شفقنا افغانستان-هوای کابل نزدیک به یک دهه است که بهخاطر تراکم بیش از حد جمعیت و وسایط نقلیه، دودآلود و نفسگیر است. اما این مشکل اکنون به یک هشدار خطرناک برای زندگی کردن مبدل شده است. این روزهای زمستانی که بهخاطر کمبود امکانات شهری؛ مانند برق و وسایل گرمایی که کاربن تولید نمیکنند، مردم ناگزیر اند از بخاریهای چوبی و ذغالی استفاده کنند. صبحگاهان و شامگاهان، هوای شهر کابل بهطور کلی آلوده و نفسگیر شده است. این مشکل هرچند ساده به نظر میرسد؛ اما پیامدهای نامطلوب آن بر صحت و زندگی شهروندان این شهر، فاجعهبار است.
میتوان خطر ناشی از آن را بر زندگی و صحت انسانهایی که در این شهر زندگی میکنند، بیشتر از جنگهای خونین دههی هفتاد خورشیدی و حملات انتحاری یاد کرد که این اهریمن مرگ و نابودی جان همه را تهدید میکند. هیچکسی از گزند آن مصئون نیست. هر روز صبح، دودِ ناشی از مواد سوخت بخاریها، حمامها و سایط نقلیهی کهنه آنقدر فضای این شهر را دودآلود میسازد که نفس کشیدن برای انسان دشوار میگردد و کاربنهای پخششده در فضا، چشم انسان را میسوزاند و از اثر دودهای پخششده نمیتوان چیزی را بهخوبی دید.
این سناریوی فاجعهبار همهروزه تکرار میشود و بیش از دیگر فصلهای سال، در فصل سرما بر دامنه و اثرات زیانبار آن افزوده میشود. در این شهر که ناگزیر هرکسی باید برای زندگی کردن تلاش کند، هر صبح و غروب که به سر کار و برنامههایشان میروند و به خانههایشان برمیگردند، باید این دودهای غلیظ و مضر را تنفس کنند. اگر مثالی از ضرر این سناریوی خاموش فاجعهبار یاد کنیم، این است که هر انسانی که در این شهر زندگی میکند، همهروزه دود غلیظ و مضر ذغال را تنفس میکند. در چنین وضعیتی، چگونه میتوان از تهدید سلامتی و خطر مرگ در این شهر و شهرهای دیگر کشور که جمعیت آنها رو به افزایش است و شهرنشینی بدون معیارهای شهری گسترش مییابد، غافل بود.
یک تدبیر این است که هرکس باید به فکر سلامت خویش باشد و برای حفاظت از سلامتیاش، از «ماسک» استفاده کند تا اندکی از اثرات زیانبار آن جلوگیری شود. اما این یک راهحل ابتدایی است. نیاز است که برای حل این مشکل که دامنگیر شهر کابل و شهرهای بزرگ کشور شده است، راهکارهای اساسیتر جستوجو شوند.
علتهای آلودگی محیط زیست کابل و شهرهای دیگر کشور را اینگونه میتوان برشمرد: نظام شهری ما معیاری نیست، هنجارهای زندگی شهری رعایت نمیشوند و ساختوسازها بدون نقشه و برنامههای شهری انجام میشوند. این مشکل به علت شهرنشینی روزافزون مردم، بهخاطر افزایش بیکاری و دسترسی به منابع و سهولتهای شهری بهطور بیرویه در تمام شهرهای بزرگ کشور رو به گسترش است. این مشکل و عدم تطبیق برنامهها و هنجارهای شهری، تراکم بیش از حد و غیر قابل کنترول جمعیت را در شهرهای کشور و بهخصوص کابل بهوجود آورده است و نظام شهری کشور را به چالش کشیده است و حتا تطبیق برنامههای اصلاحی شهری را نیز با مشکل مواجه ساخته است.
راهحل نخست این است که دولت قواعد نظام شهری را جدی بگیرد و نگذارد که دامنهی شهرها بهطور خودسرانه و بدون نقشهگذاریها و برنامههای شهری گسترش پیدا کند و قواعد و هنجارهای شهری هم دربخشهای نقشهشده و هم غیرنقشهشده تطبیق گردد. این راهکار میتواند تا حدودی بینظمیهای شهری را کنترول کند.
راهحل دومی و اساسی این است که برنامهی توسعهی شهری در تمام شهرهای کشور روی دست گرفته شود. این نیاز با توجه به افزایش شهرنشینی، یکی از نیازهای اساسی کشور میباشد. بهخاطری که جامعه دارد دوران گذار را از مرحلهی فیودالی به مرحلهی نظام سرمایهداری و الگوی زندگی شهری سپری میکند، تطبیق برنامههای توسعهی شهری کمک میکند که هم شهرنشینی حمایت شود و هم روند آن با نارساییهای بیشتر از این مواجه نشود.
منبع اطلاعات روز
انتهای پیام
