چون این جنگ نا موفق بوده است و مسوولیت این جنگ با پسر شاهزاده ای است که کاندیدای جانشینی است و در صورتی که جنگ ادامه پیدا کند وجهه خوبی برای آنها نخواهد داشت. باتوجه به اظهارات ترامپ بعید است آمریکا در یمن دخالت داشته باشد.
اما روابط ترکیه و آمریکا در دوران اوباما به شکل بی سابقه کاهش پیدا کرد. دلیل این هم تنها قدرت گرفتن ترکیه در منطقه یا حمایت آمریکایی از کردها، نیست. دلیل اصلی این است که ترک ها فکر می کنند آمریکایی ها پشت کودتای نافرجام حضور داشتند. آقای اردوغان مدعی است آمریکا در کودتا نقش داشته و می توان گفتCIA در جریان اقدامات گولن بوده است. مایک فلین هم بیان کرده می خواهد گولن را به ترکیه استرداد دهد، البته من معتقدم هیچ وقت فتح الله گولن به ترکیه استرداد نمی شود چون برای وجهه آمریکا مخرب است و این کشور به عنوان پناهگاهی برای انواع پناه جوها خواهد بود اما اگر آمریکایی ها با افزایش قدرت ترکیه در منطقه موافقت کنند و حمایت خودشان را از کردها کمرنگ کنند امکان عادی سازی روابط وجود دارد. اما پروسه عادی سازی روابط ترکیه و آمریکا هم نه ساده و نه کوتاه مدت خواهد بود.
من فکر می کنم سیاست عمده ترامپ در منطقه برگشتن به شراکت نزدیک با اسراییل خواهد بود. این دقیقا برعکس سیاست اوباماست؛ او برای اینکه ارتباط خود را با کشورهای عربی گسترش دهد ارتباط با اسراییل را کاهش داد که اقدامات اوباما در جهان عرب موفقیتی در پی نداشت. ترامپ هم می داند اسراییل جزو گزینه هایی است که می تواند به او تکیه کند از جهتی دیگر هم سیاست های اسراییل برای ترامپ آشنا هستند برای مثال نتانیاهو از اقدام دیوار کشی در مرز مکزیک حمایت کرد؛ بنابراین ترامپ هم با شهرک سازی در کرانه غربی مخالفتی نخواهد داشت.
این اقدام ترامپ که بیت المقدس را به عنوان پایتخت اسراییل به رسمیت بشناسد همان مساله ایست که اسراییل هم به دنبال آن است. چنین اقدامی به نظر من درست خواهد بود چون رهبران فلسطینی هم متوجه خواهند شد باید برای صلح اقدامات عملی برداشته شود، چون تلاش جدی برای ایجاد دولت مستقر ندارند، زندگی خوبی دارند و کمک های خارجی به آنها می رسد بدون اینکه مسوولیت خاصی داشته باشند.
*در نشست آستانه حضور آمریکا کمرنگ بود، حضور ایران و روسیه در سطح وزرا بود اما آمریکا در سطح سفیر حضور داشت. به نظر شما این شکل حضور آمریکا در مذاکرات سوریه تا چه زمانی ادامه خواهد داشت؟
میرزایان: در حال حاضر ایران و روسیه در یک قایق برای پروسه صلح در سوریه قرار دارند اما باید در نظر گرفت که هر کشوری بهانه گیری داشته باشند هر تلاطمی برای این قایق آنها را درگیر خواهد کرد. هر سه کشور خودشان را در ماجرای سوریه مسوول می دانند و اگر این مذاکرات به نتیجه نرسد برای وجهه ایران، روسیه و ترکیه به شدت مخرب خواهد بود. البته باید توجه کرد که این ادعا کوچک نیست بلکه ادعای رهبری خاورمیانه است بنابراین اگر با شکست مواجه شوند یعنی در رهبری خاورمیانه شکست خورده اند. هر سه کشور هم دیدگاه های متفاوتی برای نحوه حل بحران سوریه دارند اما تلاش بر این است که نظر هر دو کشور برای حل بحران اعمال شود. اما مشکل اصلی رسیدن به راه حل مشترک با ترکیه است؛ چون ترکیه همراه با عربستان جزو اسپانسرهای اصلی گروه های مسلح در سوریه بودند اما اردوغان متوجه شد که سیاست های او منجر به شکست خواهد شد.
سیاستی که ترکیه در حال حاضر برای حضور در سوریه در پیش گرفته رسیدن به سود است. چون تروریست ها در ترکیه بازار توریست ها را نابود کردند علاوه بر حمایت ترکیه از نیروهای مسلح و افزایش ناامنی در ترکیه احتمال شکل گیری دولت خودمختار کردی وجود دارد و آنها به این نتیجه رسیدند که باید بحران سوریه را حل کنند. روسیه و ایران در ماجرای سوریه به ترکیه ضمانت دادند تا منافع آنها را هم در نظر بگیرند و این موضوع مثبت بود چون ما تغییر سیاست های روسیه در سوریه را شاهد هستیم برای مثال با همکاری ترکیه، حلب به سرعت آزاد شد و این در سایه عدم آزادی موصل بسیار به چشم می آید، یعنی جنگجوها را پشت میز مذاکره نشاندند.
حضور سفیر آمریکا در مذاکرات صلح هم اقدام بسیار درستی است، اگرچه دولت اوباما اقدامات قابل توجهی برای حل بحران سوریه نداشت البته اگر به طور کامل آمریکا از مذاکرات کنار گذاشته می شد ممکن بود عواقب بدی داشته باشد. چون هنوز آمریکا وزیر مشخصی نداشت و اقای کری هم نمی توانست در مذکرات به عنوان وزیر خارجه حضور پیدا کند، پس دعوت آمریکا در حد سفیر انتخاب درستی بود.
*اگر وزرا در وزراتخانه های خود مستقر بودند و تکلیف هم روشن بود باز هم آمریکا حضور کمرنگی در مذاکرات داشت؟
میرزایان: به نظر تغییری در حضور آمریکا در مذاکرات نداشت، چون آمریکایی علاقه دارند کارهای سخت را به گردن دیگران بیاندازند، آنها نمی خواهند در کاری حضور داشته باشند که عواقب مشخصی ندارد؛ حضور آمریکا در سطح ناظر ادامه خواهد داشت به شرطی که منافع آمریکا در سوریه پسا جنگ نیز مد نظر قرار داده شود.
انتهای پیام