شفقنا افغانستان – دویچه وله در گزارشی با توجه به آنچه یافته های علمی روانشناسان از جمله یونگ و فروید به مساله جنسیت می نامد این موضوع را مورد بررسی قررا داده و در گزارشی که البته انتقادهای مهمی نیز به آن وارد است و دیدگا های جدی در رد آن وجود دارد سعی کرده تفسیری از زاویه ای دیگر از زن و مرد ارائه دهد. در این مطلب [که البته ویرایش هایی نیز در آن صورت پذیرفته] آمده است: احکامی پایدار در طی قرون، مفهوم زن و مرد را شکل دادهاند. در دنیای فعلی، جنسیت [علاوه بر] سطوح بیولوژیک ][در سطوح] اجتماعی نیز شکل میگیرد و معنایی چندوجهی مییابد. حتی افزودن نامهای دیگر به “زن یا مرد”، [ممکن است به تنهایی] پاسخگوی هویت و فردیت انسان نباشد.
زیگموند فروید: «وقتی که با انسان دیگری روبرو میشوید، اولین تشخیصتان زن یا مرد بودن آن فرد است و طبق عادت این کار را با اطمینان کامل انجام میدهید.»
انسانها به دلیل ویژگیهای کارکرد مغز و محدودیتهای زبانی ناخودآگاه گرایش به صدور احکام قطعی دارند. حتی کمبود دادهها و نبود زمینه مناسب برای نتیجهگیری، مانع این عادت نمیشود. از این گذشته، توافقهای عمومی دیرپا هستند و به سختی به روز یا بازتعریف میشوند.
از جمله این مسائل جنسیت انسانهاست. در دورهای چند میلیون ساله، زیست انسان مانند دیگر موجودات زنده، محدود به رفع نیازهای غریزی بود. با شکلگیری زبان و تبدیل انسانها به موجودات اجتماعی فرهنگی، نهادهای گوناگونی به وجود آمدند که وظیفه تعریف مناسبات انسانی را بر عهده گرفتند. در این فرایند، نورمها پدید آمدند و هر آنچه خارج از چارچوبها قرار داشت، غیرطبیعی تلقی شد.
یکی از این احکام پایدار، مفهوم “نر” و “ماده” در بحث جنسیت یا تعریف “زنانگی” و “مردانگی” است. به طور معمول تعیین جنسیت به واسطه عوامل ظاهری و بیرونی مانند شکل بدن، مو، صدا، رفتار، پوشش و آرایش انجام میگیرد.
البته [برخی از] همین عوامل پیشگفته نیز نسبی بودهاند و در دورههای تاریخی و فرهنگهای مختلف تغییر کردهاند. به طور نمونه، مردان اروپایی در دوران باروک کفش پاشنهبلند و دامن میپوشیدند و میکوشیدند هر چه ظریفتر جلوه کنند.
اما در لایههای عمیقتر این احکام، توانایی در تولید مثل نشانه زن یا مرد بودن واقعی تلقی میشود. ضربالمثلی روسی میگوید: زن تا مادر نشده کامل نیست.
فروید کوه و صخره را نماد مردانگی و چشماندازهایی شامل جنگل و آب را نماد زنانگی مینامید و معتقد بود که زنها دچار عقده حقارت هستند.
اما کارل گوستاو یونگ، روانکاو و متفکر سوییسی اصطلاحات “آنیما” و “آنیموس” را وارد فرهنگ لغات کرد. یونگ میگفت، در ضمیر ناهشیار هر مرد یا زن، شخصیت متضاد درونی زنانه یا مردانه دیگری نهفته است. یونگ اعتقاد داشت که هر انسان، جنبههای توامان “زنانگی” و “مردانگی” را در خود دارد و سلامت شخصیتی فرد را در گرو بروز هر دو جنبه میدانست.
جنسیت بیولوژیک
از منظر علمی واقعیت آن است که تخمک بارور شده تا پنج هفته اول، کاملا فاقد جنسیت است و در این مدت، تنها دستگاههای مهم حیاتی مانند نخاع، قلب، مغز، شش، دستگاههای عصبی و گوارشی شکل میگیرند.
تازه در مرحله حساس هفته هفتم به بعد است که دستگاههای جنسی شکل میگیرند. جنین میتواند با وجود ترکیب کرموزومی “XY” یا “XX”، نه پسر باشد، نه دختر و به عبارت دیگر ترکیبی از علایم اولیه و ثانویه زنانه و مردانه را داشته باشد.
جنسیت اجتماعی-روانی
جنسیت افراد معمولا، مجموعه انتظارها، عادتها و نقشهای قالبی است که فرهنگ هر جامعه برای افراد، چه در حوزه اجتماعی و اداری و چه در حوزه خصوصی تعیین میکند. شکلگیری هویت جنسی افراد به عواملی چون جنسیت کروموزومی، غدد درونریز، رشد اعضای جنسی بیرونی و درونی متکی است. تشخیص هویت جنسی از کودکی شروع میشود، در نوجوانی تقویت میشود و چند سال بعد به ثبات میرسد.
انسانها در رفتار روزانهشان، با زبان بدن و اشاره، دائما پیام میرسانند که به چه جنسیتی تعلق دارند. هر فردی مسئول نمایش “درست” این امر و موظف به یادگیری اصولی است که این نمایش را طبیعی جلوه دهد.
اما هر انسانی علاوه بر هویت جنسی بیولوژیک، هویت جنسی اداری، هویت جنسی اجتماعی یا هویت جنسی روانی نیز دارد. هویت جنسی بیولوژیک و هویت جنسی روانی افراد لزوما [در همه موارد] یکی نیست [و ممکن است در مواردی متفاوت باشد]. یک زن یا یک مرد ممکن است با وجود هویت بیولوژیکی “زن” یا “مرد”، تصویری درونی و کاملا شخصی از هویت جنسی خود داشته باشد.
ممکن است [در مواردی] رفتار بیرونی فرد با اندامهای جنسی زمان تولدش سازگار و یکسان نباشد. البته این سازگاری نیز نسبی است و رابطه نزدیکی با فرهنگ جامعه مورد نظر دارد. ممکن است رفتاری در یک فرهنگ زنانه تلقی شود و در جامعهای دیگر مردانه باشد.
هویت اجتماعی, هر فرد بر اساس جنسیت، خاستگاه، سن و جهانبینیاش شکل میگیرد. بنیان هویت جنسیتی هر انسان براین اساس است که فرد چه تصوری از خود دارد و دیگران او را چگونه میبینند. هویت جنسی علاوه بر جنسیت بیولوژیک و جنسیت اجتماعی، جهتگیری جنسی را هم در بر میگیرد. .
نظم پذبرفته شده
جنسیت ما در مراحل و سطوح مختلف بیولوژیک و اجتماعی شکل میگیرد. حتی اضافه کردن نامهای دیگر به “زن یا مرد”، پاسخگوی [همه] هویت پیچیده فردیت انسان نیست و میتواند یک گروهبندی کاملا کلی تلقی شود.
پائولا ایرنه ویلا، جامعهشناس آلمانی آرژانتینی معتقد است: «جنسیت [همیشه] چیزی نیست که ما داریم، جنسیت آن چیزی [هم] است که انجام میدهیم.»
شکل دیگری از این مفهوم را سیمون دوبووار نیز در کتاب “جنس دوم” در سال ۱۹۴۹ بیان کرده است: «زن [صرفا] زن به دنیا نمیآید، بلکه [با رفتار خود نیز تکمیل می شود.»
این “شدن” و “انجام دادن” تحت تاثیر فرهنگ محیط معنا مییابد..
کلاودیا کوایزر- پل استاد کرسی روانشناسی دانشگاه کوبلنز آلمان، طی تحقیقی نتیجه گرفت که زنان و مردان با برگزاری تست هوش و ریاضی، به نتایج مشترکی دست مییابند اما اگر از پیش گفته شود که مردها در ریاضیات بهتر هستند، نتیجه آزمایش تغییر میکند!
این آزمایش، نمونه خوبی در اثبات آن است که مفهوم “زن” یا “مرد” [در برخی جوامع] در مسیری پرتحول قرار گرفته است.
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
